پایگاه خبری اوشیدا - آخرين عناوين حوادث :: نسخه کامل http://oshida.ir/Events Tue, 27 Jun 2017 11:23:09 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://oshida.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری اوشیدا http://oshida.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری اوشیدا آزاد است. Tue, 27 Jun 2017 11:23:09 GMT حوادث 60 ماه عسل 96 به ایستگاه پایانی رسید/ امیرعباس (کچلیک) تیتراژ ماه عسل را خواند http://oshida.ir/vdcci4qp.2bqoo8laa2.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: ویژه برنامه عید سعید فطر «ماه عسل» روز گذشته میزبان منتخبین مردم بود. در بخش ابتدایی برنامه ماه عسل حال وهوای عوامل پشت صحنه پخش شد. احسان علیخانی ضمن تبریک عید سعید فطر مخاطبان را به دیدن یک برنامه جذاب دعوت کرد. در آیتم ابتدایی مخاطبان نظرات خود را پیرامون برنامه ماه عسل گفتند. در بخش اول مهمانان شاهد حضور سازنده فیلم‌های «قهرمان من» بودیم.    كم سوادی كه دكتر شد!       یکی از برگزیدگان «قهرمان من» از نظر مخاطبان آقای موسوی بود او که به دلیل نبود امکانات تحصیلی در روستای خود نتوانسته درس بخواند، بعد از جنگ در سن ٢٤ سالگی و در مقطع راهنمايی همزمان با کار کردن ادامه تحصیل می‌دهد. وی در حال حاضر رئیس ارشاد شهر کاشان است و در مقطع دكترا درس می‌خواند.       ‏‎‏‎مقداد قهرمان فيلم برگزيده بعدی بود. او يك آموزگار است كه در روستا‌های مرزی کشور باعث لبخند كودكان می‌شود و در انجا کارهای خیر پیش قدم است. وی گفت: تاکنون٢٥٠٠ لبخند بر لبان كودكان اين منطقه آورد‌ه‌ام اما نذر من این است؛ پنج هزار لبخند را به لب كودكان مناطق محروم بنشانم. البته امسال در نظر دار به مناطق عشايرنشین بروم. ‏‎‏‎‏‎‏‎‏   هيچ وقت فكر نمی‌كردم پایم به ماه عسل برسد     ابوالفضل خانجانی يكی دیگر از مهمانان برگزيده ماه عسل ٩٦ بود كه به انتخاب مخاطبان دوباره در قاب ماه عسل حضور پیدا کرد و گفت: من هيچ وقت فكر نمی‌كردم دربرنامه ماه عسل حضور پیدا کنم بعد از برنامه نزديك به ١٠ هزار پيام به دست من رسید. همه می‌گفتند بعد از ديدن برنامه من دچار تغيير و تحول شدند. حتی بعد از برنامه يك نامه گرفتم كه نوشته بود وقتی داستان شما را شنيدم روی برگ نوشته شده نوشتم و حاضر نشدم كاغذ استفاده شده را دور بیندازم. اگر حضور من این اندازه تاثيرگذار باشد، برای من كافی است.   از مردم برای رقم زدن اين معجزه ممنونم      خانم عراقی يكى از زندانيانی كه به واسطه كمپين آزادی زندانيان آزاد شده بودند به همراه فرزندانش ميهمان ديگر ويژه برنامه عيد سعید فطر ماه عسل بود . دختر خانم عراقی از همه مردم به خاطر محبت‌هایشان تشکر کرد و آزادی مادرش را یک معجزه دانست. خانم عراقی هم از همه مردم به خاطر این حماسه بزرگ تشکر کرد.   حضور مادر مازيار برای ادامه قصه كوير       سامان و دانيال به همراه مادر مازیار و مادر رامین ميهمان ديگر برنامه ماه عسل بودند. آنها در روز دوم ماه عسل حضور داشتند و در پایان برنامه خواستند که خانواده مازیار و رامین آنها را ببخشند به همین خاطر روز گذشته شاهد حضور دو خانواده دیگر نیز بودیم. مادر مازيارگفت: این اتفاق سرنوشت و قسمت آنها بود و سامان و دانیال تلاش خودشان را کرده بودند اما قسمت چیز دیگری بود روز سفر به مازيار گفتم زود برگرد گفت مامان من تا 30 سال بيشتر زنده نيستم، گفتم برو به خدا می‌سپا‏‎‏‎‏رمت .حتی در زمانی که خبری از آنها نبود ما دلشوره نداشتیم خداوند به ما آرامش را داده بود. وی ادامه داد: برخی‌ها می‌گویند که ما سامان و دانیال را نبخشیده‌ایم در حالی که اصلا اینطور نیست وقتی خدا می‌بخشد من در مقابل خدا کاره‌ای نیستم. مادر رامین گفت: ما روز اول آنها را بخشیدیم اگر حرفی زدیم به خاطر شرایط روحی ما بود.   در بخش بعدی آیتمی ازآخرین وضعیت درمانی عمو موسی با 336 کیلو وزن در بیمارستان پخش شد که در حال گذراندن دوره درمان خود است.   در ادامه برنامه، دو قهرمان دیگر که سوژه فيلم‌های« قهرمان من» شده بودند و برگزیده مخاطبان شدند، در قاب ماه عسل حضور پیدا کردند.     همچنین، در بخش دیگر برنامه ماه عسل امیرعباس (کچلیک) در قاب ماه عسل حضور پیدا کرد. امیرعباس که با پخش یک ویدئو در فضای مجازی معروف شده است، در برنامه تیتراژ ابتدایی ماه عسل خواند . عوامل ماه عسل هم به امیرعباس یک دوچرخه هدیه دادند.   قهرمانِ روی ويلچر اما ايستاده     حامد اميری مهمان ديگر برنامه روز گذشته بود که سال‌ها در مسابقه قوی‌ترين مردان ايران شركت کرده است و بعد بر اثر يك اتفاق دچار ضايعه نخاعی می‌شود اما اين اتفاق باعث نااميدی او نمی‌شود و با انگيزه‌ای كه داشت توانست در مسابقات پارالمپيك ريو مدال نقره بگيرد.   در بخشی دیگر از برنامه درباره این روزهای چهار هنرور علاقمند به بازیگری آیتمی پخش شد .   كلباسی: هنوز خيلی راه داريم       ‏‎‏‎نرگس كلباسی مهمان منتخب مخاطبان در برنامه ماه عسل حضور پیدا کرد. وی گفت: خيلي كارهای بزرگ مانده كه می‌‌توانیم با كمك مردم ايران برای بچه‌های يتيم انجام بدهیم. هركسی من را بعد از برنامه دید خيلی با من صميمى و مهربان برخورد می‌كرد؛ انگار همه خواهر و برادر و فاميل هستيم.   حال خوب خانواده منصوريان       خانواده منصوريان به عنوان يكى از محبوب‌ترين سوژه‌های ماه عسل دوباره پا به صحنه اين برنامه گذاشتند. مادر خواهران منصوريان نيز در اين جمع حضور داشت وآنها حال خوب خود را به خاطر حضور در ماه عسل می‌دانستند. در بخش پایانی احسان علیخانی از محبت‌های مردم تشکر کرد. همچنین وی در خصوص برنامه سال آینده گفت: اگر من و دوستانم حرفی برای گفتن داشته باشیم سال بعد مزاحم شما می‌شویم چرا که این زمان بهترین لحظه برای دیدار با شما است. تیتراژ پایانی با حضور سینا شعبانخانی پایان بخش برنامه ماه عسل 96 بود.   گزارش از الهام قبادی انتهای پیام/     ]]> حوادث Tue, 27 Jun 2017 06:31:27 GMT http://oshida.ir/vdcci4qp.2bqoo8laa2.html دستگیری عناصر تروریستی وابسته به داعش http://oshida.ir/vdcauanm.49no015kk4.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: به استحضار ملت شریف ایران می رساند در آستانه عید سعید فطر و همزمان با روز جهانی قدس، سربازان گمنام امام زمان (عج) موفق شدند، یک گروه تروریستی وابسته به داعش که قصد انجام اقدامات تروریستی در استان های عمقی و شهرهای مذهبی کشور را داشت؛ طی سلسله عملیات ترکیبی اطلاعاتی شناسایی و قبل از هرگونه اقدام به همراه تجهیزات انفجاری و انتحاری بازداشت نمایند. از این گروهک تروریستی، سه قبضه کلاشینکف، یک قبضه مسلسل برتابه همراه صدا خفه کن، دوربین دید در شب، سه کمربند انتحاری، سه گوشی تجهیز شده جهت انفجار از راه دور، مقادیر زیادی فشنگ، مواد پیش ساز بمب، فتیله انفجاری، کیت های انفجاری، وسائل الکترونیکی، بیسیم و سایر ابزارهای فنی ساخت بمب کشف و ضبط گردید. انتهای پیام/         ]]> حوادث Sun, 25 Jun 2017 07:33:57 GMT http://oshida.ir/vdcauanm.49no015kk4.html صحبت های یکی از عناصر سابق داعش در "بازگشت عیسی" http://oshida.ir/vdcgy79n.ak9y34prra.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: مجتبی قره باغی کارگردان و نویسنده مستند "بازگشت عیسی" درخصوص این مستند گفت: در این مستند مشاهده می کنید که گروهک تروریستی داعش در فریب جوانان منطقه توسط ائمه جمعه ، علما و مدرسین مدارس دینی اهل سنت محکوم شده است. مصاحبه هایی در این مستند از زبان عنصر داعشی بازگشته به ایران و برخی خانواده هایی که یکی از اعضای آنها به داعش پیوسته، پخش می شود که به خوبی نشان می دهد، این گروهک تروریستی چگونه ذهن نیروهای خود را شستشو می دهد و با چه وعده های پوچ و فریبنده ای آنها را وادار به انجام اقدامات تروریستی می کند. وی ادامه داد: بعد از برگزاری جلسه آشنایی با موضوع و صحبت درباره فیلم وارد مرحله ساخت مستندی شدیم که به مقوله داعش از نگاه علما اهل سنت می پرداخت. این فیلم باید تفاوت های تفکر تکفیری را با تفکرات غیر تکفیری اهل سنت نشان می داد. در حقیقت باید مخاطب را با این مساله آگاه می کرد که اهل سنت اهل خونریزی نیستند و داعش حاصل تفکرات غیر اسلامی و زاییده خشونت طلبی همان هایی است که از ابتدای تاریخ با نام های مختلف در شیپور جنگ می دمیدند. همان هایی که با همین روشهای کشتار عجیب داعش، جنگهای صلیبی راه می انداختند. کما اینکه از احادیث سلفیت و اهل سنت می توان به این مقوله پی برد که تکفیر میان آنان جایگاهی ندارد. وی درخصوص مراحل نگارش این مستند افزود: بعد از مراحل مختلف تحقیق و شناسایی علمای برجسته و متنفذین استان سیستان و بلوچستان، نگارش فیلمنامه و انجام دکوپاژ ساده برای آغاز تصویر برداری، "عیسی جزنیا" به بنده معرفی شد. با گروه به سراغ این نوجوان رفتیم که به تازگی وارد ایران شده بود. بعد از ساعتها مصاحبه و تعریف خاطرات تلخ و پیچیدگیهای سفرش به سوریه، تصویر برداری را به مرحله استانی بردیم و این آغاری برای آشنایی بنده با مردم استان سیستان و بلوچستان بود. قره باغی تصریح کرد: خاطرم هست که وقتی به این استان رسیدیم برایم سوال بود که آیا آنجا جزء ایران است یا نه! اصلا طور دیگری بود. البته شاید به این خاطر این حس را داشتم که خیلی سفر نکرده ام و آشنایی با شهرهای مختلف ندارم، در زاهدان با برخی خانواده هایی که بعضی از اعضای آنها به داعش پیوسته بودند مصاحبه کردیم. همه ناراحت ازینکه چرا فلان فامیلشان یا برادر و خواهرشان رفته اند و احتمالا تا به حال نابود شده اند. وی در ادامه در مورد تصویربرداری این مستند عنوان کرد: مرحله سوم تصویر برداری مصاحبه با متنفذین و علمای استان بود. کسانی که به واقع میان مردم استان ارج و قربی داشتند. شبانه به منزل مفتی دهواری در گُشت سراوان رفتیم. با آن چهره زیبای دلنشین، طوری از سلفیت صحیح می گفت که هیچ فرقی بین تفکر شیعه و سنی احساس نمی شد. می خندید و می گفت داعش به ما هم که برسد، گردن مارا هم می زند، چون ما هم تفکرشان را قبول نداریم. مولوی کردی در شهرستان مهرستان طوری از انقلاب و آرمان های امام سخن می گفت که دلت می خواست همانجا اسلحه به دست بگیری و همراه او به جنگ صهیونیسم بروی. وی در ادامه درخصوص یکی از تکفیری ها گفت: یکی از مصاحبه شونده ها می گفت برادرش لاابالی بوده و اهل همه کاری به جز نماز و روزه و دینداری. خب این آدم چطور به گروهک تکفیری ای پیوسته که به خاطر گوش دادن به موسیقی ملت را 300 ضربه شلاق میزند. این که خودش از ابتدای ورود باید شلاق بخورد تا لحظه هلاکت؟! یا فرد دیگری از دامادشان می گفت که حتی فرد موجهی برای خانواده اش به حساب نمی آمد، عرضه انجام هیچ کاری را نداشت، اما به خیال خودش برای زندگی بهتر به داعش ملحق شده بود. داعشی که امروز می بینیم از نقاط مختلف سوریه و عراق در حال فرار است و جایی برای اطراق ندارد. حالا این ها رفته اند آنجا که در کدام ارض خلافت زندگی تخیلی شان را ادامه دهند. همه در آخر می گفتند که مدت زیادی است از رفتگانمان خبری نداریم و احتمالا مرده اند. البته بسیاری از این مصاحبه ها به خواسته مصاحبه شوندگان در فیلم گنجانده نشد تا آبروی ایشان بیش از این میان اقوام و آشنایان نریزد. انتهای پیام/ ]]> حوادث Sun, 25 Jun 2017 07:29:48 GMT http://oshida.ir/vdcgy79n.ak9y34prra.html پایان خوش قصه خونین مهمان ماه عسل/ کنایه معنادار احسان علیخانی به دانشگاه آزاد http://oshida.ir/vdcjtoei.uqehizsffu.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: بیست و سومین برنامه ماه عسل روایتی از زندگی متفاوت دو «حامد» بود؛ یکی در کرج و دیگری در شهر بم. در ابتدای برنامه احسان علیخانی، میزبان حامد و مادرش از کرج بود. حامد در خصوص اتفاقی که در سال 1394 برایش افتاده است، گفت: 32 ساله هستم. در حال حاضر فوق لیسانس برق می‌خوانم و سه برادر دارم. وی ادامه داد: لیسانس خود را سال 94 گرفته بودم و مشغول کار برق بودم. یک دوستی داشتم که در کارها به من کمک می‌کرد. به خاطر دوستی زیاد، او به خانه ما رفت و آمد داشت. به‌ خصوص در یک دوره زمانی که مشغول یک پروژه مهم بودیم، حدود 20 شب دوستم در منزل ما بود و خانواده هم موافق بودند. تا اینکه کار مشترک ما تمام شد و مدتی از هم خبر نداشتیم. در ادامه «حامد» درباره روز حادثه عنوان کرد: بعد از مدتی او را دیدم. دوستم وضع مالی نامناسبی داشت و من سعی می‌کردم به او کمک کنم. در همان روزها دوباره او را به خانه آوردم. شب تا ساعت چهار و پنج صبح بیدار بودیم. صبح که بیدار شدم، دیدم دوستم از اتاق بیرون رفت؛ زمانی که برگشت ناگهان چشمم را باز کردم و دیدم دوستم روی سینه‌ام نشسته است و چاقو را در گلوی من فرو می‌برد. چاقو را با تلاش، از گردنم بیرون آوردم. در آن لحظه هرچه داد و فریاد زدم، فایده‌ای نداشت و مادرم که مشغول صحبت کردن با تلفن بود، صدای من را نشنید، اما همسر برادرم از پشت تلفن به مادرم گفته بود صدایی می آید. در نهایت مادرم به اتاق من آمد. دوستم با دیدن مادرم، چاقو را در کمر، پا، قفسه سینه و دست من فرو برد و آخر سر ضربه‌ای هم به کمر مادرم زد و از خانه ما فرار کرد. حامد در خصوص بعد این اتفاق اظهار داشت:پس از این اتفاق به بیمارستان رفتم و سه عمل جراحی اشتم. مادرم هم همان جا بستری شد. در همان زمان فشار زیادی روی من بود. عذاب وجدان داشتم و شرمنده خانواده ام بودم که چرا دوستم را به منزل آوردم. حال من به حدی وخیم بود که می‌خواستند پایم را قطع کنند. برای من که تکواندو کار می‌کردم این شرایط خیلی سخت بود. وی افزود: یک روز که قرار بود بعد از یک ماه از بیمارستان مرخص شوم، تصمیم گرفتم از پنجره طبقه پنجم خودم را به بیرون پرت کنم. می‌خواستم به خاطر شرمندگی زیادی که داشتم، خودکشی کنم. در بخش دیگر برنامه، سعید که در اورژانس اجتماعی کار می‌کند و ناجی زندگی حامد بود، در قاب ماه عسل قرار گرفت. سعید گفت: با من تماس گرفتند و من به بیمارستان رفتم. از همه خواستیم شرایط را برای ما مهیا کنند. حامد می‌خواست خودکشی کند. در آن لحظه فقط گریه می‌کرد و ما با تکنیک‌هایی که بلد بودیم، او را به آرامش دعوت کردیم. تصمیم او جدی بود و من شروع به صحبت با حامد کردم. به او گفتم که می‌توانی دوباره تصمیم بگیری و از او خواستم شرایط خودش را برایم تعریف کند. حامد درباره انگیزه اصلی ضارب عنوان کرد: در جلسه دادگاه او ادعا کرد که به خاطر سرقت از خانه ما قصد کشتن من را داشت. البته او حتی رمز عابر بانک‌های من را داشت و این حد اعتماد اشتباه بزرگ من بود.او در ادامه از قبولی خود در رشته برق در مقطع فوق لیسانس گفت و مادرش در این باره گفت: خدا را شکر او در دانشگاه آزاد نزدیک منزلمان قبول شد. در این بخش علیخانی متلک جالبی درباره دانشگاه آزاد گفت و اظهار داشت: «خدا رو شکر دانشگاه آزاد به جایی رسیده که دیگه دم خونه‌هام شعبه داره» (خنده). در پایان برنامه حامد به خاطر همه اتفاقات اظهار پشیمانی کرد و از همه مردم خواست به راحتی هر کسی را وارد حریم شخصی خود نکنند. مهمان ديگر «ماه عسل» کسی بود که روزهای سختی را در جریان زلزله ناگوار بم گذرانده است. «حامد» درباره آن روزها گفت: متولد بم هستم و خانواده خود را در این زلزله از دست داده ام. خودم هم در زمان زلزله زیر آوار مانده بودم. وی افزود: نزديک به ٥٠ ساعت بعد از زلزله زير آوار بودم. نمی‌‌توانستم تکان بخورم، حجم آوار روی من زياد بود. فقط متوجه تغيير شب و روز می‌شدم. خيلی كمک خواستم، اينقدر فرياد زدم كه بيهوش شدم. در بخش دیگر آقای اسکندری که ناجی حامد بود، به برنامه دعوت شد. او از دیدن حامد بعد از 14 سال بسیار خوشحال بود. اسکندری گفت: برای من بسیار هیجان انگیز است که دوباره حامد را می بینم و این حس خودم را نمی توانم توصیف کنم.   گزارش الهام قبادی انتهای پیام/ ]]> حوادث Sat, 24 Jun 2017 09:07:42 GMT http://oshida.ir/vdcjtoei.uqehizsffu.html نخستین فیلم از محل انفجار انتحاری در مکه http://oshida.ir/vdcayanm.49nom15kk4.html  به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: صبح روز گذشته اعضای یک گروهک تروریستی با استقرار در موقعیتهای مختلف از جمله جده، العسیله و محله اجیاد المصافی در مکه، قصد انجام عملیات انتحاری را داشتند. اولین عملیات در محله العسیله بود که توسط نیروهای امنیتی خنثی شد اما تروریستی که در یکی از منازل قدیمی محله اجیاد المصافی نزدیکی مسجدالحرام پنهان شده بود، هنگامی که حلقه محاصره توسط ماموران امنیتی بر او تنگ شد، پس از اصرار نیروهای امنیتی برای تسلیم شدن، خود را منفجر کرد. بنا بر گفته های منصور الترکی سخنگوی امنیتی وزارت کشور سعودی، به دنبال این حادثه، سه زائر زخمی و پنج تن از نیروهای امنیتی نیز دچار جراحات سطحی شدند، همچنین در ادامه بررسی ها پنج متهم از جمله یک زن دستگیر شدند و تحقیقات در این زمینه در جریان است. گفتنی است بنا بر اطلاعات منتشر شده در خبرگزاری عاجل سعودی ، افرادی که قصد انجام عملیات انتحاری در جده را نیز داشتند دستگیر شدند.     00:00 01:31 کد ویدیو دانلود فیلم اصلی     انتهای پیام/ ]]> حوادث Sat, 24 Jun 2017 09:07:42 GMT http://oshida.ir/vdcayanm.49nom15kk4.html توضیحات معاون امنیتی استانداری تهران درباره شنیده شدن صدای تیراندازی در فرودگاه مهرآباد http://oshida.ir/vdcbswbs.rhb9spiuur.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: محسن همدانی معاون امنیتی استانداری تهران با اشاره به شنیده شدن صدای تیراندازی در ترمینال 4 فرودگاه مهرآباد، گفت: صبح امروز نیرو‌های مسلح حاضر در فرودگاه مهرآباد یک مانور محدود داخلی برگزار کردند. وی افزود: شلیک گلوله در راستای برگزاری این مانور بوده و جای هیچگونه نگرانی وجود ندارد. همدانی اظهار داشت: پس از وقوع دو حادثه تروریستی تهران، دستگاه های امنیتی و انتظامی مانورهایی برای حفظ و ارتقای توان حفاظتی و دفاعی خود برگزار کردند که درخصوص برگزاری برخی از این مانورها از جمله مانور صبح امروز فرودگاه مهرآباد تهران، اطلاع رسانی نشده بود. وی تصریح کرد: این مانور با حضور نیروهای نظامی و انتظامی مستقر در فرودگاه مهرآباد تهران و با هدف حفظ و ارتقای توان دفاعی، حفاظتی و آمادگی نیروهای مسلح در این محدوده برگزار شده است. معاون امنیتی استانداری تهران خاطر نشان کرد: این موضوع به هیچ وجه امنیتی نبوده و مانور برای افزایش آمادگی جهت مقابله با اقدامات تروریستی برگزار شده است.   انتهای پیام/   ]]> حوادث Sat, 24 Jun 2017 09:07:42 GMT http://oshida.ir/vdcbswbs.rhb9spiuur.html 2 باند مسلح با کشف یک تن و 772 کیلوگرم موادمخدر در شرق کشور منهدم شد http://oshida.ir/vdcevv8n.jh8oni9bbj.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: مرکز اطلاع رسانی پلیس، سردار حسین رحیمی روز شنبه اظهارداشت: به دلیل موقعیت خاص منطقه ای و همجواری سیستان و بلوچستان با 2 مرکز مهم تولید و قاچاق مواد مخدر، مبارزه با این پدیده خانمان سوز در اولویت اصلی پلیس استان قرار دارد و اعضای باندهای مسلح موادمخدر به طور مداوم مورد رصد و پایش قرار می گیرند. وی افزود: ماموران انتظامی شهرستان های سراوان، ایرانشهر و سیب و سوران با پایش های دقیق و تخصصی و اشراف اطلاعاتی، اعضای یک باند مسلح را که از مناطق صفر مرزی به صورت مسلحانه و با استفاده از خودروهای کوهستانی و تیزرو اقدام به جابه جایی مواد مخدر به جنوب استان می کردند مورد شناسایی قرار دادند. وی تصریح کرد: اعضای این باند مسلح پس از وارد شدن به کمین تکاوران پلیس در ارتفاعات میان سراوان و ایرانشهر با آنان به صورت مسلحانه درگیر شدند.وی ادامه داد: ماموران بعد از مدتی درگیری مسلحانه علاوه بر توقیف چهار دستگاه خودرو، یک تن و 248 کیلوگرم تریاک، 52 کیلوگرم هروئین و 2 قبضه سلاح کلاش را کشف و سه قاچاقچی حرفه ای را دستگیر کردند. فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان با اشاره به شناسایی یک باند مسلح مواد مخدر دیگر گفت: در این عملیات ماموران انتظامی شهرستان های خاش و مهرستان پس از شناسایی قاچاقچیان مسلح و تیراندازی سوداگران مرگ، با آنان درگیر شده و بعد از حدود نیم ساعت درگیری مسلحانه علاوه بر توقیف 2 دستگاه خودرو و دستگیری یک قاچاقچی، 472 کیلوگرم تریاک را کشف و ضبط کردند. سردار رحیمی خاطر نشان کرد: نیروی انتظامی با اشراف اطلاعاتی و حضور محسوس و نامحسوس در تمام نقاط سیستان و بلوچستان اجازه نمی دهد که قاچاقچیان و مخلان نظم و امنیت در هیچ نقطه ای احساس امنیت و آرامش کنند و برخورد پلیس با آنان قاطع خواهد بود. ]]> حوادث Sat, 24 Jun 2017 09:07:42 GMT http://oshida.ir/vdcevv8n.jh8oni9bbj.html راز نوعروس لو رفت / در اتاق حجله جنجالی بر پا شد و فردا داماد به دادگاه رفت! http://oshida.ir/vdcdxj0k.yt0nz6a22y.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: به‌دنبال افشای راز زندگی نوعروس در نخستین شب زندگی، در اتاق حجله جنجالی بر پا شد و روز بعد داماد برای طلاق همسرش به دادگاه خانواده رفت.   در راهروی مجتمع قضایی صدر، مراجعان زیادی حضور داشتند، اما مرد جوانی که دستبند به دست کنار مأمور پلیس نشسته بود، توجه را جلب می‌کرد. شلوار جین بر تن داشت و به موهایش ژل زده بود، با صورتی آفتاب سوخته و کفش­‌های خاکی. منشی شعبه 244 از طرفین پرونده خواست وارد اتاق دادگاه شوند.   قاضی «حمیدرضا رستمی» سرگرم مطالعه پرونده بود. بعد از آنکه مرد دستبند به دست، پدر سالخورده‌اش، وکیل زن جوان و مأمور روی صندلی‌ها نشستند، قاضی رو به مرد جوان گفت: «همسرت مهریه‌اش را درخواست کرده و با وجود رأی قاضی طی چند ماه گذشته متواری بودی. حالا اگر ضامنی معرفی کنی، به طور مشروط آزاد می‌شوی و فرصت‌داری 30 سکه مهریه همسرت را پرداخت کنی.»    اما «احمد» گفت: «من نه پولی دارم که بابت مهریه بپردازم و نه ضامنی.»    قاضی همان‌طور که یکی از برگه‌های پرونده را علامت می‌زد، گفت:«به هر حال حکم جلب شما صادر شده و اگر ضامنی معرفی کنی فرصت‌داری مهریه همسرت را بپردازی، در غیر این صورت باید به زندان بروی.»ناگهان مرد سالخورده از روی صندلی بلند شد و گفت: «آقای قاضی، ما از یک روستا در حوالی کرج آمده‌ایم و اینجا کسی را نداریم. از شما می‌خواهیم کمک‌مان کنید تا این غائله هر چه زودتر تمام شود.»در این میان احمد نگاهی به پدرش انداخت و به فکر فرو رفت.از روزی که او به یکی از دختران روستایشان علاقه‌مند شده بود تا آن روز که سردی دستبند را بر دستانش حس کرد، حتی دو سال هم نمی‌گذشت.   نخستین بار «یکتا» را در مینی بوس روستا دید، دختر جوان از کلاس خیاطی در شهر برمی گشت که در یک نگاه به او دل باخت. احمد تعقیبش کرد و چند روز بعد پدر و مادرش را برای خواستگاری به خانه آنها فرستاد. اما خانواده یکتا موافق خواستگار دیپلمه و بیکار نبودند. ولی احمد ناامید نشد و کارت پایان خدمتش را برداشت و رفت دنبال کار. اما پیدا کردن کار سخت بود. مدتی بعد موفق شد از صندوق بازنشستگی پدرش وام بگیرد و یک مغازه کوچک خواروبار فروشی باز کند. چند ماه بعد با وساطت ریش سفیدهای فامیل، سرانجام خانواده دختر با خواستگاری احمد موافقت کردند.   فاصله خواستگاری تا ازدواج زوج جوان دو ماه هم طول نکشید و آنها حتی فرصتی برای گشت و‌گذار پیدا نکردند. خانواده سنتی یکتا موافق حضور احمد در خانه خودشان نبودند و رفت و آمد داماد را تا شروع زندگی مشترک امر پسندیده‌ای نمی‌دانستند. با این حال احمد دلخوش بود که بهترین دختر روستایشان را به همسری انتخاب کرده است. تا اینکه شب عروسی فرا رسید و میهمانان بعد از پایان جشن به خانه‌هایشان رفتند. اما ساعتی بعد از آنکه عروس و داماد وارد حجله شدند ناگهان به مشاجره و دعوا پرداختند.پس از دخالت دو خانواده جر و بحث به درگیری کشید. همان شب دو خانواده به پاسگاه رفته و شکایت‌های متعدد علیه هم طرح کردند.   از یک طرف خانواده یکتا به خاطر کتک زدن عروس شاکی بودند و از طرف دیگر خانواده احمد معتقد بودند عروسشان فریبکاری کرده و لکه ناشی از بیماری «ماه‌­گرفتگی» روی بدنش را از خانواده داماد پنهان کرده است. پدر و مادر احمد معتقد بودند «ماه­‌گرفتگی» عروس شگون ندارد و باید این ازدواج فسخ شود و...یکتا برای فشار آوردن به احمد برای تشکیل زندگی مستقل، به خانه پدر خودش بازگشته و مهریه 100 سکه طلا را به اجرا گذاشته بود. در عوض احمد هم بیکار نماند و به خاطر پنهان کردن «ماه­‌گرفتگی» عروس دادخواست «فسخ نکاح» داد. اما قاضی وقت شعبه درخواست احمد را وارد ندانست و او را به پرداخت مهریه ملزم کرد. احمد هم پایش را در یک کفش کرد که دیگر نمی‌خواهد با یکتا زندگی کند. بنابراین خانواده نوعروس با استخدام وکیل، خواسته‌های قانونی دخترشان را پیگیری کردند و سرانجام پس از توافق طرفین قرار شد با پرداخت 30 سکه طلا که تعدادی از آن یکجا و مابقی در اقساط سه ساله باشد زندگی مشترک آنها به پایان برسد. بدین ترتیب زوج جوان بدون آنکه حتی یک روز هم زندگی کنند به طلاق رضایت دادند. اما احمد که از پرداخت مهریه ناتوان بود روستا و مغازه‌اش را ترک کرد و فراری شد تا اینکه سه ماه بعد دستگیر شد.   در لحظاتی که قاضی دادگاه مشغول مطالعه پرونده بود، احمد همچنان در گذشته‌اش سِیر می‌کرد که پدرش بلند شد و گفت:«آقای رئیس، راهی ندارد که ما با خانواده عروسمان توافق کنیم تا پسرم به زندان نرود؟» قاضی جواب داد:«شما مهلت داشتید که طبق تعهد حق و حقوق عروستان را بدهید. اما به جای پرداخت آن پسرتان فرار کرده. به هر حال چاره‌ای ندارید. بهتر است با وکیل عروس‌تان توافق کنید.»    در این لحظه وکیل یکتا بلند شد و گفت:«متأسفانه خانواده موکل من آسیب‌های روحی و جسمی زیادی خورده‌اند تا حدی که ناچار به ترک روستا و زندگی در شهر شده‌اند. گر چه رقم 30 سکه چندان قابل اعتنا نیست، اما بخشی از مشکلات زندگی جدید نوعروس را رفع خواهد کرد. بنابراین امکان شانه خالی کردن داماد جوان از پرداخت مهریه وجود ندارد.» بدین ترتیب قاضی به مرد سالخورده و پسرش تا پایان وقت اداری مهلت داد ضامن یا وثیقه‌ای به دادگاه ارائه دهند. بعد هم آنها را به بیرون از دادگاه هدایت کرد. دو ساعت بعد مردی میانسال که مدارکی در دست داشت و همکار قدیمی پدر احمد بود با سندی که در اختیار دادگاه گذاشت دستبند را از دستان احمد باز کرد. اما در گوش او گفت: «بهتر است تو مثل پدرت به خرافات اهمیت ندهی و بروی دنبال همسرت... آن دختر بیچاره چه گناهی کرده؟ مگر خودش خواسته ماه گرفتگی داشته باشد؟ این یک موضوع ارثی است و...». احمد که با شنیدن این حرف‌ها سرش را پایین انداخته بود، به گریه افتاد و دست مرد سالمند را بوسید. بعد گفت:«فکر می‌کنم همین کار را باید بکنم. بهتر است سراغ همسرم بروم و با عذرخواهی او را به خانه برگردانم. امیدوارم برگردد و...» ایران ]]> حوادث Wed, 21 Jun 2017 06:48:50 GMT http://oshida.ir/vdcdxj0k.yt0nz6a22y.html 4 خانمی که به بهانه ماساژ و دریافت پول برنامه کثیف دیگری را اجرا می کردند! http://oshida.ir/vdcexv8n.jh8o7i9bbj.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: اعضای یک باند فحشا به اتهام تروج فساد و فحشا هر یک به 3 سال زندان Prison محکوم شدند. این گروه که فعالیت خود را تحت قالب یک سالن ماساژ آقایان پوشش می دادند با هوشیاری پلیس Police ناکام ماندند.   این گروه که متشکل از یک مرد بنگلادشی و 4 زن فیلیپینی بود در ازای دریافت پول با مردان دیگر رابطه غیراخلاقی داشتند. این مرد بنگلادشی که نامش فاش نشده تبلیغ و کارهای هماهنگی این گروه را بر عهده داشت.   بر اساس اسناد و شواهد موجود در دادگاه بدوی هر یک از متهمان به سه سال زندان محکوم شدند.   البته همه متهمان اتهام وارده علیه خود را رد کردند و آنها اصرار داشتند این سالن فقط خدمات مربوط به ماساژ آقایان را ارائه می دهد. اعضای این باند بعد از سپری کردن دوران محکومیت باید خاک امارات را ترک کنند. رکنا ]]> حوادث Wed, 21 Jun 2017 06:48:50 GMT http://oshida.ir/vdcexv8n.jh8o7i9bbj.html کشته‌شدن چوپان دشتستانی توسط داعش؟! http://oshida.ir/vdcfjcdt.w6d1xagiiw.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: فرمانده انتظامی شهرستان دشتستان گفت: کشته‌شدن چوپان دشتستانی توسط گروه داعش صحت ندارد.   سرهنگ سید جواد رضوی اظهار داشت: در پی انتشار خبری با عنوان «کشته‌شدن پیرمرد چوپان توسط گروه داعش در کوه های اطراف شبانکاره و غارت کردن گوسفندان مالباخته» ضمن تکذیب این خبر، از همشهریان محترم تقاضا دارد که از انتشار این خبر و اخبار مشابه جدا خودداری کنند. فرمانده انتظامی شهرستان دشتستان ادامه داد: عاملان انتشار این خبر شناسایی شده‌اند که پس از تشکیل پرونده برای سیر مراحل قانونی در اختیار مراجع  قضایی قرار می‌گیرند. ]]> حوادث Wed, 21 Jun 2017 06:48:50 GMT http://oshida.ir/vdcfjcdt.w6d1xagiiw.html