پایگاه خبری اوشیدا - آخرين عناوين حوادث :: نسخه کامل http://oshida.ir/Events Thu, 17 Aug 2017 22:10:54 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://oshida.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری اوشیدا http://oshida.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری اوشیدا آزاد است. Thu, 17 Aug 2017 22:10:54 GMT حوادث 60 پرواز بتمن در آسمان هلند + فیلم و تصاویر http://oshida.ir/vdcfxedv.w6dxmagiiw.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: جارنو مرد 39 ساله هلندی، با بستن جت به چکمه‌های خود از بالونی که خانواده و دوستانش نیز در آن حضور داشتند، بیرون پرید و در آسمان شروع به پرواز کرد. جارنو درباره این حرکت هیجان‌انگیز گفت: «شتاب و قدرتی که در پاهایم احساس می‌کردم باورنکردنی بود. صداهایی که می‌شنیدم شبیه به همان صدای ابرقهرمان رویاهایم بود. من تاکنون تجربیات ورزشی بسیاری داشته‌ام اما به جرات می‌گویم که نظیر احساس فوق العاده‌ی ناشی از این پرواز را هرگز تجربه نکردم. باورنکردنی بود». او در ادامه افزود طراحی این جت‌ها، حاصل یک کار تیمی متشکل از دو مهندس و یک برنامه نویس بود. مسئولین هلند امیدوارند که از این جت‌ها  به عنوان یک وسیله تفریحی استفاده شود. ویدئو و تصاویر زیر بخشی از این پرواز نفس گیر و مهیج را نشان می‌دهد.       00:00 04:07 کد ویدیو دانلود   انتهای پیام/ ]]> حوادث Wed, 16 Aug 2017 08:36:03 GMT http://oshida.ir/vdcfxedv.w6dxmagiiw.html تولد خوکی با دو بدن و هشت پا در چین + تصاویر http://oshida.ir/vdcgqu93.ak9zw4prra.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: در یکی از روستاهای چین، کشاورزی از تولد خوک جهش یافته ای با دو بدن و هشت پا خبر دارد. این خوک دقایقی پس از تولد مرد. پیش از این مواردی از این دست در میان حیوانات به‌ویژه در خوک‌ها وجود داشته اما چنین اتفاقی به گفته صاحب این خوک، از اتفاقات نادری است که تاکنون مشابهی نداشته است. صاحب خوک سعی داشت این اتفاق را یک جهش ژنتیکی بنامد. به گفته وی احتمالا این اتفاق به دلیل وجود «انگل دوقلویی» در درون این خوک بوده است. چیزی شبیه به آنچه که در مورد دوقلوهای به هم پیوسته انسان  رخ دهد. این خوک با وجود تلاشش برای زنده ماندن، دقایقی بعد از تولد مرد. در ادامه تصاویری از این خوک ارائه شده است.       انتهای پیام/   ]]> حوادث Wed, 16 Aug 2017 08:36:03 GMT http://oshida.ir/vdcgqu93.ak9zw4prra.html مذاکرات برای بازگرداندن سرباز ربوده شده سیستان و بلوچستان ادامه دارد http://oshida.ir/vdcaa0ni.49nww15kk4.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا :سردار حسین اشتری روز سه شنبه در جمع خبرنگاران در زاهدان اظهار داشت: علاوه بر این ازطریق ارتباط برخی مرزبانان با کشور پاکستان مذاکراتی انجام شده که امیدواریم بتوانیم بزودی این مرزبان ربوده شده را به میهن بازگردانیم.به گزارش ایرنا ۱۲ نفر از ماموران مرزبانی نیروی انتظامی متشکل از سه نیروی کادر و ۹ سرباز وظیفه اوایل اردیبهشت ماه امسال در منطقه مرزی چاهندو میرجاوه سیستان و بلوچستان به هنگام تعویض پست مورد حمله و کمین تروریست ها قرار گرفتند.در این اقدام تروریستی سه درجه دار و ۶ سرباز وظیفه مرزبانی بر اثر تیراندازی تروریست ها به شهادت رسیده، ۲ سرباز وظیفه زخمی شده و یک سرباز وظیفه زخمی نیز توسط اشرار و تروریستها ربوده شد.فرمانده ناجا با اشاره به امنیت مطلوب سیستان و بلوچستان ادامه داد: همکاری خوب بین نیروی انتظامی، سپاه، بسیج، ارتش، دستگاه های اطلاعاتی و قضایی سبب ایجاد امنیت مطلوب در این استان شده است.وی بیان کرد: به منظور ارتقای توان امنیتی در مرزها به دنبال افزایش تجهیزات، نیروی انسانی و ارائه آموزش های تخصصی هستیم.فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران گفت: در حد توان خود تجهیزات مورد نیاز برای مرزبانان را در نقاط مرزی فراهم کرده و برای تجهیز بیشتر منتظر اعتبارات از سوی دولت هستیم.سردار حسین اشتری روز سه شنبه به منظور معرفی سردار محمد قنبری به عنوان فرمانده جدید انتظامی سیستان و بلوچستان و تقدیر از زحمات و خدمات سردار حسین رحیمی فرمانده سابق انتظامی این استان به زاهدان سفر کرده است.سردار محمد قنبری پیش از این فرمانده انتظامی استان لرستان بوده و سردار حسین رحیمی نیز با حکم سردار حسین اشتری به عنوان فرمانده جدید انتظامی تهران بزرگ منصوب شده است. ]]> حوادث Tue, 15 Aug 2017 11:58:08 GMT http://oshida.ir/vdcaa0ni.49nww15kk4.html تسلط طالبان بر بخشی از فاریاب افغانستان http://oshida.ir/vdcg7393.ak9zu4prra.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا:به نقل از آسوشیتد پرس، به گفته یک مقام افغان، اعضای طالبان بخش مهمی از استان فاریاب را در شمال افغانستان تصرف کردند. نصرت الله جمشیدی سخنگوی ارتش افغانستان در منطقه شمالی روز یکشنبه گفت: نیروهای امنیتی این کشور برای جلوگیری از تلفات غیرنظامیان از منطقه قرماچ عقب نشینی کرده و در نتیجه طالبان کنترل این منطقه را به دست گرفته است. سخنگوی طالبان نیز این گزارش را تایید کرد. هفته گذشته نیز اعضای طالبان کنترل منطقه راهبردی میرزاولنگ را نیز بدست گرفته بودند. مقامات محلی بر این باور هستند تصرف این منطقه با همکاری مشترک طالبان و گروه تروریستی داعش انجام گرفته است. در طول چند روز گذشته بیش از 52 غیرنظامی از جمله چند زن و کودک که اکثرا شیعه بودند، در منطقه راهبردی میرزاولنگ کشته شدند.     انتهای پیام/ ]]> حوادث Mon, 14 Aug 2017 04:03:40 GMT http://oshida.ir/vdcg7393.ak9zu4prra.html واکنش ابوعزرائیل به شهادت محسن حججی؛ داعش بزدل است http://oshida.ir/vdchw-n-.23nvqdftt2.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: واکنش‌ها به شهادت شهید مدافع حرم، محسن حججی به اسطوره نیروهای ضد داعش و مرد تنومند عراقی رسید؛ رزمنده‌ای که حضورش لرزه به نیروهای تروریستی داعش می‌اندازد. وی در پست اینستاگرام خود نوشته است: "همانند کربلاست، فاصله تا زمین مقدس (کربلا) چندان دور نیست، صحرا، چادرها و دود سیاه، فرزندان شمر لعین در برابر اصحاب امام حسین(ع)، اسیر شهید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی محسن حججی که پس از اسارت توسط بزدلان داعش سر بریده شد. برادر شما ابوعزرائیل". گفتنی است: اواخر هفته گذشته داعش با انتشار تصویری ادعا کرد یک رزمنده ایرانی را در مرز عراق و سوریه به اسارت گرفته است و فردای همان روز با انتشار فیلمی از سربریده این شهید والامقام خبر شهادت شهید محسن حججی منتشر شد. با اعلام خبر شهادت وی توسط کوردلان داعش آن هم به فجیع‌ترین وضع ممکن واکنش ها و همدردی های فراوانی با خانواده وی از سوی مسئولان، هنرمندان، ورزشکاران و کاربران شبکه های اجتماعی به ثبت رسید که همگی حاکی از اهمیت و جایگاه ایثار و شهادت دارد. انتهای پیام/ ]]> حوادث Mon, 14 Aug 2017 04:03:40 GMT http://oshida.ir/vdchw-n-.23nvqdftt2.html درگیری شدید مأموران سد معبر با میوه‌فروش/ فوت راننده پس از دو ساعت + فیلم http://oshida.ir/vdca6ini.49nwa15kk4.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: ساعت ۱۹:۳۰ روز گذشته (شنبه) مأموران سد معبر شهرداری قم به یک راننده وانت میوه‌فروش به خاطر سد معبر تذکر می‌دهند که منجر به واکنش او شده و اقدام به شکستن شیشه خودروی خود می‌کند. پس از مدتی حال راننده وانت بد شده و سرش به جدول کنار خیابان برخورد می‌کند که با حضور اورژانس به بیمارستان الزهرا منتقل می‌شود. با این وجود راننده پس از ۲ ساعت فوت می‌کند. منبع: شهروندخبرنگار - قم          00:00 00:48 کد ویدیو دانلود فیلم اصلی ]]> حوادث Mon, 14 Aug 2017 04:03:40 GMT http://oshida.ir/vdca6ini.49nwa15kk4.html مردمی که شیفته "شلیک کردن" و "کشتن" هستند!+آمار و تصاویر http://oshida.ir/vdcb50b0.rhbgwpiuur.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: از هر ۱۰ مرد آمریکایی، ۶ نفر تفنگ دارند که ۶۲ درصد مردان این کشور را شامل می‌شود. این آمار در بین زنان یک در ۵ نفر است که می‌شود ۲۲ درصد زنان. در این گزارش، به ۷ روش مقایسه مردان و زنان آمریکایی که تفنگ دارند، از طریق نظرسنجی بعمل‌آمده از یکهزار و ۲۶۹ نفر از آنها پرداخته می‌شود.  ۱. زنانی که تفنگ دارند در سن بالاتری نسبت به سنی که مردان به طرف تفنگ می‌روند، به سوی آن سوق پیدا می‌کنند. گزارشات حاکی از آن است که زنانی که تفنگ دارند و یا از گذشته داشته‌اند، به طور متوسط در ۲۷ سالگی به سراغ سلاح رفته‌اند اما مردان در سن ۱۹ سالگی این تمایل را داشته‌اند. ۲. زنان بیشتر به دنبال تامین حفاظت خود هستند تا مردان؛ و این تنها دلیل آنها برای همراه داشتن اسلحه است. ادله اصلی مردان و زنانی که تفنگ دارند این است که جهت محافظت از خود دست به چنین اقدامی زده‌اند. ۹ تن از ۱۰ نفری که سلاح دارند، باور دارند که این یک دلیل است و ۶۵ درصد مردان و ۷۱ درصد زنان آن را «دلیل اصلی» داشتن اسلحه می‌خوانند. اما در مقایسه با مردان (۸ درصد)، جمعیت بیشتری از زنان ۰۲۷ درصد) معتقدند که این «تنها دلیل» آنها برای حمل سلاح است.  ۳. با اینکه تعداد قابل توجهی از زنان در شکار حیوانات و ورزش تیراندازی فعالیت دارند، اما در مقایسه با مردان، میزان کمتری از زنان مایل به شکار و ورزش تیراندازی هستند. از هر ۱۰ زن آمریکایی دارای تفنگ، ۴ نفر (۴۰ درصد) مایل به شکار و شرکت در ورزش تیراندازی هستند. ۵۸ درصد از مردانی که تفنگ دارند نیز مایل به این امر هستند. ۳۷ درصد از مردان و ۲۸ درصد از زنان هم گهگاه به تیراندازی و شکار می‌روند.  تفاوت بین مردان و زنان در زمان مشارکت آنها در شکار و تیراندازی جلوه بیشتری پیدا می‌کند. ۵۲ درصد و ۴۶ درصد مردان به ترتیب اذعان داشتند که وقتی کاملا جاافتاده شده بودند، به سراغ شکار و تیراندازی رفتند. این در حالی است که ۲۳ درصد از زنان ابراز داشتند که در اوایل جوانی اینچنین بودند. شکاف بین مردان و زنان در این زمینه، با توجه به مقایسه مجزای مشارکت یا عدم مشارکت‌شان در دو امر مذکور، از بین می‌رود. ۴. زنان کمتر از مردان مایل به تماشای برنامه‌ تلویزیونی مرتبط با اسلحه و یا بررسی وبسایت‌های مرتبط با اسلحه، شکار و تیراندازی هستند. ۳۳ درصد از زنان می‌گویند که اغلب یا گهگاهی مایل به تماشای برنامه‌هایی درباره اسلحه هستند. این مقدار در میان مردان ۴۳ درصد است. ۲۸ درصد از زنان اسلحه‌دار کاملا مایل به تماشای اینگونه برنامه‌ها هستند و این آمار در بین مردان اسلحه‌دار، ۳۹ درصد است. همچنین، زنان کمتر از مردان مایل به عضویت در گروه‌های اجتماعی اسلحه‌دار هستند. از هر ۱۰ زن، ۴ نفر اذعان داشتند که همه یا دست‌کم بیشتر دوستانشان دارای تفنگ هستند. این آمار در بین مردان اسلحه‌دار ۵۴ درصد است.  ۵. در مقایسه با زنان اسلحه‌دار، مردان اسلحه‌دار رغبت بیشتری به پر نگاه داشتن اسلحه و در دسترس بودن آن دارند. ۴۳ درصد از مردان اسلحه‌دار معتقدند که سلاح آنها باید همیشه آماده و در خانه در دسترس باشد. این تعداد در بین زنان ۲۹ درصد است. زنان و مردانی که معتقد بودند باید تفنگ دستی خود را همیشه بیرون از خانه همراه خود داشته باشند، دارای آمار یکسان ۲۶ درصد هستند.  ۶. نظر و دیدگاه مردان و زنانی که تفنگ دارند، در مورد بحث مالکیت تفنگ یکسان است. مردان و زنانی که تفنگ دارند، دارای این دیدگاه مشترک هستند که تفنگ به آنها حس آزادی می‌بخشد (۷۰ درصد زنان و ۷۷ درصد مردان). دسته دیگری که آنها هم دارای اشتراک هستند معتقدند که داشتن تفنگ به آنها هویت می‌بخشد (۴۶ درصد زنان و ۵۲ درصد مردان).  ۷. در بین مردان و زنان جمهوریخواه و مایل به جمهوریخواه دارای تفنگ، زنان حمایت بیشتری از لوایح محدودکننده مالکیت اسلحه نشان دادند. در طی نظرسنجی، مشخص شد که زنان جمهوریخواه دارای تفنگ، در مقایسه با مردان، حمایت بیشتری نسبت به لوایحی نشان می‌دهند که در جهت محدود کردن مالکیت تفنگ ارائه شده‌اند. در اینجا، شاهد یک شکاف جنسیتی هستیم در بین جمهوریخواهان مالک تفنگ هستیم.  بطور نمونه، از هر ۱۰ زن جمهوریخواه و یا مایل به جمهوریخواه، ۶ زن با محدودیت‌های پیشنهادی برای تفنگ‌های تهاجمی -مسلسل و شات‌گان- موافق هستند (۶۰ درصد). ۵۷ درصد هم موافق با ایجاد سامانه ردگیری فروش سلاح هستند. تنها یکم سوم از مردانی که جمهوریخواه هستند از این لوایح و برنامه‌ها دفاع کرده‌اند که ۲۸ درصدشان به اعمال محدودیت‌های مربوط به تفنگ‌های تهاجمی رای داده‌اند و ۳۵ درصد هم به ایجاد سامانه ردگیری فروش سلاح. مردان جمهوریخواه به نسبت همتایان زن، حمایت بیشتری را از کوتاه شدن دوره‌های انتظار بر فروش قانونی تفنگ نشان دادند (۶۸ درصد در مقابل ۴۶ درصد). در مورد حمل و نقل سلاح‌های کمری بدون نیاز به مجوز هم رای مثبت مردان ۵۲ درصد به ۲۴ درصد زنان بود. این آمارها در بین مردان و زنان دموکرات و مایل به دموکرات تقریبا مشابه بود. منبع:مشرق ]]> حوادث Mon, 14 Aug 2017 04:03:40 GMT http://oshida.ir/vdcb50b0.rhbgwpiuur.html حمل اجزای بدن انسان در ساک دستی؛ ادعای عجیب مرد پس از دستگیری + فیلم http://oshida.ir/vdcc1eqe.2bqx48laa2.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: ویدئویی که به تازگی منتشر شده است لحظه دستگیری مردی را نشان می دهد که با خود اجزای بدن انسان را  در یکی از ایستگاه های اتوبوس استان گوایژو چین حمل می‌کرد. در این ویدئو مشاهده می شود در ابتدا یک مرد 50 ساله وارد ایستگاه اتوبوس شده و ساک خود را با خونسردی در داخل دستگاه اسکنر قرار می دهد. ماموران بازرسی با مشاهده تصویر دست یک انسان که اسکنر نشان می داد مات و مبهوت شده و بلافاصله از پلیس ایستگاه خواستند تا این مرد را متوقف کرده و بازداشت کند. این مرد در حالی که ادعا می کرد قاچاقچی بدن انسان نیست به پلیس گفت این دو دست متعلق به برادر متوفی‌اش است که در یک حادثه قطع شده و حالا او قصد دارد تا آنها را به روستای خود بازگردانده و در کنار جنازه برادرش دفن کند. پلیس ضمن تماس با بیمارستانی که متوفی پیشتر در آنجا تحت درمان بود و پی بردن به صحت ادعای این مرد، وی را آزاد کرد. گفتنی است؛ بنا به یک سنت قدیمی در چین شخص متوفی باید با تمام اجزای بدن خود به خاک سپرده شود.     00:00 00:46 کد ویدیو دانلود   انتهای پیام/ ]]> حوادث Mon, 14 Aug 2017 04:03:40 GMT http://oshida.ir/vdcc1eqe.2bqx48laa2.html هلاکت یک قاچاقچی مسلح /کشف بیش از 305 کیلوگرم موادمخدر در عملیات پلیس ایرانشهر http://oshida.ir/vdcfxvdv.w6dxjagiiw.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: سرهنگ احمد طاهری جانشین فرمانده انتظامی سیستان وبلوچستان در تشريح جزئيات اين خبر گفت: ماموران پليس مبارزه با مواد مخدر شهرستان ايرانشهر در راستاي مبارزه با قاچاقچيان و سوداگران مرگ با استفاده از اقدامات اطلاعاتی و شگردهای خاص پليسی، از قصد قاچاقچيان برای انتقال مقادير قابل توجهی مواد مخدر از مرزهای جنوب شرقی به شهرستان ايرانشهر مطلع شدند. طاهری  افزود: پس از هفته ها تلاش و اقدامات شبانه روزی، بامداد امروز سه دستگاه خودرو متعلق به اعضای این باند در محورهای فرعی شهرستان شناسایی و به طور نامحسوس تحت کنترل قرار گرفتند. این مقام انتظامی تصریح کرد: قاچاقچیان مسلح پس از ورود به کمین یگان های عملیاتی پلیس، به صورت مسلحانه با آنها درگیر شده و پس از یک ساعت درگیری مسلحانه، یک قاچاقچی به هلاکت رسید و سوداگران مرگ که توان مقابله با پلیس را نداشتند با به جا گذاشتن خودروها و سلاح و مهمات خود از منطقه متواری شدند. سرهنگ طاهری با اشاره به پاکسازی منطقه درگیری، گفت: ماموران در بازرسی از خودروهای به جا مانده از قاچاقچیان مقدار 305 کیلو و 400 گرم موادمخدر از نوع حشیش و تریاک را کشف کردند. جانشین فرمانده انتظامی استان سیستان و بلوچستان با اشاره به اینکه تلاش پلیس برای دستگیری قاچاقچیان مسلح همچنان با جدیت ادامه دارد، خاطرنشان کرد: امروز با اشراف اطلاعاتی پلیس در تمام نقاط استان، هیچ نقطه امنی برای سوداگران مرگ و مخلان نظم و امنیت جامعه وجود ندارد. انتهای پیام/ ]]> حوادث Sat, 12 Aug 2017 08:36:04 GMT http://oshida.ir/vdcfxvdv.w6dxjagiiw.html تنها خواسته شهید "بی سر" از سردار سلیمانی چه بود؟! http://oshida.ir/vdcgq393.ak9zt4prra.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا:این خیمه‌های سوزان ، شعله‌هایی که تا آسمان بالا رفته‌اند، این اسیر دست بسته، آن جلاد خنجر به دست؛ این نگاه مطمئن و قلب آرام؛ آن چشم‌های وحشی و قلب بی‌رحم! به تقویم که باشد این عکس ، همین 5 روز پیش گرفته شده، جایی روی خاک سوریه... اما به دلمان که رجوع کنیم این عکس انگار یک تکه جدا افتاده از زمان است؛ پیشکشی روشن از 1400 سال پیش. انگار هرکسی که بخواهد قهرمان دست‌بسته این عکس را بشناسد باید داستان کربلا را یک بار دیگر مرور کند؛ داستان سر بریده و عاشقی. حکایت عشقی که از 1400 سال پیش شروع شده، «سر» می‌دهد اما هیچوقت «بسر» نمی‌رسد. حالا کسی نمانده که این عکس را ندیده باشد، کسی نمانده که ماجرای سربریده شهید مدافع حرم محسن حججی را نشنیده باشد؛جوانی که تیرماه 1370 در اصفهان به‌دنیا آمد و مردادماه 1396 در سوریه به شهادت رسید. حالا همه جا پر است از قصه رشادت جوانی دهه هفتادی که ایمان و عشق روئین‌تن‌اش کرده ؛جوانی که آرزویش شهادت بوده. آرزویی که حالا یک طور خاص، یک شکل غریب، رنگ حقیقت گرفته؛ محسن سرش را داده و بال درآورده و پرواز کرده سمت آسمان. ما با « زهرا عباسی» همسر این شهید مدافع حرم، به بهانه شهادت همسرجوانش به‌گفتگو نشسته‌ایم. شیرزنی که تمام قد پشت همسرش ایستاده و می‌گوید:« شهادت محسن افتخارخانواده ‌ماست.» خانم عباسی چطور با شهید حججی آشنا شدید؟ اگر ماجرای آشنایی ما را کسی از محسن می‌پرسید می‌گفت ما بواسطه شهدا باهم آشناشدیم، حالا من هم همان رامی‌گویم: ما بواسطه شهدا آشنا شدیم. من در یک نمایشگاه که مربوط به دفاع مقدس و بزرگداشت شهدای این دوران بود کار می‌کردم، همسرم هم در یک دوره‌ای آنجا با ما همکار شد، همدیگر را دیدیم و به قول ‌محسن، این شهدای دفاع مقدس بودند که واسطه آشنایی ما شدند. چه خصوصیتی در ایشان دیدید که فکر کردید می‌تواند شریک زندگی‌تان باشد؟ من همیشه از خدا می‌خواستم که کسی را در مسیر زندگی ‌من بگذارد که حضرت زهرا(س) تائیدش کرده باشد، این آرزوی قلبی‌ام بود و وقتی محسن را دیدم، با تمام وجودم حس کردم که دلش یک جور خاصی با اهل بیت است، حس کردم اگر یک نفر باشد که حضرت زهرا(س) در این دوره و زمانه بخواهد تائیدش کند،‌ همین محسن است، همین طور هم شد حالا می‌بینم که حضرت زهرا (س) هم ایشان را تایید کرد. چند وقت با همدیگر زیر یک سقف زندگی کردید؟ ما 11 آبان 91 عقد کردیم؛ 9 مرداد 93 ازدواج کردیم و زیر یک سقف رفتیم. تنها فرزندمان علی، هم 24 فروردین 95 به‌ دنیا آمد. در این چند روز تصاویر زیادی از همسر شما منتشر شده که نشان می‌دهد درکار جهادی خیلی فعال بوده. بله همین طور است. محسن از همان نوجوانی در کارهای فرهنگی فعال بود، همیشه در اردوهای جهادی شرکت می‌کرد. یکی از اعضای فعال موسسه شهیدحاج احمد کاظمی بود و کلا فعالیت‌های جهادی‌اش را از همینجا شروع کرد و حالا که نگاه می‌کنم می‌بینم حتی مسیر زندگی‌اش را هم ازهمین موسسه پیدا کرد و ادامه داد. محسن همیشه در پایگاه بسیج فعال بود، این اواخر در فضای مجازی از نظر فرهنگی بسیار فعال بود، می‌گفت مقام معظم رهبری وقتی که فرموده‌اند : «جواب کار فرهنگی باطل ، کار فرهنگی حق است.» تکلیف ما را در انجام کار فرهنگی روشن کرده‌اند و ما نباید این عرصه فرهنگی را خالی بگذاریم و واقعا دغدغه اش کار فرهنگی بود. محسن خیلی خیلی زیاد کتاب می‌خواند، هروقت هم جایی به مشکل می‌خورد و گیر می‌کرد، می‌گفت حتما کتاب کم خواندم که اینجوری شده. چطور شد که مدافع حرم شد؟ قضیه‌اش طولانی است...محسن همیشه فعالیت‌های‌ جهادی و فرهنگی داشت اما موقعی که به‌ خواستگاری من آمد هنوز عضو سپاه نبود، یعنی بحث مبارزه و... هنوز در زندگی‌اش مطرح نشده بود، با این حال علاقه زیادی به شهادت داشت. یادم است سر سفره عقد که نشسته ‌بودیم، به من گفت :« الان فقط من و تو ، توی این آینه مشخص هستیم، از تو می‌خواهم که کمک کنی من به سعادت و شهادت برسم.» من هم همانجا قول دادم که در این مسیر کمکش‌ کنم. در این چند سال هم همیشه همه تلاشم این بود که این خواسته‌ای را که سر سفره عقد از من داشت، انجام بدهم. حتی خودم از او خواستم که اگر امکان دارد، عضو سپاه بشود. گفتم خیلی دوست دارم همسرم سپاهی باشد. محسن چون خودش هم علاقه داشت، از این پیشنهاد استقبال کرد فقط گفت: «زهرا اگر من این مسئولیت را قبول کنم، هرجایی که اسمی از اسلام بیاید، می‌روم و از اسلام دفاع می‌کنم،چه مرزهای کشورخودمان باشد، چه یک کشور دیگر... تو با این قضیه مشکلی نداری؟» گفتم نه...مشکلی ندارم. واقعا نداشتید؟ نه، واقعا نداشتم. چون این راهی بود که محسن انتخاب کرده ‌بود، راهی بود که او را به آرزویش می‌رساند. بعد هم محسن با توجه به سوابق فعالیت‌های جهادی‌اش و خصوصیاتی که داشت توانست به عضویت سپاه دربیاید و ازهمان موقع که محسن عضو سپاه شد، بحث مدافعان حرم پیش آمد و تنها آرزوی همسرم این بود که اعزام به سوریه قسمت او هم بشود. چرا این آرزو را داشت؟ می‌گفت اگر ما 1400سال پیش نبودیم که یار و یاور اهل بیت باشیم، حالا این فرصتی است که به ما داده شده و نباید این فرصت را از دست بدهیم. حتی دفعه اولی که می‌خواست اعزام شود، من باردار بودم، محسن آمد با خوشحالی گفت که بالاخره با کلی خواهش، اسم من درآمده و با اعزامم موافقت شده،‌می‌خواهم بروم سوریه اما تو به کسی نگو که بارداری که مخالفت نکنند. من هم همین‌کار را کردم و محسن چند روز قبل ازمحرم 94 اعزام شد و بعد از اربعین 94 به خانه برگشت. می‌دانستید، در کدام منطقه مشغول عملیات است؟ در ماموریت اولش بیشتر در حلب و لاذقیه عملیات داشتند. بعد از اینکه از سوریه برگشت، چه حال و هوایی داشت؟ هم خوشحال بود هم یک حسرت عجیب داشت. دلیل خوشحالی‌اش این بود که می‌گفت فرصتی برایش فراهم شده که به وظیفه‌اش که دفاع از اسلام بوده عمل کند ، همین‌طور چون سردار سلیمانی را ملاقات کرده بود خیلی خوشحال بود،‌ چون از قبل آرزو داشت که یک روزی ایشان را از نزدیک ببیند. نسبت به سردارسلیمانی یک ارادت خاصی داشت و همیشه‌می‌گفت الگویش در زندگی سردار سلیمانی است. این دفعه دوم هم که رفت می‌گفت زهرا دعا کن من دوباره سردار را ببینم، می‌خواهم از او بخواهم کاری بکند که من همانجا در سوریه بمانم و تا تمام نشدن جنگ برنگردم ایران. حسرتش برای چه بود؟ می‌گفت من در هر عملیاتی که داشتم، هر آن شهادت را می‌دیدم که به طرفم می‌آید اما نصیبم نمی‌شود. می‌گفت تیر به سمتم شلیک می‌شد اما از کنار سرم رد می‌شد، ترکش می‌آمد اما ترکش‌ها سرد بودند عمل نمی‌کردند، خمپاره بغلم زمین می‌خورد اما منفجر نمی‌شد... حتی یک بار وقتی داخل تانک بودم ، تانک را زدند، همه گفتند که حتما شهید شدم اما من حتی یک خراش هم برنداشتم. بعد می‌گفت زهرا، لابد من یک جای کارم می لنگد ، یک جای کارم اشکال دارد که شهید نمی‌شوم. گله می‌کرد که چرا من شهادت را می‌بینم اما شهادت به سمتم نمی‌آید... آن موقع من هنوز باردار بودم ،می‌گفتم غصه نخور، صبر کن، حتما باید شرایطش مهیا باشد. محسن هم می‌گفت: من یک سقف بالای سر تو و این بچه درست کنم،‌انشالله دیگر همه چیز حل می شود و می‌دانم که کارم حل است و همین طور هم شد روزی که سقف خانه ما را زدند و کار سقف تمام شد،‌ من خبر اسارت محسن را شنیدم. این دفعه دوم کی اعزام شد به سوریه؟ 27 تیرماه اعزام شد. این بار خداحافظی برایش سخت‌تر نبود؟ بالاخره علی به دنیا آمده بود و بعنوان یک پدر و یک همسر وابستگی محسن به خانواده‌اش قطعا بیشتر شده بود.شاید باورتان نشود اما محسن واقعا راحت از من و فرزندمان دل کند. چون عشق اصلی‌اش خدایی بود. همه می‌دانستند که چقدر من ومحسن به همدیگر علاقه داشتیم، همه غبطه می‌خوردند به عشق بین من و شوهرم. اما او همیشه می‌گفت زهرا درعشق من به خودت و پسرمان علی شک نکن ولی وقتی که پای حضرت زینب(س) بیاید وسط، زهرا جان من شماها را می‌گذارم و می‌روم. خود شما چطور؟ این دفعه دوم ، حتی ته دل‌تان هم مخالف رفتنش نبودید؟ نه نبودم...چون آرزوی قلبی‌اش را می‌دانستم. به‌خاطر همین هیچوقت کاری نمی‌کردم که ناراحت باشد،‌دوست داشتم از جانب من و علی خیالش راحت باشد و با خیال راحت برود. حتی یک بار همین اواخر که سوریه بود و زنگ زد گفتم محسن جان من اینجا کلاس معرفت نفس می‌روم ، به من گفته‌اند که اگر از هر شهیدی بعد از شهادت بپرسند که شما برای چه آمدی و شهید شدی و او بگوید که آمدم از حرم دفاع کنم، این قبول نیست. گفتم محسن تو را به خدا نیتت را فقط برای خدا بکن. فقط و فقط برای خدا بجنگ. بگو خدایا من آمده‌ام از حرمین دفاع کنم برای رضایت تو... محسن این را که شنید گفت: زهرا ، چقدر دلم را آرامتر کردی...حالا با خیال راحت اینجا هستم. از اسارت محسن چطور باخبر شدید؟ سه شنبه بود که عکس محسن را در تلگرام دیدم. همان عکس معروفی را که محسن را اسیر داعشی‌ها نشان می‌دهد؟ بله همان عکس را دیدم. من تلگرام محسن را روی گوشی خودم نصب کرده بودم، یک دفعه دیدم دریکی از گروه‌هایی که با دوستانش داشت، عکسی را فرستادند و گفتند برای آزادی این اسیر دعا کنید. من عکس را باز کردم و دیدم این اسیر محسن من است. چه حالی داشتید؟ انتظار اسارتش را نداشتم به‌خاطر همین شوکه شدم اما چون محسن از من خواسته بود کمک کنم در مسیر شهادت باشد، آرزو کردم که به همان هدفش برسد . من می‌دانستم که اگر محسن الان هم شهید نشود،‌اول و آخر شهید می‌شود،‌چون مسیرش شهادت بود و با تمام وجودش شهادت را می‌خواست. همسر شما در این عکسی که منتشر شده،‌ آرامش عجیبی دارد،‌ آنقدر که این آرامشش نظر همه را جلب کرده و در این چند روز خیلی ها از اسیری می‌گویند که بدون ذره‌ای ترس مقابل داعشی‌ها ایستاده. خودتان محسن را در این عکس چطور دیدید؟ همان طور که بود دیدم. شما این عکس را نگاه کنید، انگار نه انگار که شوهر من تیر خورده و اسیر دست داعشی هاست، عکس طوری است که انگار محسن، آن نیروی داعشی را اسیر گرفته . به چشم‌های شوهر من نگاه کنید، اصلا ترس در این چشم‌ها نیست، همه‌اش شجاعت است، دلیری است، ‌محسن توی این عکس مثل کوه است، با صلابت است. بگذارید یک خاطره‌دیگر برایتان تعریف کنم،من امسال به مناسبت روز مرد، یک انگشتر دُر نجف برای محسن هدیه خریدم ، روی این انگشتر «یازهرا» حکاکی شده بود. وقتی محسن می‌خواست برای بار دوم اعزام شود، همه انگشترهایش را درآورد، الا این یکی. گفت من این یکی را با خودم می‌برم، من از اینها به‌خاطر حضرت زهرا(س) کینه دارم،‌من تا لحظه آخر باید نشان بدهم که شیعه امیرالمومنین (ع) هستم. بعد من در این تصاویری که بعد از شهادت محسن از پیکر بی‌سرش منتشر شده،دقت کردم دیدم این انگشتر دستش نبود. مطمئتنم که داعشی‌ها انگشتر او را از دستش درآورده‌اند چون اسم حضرت زهرا(س) رویش حک شده بود. خبر شهادت محسن را کی شنیدید؟ ساعت سه بامداد چهارشنبه... من اصلا خواب به چشمم نمی‌آمد، بعد از اینکه عکس اسارتش را دیده بودم مدام فکر می‌کردم که الان محسن در چه حالی است، یک دفعه دیدم در گروه های تلگرامی زدند که شهید بی‌سر،شهادتت مبارک... دیدم این شهید بی‌سر، محسن من است. همان موقع فهمیدم که محسن به آرزویش رسید. من افتخار کردم که محسن شهید شده ،‌گفتم خدایا شکرت که محسن به آرزویش رسید. همان موقع فکرکردم که چقدر شوهرمن پیش اهل بیت عزیز بود که از هرکدام یک نشانه‌گرفت و شهید شد. دیدم دشمن برای امام علی(ع) خنجر کشید، برای همسر من هم خنجر کشید، سر شوهرمن را مثل امام حسین(ع) ازتن جدا کردند، محسن مثل علی اکبر جوان بود، مثل حضرت زینب(س) اسارت کشید... دیدم ارادت شوهر من به اهل بیت آنقدر زیاد بود که از هرکدام یک نشانه گرفت و شهید شد. یعنی تصویر پیکر بی سرهمسرتان را هم بعد از شهادت دیدید؟ بله من تصویر بدن بی‌سرش را دیدم، خیلی‌ها به من گفتند که این عکس را نبین، گفتند تو همان عکسی را ببین که محسن استوار ایستاده و اسیر شده، این یکی را نگاه نکن. اما من گفتم نه اینطور نگویید، مگر حضرت زینب(س) در مجلس یزید نفرمودند که «ما رعیت الا جمیلا.» من هم هیچ چیز جز زیبایی در این مسیر، در این عکس نمی‌بینم. فکر می کنید وقتی علی بزرگ شد و این عکس را دید چه احساسی نسبت به این عکس داشته باشد؟ اگر علی آن جوری که من دوست دارم، تربیت شود و بزرگ شود،‌ قطعا به این عکس افتخار می‌کند و قطعا همین مسیر را انتخاب می‌کند و انشالله مثل پدرش شهادت نصیب او هم می‌شود. علی با همین دوتا عکس یعنی اسارت و شهادت پدرش می‌فهد که او چقدر شجاع بوده، چقدرمرد بوده،‌با غیرت بوده،‌ با ایمان بوده. بی تابی علی فرزند شهید مدافع حرم محسن حججی حال وهوای شهر شما بعد از شهادت محسن چطور است؟ خبر را دیگر همه شنیده‌اند؟ نجف‌آباد الان عزادار محسن است. تا الان کسی نمانده که به خانه ما نیامده باشد، همه منتظرند که مراسم‌های محسن شروع شود. الان به ما گفته‌اند که تا دوشنبه صبر کنید،‌تا معلوم شود که آیا پیکرش برمی‌گردد یا نه،‌بعد برایش مراسم بگیرید. دوست دارید پیکر همسرتان بگردد؟ جسم که فانی است، زیر خاک از بین می‌رود،‌ من خودم محسن را بخشیدم به حضرت زینب(س) محسنِ من فدایی حضرت زینب(س) شد، می‌دانم که تا مزار محسن مثل حضرت زهرا(س) پنهان باشد،‌حتما می‌تواند ایشان را ملاقات کند. اما به‌خاطر تسلی دل پدرو مادرش دوست دارم که پیکرش برگردد. در صحبت‌هایی که شده از نحوه اسارت ایشان خبر دار شدید؟ بله گفتند که در منطقه التنف در مرز عراق و سوریه، محسن با همرزمانش عملیات داشتند،‌ که داعشی‌ها بعضی‌ها را شهید و زخمی می‌کنند و از آن جمع فقط محسن اسیر می‌شود. دوستانش دیده ‌بودند که محسن تیر خورده و اسیر شده. بعد هم شنیدم که محسن را تیرباران کرده‌اند بعد هم سر از بدنش جدا کرده‌اند. اما من از این شهادت ناراحت نیستم، من خوشحالم، الان هم اگر گریه می‌کنم به‌خاطر اهل بیت گریه می‌کنم، به حال خودم گریه می‌کنم که از محسن جا ماندم . به هرکسی هم که به مجلس محسن می‌آید و گریه می‌کند می‌گویم خواهش می‌کنم اشک‌تان هدف دار باشد. برای حضرت زینب(س) اشک بریزید ،‌برای امام حسین(ع) اشک بریزید تا دل شهید من هم راضی بشود. منبع:جام جم انتهای پیام/ ]]> حوادث Sat, 12 Aug 2017 08:36:04 GMT http://oshida.ir/vdcgq393.ak9zt4prra.html