پایگاه خبری اوشیدا - آخرين عناوين حوادث :: نسخه کامل http://oshida.ir/Events Sun, 19 May 2019 11:18:24 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://oshida.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری اوشیدا http://oshida.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری اوشیدا آزاد است. Sun, 19 May 2019 11:18:24 GMT حوادث 60 «ضارب پدر شهید مدافع حرم» تسلیم شد http://oshida.ir/vdcay0ni.49nia15kk4.html سردار محمدرضا میرحیدری فرمانده انتظامی استان یزد با اعلام خبر فوق اظهار داشت: 26 اسفندماه 1397، در یکی از محلات شهر یزد به دلیل اختلافات شخصی و مزاحمت پارک خودرو و موتورسیکلت در کوچه، درگیری رخ می‌دهد. بیشتر بخوانید: اعترافات قاتل شیشه ای درباره قتل یک خانواده +عکس دستگیری کلاهبردار میلیاردی در زیر تختخواب میرحیدری ادامه داد: در این درگیری، ضارب با وارد کردن ضربه‌ای به سر پدر شهید مدافع حرم، باعث مصدوم شدن وی شده که بلافاصله فرد مصدوم به بیمارستان منتقل می‌شود و ضارب نیز متواری می‌شود. فرمانده انتظامی استان یزد افزود: بلافاصله پس از این موضوع تیمی از مأموران فرماندهی انتظامی استان یزد وارد عمل شده و رسیدگی به موضوع و دستگیری ضارب فراری به صورت ویژه در دستور کار قرار گرفت. وی خاطرنشان کرد: تحقیقات و پیگیری‌های خاص پلیس ادامه داشت تا اینکه شب گذشته متهم که همه راه‌های فرار را به روی خود بسته می‌دید و چاره‌ای جر تسلیم شدن در برابر قانون را نداشت، خود را به پلیس یزد معرفی کرد. سردار میرحیدری گفت: متهم پس از اخذ بازجویی و تکمیل پرونده در اختیار مقامات قضایی قرار گرفت. منبع: تسنیم ]]> حوادث Sat, 04 May 2019 15:17:45 GMT http://oshida.ir/vdcay0ni.49nia15kk4.html ماجرای جسد سوخته خانم دندانپزشک http://oshida.ir/vdccemqe.2bqe48laa2.html ساعت ۱۱ شب ۲۰ آذر سال گذشته، مأموران کلانتری ۱۷۶ حسن آباد در تماس با بازپرس کشیک قتل پایتخت از کشف جسد سوخته‌ای در زمین کشاورزی اطراف فشافویه خبر دادند. بررسی‌ها نشان می‌داد جسد متعلق به یک خانم دندانپزشک است که چند روز قبل با خودروی آژانس به قصد رفتن به مطب خانه را ترک کرده است. بدین ترتیب راننده آژانس شناسایی شد و در تحقیقات گفت: زمانیکه خانم دکتر را به مقابل ایستگاه مترو رساندم، وی سوار یک پرشیا سفید رنگ با یک سرنشین آقا شد و من نیز محل را ترک کردم. با توجه به اظهارات راننده آژانس خودرو، کارآگاهان به ایستگاه مترو جوانمرد قصاب مراجعه و در بررسی تصاویر دوربین‌های مداربسته محدوده ایستگاه موفق به شناسایی خودرو پرشیا سفید رنگی شدند که مقتول در حال سوار شدن به آن بود. بیشتر بخوانید: پایان غم‌انگیز فیلمبرداری یک عروسی +عکس کشف جسد زن ۵۰ ساله در کانال آب کشاورزی مالک خودرو به نام سعید بلافاصله دستگیر شد و در ادامه تحقیقات به قتل اعتراف کرد. وی مدعی شد چندی پیش سهامی به مبلغ ۱۲۰ میلیون تومان را به خانم دکتر فروخته و وی نیز تمام پول سهام را پرداخت کرد. اما در زمان انتقال سهام متوجه شدم مشکلی وجود دارد به همین علت از مقتول درخواست زمان کردم با وجود این نتوانستم وام خود را تسویه کنم تا این‌که صبح روز حادثه خانم دکتر با من تماس گرفت و تهدید کرد که از بنده به اتهام کلاهبرداری شکایت خواهد کرد. روز حادثه با او قرار ملاقات گذاشتم وقتی تهدید کرد من هم عصبانی شدم و دستم را روی گلویش گذاشتم. به خودم که آمدم متوجه شدم که او را کشته ام. بعد جسد را به خارج از شهر انتقال داده و آتش زدم. با اعتراف متهم جوان به قتل او به بازسازی صحنه جنایت پرداخت. پس ازتکمیل تحقیقات بازپرس دشتبان از شعبه دهم دادسرای امور جنایی تهران، کیفرخواست مرد جوان را به اتهام قتل صادر کرد. منبع: رکنا ]]> حوادث Sat, 04 May 2019 15:17:45 GMT http://oshida.ir/vdccemqe.2bqe48laa2.html قتل پدر و مادر به خاطر یک دوست http://oshida.ir/vdceef8p.jh8pwi9bbj.html رسیدگی به این پرونده از سال ۹۵ و در حالی کلید خورد که پسر نوجوانی به نام میثم با مأموران تماس گرفت و مدعی شد پدرومادرش بر اثر گازگرفتگی جان خود را از دست داده‌اند. این پسر و خواهر نوجوانش مدعی شدند صبح که از خانه بیرون می‌رفتند والدینشان در خواب بودند اما وقتی برگشتند متوجه مرگ آنها شده‌اند. هرچند گفته‌های این خواهر و برادر در ظاهر با واقعیت مطابقت داشت، اما زمانی که پزشکی قانونی نظریه خود را اعلام کرد مشخص شد زن و شوهر جوان به‌دلیل خفگی ناشی از فشار جسمی نرم و منعطف بر گردنشان جان خود را از دست داده‌اند؛ به‌این‌ترتیب مشخص شد مرگ این دو، حادثه نبوده بلکه قتل اتفاق افتاده است.میثم بار دیگر به‌عنوان تنها مظنون پرونده تحت بازجویی قرار گرفت وخیلی زود راز جنایت را برملا کرد. او درباره انگیزه قتل گفت: با پدرومادرم مشکل داشتم آنها بیش از حد به من گیر می‌دادند پدرومادرم با دوستی من و فرید مخالف بودند و به‌همین‌دلیل مدام باهم جروبحث داشتیم. وقتی موضوع را به دوستم فرید گفتم او هم ناراحت شد و گفت تنها راهی که بتوانیم به این دوستی ادامه بدهیم کشتن پدرومادرت است؛ آنها ما را از هم جدا می‌کنند.بعد از اعترافات این پسر نوجوان، همدستش نیز بازداشت شد. این دو متهم در نخستین جلسه محاکمه در شعبه هفتم دادگاه کیفری به ریاست قاضی کیخا محاکمه شدند، در این جلسه خواهر میثم درحالی‌که بشدت گریه می‌کرد، برادرش را بخشید و از متهم ردیف دوم هم درخواست دیه کرد.فرید به قضات گفت: باور کنید من نقشه قتل را نکشیدم. میثم به من گفته بود اگر پدر ومادرش را بکشیم ارثیه خوبی به او می‌رسد. او قول داده بود یک موتورسیکلت و مغازه‌ای برایم بخرد. در پایان جلسه هیأت قضایی وارد شور شد و با توجه به ماده ٩١ قانون جدید مجازات اسلامی، متهمان را از قصاص مبرا اما هر کدام از آنها را به پرداخت دیه و چهار سال حبس محکوم کرد.اما این حکم ازسوی دیوانعالی تأیید نشد چون عدم رشد کمال عقلی دو متهم از نظر قضات دیوانعالی دارای شبهه بود بنابراین پرونده بار دیگر در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی عبداللهی و با حضور قاضی واعظی مستشار دادگاه مورد رسیدگی قرار گرفت. در ابتدای این جلسه که صبح دیروز برگزار شد خواهر میثم برخلاف جلسه قبلی خواستار قصاص برادرش شد سپس فرید به جایگاه آمد. فرید به قاضی گفت: نمی‌دانستم قتل چه مجازاتی دارد و فقط در فیلم‌ها دیده بودم که قاتل زندانی می‌شود.پس از پایان اظهارات دو متهم وکلای آنها به ترتیب برای دفاع در جایگاه ایستادند و به دو نکته اشاره کردند؛ اول اینکه نقض این پرونده فقط به خاطر شبهه در عدم رشد کمال عقلی دو متهم بوده است این درحالی است که براساس قانون، دیوانعالی کشور صلاحیت موضوعی دراین مورد را ندارد و دوم اینکه دختر مقتول برخلاف جلسه قبلی خواستار قصاص متهمان شده است که باید مورد توجه قرار گیرد.پس از پایان دفاعیات دو وکیل پرونده، مشاور کانون اصلاح وتربیت به حسن رفتار متهمان در کانون تاکید کرد. سپس قضات ختم جلسه را اعلام کرده وبرای صدور حکم وارد شور شدند. منبع: روزنامه ایران ]]> حوادث Tue, 16 Apr 2019 06:01:41 GMT http://oshida.ir/vdceef8p.jh8pwi9bbj.html برنامه‌ریزی ناکام داعش برای حملات تروریستی گسترده در سراسر اروپا http://oshida.ir/vdccimqe.2bqei8laa2.html ، اطلاعاتی که از یک هارد دیسکِ رها شده توسط تروریست‌های داعش به دست آمده و نشریه ساندی تایمز به آن‌ها دست یافته حاکی از آن است که این گروه تروریستی رشته حملات گسترده‌ای را در سرتاسر اروپا به ویژه آلمان و سوئیس تدارک دیده بود. اطلاعات و جزییات مربوط به توطئه حملات تروریستی داعش در سرتاسر اروپا از هارد دیسکی به دست آمده که یک تروریست داعش در سوریه به جا گذاشته است. فایل‌های کامپیوتری کشف شده حاکی از آن است که گروه تروریستی داعش قصد داشته است حملات تروریستی پیشین خود را بار دیگر در اروپا و خاورمیانه تکرار کند. داعش ماه گذشته از آخرین پایگاه خود در خاک سوریه بیرون رانده شد، اما اطلاعات جدیدی که از این هارد دیسک به دست آمده یک نمای کلی از فعالیت‌های آن‌ها ارائه می‌کند. طبق اطلاعات به دست آمده، این گروه تروریستی همچنان یک شبکه بین المللی پیشرفته را هدایت، ستیزه جویان خود را میان کشور‌ها جابجا و هزینه عملیات تروریستی آن‌ها را اعم از سرقت‌های اینترنتی و قتل تامین می‌کند. شش تن از سرکرده‌های داعش در نامه‌ای به ابوبکر البغدادی، سرکرده این گروه (ساندی تایمز نیز به محتوای این نامه دسترسی پیدا کرده است) راهبرد بین المللی خود را تشریح کرده اند. طبق این سند، قرار بود عملیات تروریستی این گروه در خارج، تحت هدایت فردی به نام ابو خباب المهاجر که کنترل دو سلول تروریستی را در آلمان و یک سلول دیگر را در روسیه در دست دارد، صورت گیرد و همچنین قرار بود حملات تروریستی داعش در خاک اروپا توسط اعضای این گروه که در قاره اروپا مستقر هستند، انجام شود. نوامبر سال دو هزار و پانزده در حمله تروریستی داعش در پاریس یکصد و سی نفر کشته شدند. انتهای پیام/ ]]> حوادث Tue, 16 Apr 2019 05:58:19 GMT http://oshida.ir/vdccimqe.2bqei8laa2.html مقصر خسارت سیل اخیر کدام ارگان است؟/ بررسی مستندات سازمان هواشناسی کلید خورد http://oshida.ir/vdcdo509.yt09f6a22y.html وقوع سیل و بارندگی‌های شدید ناشی از پدیده تغییر اقلیم طی هفته‌های اخیر در ۱۹ استان کشور خسارت قابل توجهی به مناطق مسکونی، بخش کشاورزی، زیر بخش‌ها و تاسیسات آب و خاک، امور زیر بنایی، شبکه آبیاری زهکشی، دام و طیور، جاده و راه‌های مواصلاتی و غیره وارد کرده است. اگرچه بسیاری از کارشناسان بر این باروند که از یک دوره خشکسالی شدید دچار ترسالی شدیم، اما از دستگاه‌ها و وزارتخانه‌های مربوطه همچون جهاد کشاورزی، نیرو، راه و شهرسازی و هواشناسی انتظار می‌رفت که با ایجاد آمادگی کامل خسارت مالی و جانی در استان‌های سیل خیز را به حداقل برسانند. با وجود آنکه وزیر نیرو نسبت به اعلام دیرهنگام یا اظهارنظر بارش‌های نرمال از سوی سازمان هواشناسی در زمان وقوع سیل انتقاداتی دارند، اما مسئولان سازمان هواشناسی معتقدند که هشدار‌های لازم نسبت به وقوع سیل در استان‌های سیل خیز از بهمن ماه گذشته داده شده بود. براساس اظهارنظر مقامات مسئول ۲ هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان خسارت به تاسیسات آبی، ۳ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان خسارت جاده‌ای و ریلی و ۲ هزار میلیارد تومان بخش کشاورزی وارد شده است و در مقابل طی این مدت ۴۰ تالاب کشور از ۴۰ تا ۱۰۰ درصد سیراب شده و ۱۰۰ سد کشور هم از نظر آبی تأمین شده است. با توجه به آنکه هر یک از کارشناسان اظهارنظر مختلفی مبنی بر کوتاهی دستگاه‌های مسئول در سیل اخیر دارند، از این رو مستندات سازمان هواشناسی در حال بررسی است که ظرف چند روز آینده گزارش نهایی حاصل از بررسی ها اعلام خواهد شد. براین اساس مسئولان و وزرای دستگاه‌های مختلف روز گذشته در صحن علنی مجلس حاضر شدند و موضوع سیل و سیلاب‌های اخیر به بحث و بررسی گذاشته شد. بارش‌های اخیر ناشی از تغییر اقلیم است/ صدور ۱۵۰ اطلاعیه از سوی سازمان هواشناسی در این میان سحر تاجبخش، رئیس سازمان هواشناسی کل کشور با اشاره به اینکه از ۲۵ اسفند تا ۱۳ فروردین فعالیت ۳ سامانه جوی منجر به سیلاب و رانش زمین شد، اظهار کرد: سامانه اول در روز‌های ۲۶ تا ۲۹ فروردین خسارات بسیاری را در گلستان ایجاد کرد. وی با اشاره به اینکه بارش‌ها ناشی از تغییر اقلیم جهانی است، افزود: بر اساس اطلاعات آماری، بارش کشور تا پایان فروردین قابل ملاحظه خواهد بود. بیشتر بخوانید: خطای ۱۰ درصدی گزارش‌های هواشناسی در پیش‌بینی سیل/ تصرف غیر کارشناسی رودخانه‌ها از سوی مردم تابخش ادامه داد: اطلاعیه و اخطار‌های سازمان هواشناسی روز‌هایی که شرایط جوی کمی نامساعد است، ۷۲ ساعت قبل صادر و ۴۸ ساعت قبل از اخطار صادر می‌شود. این مقام مسئول گفت: سازمان هواشناسی ۱۵۰ اطلاعیه، ۹۰ اخطاریه به دستگاه‌های اجرایی و ۱۹۵۰ گزارش رادیویی و تلویزیونی در شرایط مخاطره آمیز داشته است.‌ سیلاب اخیر ۷۲ ساعت قبل پیش بینی‌های لازم انجام شده بود. درسه ماهه اسفند، فروردین و اردیبهشت بارش ها نرمال پیش بینی شده بود رضا اردکانیان، وزیر نیرو با اشاره به اینکه طی سه هفته گذشته شدت بارش، طول بارش و وسعت بارندگی از علل اصلی طولانی‌ترین و پهناورترین وقوع سیل در کشور به شمار می‌رود، اظهار کرد: میزان بارندگی در ۲ هفته اول فروردین امسال ۵۷ میلی متر شد و این یعنی ۱۹ برابر سال گذشته بارندگی در کشور داشتیم. وی از رفع مشکل ریزگرد‌ها که کانون آن در داخل کشور بود، خبر داد و گفت: اگرچه موضوع تولید برق هم به موجب این بارش حل شده است، اما باید امکانات و تجهیزات مورد نیاز را فراهم کنیم تا پیش بینی‌ها دقیق‌تر شود به طوریکه با تجهیز سازمان هواشناسی میان پیش بینی و هشدار تفکیکی ایجاد کنیم. وزیر نیرو با بیان اینکه پیش بینی‌ها توسط سازمان هواشناسی هر سه ماه انجام می‌شود، گفت: بر اساس آخرین پیش بینی که در روز ۲۹ بهمن ماه سال ۹۷ انجام و در شورای عالی آب مطرح شد در سه ماهه اسفند، فروردین و اردیبهشت شرایط از لحاظ بارشی نرمال بوده و حتی تنها در زمان هشدار احتمال وقوع سیل مطرح می‌شود که ما در ۲ روز مدت زمان میان فرصت هشدار تا وقوع سیل اقدامات سریع را انجام دادیم. حال به سراغ نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌رویم تا از صحت و سقم صدور اطلاعیه‌های سازمان هواشناسی به دستگاه‌ها و وزارتخانه‌های ذی ربط با خبر شویم: مستندات سازمان هواشناسی در حال بررسی است/کم کاری وزارت جهاد کشاورزی در حادثه سیل اخیر محمد دامادی، عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار گروه اقتصادی باشگاه خبرنگاران جوان، در پاسخ به این سوال که آیا سازمان هواشناسی پیش از وقوع سیل پیش بینی لازم را داشته است، اظهار کرد: با وجود برگزاری جلسات متعدد در کمیته آب و فاضلاب، روز گذشته جلسه‌ای در کمیسیون عمران برگزار شد تا اظهارنظر وزارت نیرو و هواشناسی بررسی شود. وی افزود: سازمان هواشناسی مستنداتی ارائه داده است که هشدار‌های لازم در استان‌های دارای بارش بیش از نرمال به موقع اعلام شده است که هم اکنون این مستندات در حال بررسی است و ظرف چند روز آینده کمیته آب و فاضلاب نظر نهایی خود را به کمیته عمران اعلام می‌کند. به گفته دامادی، با توجه به آنکه سازمان هواشناسی مستندات و دلایلی را در برابر اظهارات وزارت نیرو ارائه کرده است، از این رو تا بررسی نهایی نمی‌توان گفت که مقصر اصلی سیل اخیر سازمان هواشناسی بوده است. عضو کمیسیون عمران ادامه داد: با توجه به آنکه اجرای عملیات آبخیزداری و آبخوان داری و جلوگیری از تجاوز به حریم رودخانه‌ها در مدیریت سیل تأثیر گذار است، از این رو کم کاری وزارت جهاد کشاورزی و وزارت نیرو در حادثه سیل اخیر بی تأثیر نبوده است. وی در پایان با اشاره به اینکه وقوع سیل در تمامی کشور‌ها اتفاق می‌افتد، تصریح کرد: با توجه به اقدامات سایر کشور‌ها در برابر مدیریت وقوع سیل باید بپذیریم که دستگاه‌های ذی ربط در این زمینه طی سال‌های اخیر که با خشکسالی روبه‌رو بودیم، تعلل کردند. ضعف در هماهنگی سازمان هواشناسی با وزارت نیرو/ سهل انگاری وزارت جهاد کشاورزی در حریم بستر رودخانه ها عباس پاپی زاده، عضو کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار گروه اقتصادی باشگاه خبرنگاران جوان، در جریان بررسی موضوع سیل‌های اخیر اظهار کرد: در پیش بینی هواشناسی تا اعلام هشدار هواشناسی، تعیین وضعیت سد و هخوانی و هماهنگی با پیش‌بینی هواشناسی باید تصمیم گیری به هم پیوسته‌ای میان وزارت نیرو با سازمان هواشناسی صورت گیرد، چرا که هماهنگی و اتخاذ تصمیم‌ دو دستگاه با یکدیگر بهترین اقدام برای مدیریت سیلاب به شمار می‌رود. وی افزود: طی سال‌های اخیر هماهنگی لازم میان وزارت نیرو با سازمان هواشناسی به درستی انجام نشده است که در نهایت همین موضوع آسیب جدی را به همراه داشته است. پاپی زاده ادامه داد: هم اکنون تحقیق و تفحص نسبت به اظهارات وزیر نیرو و سازمان هواشناسی در حال انجام است تا مقصر اصلی و دستگاه‌های کم کار در حادثه سیل اخیر شناسایی شود. این مقام مسئول با اشاره به اینکه وزارت جهاد کشاورزی در حادثه سیل اخیر مقصر بوده است، بیان کرد: با توجه به آنکه وزارت جهاد کشاورزی به صورت مشخص حریم بستر رودخانه‌ها را مشخص نکرده است، از این رو در سیل اخیر خسارت قابل توجهی از این ناحیه به کشور وارد شد. وی بخشی از خسارت سیل اخیر را ناشی از سهل انگاری و بی توجهی وزارت جهاد کشاورزی به تجاوز در مورد حریم و بستر رودخانه‌ها دانست و گفت: در یک اقدام به هم پیوسته امیدواریم که وزارت جهاد کشاورزی طبق موازینی که وزارت نیرو اعلام می‌کند حریم بستر رودخانه‌ها را رعایت کند، ضمن آنکه سازمان هواشناسی و وزارت نیرو در خصوص تصمیم گیری و نحوه مدیریت سد‌ها باید مورد رصد و پایش قرار گیرند. به گفته پاپی زاده، با توجه به آنکه بخشی از خسارت سیل اخیر ناشی از تجاوز به حریم رودخانه‌ها بوده است، از این رو وزارت جهاد کشاورزی، بنیاد مسکن و شهرداری باید نسبت به مجوز احداث در بستر رودخانه‌ها جوابگو باشند. عضو کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی در پایان تصریح کرد: در سازمان هواشناسی همانند شرکت‌های هواپیمایی باید سیستم شناسایی مخاطره آمیز شناسایی شود تا نشان دهد که در چه مراحلی چه کسانی اطلاعات درست تهیه نکردند یا در صورت تهیه اطلاعات درست اقدامی برحسب آن توسط وزارتخانه‌های ذی ربط صورت نگرفته است. انتهای پیام/ ]]> حوادث Tue, 16 Apr 2019 05:53:51 GMT http://oshida.ir/vdcdo509.yt09f6a22y.html اظهارات نفس‌گیر یک نفوذی از عملیات ورود به ارودگاه انتحاری‌ها/ گفتم از پس این کار بر می‌آیم، ناسلامتی مثلا تروریستم! http://oshida.ir/vdci3yaq.t1aqz2bcct.html افغانستان تا لندنستان، خاطرات عمر الناصری (ابوامام المغربی، جاسوس دستگاه اطلاعات خارجی فرانسه در شبکه‌ی تکفیری‌های اروپا در دهه‌ی ۹۰ میلادی) است.آنچه می خوانید قسمتی از این ماجراست. اظهارات نفسگیر یک نفوذی از عملیات ورود به ارودگاه انتحاری‌ها/ از پس این عملیات بر میام ناسلامتی مثلا تروریستم! فردا [طبق قرار] ژیل را در ایستگاه قطار دیدم. گفت یک تاکسی دربست بگیرم و به روستای «آنتوان» [۱] بروم که در نزدیکی مرز فرانسه است. در آن روستا دوباره هم را دیدیم. گفت دوباره یک تاکسی دربست دیگر بگیرم و بروم به «غیوم» [۲]. از آنجا هم باید یک ماشین دربست دیگر می‌گرفتم و می‌رفتم به یک روستای کوچک فرانسوی، درست لب مرز، به اسم «اوغشی». [۳] به اوغشی که رسیدم دیدم دو نفر از نیروهای پلیس مخفی جلوی کلیسا در کنار یک ماشین منتظر ایستاده‌اند. چند دقیقه بعد ژیل هم رسید. سر و کله‌اش از یم گوشه پیدا شد و پیاده آمد سمت ما. مشخص بود که از آنتوان تا اینجا تعقیبم می‌کرده است. به محض اینکه مرا دید سلام داد. راننده پیاده شد و در را برایش باز کرد. همگی با هم، یعنی من و ژیل و آن دو نیروی امنیتی، سوار ماشین شدیم. بعد که هرکس در جای خودش نشست، ژیل درحالیکه یک لبخند بی‌رمق روی لبش بود، یک عبارت معروف از کتاب تن‌تن را خواند: «اِن غوت پوغ دو نو وِلز اوانتیوغ» [۴] (پیش به سوی ماجراهای تازه!) بعد از رسیدن به پاریس، ژیل برایم در هتلی اتاق گرفت. یک هتل ارزان قیمت، سطح‌پایین و زشت بود. دفعۀ بعد که دیدمش گله کردم. گفتم بعد از همۀ کارهایی که کردم خیال می‌کردم لایق بهتر از این باشم. با اکراه منتقلم کرد به یک جای بهتر. در برهه‌ای که در پاریس بودم کار زیادی برای انجام دادن نداشتم. اما ژیل هرچند روز یک بار به دیدنم می‌آمد و همیشه هم پول برایم می‌آورد. حتی یک روز گفت با خانواده‌ام تماس بگیرم. می‌خواست ببیند فهمیده‌اند من پشتِ قضیۀ دستگیری‌ها بوده‌ام یا نه. از درخواستش استرس گرفتم. چون نبیل هم با بقیه دستگیر شده بود و اگرچه فقط دو ساعت بازداشت بود ولی کاملاً این امکان وجود داشت که حکیم یا بقیه دربارۀ اعتراف روز قبل من با او صحبت کرده باشند. و اگر ژیل این را می‌فهمید، متوجه می‌شد به او خیانت کرده‌ام. درجا دستگیر می‌شدم. کاری نمی‌توانستم بکنم جز انجام چیزی که خواسته بود. شماره را گرفتم. نبیل گوشی را برداشت. خیلی عصبانی بود. فریاد کشید: «تو کجایی؟ ببین چی کار کردی. تقصیر توئه. همه افتادن زندان. مامان داغون شده. اگر واقعاً مردی برگرد و مسئولیت کاری که کردیو به عهده بگیر.» خیالم راحت شد. طبیعی بود از دست من عصبانی باشد. پیشتر به او قول داده بودم کاری کنم که طارق و امین و یاسین از خانه بروند و در نتیجه به صورت طبیعی فکر می‌کرد این دستگیری‌ها با آن قولی که دادم ارتباط داشته باشد. اما هیچ چیز دربارۀ دستگاه اطلاعات خارجی فرانسه نگفت. و مسئلۀ مهم، همین بود. بیشتر بخوانید:سرانجام عجیب یک جاسوس حرفه‌ای/ از اعتراف مقابل تروریست‌ها تا حرکت غیرمنتظره سرویس اطلاعاتی ژیل از اول هم می‌دانست که من قول مبهمی به نبیل داده‌ام که از او حفاظت کنم چون بعد از دیدار اولمان وقتی که به نبیل زنگ زدم، او هم کنارم ایستاده بود. وقتی آن قضیه را برایش یادآوری کردم دیگر نیازی به توضیح بیشتر نبود. اما بعد از آن گفتگوی تلفنی هردومان فهمیدیم که من دیگر نمی‌توانم در اروپا فعالیت کنم. در حقیقت خود من هم تمایلی نداشتم که دیگر در اروپا به فعالیتم ادامه بدهم. می‌خواستم به اردوگاه‌های آموزشی افغانستان بروم. خیلی از جوان‌ها را دیده بودم که در مسیر رفتن به این اردوگاه‌ها به خانۀ ما می‌آمدند. همیشه به آنها حسودی‌ام می‌شد. وقتی شنیدم امین و یاسین هم دربارۀ دورانی که در آنجا گذرانده بودند صحبت می‌کردند، حسودی‌ام شد. چقدر در تخیلاتم به آن کوه‌ها فکر می‌کردم. آرزو داشتم وسط آن کوه‌ها باشم. ژیل می‌خواست مرا به ترکیه بفرستد. پیش‌بینی می‌کرد بتوانم در ترکیه مفید باشم چون DGSE متوجه شده بود که تعداد زیادی از نیروهای [تندروی] فرانسوی، که اتفاقاً تحت نظر هم هستند، از فرانسه راه می‌افتند و وقتی به ترکیه می‌رسند ناگهان غیبشان می‌زند. اول در ترکیه، تامدتی هر روز به مساجد تندروها می‌روند اما ناگهان ناپدید می‌شوند. یعنی اول می‌روند به ترکیه و بعد از آن گم و گور می‌شوند. و چند ماه بعد دوباره سروکله‌شان در مساجد فرانسه پیدا می‌شود و هیچکس نمی‌داند در این مدت کجا بوده‌اند. دستگاه اطلاعات خارجی فرانسه حدس می‌زد که آنها آن زمان را در اردوگاه‌های آموزشی می‌گذرانند. ژیل می‌خواست بداند در ترکیه چه خبر است، می‌خواست بداند این آدم‌ها چطور سر از اردوگاه‌های آموزشی در می‌اورند. قبول کردم کار را دنبال کنم، البته مشکوک شدم که ژیل می‌خواهد از دستم خلاص شود. چون نه اسمی تحویل من داد، نه عکسی و نه آدرسی. حتی اسم شهری که باید در آنجا تمرکز می‌کردم را هم نگفت. فهمیدم این یک راه بن‌بست است. ژیل داشت تلاش می‌کرد دوباره مرا بازی بدهد، اما من هم می‌توانستم او را بازی بدهم. هیچ وقت آنقدری که باید و شاید مرا جدی نگرفته بود. اما می‌خواستم به او نشان دهم [چقدر لایق احترام هستم]. می‌خواستم به داخل اردوگاه‌ها نفوذ کنم. می‌خواستم او و کل دستگاه اطلاعات خارجی فرانسه را غافلگیر کنم. می‌خواستم کاری کنم تا همگی مجبور شوند به من توجه کنند. چند روز بعد ژیل مرا تا فرودگاه «شارل دوگل» همراهی کرد. مجبور شد در بخش کنترل گذرنامه هم همراهم بیاید چون من ویزای فرانسه را نداشتم، فقط ویزای بلژیک در گذرنامه‌ام بود. هفت هزار دلار پول به من داد. بعد هم نام یکی از هتل‌های بزرگ استانبول را ذکر کرد، قرار شد در آنجا با «رابط» ام دیدار کنم. […] [راوی در اینجا به شرح سفر خود به ترکیه پرداخته و اینکه با وجود حضور در آنجا، نمی‌تواند اطلاعات مفیدی برای ژیل پیدا کند. بعد هم حادثه‌ای برای او رخ می‌دهد که نیازمند پول می‌شود و مجدداً با ژیل تماس می‌گیرد.] اظهارات نفسگیر یک نفوذی از عملیات ورود به ارودگاه انتحاری‌ها/ از پس این عملیات بر میام ناسلامتی مثلا تروریستم! بالاخره وقتی توانستم با ژیل صحبت کنم، از اینکه نتوانسته بود زودتر با من تماس بگیرد ابراز تاسف کرد، گفت سرش شلوغ بوده. خیال می‌کرد هنوز می‌تواند از این مزخرفات تحویل من بدهد. گفت تا دو روز آینده به استانبول خواهد آمد. [دو روز بعد] در یک رستوران با هم قرار گذاشتیم. به او گفتم من دارم در استانبول وقتم را تلف می‌کنم. گفتم دوست دارم به ریشۀ این شبکه‌های تروریستی در پاکستان و افغانستان برسم، می‌خواهم به اردوگاه‌های آموزشی نفوذ کنم. چشم‌هایش را داخل حدقه چرخاند و گفت: «این محاله.» پرسیدم: «چرا محاله؟» «به این خاطر که اصلاً نمی‌تونی پات رو توی اردوگاه‌ها بذاری. برای اینکه بری داخل باید از یکی از مسئولین جذب نیروشون توی اروپا توصیه‌نامه داشته باشی.» این برای من مشکل نبود. مطمئن بودم اگر پایم به آنجا برسد می‌توانم بروم داخل اردوگاه‌ها. ادامه داد: «ضمنا باید ویزای پاکستان هم داشته باشی که گرفتنش اصلاً آسون نیست.» در حالیکه گوش‌تاگوش لبخند می‌زدم پرسیدم: «چرا آسون نیست؟ ناسلامتی من تروریستم!» ویزای پاکستان را گرفتم. کارش فقط ۵ روز طول کشید. البته توانستم فقط یک ویزای گردشگری ۱۵ روزه بگیرم. اما همین مدت هم کافی بود. یک هفته بعد که ژیل دوباره به استانبول آمد، تعجب کرد که چطور توانسته بودم همه چیز را جور کنم. مشخص بود تحت تاثیر قرار گرفته است. آن روز در محوطۀ باغستانی «دولمه باهچه» قرار داشتیم. یک روز زیبای بهاری بود. از تپه بالا رفتیم و روی نیمکتی که چشم‌اندازی از تنگۀ بسفور داشت، نشستیم. هفت ماه به من مهلت داد. اگر در این مدت برنمی‌گشتم، روابطش را با من قطع می‌کرد و آن تلفنی که از او داشتم برای همیشه خاموش می‌شد. پانزده هزار دلار هم پول داد. گفت: «می‌دونی، تو اولین کسی نیستی که تلاش می‌کنه به اردوگاه‌ها نفوذ کنه.» پرسیدم: «سر بقیه چی اومد؟» جواب داد: «اکثرشون نتونستن برن داخل. دست‌خالی برگشتن. بعضی‌هاشون هم دیگه هیچ‌وقت برنگشتن!.» گفتم: «اما من، هم می‌رم داخل اردوگاه‌ها، و هم برمی‌گردم.» «باشه، حله، اما اگر نتونستی هم، باز حله!» بعد نگاه معناداری به من کرد و گفت: «اون وقت می‌توانی هرجا خواستی بری. برات دردسر درست نمی‌کنیم.» در آن لحظه، آتش عصبانیتم از ژیل، خاموش شد. درست بود که اصلاً نمی‌شد به او اعتماد کرد، اما من در طول آن یک سالی که برای او کار می‌کردم، در صحبت با او بیش از هر کس دیگری وقت گذرانده بودم. و هر دوی ما، دست آخر می‌خواستیم به یک جا برسیم، اگرچه هر کداممان از راه متفاوتی می‌رفتیم. او باید وظیفه‌اش را انجام می‌داد. این را می‌دانستم. ولی این را هم می‌دانستم که او ته دلش نمی‌خواهد هیچ آسیبی به من برساند. می‌خواست راه خروجی جلوی پای من بگذارد. و پول زیادی هم به من داده بود تا [همه چیز را رها کنم، بروم و] یک زندگی تازه را شروع کنم. اما من دوست نداشتم زندگی تازه‌ای شروع کنم. همین زندگی‌ای که داشتم [یعنی کار امنیتی و اطلاعاتی] را می‌خواستم، ولی در سطح بالاتر. و فکر می‌کنم ژیل هم می‌خواست موفق شوم. سرم را انداختم پایین، خیره شدم به پاکت سیگار مارلبروی خودم و به شعاری که روی پاکت، زیر علامت تاج، نوشته بود اشاره کردم و گفتم: وِنی، ویدی، ویچی! [۵] (آمدم، دیدم، پیروز شدم.) لبخند زد. بلند شدم. دست دادیم. او همانجا ماند. چرخیدم، از محوطۀ باغستانی [دولمه باهچه] آمدم بیرون و راه افتادم پایین به سمت بوسفور. منبع:مشرق انتهای پیام/ ]]> حوادث Tue, 16 Apr 2019 05:53:51 GMT http://oshida.ir/vdci3yaq.t1aqz2bcct.html ۷ حیوانی که در سال ۲۰۱۸ منقرض می‌شوند http://oshida.ir/vdciwwaq.t1aqy2bcct.html نام ۷ حیوان در لیست حیوانات در معرض انقراض دائمی قرار گرفته است و به گفته کارشناسان حوزه حیات وحش، ممکن است در سال ۲۰۱۸ دیگر نمونه ای از این حیوانات در سطح کره زمین مشاهده نشود. بر اساس این گزارش فیل آسیایی با تعدادی کمتر از ۵۰۰ هزار زنجیر، فیل هندی با ۲۰ هزار زنجیر، اورانگوتان‌ سوماترایی با ۱۴۶۱۳ عدد، نهنگ آبی با ۱۰ هزار عدد، ببر بنگال ۲۵۰۰ قلاده، اورانگوتان‌ تاپانولی با ۸۰۰ عدد، ببر مالایی با ۲۵۰ قلاده، ۷ حیوانی هستند که در معرض خطر انقراض دائمی قرار دارند. فیل آسیایی با کمتر از 500 هزار زنجیر، در خطر انقراض دائمی قرار دارد. فیل هندی با 20 هزار زنجیر گونه دیگری است که در معرض خطر انقراض قرار دارد. تصویر زیر اورانگوتان سوماترایی را نشان می دهد که با 14 هزار و 613 عدد در معرض خطر انقراض قرار دارد. در سراسر دنیا 10 هزار عدد از نهنگ آبی وجود دارد که کارشناسان حوزه حیات وحش نسبت به انقراض این موجود زنده هشدار داده‌اند. ببر بنگال با 2500 قلاده در معرض خطر انقراض دائمی قرار دارد. اورانگوتان تاپانولی با 800 عدد در معرض خطر انقراض قرار دارد. ببر مالایی با ۲۵۰ قلاده در سراسر دنیا در معرض خطر انقراض دائمی قرار دارد. بنا به گفته کارشناسان حوزه حیات وحش، اگر روند شکار این حیوانات با سرعت فعلی ادامه پیدا کند، در پایان سال میلادی جدید این گونه ها دیگر روی زمین نیستند. انتهای پیام/ ]]> حوادث Thu, 14 Mar 2019 07:06:02 GMT http://oshida.ir/vdciwwaq.t1aqy2bcct.html زنی که برای خسارت گرفتن از بیمه، دست خود را با اره برقی قطع کرد! http://oshida.ir/vdcfmtdv.w6dvvagiiw.html پلیس اسلوونی یک زن ۲۱ ساله را که برای دریافت خسارت از شرکت بیمه دست خود را با اره برقی قطع کرده بود، بازداشت کرد. این زن امیدوار بود که بتواند پس از قطع دست حدود ۳۸۰ هزار یورو از شرکت بیمه خسارت دریافت کند. پلیس اسلوونی بر این باور است که او مدت اندکی پیش از حادثه خود را نزد این شرکت، بیمه کرده بود. والتار زرینسکی، سخنگوی پلیس، در نشستی خبری در این مورد اظهار داشت: «او با یکی از همدستان خود به طور عمدی دست خود را با اره برقی از مچ قطع کرد. او امیدوار بود که بتواند وانمود کند که این یک حادثه بوده است.» شایان ذکر است، است که پزشکان در بیمارستان لیوبلیانا، پایتخت اسلوونی، موفق شدند دست او را پیوند بزنند. این زن به همراه همدست ۲۹ ساله‌اش بازداشت شده است. آن‌ها در صورتی که در دادگاه مجرم شناخته شوند ممکن است به هشت سال زندان محکوم شوند. همدست این زن یکی از اعضای خانواده‌اش بوده است. انتهای پیام/ ]]> حوادث Wed, 13 Mar 2019 06:05:52 GMT http://oshida.ir/vdcfmtdv.w6dvvagiiw.html آقای بازیگر خودش را به آتش کشید! + تصاویر http://oshida.ir/vdcfetdv.w6dv0agiiw.html آکشی کومار بازیگر مشهور سینمای بالیوود هند پس از اینکه با به آتش کشیدن خود روی سن یک برنامه حاضر شد خشم همسرش را برانگیخت.این هنرپیشه در یک برنامه در حالی که کت و شلوار مشکی به تن داشت خود را به آتش کشید و روی سن رفت. اقدام او بازتاب زیادی در شبکه های اجتماعی و رسانه های هند داشته است و بسیاری را تحت تاثیر قرار داد. اما در این میان توینکل خانا همسر آکشی کوما که او نیز از بازیگران سینمای هالیوود است به شدت از این کار همسرش عصبی شده است.توینکل خانا در واکنش به این کار آکشی کومار در صفحه توئیتر خود نوشت: بیا خانه من تو را خواهم کشت. وی در ادامه نوشته است: چرنده! اینطور که من متوجه شدم تصمیم گرفتی خود را در آتش بسوزانی! در صورتی که زنده ماندی به خانه بیا و من تو را خواهم کشت! آکشی کومار در حالی با به آتش کشیدن خود روی صحنه رفته که برای جلوگیری از رسیدن آتش به بدنش با یک ماده ضد آتش پوست بدن خود را پوشانده بود. او همچنین زیر کت و شلوارش لباس نسوز پوشید. کومار معمولاً در فیلم‌های رزمی و ماجراجویانه و اخیراً در فیلم‌های کمدی به بازی پرداخته است. او از سال ۱۹۹۰ تا کنون در بیش از۱۰۰ فیلم ایفای نقش کرده است.آکشی در سال ۲۰۰۱ با تونیکل خانا ازدواج کرده است. ]]> حوادث Sat, 09 Mar 2019 05:39:19 GMT http://oshida.ir/vdcfetdv.w6dv0agiiw.html نقشه پسر هرمی برای پدر تاجر http://oshida.ir/vdcjaxem.uqemazsffu.html ، چند روز قبل مرد میانسالی به دادسرای امور جنایی تهران رفت و از ربوده شدن پسرش خبر داد. او گفت: پسرم ۲۲ سال دارد. دو سالی از پایان سربازی‌اش می‌گذرد اما همچنان بیکار است. من ساکن یکی از شهرستان‌های اطراف تهران هستم و پسرم هم برای یافتن کار به تهران آمد. از رفتنش یک هفته‌ای نگذشته بود که با من تماس گرفت و گفت برای استخدام در شرکتی معتبر و دولتی نیاز به ۱۶ میلیون تومان پول دارد. اما من با این درخواستش مخالفت کردم. چندباری با من تماس گرفت و زمانی که دید من به خواسته‌اش تن نمی‌دهم واقعیت ماجرا را برایم بیان کرد. پسرم گفت که توسط افرادی ناشناس ربوده شده است و گروگانگیران برای آزادی‌اش ۱۶ میلیون تومان خواسته‌اند. پسرم اصرار کرد که موضوع ربوده شدنش را به پلیس نگویم چرا که تهدیدش کرده‌اند در صورت ورود پلیس به ماجرا پسرم را بکشند. من هم برای نجات جان پسرم پول را به حساب آنها ریختم اما گروگانگیران رهایش نکردند. می‌ترسم که آنها بلایی سرش بیاورند و ازشما می‌خواهم که او را نجات دهید. مخفیگاه اعضای شرکت با شکایت مرد تاجر تحقیقات به دستور بازپرس شعبه نهم دادسرای امور جنایی تهران، برای آزادی کوروش و دستگیری آدم ربایان آغاز شد. در بررسی‌های صورت گرفته مشخص شد که آدم ربایی در کار نبوده و کوروش در دام یک شرکت هرمی گرفتار شده است.بدین ترتیب کارآگاهان مبارزه با جرایم جنایی پس از شناسایی مخفیگاه اعضای این شرکت راهی محلی در جنوب تهران شده و ضمن هماهنگی با بازپرس سهرابی وارد مخفیگاه آنها شده و کوروش و ۸ نفر دیگر را دستگیر کردند.باتوجه به این‌که رسیدگی به جرایم شرکت‌های هرمی در صلاحیت دادسرای جرایم رایانه‌ای است، پرونده با قرار عدم صلاحیت به این دادسرا فرستاده شد و تحقیقات در این خصوص ادامه خواهد یافت. گفت‌وگو با متهم ۲۲ سال دارد و ۳ ماه قبل در سودای پولدار شدن و یافتن شغل خوب قدم در خانه‌ای گذاشت که دفتر یک شرکت هرمی بود. پسر جوان در رابطه با ماجرایی که برایش اتفاق افتاده بود به سؤالات خبرنگار ما چنین پاسخ داد. چه شد که راهی تهران شدی؟ زمانی که سرباز بودم با پسر جوانی به نام هوشنگ آشنا شدم. چند ماه قبل هوشنگ به من زنگ زد و از شرایط زندگی‌ام پرسید. به او گفتم که بیکار هستم و هوشنگ هم گفت می‌تواند در شرکت پتروشیمی برایم کاری خوب با درآمد بالا پیدا کند. او از من خواست برای مصاحبه و کار به تهران بیایم. تو هم بدون هیچ تحقیقی به تهران آمدی؟ بله و به آدرسی رفتم که ابتدا تصور می‌کردم خانه هوشنگ است. در آنجا دختر و پسرهای زیادی بودند و فردی که بعداً متوجه شدم سرشاخه شرکت هرمی است از همان روز اول شروع به صحبت با من کرد. او گفت که کار در شرکت پتروشیمی آینده عالی دارد و حقوق و مزایایش خیلی بالاست. اما شرط کار در این شرکت پرداخت ۱۶ میلیون تومان بود. به سرشاخه شرکت هرمی گفتم که چنین هزینه‌ای برای پرداخت ندارم و او هم پیشنهاد داد که از پدر پولدارم بگیرم. اما پدرم راضی به پرداخت این پول نشد و او اینبار پیشنهاد داد که وانمود کنم مرا ربوده‌اند. پدرم هم که می‌ترسید بلایی سر من بیاید ۱۶ میلیون را پرداخت کرد. چرا از شرکت بیرون نیامدی؟ چون شرط کار در شرکت فقط این نبود. البته سرشاخه شرکت هرمی به سراغم آمد و پیشنهاد دیگری داد. او گفت به جای کار در پتروشیمی، بهتر است که برای شرکت خودشان فعالیت و عضوگیری کنم. او می‌گفت اگر کارم را خوب بلد باشم می‌توانم ماهانه بیش از ۱۰۰ میلیون تومان پول به جیب بزنم. شرط دوم این بود که دو نفر را به او معرفی کنم. دو نفری که آنها هم ۱۶ میلیون تومان به حساب شرکت واریز کنند. من هم شروع به تماس با دوستان و آشنایانم کردم تا آنها را به راهی که رفته بودم بکشانم. در سه ماهی که در شرکت بودی چکار می‌کردی؟ آنها به ما آموزش‌های منفی می‌دادند. از طرفی به من می‌گفتند که اگر کارم را خوب یاد بگیرم و دوره‌های آموزشی را در ایران با نمره بالا بگذرانم مرا به شرکت هایشان در چین و تایلند و امریکا معرفی می‌کنند و می‌توانم در این کشورها با حقوق عالی مشغول به کار شوم.وعده و وعیدهای آنها به قدری وسوسه کننده بود که اصلاً فرصت فکر کردن در مورد درست و غلط بودن را به من نمی‌داد. هر روز کلاس‌های آموزشی منفی داشتیم حتی یکی از اعضایی که به شرکت آمده بودند را مجبور کردند از همسرش جدا شود و با یکی از سرشاخه‌ها ازدواج کند. اما این ازدواج دو ماه بیشتر طول نکشید. باورتان نمی‌شود در این شرکت‌ها طوری شست و شوی مغزی می‌دهند و از پولدار شدن و زندگی در شرایط ایده آل می‌گویند که ناخواسته همراه آنها می‌شوی. منبع: روزنامه ایران ]]> حوادث Tue, 05 Mar 2019 04:14:11 GMT http://oshida.ir/vdcjaxem.uqemazsffu.html