غائله "دختر آبی"، ترفند جریان اصلاح‌طلب برای به حاشیه‌بردن کم‌‌کاری‌ها/ نمونه‌ای از پروژه کشته‌سازی در کشورهای دیگر

24 شهريور 1398 ساعت 12:06

در همواره تاریخ عده‌ای با ریاکاری و فریب و خدعه، از ناآگاهی و ناهوشیاری مردم استفاده کرده و در هر زمینه‌ای که خواستند، آنها را فریب داده و منافع خود و باند خویش را پیش بردند و این فریب‌کاری‌ها و مردم‌فریبی‌ها در اغلب موارد سرنوشت ملت و تاریخ آن کشور را تغییر داده است.


مسئله‌ای که از سوی برخی عناصر فرصت‌طلب با هدایت کانون‌های خارجی برای انقلاب اسلامی و ملت بزرگ ایران به‌مورد اجراء گذارده می‌شود، سناریوسازی و بمباران افکار عمومی ایرانیان با اخبار منفی و استفاده گسترده از ظرفیت فضای مجازی است.

هرچه به انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم، مسئله‌آفرینی و سوژه‌سازی‌ها بیشتر می‌شود و با توجه به برگزاری هر دو سال یک انتخابات در کشور، فاصله این غوغاآفرینی‌ها دیگر به روز و ساعت رسیده و سعی وافر ضدانقلاب، متاثرکردن و ناراضی‌سازی افکار مردم ایران نسبت به انقلاب و نظام کشورشان است.

اگر جامعه هدف دشمنان انقلاب اسلامی را همه مردم و مسئولان خدوم و ولایی‌شان بدانیم، قطعاً برای عموم مردم تحقیق دقیق پیرامون سمپاشی‌های رسانه‌ای امکان‌پذیر نبوده و ضعف عملکرد مسئولان دولت نیز زمینه باور بسیاری از شایعات تخریبی را فراهم می‌آورد؛ هرچند که در برخی از مواقع نوع اظهار و رفتار دولت و رئیس جمهور باورپذیری مردم نسبت به القائات دشمنان را بوجود می‌آورد.


کشته‌سازی یعنی پروژه‌سازی علیه ملت ایران
موضوع "سحر خدایاری" (دختر به‌اصطلاح آبی‌) در ادامه پروژه تکراری و نخ‌نماشده کشته‌سازی، چیز تازه‌ای نیست که بتوان مردم ایران را روی آن متمرکز کرد؛ حتی اگر جریان سیاسی اصلاح‌طلب کشور و نماینده فراکسیون امید مجلس بخواهد با تمسک به این پروژه تکراری برای خود حامی حتی از میان ضدانقلاب خارج‌نشین جلب کند.
 
هیچ یادمان نمی‌رود موضوع ندا سلطان را؛ او دختری بود که در حاشیه اغتشاشات پس از انتخابات سال ۸۸ در روز ۳۰ خرداد آن سال به طور مشکوکی کشته شد. پس از انتشار خبر مرگ این فرد، رسانه‌های ضدانقلاب و بیگانه بسیار کوشیدند تا نیروهای امنیتی و انتظامی ایران را عامل مرگش معرفی کنند، هرچند که هیچگاه سندی برای این ادعا نشان داده نشد.

داستان‌سرایی رسانه‌های داخلی و خارجی حامی اغتشاشات سال ۸۸ درباره مرگ فرد مذکور، سبب شد تا جوسازی و سیاه‌نمایی بسیاری علیه کشورمان صورت گیرد و بهانه‌ای برای تحریم‌های بیشتر باشد.

اما تصویری دیده نشده از ارتباط «امیرعباس فخرآور» اپوزیسیون معلوم‌الحال و مزدور سرویس‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل با «آرش حجازی» فرد مشکوکی که در صحنه کشته شدن «ندا آقاسلطان» بالای سر او حضور داشت و روز بعد به انگلیس گریخت، رسانه‌ای شد و گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال دست داشتن فخرآور در قتل «ندا آقاسلطان» را بیشتر کرد.

بر اساس اطلاعات بعدی، «آرش حجازی» که در لحظه قتل «ندا آقاسلطان» بالای سر او حضور داشت و خود را شاهد عینی معرفی کرد و فردای آن روز با بلیط هواپیما به لندن رفت. سال‌ها قبل از این ماجرا با وطن‌فروشی مانند «امیرعباس فخرآور» که دارای روابط علنی با سرویس‌ جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی است، دوست بوده است.

در فتنه 88 سلطنت طلب‌ها، منافقین، بهائیان و هرکس که با نظام اسلامی مخالف بود به مقابله با نظام با بکارگیری از هر ابزاری پرداختند.

یکی از پروژه هایی که در دستور کار آشوبگران قرار داشت سناریوی "کشته سازی و یا شهید سازی برای جنبش" بود که در انتها منجر به متهم شدن نظام می‌شد.

ندا آقا سلطان یکی از مصادیق مطرح در سناریوی کشته سازی بود که تا مدت ها مورد استفاده اغتشاش گران و سران فتنه قرار گرفت تا به کمک آن، امنیت ملی را برهم بزنند و نظام را متهم به قتل کنند؛ بر همین اساس دشمنان نظام به ویژه آمریکا با مانور دادن بر روی این مسئله تا مدت‌ها از این اتفاق بهره تبلیغاتی بردند و سعی کردند نظام و نیروهای انتظامی‌ آن را افرادی جانی و قاتل و آشوبگران را افرادی مظلوم جلوه دهند.

نمونه‌های کشته‌سازی در کشورهای دیگر

در همین راستا در ادامه پروژه‌های کشته سازی، دختری، همانند سناریوی قتل ندا آقا‌سلطان، در شهر والنسیا در ونزوئلا کشته شده و تصاویر آن در بسیاری از سایت‌ها و رسانه‌ها برای بهره‌برداری‌های تبلیغاتی منتشر شده است.

باتوجه به ناآرامی‌ها در کشور ونزوئلا و دخالت بیگانگان در این مسئله، برخی شباهت‌ها از این درگیری ها با درگیری های حوادث پس از انتخابات سال 88 در ایران قابل لمس است. دخالت‌های آمریکا به عنوان مدعی العموم بازهم نمایانگر شده‌ و با کمی دقت می‌توان تاثیر آمریکایی‌ها در دامن زدن به این ناآرامی‌ها را ملاحظه کرد همانطور که با تشویق آشوبگران در ایران آنان را به مقابله با نظام واداشتند.
 

اما چرا اصلاح‌طلبان؟!

حاشیه‌سازی مسائل مهم و اولویت‌دار کشور و برهم زدن امنیت روانی مردم در اوج مشکلات اقتصادی و در شرائطی که نقدینگی سرگردان از مرز ۲ هزار میلیارد تومان عبور کرد و کاهش ۱۲درصدی سهم صندوق توسعه ملی از درآمدهای نفتی کشور در شرایطی که درآمدهای نفتی دولت‌های یازدهم و دوازدهم به ۴ برابر دولت‌های قبل رسید، بیانگر اوج بی‌انضباطی مالی دولت و ناکامی سیاست‌های اقتصادی در تنظیم امور کشور است و می‌طلبد برای حل عمده مشکلات اقتصادی و از جمله تورم ۴۲درصدی نقطه به نقطه و تنگی معیشت، چاره‌اندیشی کنند.

اما به ناگاه جریانی که در مصدر امور است و طبق قانون اساسی باید در پیشگاه رهبر معظم انقلاب و مردم پاسخگوی این مشکلات باشد، با چرخش ۳۶۰ درجه‌ای و در موضعی انفعالی با انکار مسئولیت‌های قانونی خود از طریق طرح مسائلی مانند لزوم رفع موانع حضور بانوان در ورزشگاه‌ها و برگزاری کنسرت‌های موسیقی، ناکافی بودن اختیار رئیس جمهور، انتقاد از نظارت‌های قانونی بر مدیران و نظائر آن، نقش مطالبه‌گری برای جریان حامی خود قائل شده و تلاش دارد تا از پاسخ‌گویی به علل ناکامی‌های خود در عرصه سیاست‌های داخلی و خارجی به‌ویژه تحمیل توافق نامه خسارت بار برجام به کشور طفره رود!

خودسوزی سحر خدایاری که او را به جای دختر آبی جا زدند مثل برق تا آن سر دنیا می‌رود؛ جان یک دختر ابزاری می‌شود برای مسئولانی که ادعایشان دفاع از حقوق زنان است و شعارهای متناقضی سر می‌دهند و مطالبات دست چندمی و نخ‌نما شده‌ای مانند استادیوم رفتن بانوان را با عملیات روانی برای عده‌ای به اولویت تبدیل می‌کنند، در حالی که هیچ تلاشی هم برای فراهم کردن زیرساخت‌های آن انجام نمی‌دهند و می‌گذارند تا به‌عنوان یک مطالبه و معادله نامجهول باقی بماند.

نقش رسانه نزدیک به دولت

حاشیه‌سازی برای کشور را این بار رسانه نزدیک به دولت ایجاد کرد و فتنه جدید را برای انحراف افکار عمومی از پیگیری مشکلات اصلی و مطالبه‌گری از دولت، کلید زد.

"خبرآنلاین"، عهده‌دار غائله جدید بود و باید منتظر ماند و دید قوه قضائیه با رویکرد جدید در جهت ایفای وظائف قانونی خود چه برخوردی را با این رسانه و حتی نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس که بر این موضوع با اظهارنظر خلاف خود دامن زدند، انجام خواهد داد.

انتهای پیام/


کد مطلب: 67909

آدرس مطلب: http://oshida.ir/vdcaooni.49n0w15kk4.html

اوشیدا
  http://oshida.ir