پایگاه خبری اوشیدا - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://oshida.ir/ Tue, 23 May 2017 12:48:13 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://oshida.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری اوشیدا http://oshida.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری اوشیدا آزاد است. Tue, 23 May 2017 12:48:13 GMT 60 اختصاص ۶۰ میلیون مترمکعب آب ورودی جهت احیا تالاب هامون/ لزوم ایجاد کارگاه های کوچک عمل آوری ماهیان و آبزیان http://oshida.ir/vdchwxnm.23nwidftt2.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا؛ نیره پورملایی در جلسه ای که با حضور سازمان های مردم نهاد، معتمدان و ریش سفیدا برگزار شد ابراز کرد: با توجه به اهمیت تالاب هامون در معیشت و زندگی سالم مردم سیستان مقدار ۶۰ میلیون مترمکعب جهت احیا تالاب هامون اختصاص یافته است تا مشکلات منطقه مرتفع شود. وی افزود: همه ساله با فرا رسیدن فصل گرما کم کم سطح آب تالاب هامون کاهش می یابد که این امر مرگ ماهیان را سبب می شود بنابراین با اختصاص آب سعی بر رفع این معضل شده که در صورت نیاز بیشتر به میزان آب حتما هماهنگی لازم با مدیریت منطقه ای آب انجام خواهد شد. پورملایی تصریح کرد: وجود ماهی و سایر آبزیان در منطقه سیستان تاثیر به سزایی در اقتصاد و معیشت صیادان دارد بنابراین آب بیشتر در مکان هایی که آبگیری بیشتر شده رها می شود تا علاوه بر حفظ آبزیان، پرنده هایی که در این محل نیز تخم گذاری کرده اند با مشکلی مواجه نشوند. مدیرکل شیلات و آب های داخلی سیستان و بلوچستان نیز در این جلسه بیان کرد: یکی از مهم ترین برنامه های شیلات ساماندهی صیادان است بنابراین امکانات لازم از قبیل برانتاک و کپسول اکسیژن به آنان داده می شود تا بچه ماهی ها را به صورت زنده صید کرده و به استخرهای پرورش ماهی انتقال بدهند. سیستانی با بیان اینکه به منظور مدیریت بهتر آب باید لایه روبی آبراهه ها در دستور کار قرار گیرد، تاکید کرد: ایجاد کارگاه های کوچک عمل آوری ماهیان و آبزیان در منطقه ضروری می باشد. انتهای پیام/// ]]> استان Tue, 23 May 2017 08:00:06 GMT http://oshida.ir/vdchwxnm.23nwidftt2.html بیش از ۱۳ کیلوگرم مواد مخدر در شهرستان نیمروز کشف شد/ متهمان دستگیر شدند http://oshida.ir/vdcg7w9n.ak9yx4prra.html سرهنگ حسن آشیانی در گفت و گو با خبرنگار اوشیدا ابراز کرد: ماموران انتظامی شهرستان نیمروز در محل ایست بازرسی میل نادر موفق به کشف ۱۳ کیلو و ۵۰۰ گرم مواد مخدر از نوع تریاک شدند.وی افزود: متهمان این مقدار مواد مخدر را در کف پیکان وانت جاسازی کرده بودند که با هوشیاری ماموران انتظامی موفق به خروج آن از استان نشدند.آشیانی تصریح کرد: در پی کشف مواد مخدر از پیکان وانت دو نفر متهم دستگیر و جهت طی مراحل به مقام قضایی ارجاع داده شدند.فرمانده انتظامی نیمروز خاطرنشان کرد: مواد مخدر به دلیل عوارض و مضرات بسیار خود به عنوان بلای قرن شناخته شده چرا که عامل بسیاری از قتل ها، سرقت ها، کودک آزاری ها و طلاق ها تنها اعتیاد به مواد مخدر می باشد.وی در پایان گفت: نیروی انتظامی به منظور تامین امنیت و سلامت جامعه با تمام توان در مقابل قاچاقچیان ایستاده و در این راستا حتی از بذل جان هم کوتاهی نمی کند.انتهای پیام// ]]> استان Tue, 23 May 2017 06:56:35 GMT http://oshida.ir/vdcg7w9n.ak9yx4prra.html دختر چهار ساله را که ضجّه می‌زد / صحنه ای که دو زندگی را سوزاند! http://oshida.ir/vdcd9s0k.yt0nf6a22y.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: همه چیز از وقتی شروع شد که لوله فاضلاب گرفت. مثل خیلی‌ از ما آن چه در در این شرایط به ذهن «احمدآقا» رسید، ریختن اسید و باز کردن لوله با این روش بود. به خاطر بوی نامطبوع و اعتراض اهالی از مغازه نبش خیابان اصلی، محلول چهار لیتری اسید کلریدریک خرید و بلافاصله به خانه برگشت و محلول را داخل لوله ریخت. اسید خیلی زود مشکل انسداد لوله‌ها را حل کرد و همه چیز را شست و با خود برد اما با باز شدن این گره، گره‌های کور زیادی به زندگی مرد 56 ساله خورد. احمد آقا بعد از عمری تلاش، تازه از کارخانه‌ای که 30 سال با کارگری در آن، نان حلال سر سفره عهد و عیالش می‌آورد، بازنشسته شده بود. به خاطر ناخوانی دخل و خرج زندگی و کفاف ندادن حقوق بازنشستگی تأمین اجتماعی، هنوز هم کارگری می‌کرد و مصائب اقتصادی به قدری به آن‌ها فشار آورده بود که این پدر زحمتکش از انجام هیچ کار روزمزدی اِبا نداشت. در شرایط سخت معیشتی، باید مقدمات عروسی یکی از چهار دخترش را هم فراهم می‌کرد اما برای این جانباز درست یک ماه مانده تا مراسم ازدواج دخترش اتفاقی رقم خورد که هنوز هم باورش برای او و خانواده اش ممکن نیست. او به همراه همسر، دو پسر و چهار دخترش در خانه‌ای قدیمی زندگی می‌کردند که هر بار نقطه‌ای از یک گوشه خانه در هر فصل سال عیب و ایراد پیدا می‌کرد و این بار نوبت لوله فاضلاب بود که بگیرد. سید احمد هم به عنوان مسئول اصلی همه ایرادات با ریختن اسید داخل لوله‌ها، موقتی هم که شده بود، مشکل را رفع کرد اما بر حسب یک بی‌احتیاطی یادش رفت باقیمانده ظرف پلاستیکی اسید را جای مناسبی بگذارد. احمدآقا سرخوش از حل این مشکل، باقی مانده بطری را روی دیوار حیاط خانه‌شان گذاشت. موقعیت خانه سید احمد و بسیاری از بستگان همسر او طوری بود که بیشترِ اقوام و فامیل در کوچه‌ای نزدیک به هم زندگی می‌کردند و تقریباً روزی نبود که لااقل بچه‌ها به خانه یکدیگر رفت و آمد نداشته باشند، از جمله کودکان فامیل احمدآقا که هر روز خانه یکی جمع می‌شدند و بازی می‌کردند. یکی از همین روزها، دختر احمد آقا با دختر چهار ساله خواهرزاده‌اش در خیاط خانه مشغول بازی می‌شود و طبق طبیعت بازی‌های کودکانه، یکدیگر را دنبال می‌کنند اما در یک چشم به هم زدن، صدای خنده‌های کودکانه به گریه‌ و داد و فریاد تبدیل می‌شود در حدی که تمام اهالی محل را به حیاط خانه می‌ریزد. همسر سید احمد، دختر چهار ساله را که ضجه می‌زد و اسید گوشت‌های بدنش را بی‌رحمانه می‌سوزاند، سریع به آغوش می‌کشد و به نزدیک‌ترین مرکز درمانی می‌رساند اما آنچه نباید اتفاق می‌افتد، افتاد؛ بطری اسید بالای دیوار، روی دختربچه ریخته بود. نزدیک‌های غروب بود که احمد از ماجرا مطلع می‌شود. احمدآقایی که روحش هم خبردار نبود مسبب چه فاجعه‌ای شده است. هانیه که زیبایی کودکانه‌اش حالا به گوشت‌های اضافه تبدیل شده و  زیبایی و نشاط را در خردسالی از دست داده،  بر اثر این حادثه از ناحیه پای راست و چپ، آرنج دست راست و چانه دچار سوختگی شدید می‌شود و آن طور که پزشکی قانونی نظر داده، سوختگی او از نوع سوختگی درجه دو عمقی، به وسعت تقریبی 15 درصد کل بدن است. هانیه در چند سال گذشته چندین بار زیر تیغ جراحان عمل جراحی می‌شود و سید احمد هم هر آنچه داشته و نداشته برای تامین هزینه‌های درمانی صرف می‌کند اما شدت سوختگی‌ها و بالا بودن هزینه‌های جراحی، دیگر نه به او و نه به خانواده‌ هانیه اجازه نمی‌دهد عمل‌ها ادامه پیدا کند. در نهایت با وجود رابطه چندین ساله خانوادگی، پدر و مادر هانیه مجبور می‌شوند برای سلامتی عزیزشان هم که شده از سید شکایت ‌کنند. با طرح شکایت و به پیگیری موضوع از طریق مراجع قضایی، دادگاه به خاطر غیر عمدی بودن حادثه، سید را به پرداخت 50 درصد دیه کامل یک مرد مسلمان محکوم می‌کند. سید که از دی سال 94 بابت ناتوانی در پرداخت همین دیه در زندان به سر می‌برد، از مجموع 70 میلیون تومان بدهی بابت با ورود ستاد دیه به ماجرا، حدود 33 میلیون را از پدر مادر هانیه گذشت رضایتمندانه می‌گیرد و البته مبلغی را هم ستاد دیه کمک می‌کند اما همچنان بابت الباقی دیه 20 میلیون تومانی، این زندانی آبرومند همچنان در حبس به سرمی‎برد و طبق گواهی گروه تحقیق ستاد دیه دیگر چیزی برایش نمانده که بخواهد از زن و بچه‌هایش بزند و بابت دیه پرداخت کند؛ از سوی دیگر هانیه‌ی چهار ساله هم که گوشت‌های اضافه ناشی از سوختگی، حسابی اذیتش می‌کنند، برای عمل نیاز به پول دارد. حالا زندگی سید و فرزندانش و آینده و زیبایی هانیه، بستگی به عمل‌های پر هزینه‌ای دارد که شاید مبلغ باقی مانده از دیه کفاف ندهد اما بدون شک بخشی از هزینه‌ها را پوشش می‌دهد؛ هزینه‌ای که محقق شدنش جز با کمک خیرین و نیکوکاران ممکن نیست. نیکوکارانی که تمایل دارند یاری‌‌گر ستاد دیه در آزادی این مددجوی نیازمند و مددجویانی از این دست باشند، می‌توانند کمک‌های نقدی خود را به شماره حساب‌های این نهاد حمایتی به شماره 74/74 بانک ملت شعبه مستقل مرکزی، 7777 بانک تجارت شعبه مرکزی، 8888 بانک صادرات شعبه مرکزی، 55555 بانک ملی (با شرح پرونده موردنظر) و یا از طریق سامانه پرداخت تلفن همراه #7777*780* واریز کنند یا با شماره 02188916012 تماس بگیرند. تسنیم ]]> حوادث Tue, 23 May 2017 03:24:53 GMT http://oshida.ir/vdcd9s0k.yt0nf6a22y.html نه پسرها گریه کنند و نه دخترها فریاد بزنند! http://oshida.ir/vdcefx8n.jh8ozi9bbj.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: پوران درخشنده کارگردان سینما درباره جدیدترین فعالیت های خود گفت: من بعد از ساخت فیلم سینمایی «هیس دخترها فریاد نمی زنند» قول داده بودم که درباره مسایلی که پسرها دچار آن هستند، فیلمی بسازم بنابراین مشغول پژوهش روی این موضوع هستم و فیلمی با عنوان «هیس! پسرها گریه نمی کنند» را می سازم. من به آسیب شناسی درباره مسایل و مشکلات پسرها پرداخته ام و هنوز هم در حال انجام تحقیق و نگارش درباره این موضوعات هستم و نگارش فیلمنامه این اثر به پایان نرسیده است. به احتمال زیاد در فصل تابستان شروع به ساخت فیلم می کنم تلاش دارم «هیس! پسرها گریه نمی‌کنند» را به سی و ششمین جشنواره ملی فیلم فجر برسانم.   این کارگردان در پایان با اشاره فیلم دیگرش با عنوان «زیر سقف دودی» بیان کرد: این فیلم در عیدفطر اکران می شود و حوزه هنری مسئولیت پخش آن را به عهده دارد. ]]> اجتماعی Tue, 23 May 2017 03:24:53 GMT http://oshida.ir/vdcefx8n.jh8ozi9bbj.html شهادت رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر فسا و سرباز نیروی انتظامی http://oshida.ir/vdcfcmdt.w6d1yagiiw.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر فسا در استان فارس ضمن تعقیب و گریز قاچاقچیان مواد مخدر به درجه رفیع شهادت نائل شد.   برپایه این گزارش، سرگرد حمید قربانی رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر فسا و یک سرباز در حین عملیات تعقیب و گریز با خودروی قاچاقچیان مواد مخدر دچار سانحه شدند که فرمانده مذکور در محل حادثه و سرباز نیروی انتظامی پس از انتقال به بیمارستان به شهادت رسیدند.   همچنین وضعیت یک نفر دیگر که کادر بوده وخیم اعلام شده است. فارس ]]> حوادث Tue, 23 May 2017 03:24:53 GMT http://oshida.ir/vdcfcmdt.w6d1yagiiw.html یکی از گرگ‌های شهر تهران در کمین زنان / از خفاش شب وحشتناکی دیگر تا راننده سمندسوار! http://oshida.ir/vdcgyw9n.ak9yq4prra.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: راه گریزی نیست اما زن می‌دود. آنقدر می‌دود تا از نفس می‌افتد و روی خاک و سنگ و خار بیابان زانو می‌زند. به پای تبهکاری می‌افتد که چشمانش نگاهی حیوانی دارد. به التماس از او می‌خواهد هرچه که دارد را بردارد و برود و دامنش را آلوده نکند. اما شعله‌های هوس‌های شیطانی در چشمان مرد خاموش‌شدنی نیست...   روز بعد در صفحه حوادث ماجرای غم‌انگیز این زن را می‌خوانیم که نیمه‌های شب با پای پیاده خود را از بیابان به جاده رسانده و راننده‌ای با دیدن سر و وضع پریشانش دل سوزانده او را به کلانتری رسانده است. این صحنه‌ای از جنایت‌های راننده سمند سفیدی است که طی 40 روز 9 زن و دختر را به شیوه خفاش شب‌های تهران و در لباس مسافربر، در مسیر میدان آزادی تهران تا شهر قزوین به دام انداخت و آنها را به بیابان کشاند و پس از سرقت پول و اشیای قیمتی‌شان به برخی‌شان تعرض کرده است. حدود 19 سال پیش نیز گروه حوادث «ایران» طی گزارش‌هایی جنایت هولناک مرد جوانی به نام غلامرضا خوشرو ـ خفاش شب ـ را فاش کرد که به شکار زنان و دختران می‌پرداخت و بعد هم جان قربانیانش را می‌گرفت. این تبهکار نیز با یک خودرو از نیمه‌های شب تا سحرگاه در خیابان‌های شهر پرسه می‌زد و زنان و دخترانی که از شیفت کار شبانه به خانه باز می‌گشتند یا می‌خواستند به محل کار یا تحصیل‌شان بروند   سوار خودرو می‌کرد و پس از تجاوز و کشتن آنها، اجسادشان را در حاشیه غرب تهران رها می‌کرد. اما سؤال اینجاست که چرا با وجود هشدارهایی که پس از دستگیری هر جانی از سوی خبرنگاران حوادث به خانواده‌ها و بخصوص زنان و دختران داده می‌شود و خطرات حضور این‌گونه جنایتکاران را به زنان و دختران جوان بازگو می‌کنند، باز هم هر از گاهی شاهد چنین جنایاتی هستیم؟ در گفت‌و‌گوهایی که با خانواده‌ها داشته‌ایم بسیاری از مادران و پدران و کارشناسان نیز بر این نکته تأکید داشتند که کوتاهی در کنترل جانیان شب و بی‌توجهی برخی از بانوان نسبت به وجود چنین خطراتی از مهم‌ترین عوامل گرفتار شدن در دام‌های شیطانی است. اما نباید فراموش کرد که علت اصلی در تکرار این‌گونه جرایم بی‌مبالاتی برخی از دختران و زنانی است که با همه هشدارها سوار هر خودرویی می‌شوند که جلوی پایشان می‌ایستد، بعد هم بدون واهمه‌ای برای رسیدن به مقصد سوار می‌شوند بی‌تردید همین بی‌مبالاتی‌هاست که خفاشان و گرگ‌های شهری را ترغیب می‌کند تا با یک خودرو در پی شکار و طعمه‌های ساده‌دل‌شان باشند. دیروز در صفحه حوادث «ایران» گزارشی از جنایت‌های سیاه راننده یک سمند سفید منتشر شد. این تبهکار حدود 40 روز یعنی از فروردین تا خرداد امسال دست‌کم 9 زن و دختر مسافر را سوار خودرویش کرده و بعد از کشاندن آنها به بیابان‌های اطراف کرج و قزوین، به چند تن از آنها تعرض کرده است. این تبهکار سرانجام با ردیابی‌های پلیسی و با شلیک گلوله مجروح شد و به دام افتاد. او پس از عمل جراحی، سعی کرد از پنجره بیمارستان بگریزد که پس از سقوط لگن و پایش شکست. رسیدگی به پرونده این شیطان‌صفت از سوی قاضی هدایت رنجبر - رئیس شعبه اول دادگاه کیفری یک کرج - در دستور رسیدگی ویژه قرار دارد. این در حالی است که قاضی دادگاه جنایی از دختران و زنان جوان که در دام این تبهکار گرفتار شده‌اند خواست  در صورت شناسایی تصویر متهم و خودرو‌اش برای طرح شکایت محرمانه به اداره آگاهی کرج یا دادگاه کیفری مراجعه نمایند. اطلاع‌رسانی قبل یا بعد از دستگیری تبهکاران؟ در پی افشای جنایت‌های سیاه راننده ارابه شیطانی یکی از کارشناسان بازنشسته پلیس آگاهی درگفت‌وگو با خبرنگار حوادث «ایران» با اشاره به نقش رابطه پلیس با رسانه‌ها در خصوص اطلاع‌رسانی به‌مردم درباره پیشگیری از برخی حوادث گفت: این موضوع مورد بحث و اختلاف نظر بین رسانه‌ها و پلیس است که آیا اخباری مانند افتادن 9 زن و دختر در دام شیطانی راننده‌ای با سمند سفید باید قبل از دستگیری مجرم برای مردم و خانواده‌ها اطلاع‌رسانی شود یا بعد از آن؟ به‌گفته سرهنگ مصطفایی در چنین مواردی خبرنگاران و بسیاری از خانواده‌ها مایل هستند که سریع‌تر اخبار حوادث اتفاق افتاده در سطح جامعه منعکس و اطلاع‌رسانی شود. اما گاهی پلیس وکارآگاهان انتشار چنین اخباری را پیش از دستگیری عاملان جنایت‌ها و پرونده‌های مشابه و قبل از انجام تحقیقات کامل صلاح نمی‌دانند، چرا که معتقدند برخی مواقع انتشار این اخبار بدون در نظر گرفتن زوایای پنهان جنایات باعث می‌شود مجرمان در ادامه جنایت‌هایشان هشیارتر شوند. یا حتی با تغییر محل‌های ارتکاب جرم پلیس را به‌دنبال خود بکشانند و به فرار ادامه دهند. بنابراین کارآگاهان و کارشناسان پلیس با مد نظر قرار دادن جوانب‌ مختلف تشخیص می‌دهند که چه زمانی برای انتشار چنین اخباری به صلاح جامعه و مردم است. بنابراین شرایط پرونده نقش تعیین کننده‌ای در تعیین زمان اطلاع‌رسانی از سوی رسانه‌ها دارد. گرچه در بعضی مواقع اطلاع‌رسانی می‌تواند مؤثر باشد یا در سطوح محدودتری در همان منطقه مورد جرم می‌توان به شهروندان هشدار‌های لازم را داد تا سبب نگرانی همه افراد جامعه نشود. در ضمن می‌توان برای جلوگیری از حوادث و وقایعی چون آدم ربایی توسط تبهکاران مسافربرنما به شهروندان هشدارهای لازم را داد و بخصوص به زنان و دختران توصیه کرد در ساعات مختلف شبانه روز بویژه سحرگاهان و نیمه‌شب‌ها امنیت کمتری حاکم است  پس به دقت مراقب باشند. ضمن اینکه در مناطقی که احتمال وقوع جرم بیشتر است باید مسیرهای رفت و آمد درون شهری و برون شهری را تحت نظر و مراقبت‌های لازم قرار داد و به‌طور کلی پلیس باید با کنترل دقیق از فعالیت مسافرکش‌های افراد خلافکار جلوگیری کند. البته باید قربانیان چنین حوادثی را هم از هم تفکیک کرد. برخی از آنان افرادی هستند که در یک رابطه دوستی قرار می‌گیرند و بدون پیش‌بینی حادثه‌ای فریب می‌خورند و مورد تعرض قرار می‌گیرند. گروه دیگر نیز قربانیانی هستند که در مسیرهای کاری یا حتی در خانه مورد تهاجم و تعرض از سوی تبهکاران و جانیان قرار می‌گیرند که در این مورد دیگر بحث خطای رفتاری از سوی خود قربانی نیست. متأسفانه برخی از این افراد قربانی از ترس اینکه مبادا متهم به داشتن رابطه با مرد مجرم شوند یا مورد شماتت قرار بگیرند به‌خاطر حفظ آبرو و پیامدهای منفی‌اش شکایتی را مطرح نمی‌کنند و همین امر فرصت بیشتری برای تکرار جرم به افراد تبهکار می‌دهد و با جرأت بیشتری به رفتار شیطانی‌شان ادامه می‌دهند. به گفته کارآگاهان بازنشسته پلیس توصیه پلیس و کارشناسان نیز همیشه به زنان و دختران جوان این است که اگر به دام تبهکاران افتادند با تنظیم شکایت علیه افراد مجرم جلوی رفتار پر خطر آنها را بگیرند و از حق خودشان دفاع کنند و اطمینان داشته باشند که تمام گفته‌هایشان با پلیس در جریان تحقیقات محفوظ می‌ماند و به‌شکایت‌شان رسیدگی می‌شود. همچنین باید این مورد را هم مورد توجه قرار دارد که با شکایت از افراد مهاجم، پلیس به دستگیری و شناسایی این‌گونه تبهکاران اقدام می‌کند و همین امر از لحاظ روانی نیز برای قربانیان یک التیام روحی به همراه می‌آورد، چرا که این افراد همیشه حادثه را به‌عنوان یک کابوس و خاطره بد در ذهن خود خواهند داشت ولی اگر بدانند قربانیان چند تن هستند که آسوده خاطرتر خواهند شد و با‌ دستگیری ومجازات ربایندگان به آرامش نسبی خواهند رسید. ضرورت آموزش به زنان و دختران دکتر جعفر بای، محقق و کارشناس آسیب‌های اجتماعی نیز با اشاره به علل چنین حوادثی نداشتن نظارت دقیق بر امور حمل و نقل را یکی از عوامل بروز رفتارهای شیطانی گرگ‌های مسافربرنما دانسته و می‌گوید از آنجا که نظارت قوی روی کار رانندگان مسافربر شخصی نیست به‌همین خاطر افراد شیطان صفت با نیت‌های سیاه خود از این موقعیت سوءاستفاده می‌کنند و باداشتن یک خودروی شخصی به پرسه‌زدن در خیابان و جاده‌ها می‌پردازند. آنها به‌عنوان راننده مسافربر شخصی، زنان و دختران را براحتی سوار کرده و نیات شوم خود را عملی می‌سازند. متأسفانه با وجود تکرار جرم توسط مسافرکش‌های شیطان صفت دستگاه‌های ذی‌ربط برخورد جدی با این‌گونه افراد برای جلوگیری از تکرار چنین جنایاتی نمی‌کنند و نظارت جدی روی رفتار تبهکاران و گرگ صفتان این چنینی وجود ندارد. در آخرین مورد از این جنایات به شیوه خفاش شب می‌بینیم مرد تبهکاری توانسته طی 40 روز در یک مسیر مشخص و بدون واهمه 9 زن ودختر را طعمه قرار داده و آنان را به بیابان کشانده و اعمال شیطانی و حیوانی‌اش را انجام دهد. بنابراین ضرورت ساماندهی و نظارت بر فعالیت مسافرکش‌های آزاد اهمیت خاص دارد چرا که امروزه شاهد افزایش چنین تبهکاری‌هایی هستیم. ضمناً امروزه شاهد فعالیت برخی رانندگان تاکسی‌هایی هستیم که در پی مسافران خاص هستند و فقط دربستی کار می‌کنند. افزایش چنین تاکسی‌هایی نیز یکی دیگر از عواملی است که مسافران به ناچار سوار خودروهای مسافرکش می‌شوند. شهروندان نیز باید از گرفتن تاکسی‌ها به‌عنوان خودروی دربستی، خودداری کنند و این‌کار را به آژانس‌ها بسپارند تا تاکسی‌ها به حمل ونقل عمومی شهروندان بپردازند. از سوی دیگر آموزش دفاعی برای زنان و دختران برای مقابله با تبهکاران مسافرکش نیز ضروری است. آموزش‌ها و ایمن‌سازی‌های شهروندان بخصوص بانوان باید از سوی مسئولان به صورت قانونی صورت پذیرد، با همه این تمهیدات، برخورد قاطع و قهرآمیز با این‌گونه تبهکاران بسیار مهم است. همچنین باید دانست که گاهی برق طلا و زیورآلات و وسایل گرانقیمت که توسط بانوان در معرض دید قرار می‌گیرد می‌تواند برای تبهکاران وسوسه‌انگیز باشد. اگر چه رسانه‌ها همواره هشدارهایی را در این رابطه به خانواده‌ها می‌دهند اما ضرورت دارد بانوان از سوار شدن به خودروهای ناشناس و متفرقه خود‌داری کنند. اگر زنان و دختران سوار خودروهای ناشناس و غریبه نشوند هرگز چنین حوادث تلخ وناگواری رخ نخواهد داد. ایران ]]> حوادث Tue, 23 May 2017 03:24:53 GMT http://oshida.ir/vdcgyw9n.ak9yq4prra.html مدام با سوارکردن زنان خیابانی مرا آزار می داد / او کار جبران ناپذیری با دخترم کرد و .. http://oshida.ir/vdciupaw.t1a3r2bcct.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: روزی که پا به خانه بخت گذاشتم هیچ گاه تصور نمی کردم سرنوشتم این گونه رقم بخورد و هر روز ذره ذره وجودم در آتش عصبانیت ها و کتک کاری های همسرم به خاکستر تبدیل شود. کتک های بی رحمانه او حتی در زمان بارداری ام ادامه یافت به طوری که دخترم در دوران جنینی دچار ضایعه نخاعی شد و معلول به دنیا آمد با آن که ادامه این شرایط در زندگی برایم سخت شده بود اما روزی ...   زن 52 ساله در حالی که با قطره های زلال اشک سعی داشت دل پردرد خود را کمی آرام کند به کارشناس اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: 30 سال قبل وقتی با «ابوذر» ازدواج کردم تازه فهمیدم که او دست بزن دارد و با رفتارهای پرخاشگرانه اش همه خانواده را عاصی کرده است آن روزها ساکن تهران بودیم که من برای اولین بار از همسرم شکایت کردم.   ولی با میانجیگری برادر شوهرم از شکایت خودم گذشتم. آن روز برادر شوهرم از اخلاق و رفتار زشت برادرش گلایه کرد وقتی ابوذر این حرف ها را شنید کینه عمیقی از برادرش به دل گرفت و برای انتقامجویی از او به دخالت در زندگی برادرزاده اش پرداخت به طوری که باعث شد آن زوج جوان از یکدیگر طلاق بگیرند و زندگی دختر برادرش متلاشی شود.   گذشته از رفتارهای خشن، همسرم کارگر سرگذر بود و گاهی مدت ها بیکار می ماند به همین خاطر زندگی ما به سختی می گذشت در حالی که صاحب فرزند شده بودیم به مشهد بازگشتیم تا شاید ابوذر کاری برای خودش دست و پا کند در همین اوضاع و احوال بود که قطعه زمینی به من ارث رسید و من با فروش آن و طلاهایم یک دستگاه پراید برای ابوذر خریدم تا با آن مسافرکشی کند اما او اهل کار نبود و مدام با سوارکردن زنان خیابانی مرا آزار می داد.   روزها به همین ترتیب می گذشت تا این که به طور اتفاقی همسرم را با زنی بزک کرده در منزلم دیدم با سروصدای من آن زن توسط ماموران انتظامی دستگیر شد بعد از این ماجرا بود که کتک کاری های ابوذر شدت گرفت چرا که احساس می کرد غرورش لگدمال شده است،   در همین هنگام صاحبخانه نیز وسایل ما را بیرون ریخت چرا که چندین ماه اجاره منزلش عقب افتاده بود از این رو به ناچار مدتی را در یک مغازه در حاشیه شهر زندگی کردیم.   دیگر تحمل این زندگی فلاکت بار را نداشتم و مدام با همسرم جر و بحث می کردم او هم مانند همیشه با کتک زدن من آرام می گرفت در این شرایط وقتی دخترم به دنیا آمد پزشکان تشخیص دادند که او دچار ضایعه نخاعی شده و از ناحیه کمر معلول است. با کمک همسایه ها چندین بار موردعمل جراحی قرار گرفت اما درمان نشد چند سال با هر بدبختی بود از او نگهداری کردم ولی از نگاه کردن به او زجر می کشیدم تا این که با راهنمایی یکی از آشنایان او را به آسایشگاه معلولان سپردم از سوی دیگر نیز پسر 23 ساله ام به خاطر فشارهای روحی و روانی دچار ناراحتی های اعصاب شده است و با هر بهانه ای پرخاشگری می‌کند.   دیگر از این وضعیت خسته شده ام و می خواهم ... ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی خراسان ]]> حوادث Tue, 23 May 2017 03:24:53 GMT http://oshida.ir/vdciupaw.t1a3r2bcct.html وقتی جریان کثیف رئیس شرکت زنم را با او شنیدم شوکه شدم و ..! http://oshida.ir/vdcjvtei.uqeh8zsffu.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: براساس اوراق پرونده، آذر سال 90 بود که پس از ناپدید شدن رئیس یک شرکت خصوصی در شمال تهران، کارآگاهان پلیس جنایی با ردیابی تلفن همراه مرد گمشده به محل زندگی زن و شوهری در جنوب شهر رسیدند. این مرد پس از دستگیری اعتراف کرد که رئیس شرکت را به قتل رسانده است.   بعد هم گفت جسد را در صندوق عقب خودروی مقتول گذاشته و ماشین را در یکی از پارکینگ‌های عمومی شهر رها کرده‌ است.   بلافاصله گروه تجسس و مأموران اداره تشخیص هویت به محل مورد نظر رفته و جسد را کشف کردند. پس از اعتراف‌های مرد جوان و زنش، هر دو در رابطه با قتل رئیس شرکت بازداشت شدند و تیر ماه امسال، آنها در شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی قربانزاده محاکمه شدند.       در دادگاه چه گذشت؟ در جلسه دادگاه نماینده دادستان پس از بیان کیفرخواست علیه زن و شوهر حمید -38 ساله- و ناهید – 32 ساله- برای آنها به اتهام مباشرت و مشارکت در قتل رئیس شرکت خصوصی در خانه‌شان درخواست مجازات کرد. اولیای دم (فرزندان و پدر و مادر مقتول) نیز خواستار قصاص قاتل شدند.   آنگاه حمید به‌عنوان متهم ردیف اول در برابر قضات ایستاد و گفت: «وقتی همسرم تعریف کرد که رئیس شرکت پس از مسموم کردنش، او را مورد آزار شیطانی قرار داده است خونم به جوش آمد و نقشه گوشمالی مرد شیطان صفت را طراحی کردم، اما نمی‌دانستم او کشته می‌شود. بنابراین طبق نقشه از زنم خواستم مرد غریبه را به خانه دعوت کند. وقتی از در وارد شد و می‌خواست به طرف همسرم برود او را با ضربه میله فلزی بیهوش کردم. وقتی به‌هوش آمد جملات و الفاظ زشتی را به زبان آورد که عصبانی‌ام کرد، من هم با تیغ موکت بری که روی پله ساختمان بود سرش را بریدم و جسدش را داخل یک گونی انداختم بعد هم آن را در صندوق عقب خودروی خودش گذاشتیم و ماشین‌ را به پارکینگ انتقال دادیم. زن جوان نیز که علاوه بر اتهام مشارکت در قتل به رابطه شیطانی متهم شده بود، گفت: با مقتول به‌صورت تصادفی در  فضای مجازی آشنا شدم. وقتی با دعوتش به محل کارش که یک شرکت خصوصی در شمال تهران بود رفتم، او مرا بیهوش کرد و مورد تعرض قرار داد.   وقتی به‌هوش آمدم ادعا کرد که از صحنه رابطه شیطانی‌اش فیلم گرفته است.از این طریق بود که به رابطه‌های شیطانی با من ادامه داد. تا اینکه موضوع را به همسرم گفتم چون عذاب وجدان گرفته بودم. این زن جوان نیز پس از محاکمه از سوی قضات به خاطر رابطه شیطانی به 15 سال حبس و 99 ضربه شلاق محکوم شد اما قضات دادگاه عامل قتل را براساس قانون و به دلیل اثبات به مهدور الدم بودن مقتول، از اتهام قتل تبرئه کردند. این رأی از سوی قضات دیوانعالی کشور نیز تأیید شد و عامل قتل در آستانه آزادی قرار گرفت. ایران ]]> حوادث Tue, 23 May 2017 03:24:53 GMT http://oshida.ir/vdcjvtei.uqeh8zsffu.html زن جوان تنها را که در خانه ویلایی دیدیم دست و پایش را بستیم و به حمام بردیم و .. http://oshida.ir/vdcauenm.49nou15kk4.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: این زن که برای بررسی قطعی برق از خانه بیرون رفت و خود را به ورودی باغ رساند ناگهان با ۳مرد جوان که در دست‌شان چاقو و قمه داشتند روبه‌رو شد. وی که بشدت ترسیده بود همان‌جا خشکش زد و نتوانست حتی جیغی بکشد.   مردان چاقوکش دست و پای زن تنها را بستند و وی را به داخل حمام انداختند و تا چندین ساعت در خانه مشغول جست‌وجو برای یافتن پول و طلا بودند.   با رفتن دزدان زن جوان با تلاش زیادی و با شکستن در حمام بیرون آمد و خود را به کوچه رساند و همسایه‌هایش را از دزدی باخبر کرد.   دقایقی بعد تیمی از کلانتری برای بررسی صحنه سرقت وارد خانه باغ شد و این زن که همچنان از ترس به خود می‌لرزید به پلیس گفت:ساعت ۱۲شب ناگهان برق خانه قطع شد و چون باد می‌آمد فکر کردم که شاید سیم قطع شده است، به سمت کنتور برق رفتم که صدایی از پشتم شنیدم و وقتی برگشتم از ترس پاهایم به زمین چسبید و نتوانستم داد و فریاد کنم؛ ۳جوان در حالی که چاقو و قمه در دست داشتند به سویم حمله‌ور شدند و دست و پاهایم را بستند و داخل حمام زندانی کردند و تا ساعت ۵ صبح خانه‌ام بودند. آنها طلا و پول‌هایم را که حدود ۴۰میلیون تومان بود همراه‌شان بردند.       با ادعاهای زن وحشت‌زده پرونده برای بررسی بیشتر به پلیس آگاهی ارجاع شد و تیمی از کارآگاهان برای دستگیری دزدان خشن وارد عمل شدند.در ادامه تحقیقات تیم تجسس با بررسی سایر پرونده‌ها دریافت که سرقت دیگری با همین شیوه و شگرد از خانه ویلایی دیگری صورت گرفته است.   با توجه به اینکه دزدان هیچ سرنخی از خود به‌جا نگذاشته بودند پلیس برای ردیابی دزدان از زن جوان چهره‌نگاری کرد و موفق به به‌دست آوردن چهره ۳تبهکار خشن شد. تلاش‌های پلیس همچنان ادامه داشت تا اینکه گزارش دیگری به آنان مخابره شد که از خانه‌ای یک گاو صندوق و مدارک شناسایی و تابلو فرش به سرقت رفته است. مرد صاحبخانه با مراجعه به پلیس آگاهی در رابطه با این سرقت گفت: چند روزی به همراه خانواده‌ام به مسافرت رفته بودیم تا اینکه صبح امروز وقتی وارد خانه شدم دیدم در ورودی به زور باز شده و دزدان خانه را بهم ریخته و گاو صندوق را نیز همراه شان برده‌اند.   وی در ادامه افزود: داخل گاو صندوق سرویس طلای همسرم،۵ میلیون پول؛ اسناد مالکیت و مدارک دیگری وجود داشت و از شانس خوبم دزدان متوجه دوربین مداربسته نشده‌اند و تصاویرشان ثبت شده است.   با مراجعه کارآگاهان به خانه این مرد آنان با بررسی‌های تخصصی دریافتند که دزدان خشن از دیوار بالا رفته‌اند سپس با استفاده از دیلم در ورودی را باز کرده‌اند و به داخل رفته‌اند ولی به خاطر اینکه نتوانسته‌اند در صندوق ۳۰۰کیلویی را باز کنند آن را از خانه خارج کرده‌اند.به‌ این ترتیب با به‌دست آمدن چهره تقریبی دزدان چندین تیم از پلیس با گشتزنی‌های شبانه آنان را تحت تعقیب قرار دادند و پس از چندین شب ردیابی‌های ویژه، یکی از تیم‌ها دریک خیابان به پرایدی با ۳سرنشین مظنون شدند و آنان را متوقف کرده و در بازرسی از خودروی آنان ۲چاقو، یک قمه و چندین کارت سوخت متعلق به افراد دیگر را به‌دست آوردند.   این ۳جوان که ادعای بی‌گناهی می‌کردند پس از روبه‌رو شدن با زن تنها که دست و پای وی را بسته بودند و طلاهایش را مورد دستبرد قرار داده بودند لب به حقیقت گشودند و به دزدی‌هایشان اعتراف کردند.   یکی از دزدان که ۳سابقه دزدی دیگر را در سوابق خود دارد به افسر بازجو گفت: من به همراه ۲همدست دیگرم به نام جاوید و سعید خانه‌های ویلایی و خانه باغ‌ها را شناسایی می‌کردیم و در فرصتی مناسب به آنجا می‌رفتیم و با استفاده از دیلم قفل در را می‌شکستیم و طلا و پول یا هر چیزی که با ارزش بود را می‌دزدیدیم.   وی درباره سرقت از باغ ویلای زن تنها گفت:ما در این باره اشتباه کردیم، ابتدا فکر نمی‌کردیم کسی خانه باشد و وقتی به داخل باغ رفتیم و متوجه حضور زن شدیم چاره‌ای ندیدیم جز اینکه برق را قطع کنیم و وی را بیرون بکشیم و دست و پاهایش را ببندیم.   پس از دستگیری این ۳دزد خشن، مرد دیگری نیز به پلیس آگاهی مراجعه کرد و اظهار داشت که شب گذشته این ۳جوان به خانه‌اش رفته بودند و با دیدن وی و همسرش که از طبقه بالا به پایین آمده‌اند، فرار  کرده‌اند.   با اعترافات دزدان جوان تیم پلیس در بازرسی از مخفیگاه آنان موفق به یافتن گاوصندوق و مقداری از طلاها شدند و با مشخص شدن اینکه چیزی از گاوصندوق کم نشده است آن را به صاحبش بازگرداندند.   بنابر این گزارش با دستور بازپرس پرونده تحقیقات برای شناسایی سایر طعمه‌ها‌ی احتمالی و بازگرداندن اموال دزدی به صاحبانش از سوی پلیس ادامه دارد. رادیو سهام ]]> حوادث Tue, 23 May 2017 03:24:53 GMT http://oshida.ir/vdcauenm.49nou15kk4.html دختر جوان حتی فکرش را هم نمی کرد در حمام شاهد چنین صحنه کثیفی باشد! + عکس http://oshida.ir/vdcbffbs.rhb95piuur.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: دختر ۲۴ ساله ای در روسیه بعد از اینکه عکس سگی که متعلق به وی و دوست پسر قبلی اش بود را به اشتراک گذاشت در شعله های حسادت دوست پسر جدیدش سوخت.     این سگ که در حال حاضر پیش دوست پسر قبلی وی است منجر شد دختر جوان در حمام آپارتمان Vyatcheslav در مسکو مورد حمله اسیدپاشی قرار بگیرد، جوان خشمگین سپس سعی داشت با فندک وی را به آتش بکشد.   قربانی به نام یکاترینا سعی داشت بلوز آتش گرفته اش را از تن خارج کند، اما Vyatcheslav وی ا گرفته بود و اجازه این کار را نمی داد تا اینکه دقایقی بعد خودش با باز کردن دوش شعله های آتش را خاموش کرد.   دختر جوان به رغم آسیب های جدی مدت ۲ ساعت در خانه این پسر روانی حبس بوده و نمی توانسته از اورژانس کمک بگیرد. قربانی در بیمارستان در حالی که صورت، قفسه سینه و هر دو دستش بانداژ شده بستری است.   علاوه بر آسیب های جسمی وی از آسیب های روانی نیز رنج می برد چراکه در پی این اقدام هولناک وحشت زده شده است. این حادثه زمانی رخ داد که دختر جوان بدنبال یک شوخی با دوستانش  عکس حیوان خانگی رابطه قبلی اش را به اشتراک گذاشت که همین امر منجر به جرقه زدن حسادت پسر جوان شد. رادیو سهام ]]> حوادث Tue, 23 May 2017 03:24:53 GMT http://oshida.ir/vdcbffbs.rhb95piuur.html