روایت اعتیاد یک خانواده 6 نفره بعد از فوت پدر؛

از گور خوابی تا بازگشت به جامعه/12 سال در آینه خودم را ندیدم

18 آذر 1398 ساعت 10:06

این گزارش روایت اعتیاد یک زن سیستانی است که بعد از مرگ پدر از فامیل طرد می شود و در باتلاق مواد صنعتی فرو می رود.


به گزارش پایگاه خبری اوشیدا؛ مواد مخدر به عنوان یک عامل خانمان سوز امروزه بسیاری از زندگی ها را با تخریب رو به رو کرده است .
اعتیاد معضل اجتماعی که قربانی آن اکثراً جوانانی هستند که برای شادی و یا پر کردن اوقات فراغت ابتدا سراغ آن میروند و درنهایت در باتلاق عمیق آن غرق می شوند.
اما هستند بسیاری از افراد با انگیزه که توانسته اند با کمک نهاد های حمایتی برای همیشه اعتیاد را کنار بگذارند و اراده قوی خود را به رخ دیگر افراد مبتلا به اعتیاد بکشانند.
خانم م. ش یکی از افراد با انگیزه ای است که با کمک قرارگاه جواد الائمه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توانسته است اعتیاد را کنار بگذارد.
او سخنانش را با این شعر آغاز می کند: خداوندا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم، بیش از ۱۲ سال دچار تخریب با مواد مخدر صنعتی بوده ام و دوست دارم سخنانم را کسانی بخوانند که اراده ای به ترک ندارند.
وی افزود: بارها به جهت اینکه مواد مخدر مصرف می کردم به کما رفته ام و یک بار هم به مدت دو ماه به دلیل اینکه مواد مخدر شیشه با بدن من سازگار نبود دستم فلج شد.
خانم م.ش ادامه داد: اما در لحظاتی که فکر می کردم امیدی به من نیست و در یک وجبی مرگ قرار دارم بالاخره اتفاق قشنگ زندگی من افتاد و به کمک قرارگاه جواد الائمه و طرح شهید نوری از مواد مخدر رها شدم و در مسیر بهبودی قرار گرفتم.
وی در جزئیات زندگی خود می گوید: درسن ۳۴ سالگی خود را برای مرگ آماده کرده بودم شبها به کنار قبر پدرم در قبرستان می خوابیدم و بعد از قرآن خواندن آرزوی مرگ را داشتم.

کارمند بودم و 10 سال سابقه کار دارم


او همچنین گفت: 10 سال سابقه کار دارم ، یک مشاور خوب و مددکار اجتماعی عالی برای جامعه بودم اما گرایش به مواد مخدر و همچنین عدم سلامت عقل مرا به این راه کشانده بود.
وی ادامه داد: هیچ وقت فکر نمی کردم که به این روز بیوفتم ، یکی از دلایل دیگر هم که وابستگی مرا به مواد بیشتر کرده بود تنهایی و وجود افراد معتاد در خانواده بودند.
م.ش همچنین گفت: کل زندگی ام شده بود یک پکنیک و پتو که در گوشه ای از منزل برای مواد مخدر از انها استفاده می کردم.


بعد از مرگ پدرم رها شدم


وی با بیان اینکه از ابتدا با مواد مخدر صنعتی آغاز کردم بیان داشت: ترم پنجم دانشگاه و هنگام امتحانات بودم که یک شب برادرم مواد مخدر را تعارف کرد.
وی ادامه داد: از طرفی مرگ خواهر و فشار زندگی باعث شد تا دست برادر را رد نکنم و یک دود از مواد صنعتی بزنم، تا ۴۸ ساعت بعد از آن بیهوش بودم و هیچ از زندگی نمی دانستم.
این فرد رها شده از اعتیاد خاطرنشان کرد: اولین بار مصرف، از مواد بسیار متنفر شدم ، بعد از مرگ پدرم که دوسال گذشته بود برای دومین بار به سراغ مواد مخدر رفتم که همانجا احساس لذت کردم.
وی گفت: شغل کارمندی رابه واسطه اعتیاد از دست دادم چرا که به دلیل از دست دادن وجهه اجتماعی نمی توانستم در محل کار حضور پیدا کنم.
وی گفت : ۱۲ سال خود را در آینه ندیدم و احساسی داشتم که گویا با خود قهر بودم و از دیدن چهره خودم متنفر شده بودم.

او همچنین تصریح کرد: بیش از یک سال و یک ماه است که با امروز پاک هستم ، و ۲۳ مهر تولد یکسالگی خود را با افتخار جشن گرفتم.
خانم م.ش همچنین از واردکردن مادر خانواده به دامان اعتیاد توسط فرزندان اشاره کرد و گفت: بعد از مرگ پدرم مادرمان را نیز به واسطه اینکه از غم دوری کند وارد اعتیاد کردیم و بدین ترتیب کل خانواده دچار اعتیاد شدند.
وی گفت: تعداد ۶ نفر از یک خانواده ای که پدر آنها از بزرگان فامیل بود و روزگاری برو بیایی داشتند اکنون دچار اعتیاد شده بودند و هیچ احترامی در جامعه نداشتند.
خانم م.ش همچنین تصریح کرد: به مدت دوسال مدیر داخلی کمپ ترک اعتیاد نیز بوده ام و چندین بار هم ترک کرده بودم اما همچنان وجهه اجتماعی خوبی نداشتم و فامیل به چشم همان معتاد به من نگاه می کردند.
وی گفت: به واسطه طرح شهید نوری احترام و وجهه اجتماعی مجدد به ما بازگشت چرا که در همه مراسمات محل از ما به عنوان سخنران استفاده می کردند.
این فرد رها شده از اعتیاد همچنین گفت: بعد از پاکی از اعتیاد عقایدم را هم تغییر دادم و وارد بعد جدیدی از زندگی شدم.
وی خاطرنشان کرد: اکنون به عنوان یک فرمانده پایگاه در حال خدمت به جامعه هستم و به واسطه یک سال پاکی زندگی جدیدی را آغاز کرده ام.

انتهای پیام/


کد مطلب: 68627

آدرس مطلب: http://oshida.ir/vdciyqaq.t1avr2bcct.html

اوشیدا
  http://oshida.ir