پایگاه خبری اوشیدا - آخرين عناوين اقتصادی :: نسخه کامل http://oshida.ir/eghtesadi Sun, 19 May 2019 11:46:48 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://oshida.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری اوشیدا http://oshida.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری اوشیدا آزاد است. Sun, 19 May 2019 11:46:48 GMT اقتصادی 60 از روشن کردن شمع و گل کاری تا شستن مزار با گلاب ۵۰ هزارتومانی / وقتی پای فضای مجازی به مراسم فاتحه‌خوانی اموات باز می‌شود! http://oshida.ir/vdcf01dv.w6dvmagiiw.html باافزایش مشغله‌های زندگی و روی آوردن مردم به شهرنشینی شغل‌های مختلفی بنابه نیاز افراد جامعه به وجود آمده است. شغل‌هایی که زمانی عجیب به نظر می‌آمد، اما با گذشت زمان دیگر یک امر طبیعی برای برخی از مردم جامعه به شمار می‌آید. وقتی فاتحه و اخلاص برای قبور آنلاین می‌شود! گریه کن برای مراسم‌های عزاداری را در فیلم «چند می‌گیری گریه کنی» که ۱۴ سال پیش به کارگردانی «شاهد احمد لو» و نویسندگی «محسن تنابنده» و «حسن وارسته» در قالب ژانر کمدی تولید شد که نشان از یک واقعیت در جامعه داشت. در آن زمان این موضوع را افکار عمومی کمتر می‌پذیرفت، اما با گذشت زمان شرکت‌هایی برای ارایه خدماتی همانند پرجمعیت نشان دادن مراسم ختم و گریه کن ایجاد شد. می‌توان یکی از مهمترین دلایلی که افراد از این خدمات استفاده می‌کنند را چشم و هم چشمی دانست تا مراسم هایشان پررونق‌تر از مراسم دیگران نشان داده شود. برخی از خانواده به دلیل سکونت در خارج از کشور و مشغله‌های زیاد زندگی حاضر به حضور در مراسم عزیزانشان نمی‌شوند و پرداخت پول به شرکت‌ها مراسمی با آبرو البته از نگاه خود می‌گیرند. بیشتر بخوانید:لاکچری بازی به سنگ قبر هم سرایت کرد / چرا برخی ۶۰ میلیون برای یک سنگ هزینه می‌کنند؟ این روز‌ها این شغل‌ها جزیی‌تر شده است. برای نمونه با پرداخت پول روشن کردن شمع، شستن مزار و گل کاری به غریبه‌ها سپرده می‌شود. انسان‌ها با بهانه مشغله زیاد و برای اینکه عذاب وجدان نداشته باشند که بر سر خاک عزیزان خود نمی‌روند، با پرداخت پول به دیگران زحمت شستن مزار و گل کاری را می‌دهند. افرادی که متوجه این خلاء‌ها شده اند برای تبلیغات شستن مزار کارت‌های تبلیغاتی نیزچاپ می‌شود تا مشتری‌های بیشتری را جذب کنند. یکی از کارت‌های تبلیغاتی که بدون هیچ اسم و رسمی هم است و به شعر «برمزارم بیا... یادم کن بخوان سوره‌ای شادم کن» مزین شده است، تبلیغ روشن کردن شمع، گل کاری و شستن با گلاب را کرده است. شستشوی مزار با گلاب ۵۰ هزار تومان با شماره‌ای که بر روی کارت نوشته شده است تماس می‌گیرم، خانمی پاسخ می‌دهد و در همین ارتباط می‌گوید: برای شستن مزار مبلغ ۵۰ هزار تومان دریافت می‌شود. او ادامه می‌دهد: این کار توسط خانم‌هایی که سرپرست خانواده یا بد سرپست هستند انجام می‌گیرد. خدمات دیگر همچون پخش نذری نیز انجام می‌گیرد. او تاکید می‌کند: تمام کار‌هایی که انجام می‌شود مشتری می‌تواند به صورت آنلاین ببیند. منبع:شبستان انتهای پیام/ ]]> اقتصادی Sun, 19 May 2019 07:12:58 GMT http://oshida.ir/vdcf01dv.w6dvmagiiw.html اقتصاد و تصمیم گیران مردد/ چرا برجام نمی‌تواند از خودش محافظت کند؟!/ ناو لینکلن با مأموریت هالیوودی http://oshida.ir/vdcizvaq.t1aqv2bcct.html روزنامه‌ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه‌ها و نظریات اصلی و اساسی خود می‌پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می‌توان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه‌ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله‌های روزنامه‌های صبح کشور با گرایش‌های مختلف سیاسی را می‌خوانید: ********** چگونه جنگ اقتصادی دشمن را متوقف کنیم؟ سعدالله زارعی در روزنامه کیهان نوشت: آمریکا به دنبال تشدید جنگ اقتصادی علیه ماست این جنگ به درازای عمر انقلاب اسلامی امتداد دارد. اما هیئت حاکمه این کشور، هیچ‌گاه به اندازه امروز به عنوان «راه‌حل قطعی» حل مشکل بزرگی تحت عنوان «ایران» به آن نگاه نکرده است. تا زمانی که جمع‌بندی دشمن عوض نشود، آمریکا دنبال تشدید جنگ اقتصادی خواهد رفت. مقامات این کشور بارها از این موضوع با صراحت صحبت کرده‌اند، قرائن و شواهد نیز همین را می‌گویند و علاوه‌بر آن در این موضوع یک اجماع کارشناسی هم وجود دارد. از آن طرف، در اینکه آمریکا دنبال جنگ نظامی علیه ایران نیست هم تصریحات مقامات دولت ترامپ از جمله تصریحی که در بیانیه دو روز پیش «مایک پمپئو» آمد و هم قرائن و شواهد این را می‌گویند. پنتاگون حتی اعزام یک ناو هواپیمابر به خلیج‌فارس که در طول سال‌های ۱۳۷۰ تاکنون به طور متناوب یا منقطع یک ناو هواپیمابر آمریکا در این آبراه بوده است را با این توضیح همراه کرد که ما نوعی تهدید علیه پایگاه‌ها و نیروهایمان از سوی ایران را استشمام می‌کنیم و این یک «هشدار بازدارنده» به ایران است. پس ما در شرایط تهدید نظامی از سوی آمریکا نیستیم و نباید در این کمترین تردیدی کنیم که راه‌حل ما در تلاش برای کاهش تنش نظامی بین آمریکا و ایران نیست، چون این تنش اصلاً وجود خارجی ندارد تا ما آن را کاهش دهیم و بنا هم نیست عینیت پیدا کند. وقتی آمریکا به دلایل اصولی بنا ندارد با ما از در نظامی وارد شود، چرا ما راه‌حل خود را در تلاش برای کاستن از حساسیت نظامی آمریکا قرار می‌دهیم؟ خب راه‌حل ما در این مواجهه چیست؟ یک بار دیگر صورت مسئله‌ای را که ما به طور واقعی با آن مواجه هستیم مرور کنیم؛ آمریکا نه قصد و نه آرایش نظامی مقابل ایران دارد، این کشور «جنگ اقتصادی» را راه‌حل مشکل خود در مواجهه با ایران می‌داند و در این موضوع متمرکز شده است. جمع‌بندی آمریکا این است که جنگ اقتصادی در حالی که به زعم باطل او ایران را وادار به دادن امتیازات طلایی جدید می‌کند، برای او و وابستگانش در منطقه هزینه‌ای ندارد. راه‌حل ما این است که این جمع‌بندی آمریکا را تغییر دهیم. راه‌حل ما روشن است، ما باید به ازای هزینه‌هایی که در این جنگ اقتصادی بر ما تحمیل می‌شود، هزینه‌هایی را متوجه طرف مقابل کنیم؛ تا این جنگ از حالت یک‌طرفه خارج شود. پس از آنکه هزینه‌های این جنگ دوطرفه شد، آمریکایی‌ها در جنگ اقتصادی علیه ایران به همین جمع‌بندی که در جنگ نظامی علیه ایران رسیدند، می‌رسند و متوقف می‌شوند. وقتی آمریکا در جنگ اقتصادی متوقف شود، وضع بین ما و آمریکا عادی می‌شود. آن موقع می‌توانیم در مورد رابطه با این کشور تصمیم بگیریم و در آن شرایط اگر وارد مذاکره شویم این بار مذاکره‌ای توأم با عزت، حکمت و مصلحت خواهد بود. ما نمی‌توانیم و منطقاً نباید در شرایط تحریم حتی صحبت از مذاکره کنیم چون هزینه‌زاست. در شرایط تحریم، کمترین هزینه صحبت بعضی از نخبگان نزدیک به بخش‌هایی از حکومت ایران، از مذاکره کردن با آمریکا این است که استحکام مواضع نظام مبنی بر عدم مذاکره را با سستی مواجه می‌گرداند. به عبارت دیگر، دشمنی که باید با موضع عدم مذاکره ایران، از تشدید فشارهای اقتصادی منصرف شود، با مواضع این نخبگان نزدیک به حکومت بر سر جمع‌بندی قبلی خود می‌ماند و فشارها را بر مردم و دولت ایران افزایش می‌دهد. پس اگر گفته می‌شود بحث از مذاکره با آمریکا ولو در سطح رسانه و یا در سطح بعضی از محافل سیاسی یک جرم است، کج‌سلیقگی نیست، برای این است که این موضع، هزینه‌های سنگینی را بر کشور تحمیل می‌کند و از این روست که دستگاه قضائی باید به عنوان مدعی‌العموم، ورود کند و جلوی این هزینه‌ها را بگیرد. راه‌حل ما در جنگ اقتصادی دشمن، ضربه زدن به دشمنی است که در حوزه اقتصادی و تجاری علیه ما آرایش جنگی گرفته است. دشمن از ظرفیت‌های سیاسی و… برای مدیریت جنگ اقتصادی علیه ما استفاده می‌کند و در نهایت در تلاش است تا با جنگ روانی که موفقیت آن وابسته به همکاری بعضی نیروها با آمریکا در داخل ایران است، طرح خود را به نتیجه برساند ما باید حرکت دشمن را متوقف کنیم در اینجا سوال این است که متقابلاً ما چه ظرفیت‌های برای متوقف کردن جنگ اقتصادی دشمن داریم؟ ما سه ظرفیت داریم، ظرفیت ضربه اقتصادی، ظرفیت ضربه نظامی و ظرفیت عملیات روانی. در ضربه اقتصادی به دشمن، دست ما باز است؛ وابستگان و به تعبیری انبارداران نفت آمریکا در منطقه شامل عربستان و امارات به شدت وابسته به دو چیز هستند یکی نفت و دیگری برج‌های به ظاهر با عظمت شیشه‌ای که به خصوص در اطراف سواحل خلیج‌فارس و دریای سرخ ساخته شده‌اند. ضربه زدن به اقتصاد ایران از طریق مانع‌تراشی بر سر راه تجارت ایران بدون شک در خود این منطقه و با حضور مقامات آمریکایی و انگلیسی بسته و اجرایی و تحکیم می‌شود. کافی است که ما اظهارات مقامات سعودی و اماراتی را بعد از هر تحریم جدید آمریکا علیه ایران مرور کنیم تا دریابیم که این تصمیمات در ریاض و ابوظبی پخت و پز شده‌اند. سوال این است که چرا ایران اجازه می‌دهد وضع اقتصادی تجاری این دو کشور در منطقه عادی باشد؟ مگر وضع ما که هیچ جرمی هم علیه آنان مرتکب نشده‌ایم بلکه حوادث سهمگینی مثل کشتار حاجیان خود در منا را تحمل کرده‌ایم، عادی است که وضع آنان که ده‌ها جرم علیه ما مرتکب شده‌اند، عادی باشد؟ ما حتماً باید به ظرفیت صادرات نفت این دو کشور که شریان حیات آنان است، ضربه اساسی بزنیم و این کار را می‌توانیم در اقیانوس هند و دریای سرخ انجام دهیم. این چیزی نیست که به جنگ منتهی شود، چنین اقدامی به طور قطع سران سعودی و امارات را به سمت صلح با ایران سوق می‌دهد چرا که آنان نه خود قادر به درگیری نظامی با ایران هستند و نه آمریکا حتی در صورت درگیر شدن ایران با سعودی، اراده‌ای برای درگیر شدن با ایران دارد. این یک راه‌حل شدنی و بی‌خطر است هر چند بعضی این را مقدمه جنگ به حساب می‌آورند. این دسته باید سری به تئوری‌های رایج نظام بین‌الملل بزنند و نیز تجربه آمریکا و شوروی در دورانی که جهان بین این دو تقسیم شده بود بخصوص ماجرای بحران موشکی ۱۹۶۲ کوبا را مرور نمایند. در موضوع ضربه و ظرفیت نظامی، ما نباید وقتی می‌توانیم از ظرفیت نظامی برای بهبود وضع اقتصادی استفاده کنیم، از آن پرهیز نمائیم. در همه دنیا گفته می‌شود که ارتش در زمان صلح ضمن افزایش آمادگی دفاعی باید در خدمت مصالح دولت باشد. خب این فقط در خدمات اجتماعی مثل سیل نیست که دولت برای حل مشکلات به کمک نظامیان احتیاج دارد. الان در توقف ماشین جنگ اقتصادی دشمن به کمک نظامیان کشور نیاز است. نیروهای دفاعی کشور باید فضا که بخش مهمی از آن فعلاً از طرف دشمن با مخاطره جدی مواجه شده است را برای حرکت اقتصادی ایران باز کنند. وقتی دشمن گلوگاه‌های اقتصادی ما را به خصوص در دو حوزه بانک و نفت تحت فشار قرار داده است، نیروی مسلح ایران باید با فشردن گلوی دشمن، گلوی کشور خود را آزاد کند. از قضا این مسئله به طور جدی مورد توجه دشمن است یعنی او به شدت مراقب است که نیروی دفاعی ایران وارد این معادله به ظاهر غیرنظامی نشود. وقتی یک ساعت پس از صدور بیانیه‌ای علیه سپاه پاسداران، یکی از فرماندهان ارشد پنتاگون با نگرانی به وال استریت ژورنال می‌گوید ما به هیچ وجه قصد تحت تعقیب قرار دادن نیروهای سپاه را نداریم و یا کاخ سفید در بیانیه‌ای کاملاً متناقض با اقدام ترامپ در تروریستی خواندن سپاه اعلام می‌کند ما هیچ خارجی طرف قرارداد با سپاه را جریمه نخواهیم کرد، میزان ترس آمریکا از ورود نیروهای مسلح ایران به معادله را نشان می‌دهد. حال سوال این است که وقتی آمریکا از ورود سپاه، این همه ملاحظه دارد چرا ما نباید این ملاحظات را به «نقد اقتصادی» تبدیل کنیم و با حرکت معکوس، حرکت اقتصادی دشمن که به دلیل آنکه به کشور آسیب می‌رساند، دارای جنبه امنیتی است را متوقف کنیم؟ ما می‌توانیم به دشمن بگوییم، اگر قصد معارضه داری حق نداری درباره ماهیت سربازی که به مقابله با تو می‌آید حرف بزنی و ما را وادار کنی سربازمان را مطابق با استانداردهای تو انتخاب کنیم. در ضربه و جنگ روانی، آمریکا روی دو دسته حساب ویژه باز کرده است یکی مدیران کشور و دیگری نخبگان که به عنوان کارشناس در این نهاد و آن نهاد مشغول فعالیت می‌باشند. آمریکا به خوبی می‌داند که بنیه‌های اقتصادی ایران قوی است و جنگ اقتصادی آن را از پا درنمی‌آورد این نکته‌ای است که همین روزها کارشناسان صاحب‌نامی از دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات آمریکا به ترامپ و تیم او یادآوری کردند. آمریکا به «مذاکره» نیاز دارد و فکر می‌کند از این طریق می‌تواند ایران را خلع سلاح کند. منتهی پذیرش مذاکره از سوی ایران موضوعی است که فقط در فرایند داخلی شکل می‌گیرد یعنی تصمیم به مذاکره را نمی‌توان از بیرون به ایران دیکته کرد. این چیزی است که دولت به عنوان کانون تصمیم‌گیری و نخبگان به عنوان کانون‌های تصمیم‌ساز باید به آن برسند و بپذیرند که راهی جز مذاکره و دادن امتیازات طلایی ندارند. در این شرایط تحریم و تهدیدات پی‌درپی اقتصادی علیه کشوری که بنیه‌های اقتصادی آن قوی است فقط برای اقناع‌سازی مدیر و نخبه‌ای که ضعف نفس دارد و نیز برای موجه‌سازی درخواستی است که این مدیران و نخبگان متوجه نظام سیاسی می‌نمایند، صورت می‌گیرد. خب حالا ما در عملیات روانی باید دست به اقدامات متقابل بزنیم. بعضی گمان کرده‌اند که ایران چون رسانه قدرتمندی که پیامش را در کل دنیا منعکس سازد و به گوش آمریکایی‌ها هم برساند، ندارد پس نمی‌تواند به عملیات روانی علیه آمریکا دست بزند که این اشتباه است. ما برای عملیات روانی علیه آمریکا لزوماً نیاز به رسانه نداریم، نیاز به طراحی و اقدام داریم. مگر نه این است که آمریکا، خود را به امنیت و بقا «رژیم صهیونیستی» ملزم می‌داند و مگر نه این است که روی بقا و امنیت رژیم سعودی حساسیت دارد، خب ما می‌توانیم با نشان دادن وضعیتی که حیات اسرائیل و سعودی را با مخاطره مواجه می‌گرداند، آن دسته از نیروهای داخلی آمریکا که واقعاً نگران امنیت همپیمان‌های منطقه‌ای خود هستند را برای مقابله با اقدامات ضدایرانی به صحنه بیاوریم. اگر آنان شامل ایپک و نهادهای پرقدرت رسانه‌ای آمریکا دریابند که ادامه سیاست ضدایرانی آمریکا، به طور جدی به عقبه‌های استراتژیک آنها آسیب می‌زند و ایران را وادار به اقدام علیه این عقبه‌ها می‌کند، حتماً برای متوقف کردن اقدامات اقتصادی ضدایرانی فشارهای خود را روی دولت آمریکا وارد می‌کنند. جالب این است که حدود یک ماه پیش در یک نظرسنجی که «پیو» انجام داد، ۷۰ درصد یهودیان آمریکا از تشدید وضع امنیتی خاورمیانه به شدت ابراز نگرانی کرده بودند. پناهنده یا مهاجرت شغلی؟ عباس عبدی در روزنامه ایران نوشت: اظهار نظر معاون وزارت امور خارجه درباره احتمال گسیل شدن مهاجران از ایران به سوی اروپا و طرح نام افغانستانی‌ها در ایران، موجب واکنش‌های گوناگونی شد. بازتاب‌های داخلی و خارجی آن زیاد بود و جالب اینکه برخی از نیروها در داخل کشور به دفاع از مهاجران افغانستانی پرداختند که حتی نیمی از این دفاع را از شهروندان ایرانی نمی‌کنند، سهل است که برای بسیاری از شهروندان ایرانی حق و حقوقی قائل نیستند! فارغ از نقدی که نسبت به نحوه بیان معاون وزارت امور خارجه وارد است، ولی این اظهارات می‌تواند فرصت و بهانه‌ای باشد درباره گفت‌وگو نسبت به مهاجران به طور کلی و مهاجران افغانستانی به طور ویژه. این گفت‌وگو باید معطوف به تفاهم درباره سیاست کشور در برابر مهاجران باشد. به نظر می‌رسد که مهاجرین را باید به چند دسته تقسیم کرد و برای هرکدام براساس شرایط آنان سیاست مناسب اتخاذ کرد. اولین گروه مهاجرانی هستند که برای سال‌های متمادی در ایران زندگی می‌کنند و خانواده دارند (همسر ایرانی یا افغانستانی یا از کشور دیگر) و فرزندان‌شان در اینجا تحصیل کرده‌اند. آنان عموماً با فرهنگ و آداب ایران خو گرفته‌اند، بویژه کودکان‌شان و بخش مهمی از آنان تعلقات خاطرشان به ایران آنقدر هست که تابعیت ایرانی به آنان داده و در جامعه ایران جذب شوند. بنابراین اگر کسانی از این گروه درخواست تابعیت کنند، به نظر می‌رسد که باید با درخواست آنان موافقت کرد و به عنوان یک ایرانی و با تمام حقوق شهروندان ایرانی شناخته شوند. البته این امر منوط به درخواست خودشان است، در غیر این صورت می‌توانند مثل یک فرد مقیم مطابق مقررات زندگی کنند و از حقوق مناسب از جمله حق آموزش، داشتن حساب‌های بانکی و غیره بهره‌مند شوند. این گروه هرچه درآمد در ایران دارند طبعاً در همین جا هزینه زندگی خود و خانواده خود می‌کنند. گروه دیگر افغانستانی‌ها و مهاجرانی هستند که فقط برای کار به ایران می‌آیند و بخش بزرگی از درآمد خود را تبدیل به ارز کرده و به افغانستان یا کشورشان می‌فرستند. این گروه خواه‌ناخواه با تغییرات قیمت ارز ایران را ترک خواهند کرد. اگر در ابتدای سال ۱۳۹۷ با حقوق یک و نیم میلیون تومان می‌توانستند، ماهانه حداقل ۳۰۰ دلار به افغانستان بفرستند، اکنون با حقوق ماهانه دو میلیون تومان نیز نمی‌توانند بیش از صد دلار به آنجا بفرستند، لذا به طور عادی ایران را ترک خواهند کرد. اکنون آنان در ترکیه تا حدود ماهانه ۴۰۰ دلار درآمد خالص دارند. از ترکیه هم به سوی اروپا روانه خواهند شد. این همان نکته‌ای است که معاون وزیر خارجه گفت و به معنای اخراج آنان نبود، بلکه خودشان می‌روند، همچنان که در تابستان و پاییز گذشته تعداد زیادی از آنان ایران را ترک کردند یا به افغانستان رفتند یا به ترکیه و کشورهای دیگر. گروه بعدی که حضور غیر قانونی دارند و بعضاً در کارهای خلاف هستند، طبیعی است که با آنان باید برخورد شود. و بالاخره گروه دیگر که پناهندگان اجتماعی هستند و بر اثر مشکلات و فقر برای گذران زندگی به ایران می‌آیند. اینها همان گروهی هستند که کمیساریای سازمان ملل در امور پناهندگان باید آنان را در اردوگاه‌های مناسب تحت پوشش قرار دهد و هزینه‌های آنان باید از طریق سازمان‌های بین‌المللی و به طور مشخص کمیساریای پناهندگان تأمین شود در حالی که در ایران وارد شهرها می‌شوند و کودکان‌شان در خیابان‌ها مشغول تکدی می‌شوند و عوارض زیادی هم برای خودشان و فرزندان‌شان دارد و هم برای جامعه ایران. باید میان پناهندگان و مهاجر و نیروی کار قانونی و غیر قانونی تفاوت قائل شد تا بتوان سیاستی انسانی و مفید به حال همه طرف‌های ماجرا اتخاذ کرد. اقتصاد و تصمیم گیران مردد مهدی حسن زاده در روزنامه خراسان نوشت: با خروج ترامپ از برجام و بازگشت تحریم‌ها و ورود مجدد کشور به عرصه جنگ اقتصادی، نیاز به تصمیم گیری سریع و هماهنگی دستگاه‌های مسئول برای مواجهه با تهدیدات اقتصادی کاملاً احساس می‌شد. بر همین اساس، شورای هماهنگی سران قوا در سال گذشته ایجاد شد تا با حضور رؤسای سه قوه، معاونان اول آنها و مسئولانی از سه قوه که در مدیریت اقتصادی کشور سهیم هستند، تصمیمات لازم و هماهنگ با کمترین معطلی اتخاذ شود. در این میان برخی تصمیمات مؤثر برای مدیریت بازار ارز نیز در این جلسات اتخاذ شد. با این حال نگاهی به چالش‌های فوری اقتصاد ایران برای مواجهه با شرایط تحریمی نشان می‌دهد که نظام تصمیم سازی برای مواجهه با این تهدیدات، همچنان با کندی‌ها و ناهماهنگی‌هایی رو به روست که نمونه بارز آن را در ماجرای سهمیه بندی بنزین دیدیم. به اعتقاد نگارنده، سهم اصلی در بروز این ناهماهنگی‌ها و کندی‌ها به دستگاه‌های تخصصی و اجرایی بر می‌گردد. طبیعتاً در فرایند تصمیم سازی، دستگاه تخصصی مجری، در مرحله نخست تصمیم سازی قرار دارد و هرگونه ضعف در طراحی اولیه، موجب می‌شود تا خشت کج تصمیم سازی تا ثریا دیواری کج بسازد که به راحتی فرو می‌ریزد. در ادامه یادداشت با اشاره به سه دستگاه و سه تصمیم این موضوع را باز می‌کنم. در ماجرای سهمیه بندی بنزین انتظار می‌رود و می‌رفت که وزارت نفت به عنوان سازمان تخصصی، تصمیم اولیه را پخته کند و برای نهایی شدن، آن را روی میز شورای هماهنگی قوا قرار دهد. وزارت نفت پس از حذف عملی و سوال برانگیز و غیرقابل توجیه کارت سوخت در سال ۹۴، طی سال‌های اخیر، هیچ اقدامی در جهت مدیریت مصرف سوخت انجام نداد. آنچه که از فحوای صحبت‌های وزیر نفت برمی آمد، اصرار بر افزایش قیمت بنزین به طور ثابت و بدون سهمیه بندی بود. با این حال مهم‌ترین مانع افزایش قیمت بنزین در این سال‌ها، نارضایتی مردم بوده است. در چنین شرایطی افزایش تدریجی یا سهمیه بندی بنزین روشی است که نارضایتی کمتری را در پی دارد. در چنین شرایطی وزارت نفت در نهایت و پس از چند سال مقاومت، استفاده از کارت سوخت را پذیرفت ولی در عمل، نحوه اطلاع رسانی و مدیریت افکار عمومی نشان داد که وزارت نفت برنامه‌ای برای مدیریت رسانه‌ای ماجرا نداشته است و برنامه سهمیه بندی بنزین به همین دلیل فعلاً عقب افتاد. این جاست که ضعف وزارت نفت در فرایند تصمیم سازی و غفلت از فضاسازی رسانه‌ای و مدیریت افکار عمومی موجب شد این طرح در بدو اجرا با شکست مواجه شود. در موضوع اصلاحات بودجه‌ای، کندی سازمان برنامه و بودجه در مواجهه با بحران کاملاً مشهود است. حدود یک سال پیش که ترامپ از برجام خارج شد، وضعیت بودجه ۹۸ قابل پیش بینی بود. صادرات نفت کمتر از یک میلیون بشکه و قیمت نفت ۶۰ تا ۷۰ دلار، پیش بینی‌های آن زمان بود که اکنون نیز محقق شده است. در چنین شرایطی قطعاً کاهش هزینه‌ها باید سازوکار جدی این سازمان باشد، اما نگاهی به بودجه سال‌های ۹۷ و ۹۸، تلاش جدی و اثرگذاری را در این زمینه نشان نمی‌دهد. از منظر نظارتی نیز که سازمان برنامه و بودجه می‌تواند روند هزینه کرد بودجه دستگاه‌ها را رصد کند، باز هم می‌بینیم که اقدام درخوری برای کاهش هزینه‌های سنگین دستگاه‌ها، واگذاری اموال دولتی مازاد و شفاف سازی بودجه شرکت‌های دولتی دیده نمی‌شود. این در شرایطی است که حدود چهار ماه قبل، اعلام شد که رهبر انقلاب، دستور بررسی اصلاحات ساختاری در اقتصاد کشور به ویژه بودجه را به سران قوا داده‌اند. در چنین شرایطی برنامه اصلاحات ساختاری بودجه نیز به صورت چراغ خاموش جلو می‌رود و مشخص نیست که تصمیم سازی سازمان برنامه و بودجه و به تبع آن شورای هماهنگی قوا برای کاستن از هزینه‌های دولت و مولدسازی دارایی‌های دولت، چیست؟ درباره حمایت غذایی از قشرهای ضعیف جامعه نیز کندی در تصمیم سازی مشهود است. گزارش تیتر یک روز یک شنبه خراسان در این باره با تیتر «معیشت مردم معطل تردیدهای دولت» به بررسی دلایل تأخیر در احیای کالابرگ الکترونیکی پرداخته بود و با توجه به اینکه حدود یک سال است که در دولت موضوع توزیع بسته‌های غذایی بین قشرهای مختلف مردم مطرح است و با توجه به شکست سیاست ارز ۴۲۰۰ برای کالاهای اساسی، واقعی سازی نرخ ارز و اختصاص مابه‌التفاوت به مردم، گزینه پیشنهادی بسیاری از کارشناسان است، اما این طرح فعلاً روی کاغذ مانده است و مجموعه دستگاه‌های تصمیم ساز از وزارت صمت تا بانک مرکزی و وزارت کار نتوانسته‌اند این طرح را به سرانجام برسانند. حلقه مفقود شده ماجرا در هر سه مورد، تردید تصمیم سازان است. در این موارد، از مدت‌ها پیش شکست یا احتمال شکست سیاست فعلی مشخص بوده و هست و راهکارهای جایگزین نیز از مدت‌ها پیش روی میز بوده است، دستگاه‌های تخصصی و کارشناسی نیز دیدگاه خود درباره هر یک از گزینه‌ها را مشخص کرده‌اند. شرایط اقتصادی نیز تقریباً با افق یک تا دو ساله مشخص است. به این ترتیب این همه تعلل در مواجهه با چالش‌های اقتصادی هیچ توجیهی ندارد و همه منتظر تصمیم سازی نهادهای مرتبط و تصمیم‌گیری مسئولان هستند. مطمئناً در شرایط جنگ اقتصادی، تردید بزرگ‌ترین دشمن فرماندهان است و شورای هماهنگی قوا به عنوان چکیده نظام تصمیم گیری کشور در این مقطع نباید بیش از این به تردیدهای خود ادامه دهد. ترامپ با خصلت تجاری به‌دنبال مذاکره است هادی حق شناس در روزنامه آرمان نوشت: مقابله یا تنش جدید بین ایران و آمریکا طبیعتاً از ابعاد مختلف قابل تحلیل است؛ نخست اینکه دونالد ترامپ در زمان تبلیغات ریاست جمهوری اعلام کرد برجام توافقنامه خوبی نیست واگر او انتخاب شود از این توافقنامه خارج خواهد شد. ترامپ تاکنون هرچه را که در دوران تبلیغات گفته بود، عملی کرده؛ از تفاهمنامه پاریس گرفته تا محدود کردن مرز مکزیک و مهاجرت مکزیکی‌ها تا بحث تعرفه‌ها بر اقتصاد چین و موضوعاتی از این دست، نشان از اجرایی کردن اراده‌اش دارد. لذا اینکه سراغ ایران آمده، امروز غیرطبیعی و غیرقابل انتظار نیست. اگر آن روز فکر نمی‌کردیم چنین اتفاقی بیفتد ولی وقتی مجموعه شعارهای ترامپ را می‌بینیم که یکی‌یکی اجرا کرده، بنابراین باید بپذیریم این برخورد با ایران غیرمنتظره نباید باشد. اما چون ترامپ ذاتاً تاجر است و خصلت تجار برمبنای سود است و یکی از ویژگی‌های تجار، ریسک فراوان است و اعتقاد دارند هرچه ریسک بیشتر باشد، سود آن هم بیشتر خواهد بود. اما از این منظر ترامپ تا امروز زیان کرده، به‌خاطر اینکه هرچقدر با ایران لفاظی‌های تند انجام داده، هزینه‌های آن را کشورهای عربی پرداخت کرده و حاضرند بیش از این هم پرداخت کنند. از رژیم جعلی و فاسد اسرائیل که دشمنی ۴۰ ساله با ایران دارد که بگذریم، کشورهای عربی از این رفتار ترامپ خشنود هستند که یک محاصره اقتصادی برای ایران ایجاد کرده است. به نظر می‌رسد لفاظی‌های خیلی تند طی چندماه گذشته، اعزام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به خلیج فارس، همگی بیانگر یک نکته کلیدی است که او می‌خواهد فشار را حداکثر کند. اما آیا این فشار حداکثری منجر به درگیری نظامی خواهد شد؟ برای پاسخ، دوباره به شعارهای زمان انتخابات ترامپ برمی‌گردم که یکی از انتقاداتش به اوباما و رؤسای جمهور قبلی این بوده که میلیاردها دلار در خاورمیانه هزینه کرده‌اند ولی او باید با هواپیمای خاموش به عراق برود. بنابراین اگر بگوییم ترامپ به شعارهایش وفادار بوده و آنها را اجرایی کرده به این شعار هم باید توجه کنیم که جنگ در خاورمیانه را برای آمریکا سودآور ندانسته، لذا با همان ادبیات خودش می‌توان نتیجه گرفت که برخورد با ایران هم به حال او سودی ندارد؛ مضاف بر اینکه ایران نه افغانستان است، نه عراق، نه سوریه و نه یمن. مطمئناً درگیری در ایران به‌گونه‌ای نیست که ظرف یک هفته یا یک ماه به اتمام برسد. اگر ترامپ این دیوانگی را به خرج دهد که وارد فاز نظامی با ایران شود، این درگیری طولانی خواهد بود که به نفع انتخابات سال آینده ترامپ نخواهد بود. باز تاکید می‌کنم که ترامپ را باید با ماهیت کاسبکارانه‌اش تحلیل کرد. به لحاظ اقتصادی و دستاوردهای سیاسی در انتخابات آینده، درگیری آمریکا با ایران به نفع ترامپ نخواهد بود. آنچه به نفع ترامپ است اینکه با همین حالت محاصره اقتصادی و فشار روانی و سیاسی بتواند با ایران به تفاهم جدید برسد. کاری که ترامپ به‌خصوص طی چندهفته گذشته انجام داده این است که حداکثر فشار روانی، سیاسی و اقتصادی را بر ایران وارد کند. اینکه عنوان می‌کند به سایر شروط کاری ندارم و فقط به دنبال این هستیم که ایران هسته‌ای نباشد، برجام هم مبین همین بود و مبنا و پایه‌اش این بود که ایران هسته‌ای نباشد. اما چرا ترامپ این صحبت را عنوان کرده؟ به یک دلیل ساده و آن هم اینکه ایران را پای میز مذاکره بکشاند، دقیقاً مثل کره شمالی فیلم و عکس تهیه کند تا به دنیا بگوید که ایران و کره شمالی را پای مذاکره آورده، در بخش اقتصادی هم با چین وارد مذاکره شده ضمن اینکه مکزیک را هم سر جای خود نشانده و هم اروپایی‌ها و الی آخر. ترامپ دنبال چنین بُردی در آمریکا برای انتخابات سال آینده است. البته یقیناً در ذهن کشورهای عربی منطقه، رژیم جعلی اسرائیل، آمریکا و حتی بخشی از کشورهای اروپایی این است که نظام سیاسی ایران تغییر کند و در این شکی وجود ندارد. ولی امروز ترامپ به حداقل راضی است و نه حداکثر. حداقلی که ترامپ دنبال می‌کند یک میز مذاکره است که بتواند با مقامات ایرانی مذاکره کند. اما حداکثر طبیعی است که تغییر نظام سیاسی باعث خوشحالی رؤسای جمهور قبلی و برخی کشورهای عربی منطقه هم خواهد شد. اما چون به آن هدف دست پیدا نخواهد کرد، حداکثر فشار سیاسی، اقتصادی و روانی را وارد می‌کند تا مذاکره انجام شود. اینکه ترامپ به‌راحتی عنوان می‌کند شماره تلفنش در اختیار سفارت سوئیس است، اوج نیاز ترامپ برای مذاکره است. ترامپ به معنی واقعی تاجرمسلک است. تجار برای کسب سود از همه حیثیت خود می‌گذرند و این خصلت تجار است. به نقل از خبرگزاری‌های خارجی، ترامپ طی دوران ریاست جمهوری خود بیش از دوهزار دروغ گفته است. این خصلت تجار است که برای کسب سود بیشتر مجبورند دائماً واقعیت‌ها را کتمان کنند و از هر ابزار سخیفی بهره گیرند تا به سود ماکزیمم برسند. مستضعفین را فراموش نکنیم محمدجواد اخوان در روزنامه جوان نوشت: از رویکردهای کلان انقلاب اسلامی، حمایت دولت و نظام از مستضعفان و محرومان بوده و رهبر کبیر انقلاب و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی در تمامی عمر گرانمایه خود همواره بر رسیدگی به وضعیت مستضعفان و محرومان جامعه و رفع مشکلات آنان تأکید داشتند و احقاق حقوق این طبقه و برقراری عدالت اجتماعی از دغدغه‌های همیشگی آن امام بزرگوار بود. امام بارها تأکید فرمودند: «گمان نمی‌کنم عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد.» همچنین امام راحل (ره) همواره از پابرهنه‌ها و زاغه‌نشینان به‌عنوان «ولی‌نعمت» یاد می‌کردند و خواهان خدمتگزاری بیشتر به آن‌ها بودند. ایشان در سخنانی نغز و زیبا در این‌باره فرمودند: «به مستضعفان و مستمندان و زاغه‌نشینان که ولی‌نعمت ما هستند خدمت کنید.» رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه‌ای نیز درباره نگاه امام و انقلاب به این مقوله می‌فرمایند: «امام طرفدار جدی حمایت از محرومان و مستضعفان بود؛ امام نابرابری اقتصادی را با شدّت و حدّت رد می‌کرد؛ اشرافی‌گری را با تلخی رد می‌کرد؛ به‌معنای واقعی کلمه امام طرفدار عدالت اجتماعی بود؛ طرفداری از مستضعفان شاید یکی از پرتکرارترین مطالبی است که امام بزرگوار ما در بیانات‌شان گفتند؛ این یکی از خطوط روشن امام است؛ این یکی از اصول قطعی امام است، همه باید تلاش کنند که فقر را ریشه‌کن کنند؛ همه تلاش کنند که محرومان را از محرومیت بیرون بیاورند و تا آنجایی که در توان کشور است، به محرومان کمک کنند. از آن‌طرف به مسئولان کشور هشدار می‌داد درباره خوی کاخ‌نشینی - این نکته‌ای که در قرآن هم آمده است: وَ سَکنتُم فی مسکنِ الَّذینَ ظَلَموا - و همه را از خوی کاخ‌نشینی بر حذر می‌داشت، تأکید مکرّر می‌کرد بر اینکه به وفاداری طبقات ضعیف اعتماد کنید؛ این را امام مکرّر می‌گفت که این کوخ‌نشینانند، این فقرایند، این محرومان‌اند که این صحنه‌ها را با وجود محرومیت‌ها پرکرده‌اند، اعتراض هم نمی‌کنند، در میدان‌های خطر هم حاضر می‌شوند؛ [امّا] آن‌کسانی که برخورداری‌های بیشتری داشتند، در موارد مختلف اگر مشکلی پیش می‌آمد، اتفاقاً آن‌ها بیشتر ابراز نارضایی می‌کردند. این وفاداری طبقات متوسط مردم و طبقات محروم مردم، از نظر امام یک امر برجسته بود و این را تأکید می‌کرد. بر مصرف درست بیت‌المال تأکید می‌کرد، بر پرهیز کردن از اسراف تأکید می‌کرد. این هم یکی از خطوط اساسی است. مسئله عدالت اجتماعی، طرفداری از محرومان و دوری از خوی اشرافی‌گری و خوی تجمل‌گرایی و عمل در این جهت.» هرچند سیاست‌های کلان انقلاب اسلامی در جهت ولی‌نعمت دانستن محرومان و توجه به مستضعفان بود، ولی در دهه دوم عمر انقلاب با روی کار آمدن دولت سازندگی، این موضوع عملاً به حاشیه رفت و جای خود را به تجمل‌گرایی و رفاه‌طلبی برای اشراف و مترفین داد. حاکمیت این نگاه که برای توسعه حتی می‌توان لایه‌هایی از جامعه را زیر غلتک توسعه له کرد یا تغییر عنوان «مستضعف» به آسیب‌پذیر از رهاوردهای این دوره است. مع الأسف با روی کار آمدن دولت یازدهم، شاهد موج دوم بی‌توجهی به محرومان و مستضعفان بودیم. باآنکه آقای روحانی در سال ۱۳۹۲ بخش عمده‌ای از سبد رأی خود را از مناطق حاشیه‌نشین و روستایی به‌دست آورد، عملاً این قشر در برنامه‌ریزی‌های کلان و اجرایی دولت در معرض بی‌توجهی قرار گرفتند. به نظر می‌رسد خاستگاه این نوع بی‌توجهی به محرومین و مستضعفان را باید در حاکمیت «اشرافیت دولتی» و شکل‌گیری «دولت اشراف» جست‌وجو کرد. شکل‌گیری آفتی به نام «اشرافیت دولتی» و «دولت اشراف» که شاید یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌های جامعه امروز ما را رقم‌زده است، نشانه‌هایی دارد که از جمله آن «جدا شدن مسئولان از عامه مردم»، «پیگیری خواسته‌های طبقه خاص و ممتاز»، «بی‌توجهی به اقشار محروم و مستضعف»، «افتادن در ورطه مسابقه کسب ثروت» و نهایتاً «سبک زندگی تجملی، اشرافی و به‌دوراز مردم مستضعف» برخی از علائم این بیماری است. عجیب نیست که در سال‌های اخیر بیشتر مدیران مناطق شمال تهران و بعضاً ویلانشینی در اطراف تهران را برای سکونت گزیده‌اند، هم‌زمان با مسئولیت دولتی، از ثروت‌اندوزی در کسب‌وکارهای شخصی دست نکشیده‌اند و فرصت‌های ویژه‌ای (!) برای آقازاده‌های خود فراهم آورده‌اند. نمی‌توان از مدیری که باوجود کهولت سن هم‌وغم خود را معطوف به کسب‌وکار و شرکت‌های خانوادگی واردات، برج‌سازی و… کرده است، انتظار توجه به معیشت جامعه داشت و نباید توقع داشت که مدیری که کالا و خودروی لوکس خارجی را مصرف می‌کند، دغدغه بیکاری کارگر و مهندس جوان ایرانی را داشته باشد. زمانی که فرهنگ و الگوی اشرافیت در نظام مدیریتی کشور حاکم شود، اولاً مسابقه زراندوزی میان دست‌اندرکاران به راه می‌افتد، ثانیاً فرهنگ تکنوکراتیک لیبرال که فساد را لازمه پیشرفت می‌داند غلبه پیدا می‌کند، مسئولان نسبت به اقشار مستضعف و محروم جامعه بی‌تفاوت می‌شوند و نهایتاً طبقه‌ای از مدیران اشرافی مسلک در مصدر امر قرار می‌گیرند که تنها منافع قشر خاصی از سرمایه‌سالاران و مرفهین بی‌درد را پیگیری می‌کنند. نمونه تام و تمام چنین ساختاری را در کشورهای غربی دارای نظام سرمایه‌داری می‌توان دید که حاکمیت یک درصد اشراف، ۹۹ درصد مابقی را به واکنش وامی‌دارد. علی‌ای حال شرایط کنونی کشور و نوسانات پی در پی بازار که به تورم شدید در بهای کالاهای اساسی و کوچک‌تر شدن بیش از پیش سفره مردم انجامیده، به محرومان و مستضعفان بیش از سایر مردم آسیب وارد می‌کند. با افزایش مکرر و بی ضابطه اقلام غذایی، معیشت کم برخوردارترها روزبه روز تنگ‌تر شده و امنیت غذایی آنان بیشتر تهدید می‌شود. در این شرایط شاید طبقه مرفه و متوسط به بالا با بهره گیری از پس انداز خود بتوانند، کاهش رفاه خود را تا حدی جبران کنند، اما طبقه ضعیف عملاً در زیر بار فشار سوءمدیریت‌ها و سوءتدبیرها له می‌شوند. در چنین شرایطی وظیفه دولتمردان و عموم جامعه است که حال مستضعفان را بیشتر دریابند. اکنون نیازمند سیاست‌های ویژه‌ای برای تأمین نیازهای اساسی محرومان و طبقات متوسط به پایین هستیم. نباید از ترس برچسب بازگشت به عقب و کوپنیسم، اجازه دهیم گرانی‌های افسارگسیخته بخش‌هایی از جامعه را دچار سوءتغذیه نماید. چرا برجام نمی‌تواند از خودش محافظت کند؟! حامد وکیلی در روزنامه ابتکار نوشت: یک سال از خروج آمریکا از برجام می‌گذرد. سایر شرکای برجام به‏رغم تمام بیانیه‌ها و مذاکرات سیاسی، اما تا کنون نتوانسته‌اند برجام را سرپا نگه دارند. تنش میان آمریکا و ایران هر روز بیشتر می‌شود. کار به تهدید نظامی کشیده شده و نفس‌های برجام به‌شماره افتاده است. در این میان، پیرامون برجام چند مسئله را می‌توان برکشید؛ آیا برجام ضمانت اجرا نداشت؟ آیا طرف‌های ایرانی به‌قدری ناشی و کارنابلد بودند که پاک از تضمین برجام غافل بودند؟ اگر اینگونه باشد، نه‌تنها طرف‌های ایرانی بلکه سایر کشورهای امضاءکننده برجام (حتی خود آمریکا) نیز شایسته شماتت‌اند که چرا برجام را گونه‌ای ننوشتند که هزینه خروج از آن بالا باشد؟ تا پس از آن‌ها شخصی مانند ترامپ از راه نرسد و تمام رشته‌های آنان را پنبه نکند و رنجی که در برجام بُرده‌اند را بی‌حاصل نکند. من قطعاً به ظرافت‌های حقوق بین‌الملل ورودی ندارم اما به نکاتی پیرامون آنچه از علل سرنوشت کنونی برجام می‌فهمم در ادامه اشاره خواهم کرد. ۱- سال‌ها پیش، هر کشوری که به بمب اتم دست می‌یافت، به‌طور آسانسوری خود را در مناسبات قدرت در جهان بالا می‌کشید. سلاح هسته‌ای، مولفه‌ای بود که به‌طرز معجزه‌آسایی «قدرت ملّی» تولید می‌کرد. در همین راستا و فضا بود که چین همه مصائب آن را به جان خرید و درِ مرزهای خود را بست تا به بمب اتمی دست یافت و سپس با قدرت ملّی ارتقاءیافته به اصلاحات اقتصادی دست زد و به سرنوشت کنونی رسید. ۲- چند سالی است که مفهوم قدرت عوض شده است. تکنیک‌ها و تکنولوژی‌های تولید قدرت نیز عوض شده است. شرح این تحولات در این یادداشت نمی‌گنجد اما اجمالاً می‌توان گفت در نتیجه این تحولاتِ مفهومی، دیگر تولید بمب اتمی (و به‌طور کلی انرژی هسته‌ای) راه‌حل مناسبی برای تولید قدرت ملّی نیست. ایران نیز این را خوب می‌داند؛ لذا گذشته از فتوای حرمتِ شرعی (که حتماً مبنای فقهی دارد)، توسعه تسلیحاتی فعالیت‌های هسته‌ای ضرورت عقلی و سیاسی نیز ندارد. از این روی، ایران از نیمه اول دهه هشتاد به‌طور صادقانه به دنبال حل مسئله هسته‌ای خود با جهان بود. به جز چند سال در میانه دهه هشتاد (که دقیقاً نمی‌دانم احمدی‌نژاد -باتوجه به سخنان اخیرش- چه در سر داشت!)، از سال هشتاد و دو تا کنون ما به دنبال حلِ مسالمت‌آمیز مسئله هسته‌ای خود بودیم. در واقع دوست داشتیم فعالیتی که دیگر برایمان نمی‌صرفید را خرج مذاکرات و تعاملات خود کنیم. به نوعی روغن ریخته را نذر امامزاده کردیم! ۳- برجام امضا شد؛ اما هنوز هم گمان می‌کنم وجه‌المعامله آن، فعالیت هسته‌ای نبود! ما همان زمان نیز برای کشاندن غرب به‌پای میز مذاکره، دخالتمان را در کار برادرانِ افغان کم کردیم! در واقع امروز اروپا را تهدید به کاری می‌کنیم که قبل از برجام مدتی بخشی از آن را انجام می‌دادیم. به‌طور کلی ایران اگر مقداری رفتار مسئولانه‌اش را در مقابل امنیت جهان کمتر کند، تأثیر محسوس و مستقیمی بر امنیت غرب خواهد گذاشت. لذا همان زمان که برجام منعقد شد تقریباً می‌شد حدس زد که ثمنِ قرارداد چیز دیگری است! ۴- برجام اما پس از امضا موانعی در داخل ایران داشت. من به‌طور کلی سه گروه را مخالف برجام دیدم. در مورد دو گروه آن سخن بسیار گفته شده است. دو گروهی که من معتقدم پاره‌ای از آنان از حل چیزی که ما «مسئله غرب» می‌نامیم به دست میانه‌رو‏ها و اصلاح‌طلب‌ها خوشحال نبودند و دوست داشتند این گره به دست جناح دیگری باز شود؛ و پاره دیگری که کاسب تحریم بودند. پیرامون این دو گروه چیزی بیش از آنچه تا کنون در حوزه عمومی گفته شده نمی‌دانم. اما دسته سومی هستند که نه حسادت سیاسی دارند و نه کاسب‌اند اما مخالف برجام بودند. این دسته دریافته بودند که در سیاست‌های جمهوری اسلامی تغییرات بنیادینی با برجام رخ می‌دهد. راستش را بخواهید درست تشخیص داده بودند. اگر تصویر بالا درست باشد، برجام، ما را از «انقلابی مهاجم» تبدیل به «انقلابی مدافع» می‌کند. شرح این ادعا البته مجال فراخ‌تری می‌خواهد اما اجمالاً باید گفت برجام متضمن رفتار مسئولانه ما نسبت به امنیت غرب است. از طرف دیگر گفتمان بین‌المللیِ ما را از حضورِ فاتحانه به دفاع از امنیت ملّی تغییر داد. به عبارت دیگر، ما پیش‌تر، حضور و نفوذمان در منطقه با شعارهای فاتحانه و پیشروانه نظامی بود اما رفتار در چارچوب برجام متضمن تغییر دال مرکزی گفتمان سیاست خارجی ما بود به قسمی که حضورمان در منطقه تنها از منظر «دفاع از امنیت ملّی» توجیه شود. این دفاع در ادبیات متعارف جهانی، دفاعی مشروع قلمداد می‌شود. از این روی، با اجرای برجام ما در انظار جهان برخلاف ادوار قبل یک کشور مسئول با سیاست خارجی مشروع مطابق هنجارهای جهانی جلوه می‌فروختیم. این تغییر راهبرد برای کسانی که «فتح الفتوحِ» نزدیکی را می‌دیدند پذیرفته نبود. پذیرش تغییر موضع از تهاجم به تدافع امری بود که برای عده‌ای که نه کاسبِ تحریم بودند و نه رشک‌ورزِ سیاسی، هم مقداری گران بود. ۵- در آمریکا نیز متناظر در ایران سه دسته مخالف برجام وجود داشت. دسته‌ای که از تحریم ایران و دشمنی آمریکا سود می‌بردند که عمدتاً برخی کشورهای متخاصم منطقه به همراه اسرائیل بودند. دسته دوم دوست نداشتند حل مسئله‌ای که آن را خود «مسئله ایران» می‌نامند به نام اوباما تمام شود؛ ترامپ را می‌توان در این دسته نشاند. دسته سومی نیز بودند که زیربارِ حلِ اینگونه‌ایِ «مسئله ایران» نمی‌روند. آنان معتقدند پذیرش «ایرانِ انقلابی» -چه مهاجمِ غیرمسئول و چه مدافعِ مشروع- با سیاست‌های آمریکا نمی‌خوانَد. ایرانِ جدید (با گفتمانِ دفاعِ انقلابیِ مشروع) الگوی جدیدی در منطقه خواهد شد. در واقع، با برجام، ایران تبدیل می‌شد به تنها کشور منطقه که هم امنیت بالایی دارد و هم فعالیت صلح آمیز هسته‌ای و هم با دولت‌ها به طور مشروع در منطقه نفوذ نظامی دارد و در عین حال شریک نظامی آمریکا نیست! این با منطق عده‌ای در آمریکا سخت در ستیز است؛ چه در عرف جهانی، ایران مشروع و مسئول رفتار کند چه نکند. این منطق در واقع همان منطق سلطه است. منطقی که زیر بارِ پذیرشِ کشوری مستقل، مشروع، مسئول، امن و بدون اینکه اجازه حضور نظامی کشور دیگر در ذره‌ای از خاکش بدهد نمی‌رود. مدافعانِ این منطق، تیم بولتون و پمپئو است. آنان صراحتاً الگوی مطلوبِ خود در منطقه را به ایران پیشنهاد می‌دهند؛ عربستان و امارات! کشورهایی که خود به طعنه و تحقیر به آن‌ها می‌گویند توان دفاع از خود بیش از دو هفته بدون آمریکا را ندارند و در همه نقاط استراتژیک آن کشورها آمریکا حضور نظامی دارد. ۶- این سه علتِ مخالفت با برجام در ایران و این سه منبعِ برجام‌ستیزِ آمریکایی مانع اجرای برجام شدند. در نظر من روایت برجام، تصویری شبیه تصویر بالا را باید داشته باشد تا بتواند از پسِ تبیین وقایع امروز برآید. من با این شواهد می‌خواهم تصویری از برجام به دست دهم که بتواند موارد زیر را تبیین کند. ۱- چرا کاخ سفید اکنون برجام را خسارت‏آفرین می‌بیند؟ چرا در نظر آن تحدید فعالیت‌های هسته‌ای ما به امتیازهایی که آمریکا داده بود نمی‌ارزید؟ ۲. چرا پاره‌ای (از افراد مطلع؛ نه نادان‌ها و حسودان نه دلالان و کاسبان تحریم) در ایران مخالف برجام بودند؟ ۳. اوباما به چه می‌اندیشید که برخلاف ترامپ برجام را به صرفه و صلاح آمریکا دید؟ ۴. چرا برجام نمی‌تواند خودش از خودش دفاع کند؟ در این یادداشت تصریح کردم که در توافق اتمی ایران با ۱+۵ از یک طرف محتوای «توافق» با محتوای «برجام» منطبق نبود و از طرف دیگر موانع برجام به هم رسیدند و هم‌افزایی کردند. محتوای برجام، اصلِ «توافق» نبود؛ به همین سبب همان زمان همه طرف‌ها اعلان می‌کردند برای امضای آن، نیازمند اراده محکم سیاسی هستیم. معتقدم اگر این محتوا، به طور «عینی»، توافقی برانگیخته بود هیچ کس آن را نقض نمی‌کرد. اکنون نیز برای حفظ آن کسی به محتوای آن رجوع جدی نمی‌کند، بلکه به سایر واقعیاتی که برجام را تحمیل کرد رجوع می‌شود. به طور مثال اولین واکنش ما در یک‌سال پیش، پس از خروج آمریکا از برجام، تهدید اروپا به بازکردن مرزهای خودمان بود. آن تهدید به وعده اینستکس انجامید. اکنون نیز در برابرِ سستیِ اراده آن‌ها مجبوریم آن تهدید را جدی‌تر مطرح کنیم و شاید مقداری از آن را هم اجرا کنیم تا بسا اروپا تکانی به خود دهد. آمریکا در ظاهر از نگرانی خود برای رسیدن ایران به سلاح هسته‌ای می‌گوید و ما نیز در مقابل تهدید به اجرا نکردن برخی از تعهدات هسته‌ای خود می‌کنیم. معتقدم هیچ‌کدام در مواضع خود جدی نیستیم. نه نگرانی آمریکا از فعالیت‌های هسته‌ای ما واقعی است و نه تهدید ما به افزایش فعالیت‌های هسته‌ای (به طوری که ترس سلاح هسته‌ای را به جان جهان بیندازد) جدی است. نه ما عزم ساختن بمب اتم داریم نه آنان نگرانی از این امر دارند. این تنها بازی با محتوای نیابتیِ برجام است. در واقع این عبارات، دست‌کم از طرف ما، مخاطب سرراست ندارد. بیشترین پیامی که دارد این است که ممکن است از خیرِ برجام بگذریم و موقعیت‌مان را خرج تأمین امنیت برای جهان نکنیم! اگر اینگونه نبود، هیچ معنایی نداشت که به محض اینکه برجام متزلزل می‌شود و غربی‌ها سست اراده می‌شوند، به‌جای خروج از برجام اولین تهدیدی که می‌کنیم این است که درجه امنیت منطقه را کم می‌کنیم. یعنی بی‌مسئولیتی آن‌ها در اجرای برجام را نه با سستی در انجام تعهدات برجامی بلکه با کم‏کردن مسئولیت‌مان در تأمین امنیت منطقه پاسخ می‌دهیم. همه می‌دانیم که موقعیت ژئوپلتیک ایران تا چه اندازه این اجازه را به ایران می‌دهد که سرریز امنیت خاورمیانه را به اروپا روانه کند یا نه. من معتقدم اساساً برجام بیش از اینکه محصولِ معامله‌ای هسته‌ای باشد محصولِ معامله‌ای امنیتی-اقتصادی است. ایران، امنیت غرب را بر سرِ میز آورد و غرب، اقتصاد ایران را. ثمنِ هسته‌ای، آن وسط چندان اصالت نداشت. نه ما چندان به غنی‌سازی بیش از سطح موجود نیاز داشتیم و نه آنان به اتهام تلاش ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای چندان باور داشتند. اما این معامله انجام شد تا سرمشقی شود برای سایر تعاملات و حل سایر بحران‌ها. اکنون هم کاخ سفید مسئله‌اش اصلاً سلاح هسته‌ای نیست. مسئله بر سرِ امنیتی خودبنیاد است. امنیتی که هم در قوانین بین‌الملل مشروعیت دارد (چراکه به دعوت دولت‌ها در کشورها حضور داریم) و هم دیگر تهاجمی نیست و دال مرکزی رفتارش تامینِ «امنیت ملّی» شده است؛ از همین روی، از سایه سنگینِ اتهامِ «رفتار غیرمسئولانه» رها یافته است. تثبیت چنین جایی برای ایران، حتماً بر همه دولت‌های رقیبِ جمهوری اسلامی که امنیت‌شان را به حضور فیزیکی نیروی نظامی بیگانگان گره زده‌اند، گران خواهد آمد. دکترین امنیت جمهوری اسلامی در این شرایط می‌توانست آرمان ملل خاورمیانه شود. تصور کنید دولتی بدون دادن یک وجب خاک به ابرقدرت‌ها برای پایگاه نظامی، بدون اتهام رفتار غیرمسئولانه و با اقتصادی فعال، «امنیت» داشته باشد؛ حتماً این دکترین، در بسته صادراتِ فرهنگی جایی رفیع می‌یافت! ما با برجام یک پاردایم‌شیفت داشتیم؛ شیفت از انقلابی مهاجم (صدور انقلاب) به انقلابی مدافع (حفظ انقلاب). برای دنیا نیز برجام متضمن یک تغییر بنیادین در نگاه به جهان بود؛ پذیرش مشروعیت سیاست‌های کشوری که هرچند از هنجارهای سیاست بین‌الملل استفاده می‌کند اما در هیچ الگوی متعارفی نمی‌گنجد و در سایه قواعد جهانی که نظام سلطه ساخته است، استقلالِ حسادت‏برانگیزی دارد! ناو لینکلن با مأموریت هالیوودی سید محمد بحرینیان در روزنامه رسالت نوشت: در عالم سیاست و وزن کشی نظام بین الملل، ترس از قدرت، بیش از خود قدرت مؤثر است. آنچه موجب واهمه بسیاری از کشورها از دولت آمریکاست، بیش از آنکه قدرت نظامی باشد، هژمونی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و رسانه‌ای است. مگر دولت آمریکا چقدر واقعاً قدرت دارد که حداقل در همین منطقه غرب آسیا، سران بیش از ۱۰ کشور، تمام سیاست‌هایشان را با دولت آمریکا تنظیم و به اصطلاح ساعت‌هایشان را به وقت واشنگتن هماهنگ می‌کنند. کافیست تاریخ جنگ‌های آمریکا را از نظر بگذرانیم. در ۲۰ سال گذشته، دو حمله به عراق و افغانستان در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۱، به وضوح نشانگر آن است که آمریکا در حمله نظامی، فقط به سمت لقمه‌های آسان می‌رود، اگرچه همین‌ها هم هنوز و بعد از دو دهه، در گلویش مانده‌اند. جنگ‌های دیگر آمریکا هم به وضوح نشان می‌دهد که آمریکا، تا وقتی از «پیروزی آسان» اطمینان نیابد، هیچ جنگی را شروع نمی‌کند. از زمان پایان جنگ ۲۰ ساله ویتنام، دولت آمریکا، راهبرد اساسی خود را بر این قرار داده که تا حد امکان نجنگد. آمریکا به شدت نگران مردمی شدن جنگ در کشورهای مورد تهاجم و در نتیجه بالا رفتن تلفات خود است. از همین روست که در سال‌های اخیر هم، هر جا که عملاً نیازی به قوه قهریه داشته، تنها با ابزار تهدید نظامی و نه آغاز جنگ، هدف خود را پیش برده است. غیر از قوه نظامی، ابزارهای تبلیغاتی و رسانه‌ای هم به کمک آمریکا آمده‌اند و به عنوان مثال، تقسیم کشور نفت خیز سودان به دو بخش شمالی و جنوبی، نمونه‌ای از تأثیر هیمنه آمریکاست. در خبرها خوانده‌اید که ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن، به سوی خلیج فارس در حرکت است. آمریکایی‌ها استاد عملیات روانی هستند، پیش از این هم، آمریکایی‌ها از هر مناسبت و مطلب کم ارزشی، سوژه‌ای برای بازنمایی قدرت و تحکیم هیمنه خود استفاده می‌کردند. به عنوان نمونه، اگر کلیدواژه «ناو» را در یک رسانه انگلیسی زبان جست و جو کنید، اخبار متعددی پیرامون آن مشاهده می‌کنید که واقعاً ارزش خبری ندارند، اخباری مانند اینکه ناو جنگی آمریکا قصد عزیمت به خلیج فارس دارد، ناو از بندری در آمریکا حرکت کرد، ناو به نیمه راه رسید، ناو به جنوب غرب آسیا رسید و ناو از تنگه هرمز عبور کرد، همه نشانگر آنند که اساساً این ناو قرار نیست هیچ کار جدی نظامی بکند و اصل هدف طراحی شده برای آن، ایجاد همین سر و صدا و ایجاد ترس در حریف است. اما در آن سوی ماجرا، در ایران اسلامی، این خبرها اصلاً جدی گرفته نمی‌شود. ملت ما، چهل سال است تمرین کرده که از هیمنه پوشالی آمریکا نهراسد. اگر بگویم دانشجویان ایرانی، تنها افرادی هستند که در ۵ دهه گذشته، دولت آمریکا را با بحران مشروعیت روبه رو کرده و موجب یک مرحله‌ای شدن آن گشته‌اند، گزاف نیست. جالب آنکه ماجرای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا که عملاً موجب شکست دولت کارتر شد، کاملاً جنبشی و برخاسته از بدنه جوانان سال‌های اول انقلاب بود. نیروهای مسلح ما، ناو آمریکایی را هدف متحرکی می‌بینند که اتفاقاً، نفس حضورش نشانگر آن است که آمریکا قصد و توان حمله ندارد، اگرنه چرا مقامات آمریکایی چنین هدف بزرگ و ساده ای را به آب‌های ایران نزدیک می‌کنند و نیروهای خود را در معرض چنین ریسک بزرگی قرار می‌دهند. ]]> اقتصادی Mon, 13 May 2019 06:30:47 GMT http://oshida.ir/vdcizvaq.t1aqv2bcct.html ورود قوه قضاییه به ساماندهی بازار خودرو http://oshida.ir/vdcd5j09.yt0956a22y.html انتقادها از وجود سردرگمی قیمت‌ها در بازار خودرو آغاز شد؛ در ابتدا تفاوت قیمت یک نوع خودرو فقط بین بازار و کارخانه وجود داشت، اما این روزها از یک فروشنده تا فروشنده دیگر نرخ‌ها تغییر می‌کند. یکی دوماهی می‌شود که مسؤولان دولت و نمایندگان مجلس با انتقاد از ثبت قیمت‌های کاذب در سایت‌های اینترنتی، به ویژه در حوزه مسکن و خودرو، خواستار ساماندهی آنها شدند. بیشتر بخوانید: جدول/ پراید هم‌قیمت تیبا شد در نتیجه برخی از این سایت‌های خرید و فروش مانند دیوار و شیپور آگهی‌های خود را که دارای قیمت بود، حذف کردند و اکنون فقط آگهی خودروهای دارای قیمت توافقی را نمایش می‌دهند. این سایت‌ها در هشداری به کاربران دلیل این اقدام خود را جلوگیری از سوءاستفاده‌های احتمالی و کمک به مدیریت بحران اقتصادی کشور اعلام و تأکید کردند پس از بازگشت آرامش نسبی به بازار بار دیگر قیمت‌ها را به نمایش می‌گذارند. با این اوصاف نیاز به ورود نهادهای نظارتی و قضایی به این ماجرا به شدت احساس شد. در همین رابطه غلامحسین اسماعیلی سخنگوی قوه قضاییه دلایل کندی رسیدگی به پرونده ثبت سفارش غیرقانونی خودرو را تشریح کرد و گفت: تاخیر در فرآیند تکمیل تحقیقات این پرونده عواملی دارد که از جمله آن پیچیدگی این پرونده است؛ به لحاظ اینکه از آغاز با یک عملیات متقلبانه و دخل و تصرف در سیستم ثبت سفارش خودرو شروع شده است. وی افزود: از جمله عوامل دیگر این است که این موضوع در گمرکات مختلف کشور پراکنده است و در مبادی مختلف ورودی کشور با این پرونده سر و کار داشتیم اما اکنون این پرونده‌ها در تهران تجمیع شده است. سخنگوی قوه قضاییه ادامه داد: این موضوع با ارز که مرکزیت آن در تهران و خودرو که مرکزیت آن در بنادر کشور بود، متفاوت است. اسماعیلی گفت: موضوع بعدی شرکت‌های متعددی است که در واردات خودرو ایفای نقش کرده‌اند و همچنین نقشی که برخی از صادرکنندگان مجوز در ارتباط با تعداد خودروهایی که وارد شده در این حوزه داشته اند که گزارشات و اعداد و ارقام کاملاً متفاوت است. سخنگوی قوه قضاییه بیان داشت: بخش زیادی از خودروها ترخیص شده و در اختیار شهروندان قرار گرفته است. وی تصریح کرد: همچنین نحوه تصمیم‌گیری در مورد خودروهای ترخیص شده در کنار سایر عوامل از جمله موجباتی بود که فرآیند قضایی این پرونده را با کندی مواجه کرد. اسماعیلی اطمینان داد که این پرونده نیز با قاطعیت رسیدگی می شود و گفت: تاکید کرده‌ایم زمان رسیدگی این پرونده کوتاه باشد و با سرعت بیشتر رسیدگی شود. از سوی دیگر در همان روزهای ابتدای افزایش قیمت خودرو، یاسر رایگانی سخنگوی سازمان تعزیرات حکومتی کشور اعلام کرد که مجلس در سال ۹۲ با تصویب قانون نظام صنفی، مداخله دولت در بازار را کاهش داد و خودتنظیمی را به بازار و بخش خصوصی واگذار کرد. رایگانی گفته بود: در مرحله اجرا برخی سودجویی‌ها را شاهد هستیم اما وقتی روند عرضه و تقاضا مدیریت شود و نهاده‌ها به‌موقع در اختیار تولیدکنندگان قرار گیرد به شرایط مطلوب می‌رسیم. وی بر تأکید و دستور رئیس جمهور به ۴ وزارتخانه برای مقابله با گران‌فروشی اشاره و گفته بود: این دستور به این دلیل بوده که این ۴ وزارتخانه مسؤولیت بیشتری در مقابله و مبارزه با گران‌فروشی دارند. رایگانی در ادامه گفته بود: در فضایی که تعدادی سودجو و دلال بدون کارشناسی قیمت‌ها را افزایش می‌دهند از مردم تقاضا می‌شود خرید خودرو را عقب بیندازند تا شرایط خرید و فروش به روال عادی برگردد. موضوع گرانی بی‌رویه و بدون نظارت خودرو کار را به مجلس کشاند تا جایی که امیر خجسته عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس درباره تخلفات خودروسازان می‌گوید: ما اطلاعاتی از این تخلفات داشته و در حال جمع‌بندی آن هستیم که هم در اختیار رسانه‌ها قرار دهیم و هم در صحن مجلس مطرح کنیم. وی معتقد است چون مجلس با قدرت در خصوص تخلفات خودروسازان برخورد نمی‌کند آنها گستاخ شده‌اند ضمن اینکه قوه قضاییه و شخص آقای رئیسی باید مقتدرانه با اقدامات غیرقانونی خودروسازان برخورد کنند. امیدوارم با آمدن وی و تحولی که در دستگاه قضا ایجاد شده است با کسانی که غارتگر بیت‌المال هستند برخورد قاطعانه شده و امنیت از آنها سلب شود چرا که همین امنیت باعث توسعه فساد شده است. در این میان برخی از کارشناسان معتقدند برخورد قوه قضاییه با اخلالگران اقتصادی تنها راهکار ساماندهی بازار خودرو است ضمن اینکه سوداگران با جوسازی و ارائه قیمت‌های غیرواقعی در فضای مجازی حجم تقاضا را افزایش می‌دهند و زمینه گران شدن کالاها را فراهم می‌کنند. در هرصورت به نظر می‌رسد عزم جدی برای برخورد با لابی‌های قدرت و ثروت در زمینه قیمت‌گذاری خودرو در کشور وجود دارد و بزودی گزارش تخلفات خودروسازان اعلام خواهد شد که در آن صورت مسؤولان مربوطه باید پاسخگو باشند و پس از انجام تحقیق و تفحص و ارجاع آن به قوه قضاییه، تصمیمات قاطع گرفته خواهد شد. منبع: فارس ]]> اقتصادی Mon, 13 May 2019 06:25:22 GMT http://oshida.ir/vdcd5j09.yt0956a22y.html کدام خودروها راحت‌تر به فروش می‌رسند؟ http://oshida.ir/vdcipvaq.t1aqq2bcct.html یکی از عواملی که برای برخی خریداران خودرو مهم است، راحت فروختن خودرویی است که خریداری می‌کنند. به عنوان مثال در بین مردم رایج است که پراید همچون پول نقد است و هر وقت اراده کنی می‌توانی برای فروش پراید اقدام کنی. البته این تنها خودرویی نیست که فروشش راحت است. فروش پرشیا و فروش تیبا نیز در سال‌های گذشته فراوانی زیادی داشته است. البته این سه خودرویی که نام بردیم هر سه فروش خوبی در بخش صفر و در بخش کارکرده دارند، اما برخی خودرو‌ها فقط به صورت صفر یا فقط کارکرده فروش خوبی دارند. با توجه به اهمیت فروش خودرو‌های داخلی برای علاقه‌مندان و خریداران خودرو، در این مطلب با اشاره به دلایل و چگونگی فروش، به خودرو‌های داخلی که می‌توانیم راحت بفروشیم می‌پردازیم. ۱- پراید کدام خودروهای داخلی راحت‌تر به فروش می‌رسند؟؟ فروش پراید در منظر همه افراد ساده و آسان است و آمار‌ها هم حکایت از این دارد که پراید در بازار آزاد خودرو‌های صفر و کارکرده، بالاترین میزان فروش را به خود اختصاص داده است. اولین دلیل فروش پراید را می‌توان ارزان بودن این خودرو بیان کرد. بدین معنا که افراد حتی با سطح مالی متوسط روبه پایین یا حتی سطح مالی پایین، می‌تواند خودروی پراید صفر یا کارکرده خریداری کند. هزینه‌های پراید از جمله تعمیر، قطعات و سرویس‌های مقطعی پایین‌ترین سطح در میان دیگر خودرو‌های بازار ایران را دارد. از طرفی تعمیر پراید آسان است تا حدی که خود راننده می‌تواند برخی از مشکلات را متوجه شده و حتی رفع کند. قطعات پراید بسیار در دسترس و از این رو کار راننده را راحت می‌کند. فرقی ندارد که شما کدام مدل یا نسخه پراید را بخواهید بفروشید، مهم اینجا است که با خیال راحت می‌توانید پراید خود را آگهی کرده و به فروش برسانید. ۲- پژو پارس کدام خودروهای داخلی راحت‌تر به فروش می‌رسند؟؟ در سال‌های گذشته در رده‌بندی پر فروش‌ترین خودرو‌های صفر در بازار ایران، بعد از پراید، فروش پژو پارس بیشتر از دیگر خودرو‌های داخلی بوده است. جایگاهی که در سال‌های قبل‌تر به پژو ۴۰۵ تعلق داشت. البته پژو پارس در این سال‌ها توانسته رکورد خوبی در بازار کارکرده نیز داشته باشد. فروش پرشیا در بازار خودرو‌های دست دوم، حتی با گران شدن قیمتش، کاهش نداشته است. استقبال زیاد خریداران در خرید صفر این خودرو و در نتیجه فراوانی آن در بازار، داشتن قابلیت خانوادگی و جوان‌پسند بودن در کنار هم، مستحکم بودن خودرو و مناسب بودن برای سفر از مهم‌ترین دلایل فروش بالای پژو پارس در بازار خودروی کارکرده است. ۳- تیبا کدام خودروهای داخلی راحت‌تر به فروش می‌رسند؟؟ هم کارخانه‌ای پراید مانند خودش در رده پرفروش‌ترین خودرو‌های صفر و کارکرده در ایران قرار گرفته است که می‌توان مهم‌ترین دلیل فروش بالای تیبا را نیز هم‌چون پراید قیمت پایین این خودرو بیان کرد. البته تفاوت طراحی تیبا با پراید، جادارتر از پراید بودن، مناسب استفاده خانوادگی، هزینه‌های کم، قطعات در دسترس و تعمیر نسبتاً آسان برخی از دلایل فروش بالای تیبا در بازار خودرو‌های صفر و کارکرده است. البته میزان فروش این خودرو در بازار خودرو‌های صفر و مخصوصاً فروش کارخانه‌ای بسیار بیشتر از میزان فروش این خودرو در بازار خودرو‌های کارکرده است و هنوز برای مانور دادن در بازار خودرو‌های دست دوم جای کار دارد. ۴- پژو ۲۰۶ کدام خودروهای داخلی راحت‌تر به فروش می‌رسند؟؟ ۲۰۶ را باید یکی از جوان پسند‌ترین خودرو‌های داخلی دانست که همین عامل سبب فروش بالای این خودرو به صورت صفر و کارکرده شده است. خانواده ۲۰۶ از طرف شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران توانسته در سال‌ها و ماه‌های گذشته ۳ ستاره کیفی را ازآن خود کند و در حیطه خودرو‌های زیر ۴۰ تومان بعد از تندر بتواند بهترین رتبه را از آن خود کند. قابلیت اسپورت، استحکام بالا و مصرف سوخت کم از دیگر دلایل استقبال از فروش پژو ۲۰۶ در بازار خودرو‌های صفر و کارکرده هستند. ۵- پژو ۴۰۵ کدام خودروهای داخلی راحت‌تر به فروش می‌رسند؟؟ در برهه‌ای از زمان فروش پژو ۴۰۵ بیشتر از فروش خودرو‌های داخلی بود و این خودرو بازار خوبی را به خود اختصاص داد. اما با مشکلاتی که در بخش پیشرانه‌ی این خودرو رخ داد و پس از آتش‌گرفتن موارد متعددی از این خودرو، کم‌کم استقبال از این خودرو در بازار کمتر از دیگر خودرو‌های موجود شد. البته این خودرو به دلیل ارزانی نسبی، هزینه‌های کم، تعمیر آسان، قطعات در دسترس و خانوادگی بودن هنوز هم فروش نسبتاً خوبی دارد، اما در روز‌های اوج خود نیست. هرچند که هم‌اکنون یکی از پرفروش‌ترین خودرو‌های تاکسی در بازار ایران است و بیشتر از سمند تاکسی متقاضی دارد. ]]> اقتصادی Sat, 11 May 2019 06:08:57 GMT http://oshida.ir/vdcipvaq.t1aqq2bcct.html سوال از وزیر "صمت" درباره گرانی خودرو کلید خورد http://oshida.ir/vdciwvaq.t1aq52bcct.html نادر قاضی‌پور عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با تسنیم، با اشاره به افزایش بی‌رویه قیمت خودرو در چند ماه گذشته، گفت: تا زمانی که خودروسازی در کشورمان انحصاری است هر روز باید شاهد مشکلاتی در این حوزه باشیم. وی ادامه داد:به دلیل اینکه مدیران خودروسازی را دولت تعیین می‌کند در این صنعت انحصاری فساد ایجاد شده و پول‌های هنگفتی جابه‌جا می‌شود. نماینده ارومیه در مجلس با بیان اینکه هیچ حساب و کتابی در بحث خودروسازی وجود ندارد، افزود:اخیراٌ مدیرعامل شرکت سایپا گزارشی را به رئیس مجلس و رئیس کمیسیون صنایع ارائه کرده که در آن آماری تهدید کننده و بد ارائه شده و این شرکت خودروسازی را بسیار زیان‌ده معرفی کرده است با این گزارش گویا در این شرکت فاجعه ملی رخ داده است. عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس تصریح کرد:پس از گزارش مدیرعامل سایپا برخی از نمایندگان نیز به رئیس این شرکت اعلام کردند،گویا قرار است این شرکت را ورشکسته اعلام کنید تا برخی آن را با قیمت پائین بخرند، باید این گزارش اصلاح شود. قاضی‌پور از طرح سئوال از وزیر صنعت و معدن و تجارت درباره گرانی‌های خودرو خبر داد و گفت:این سوال را به هیئت‌رئیسه مجلس ارائه کرده‌ایم تا در دستور کار پارلمان قرار گیرد تا آقای رحمانی با حضور در مجلس پاسخگوی عملکرد وزارتخانه خود درباره نابسامانی بازار خودرو باشد. انتهای پیام/ ]]> اقتصادی Thu, 09 May 2019 04:10:25 GMT http://oshida.ir/vdciwvaq.t1aq52bcct.html پیشنهاد بعیدی نژاد برای واردات خودروهای دست دوم http://oshida.ir/vdchm6n-.23n-xdftt2.html حمید بعیدی نژاد سفیر ایران در انگلیس در صفحه اینستاگرام خود نوشت: سالهاست بسیاری از کشورها حتی کشورهایی مانند روسیه، چین و هند که خود دارای صنایع داخلی تولید خودرو هم هستند برای رفاه مردم، مدیریت بازار، کاهش قیمت و افزایش استانداردهای محیط زیست، واردات خودروهای دست دوم کمپانی‌های مهم اتومبیل سازی را با تعرفه و تضمین کیفیت تسهیل کرده‌اند. اگر تحریم صنایع خارجی خودرو مانند رنو وپژو و دیگران صورت نگرفته بود امروز شرایط صنعت خودرو در ایران متفاوت بود. اما در شرایط تحریم و محدودیت‌های متعدد دیگر، موضوع واردات خودروهای دست دوم با کیفیت که می‌تواند قیمت خودروهای مناسب را تا حد زیادی کاهش دهد، در ایران نیز شایسته بررسی جدی تری است. ]]> اقتصادی Wed, 08 May 2019 05:57:36 GMT http://oshida.ir/vdchm6n-.23n-xdftt2.html همه خوشی‌ها و ناخوشی‌های نمایشگاهی که رو به پایان است+تصاویر http://oshida.ir/vdcc14qe.2bqex8laa2.html سی و دومین نمایشگاه کتاب در حالی امروز به کار خود پایان می‌دهد که تعداد ناشران حاضر در این دوره به نسبت دوره قبل، تا اندازه‌ای کمتر بود. بر اساس این گزارش، این اتفاق بزرگ فرهنگی در حالی روبه پایان است که همچنان کاغذ و توزیع از مشکلات حوزه نشر هستند. هرچند کاغذ به مسأله بغرنجی تبدیل شده و در دیدار رهبر انقلاب از نمایشگاه کتاب هم این موضوع پررنگ‌تر از هر مشکلی بود، اما تاکیدات رهبر انقلاب توانست اتفاقات خوبی در این عرصه رقم بزند. مقام معظم رهبری در بازدید روز دوشنبه از محل برپایی نمایشگاه کتاب، چند موضوع را مورد مطالبه قرار دادند؛ نخست برملا کردن خیانت‌های پهلوی از سوی نویسندگان و شاعران در آثار مختلف و سپس حل مسأله کاغذ؛ موضوعی که همه ناشران نیز در غرفه‌هایشان در حضور رهبری به آن اشاره کردند. این مسأله در ادامه از طریق وزارت ارشاد و صنعت در حال پیگیری است و تازه‌ترین خبر حاکی از این است که ظرف روزهای آینده حواله‌های کاغذ با قیمت مصوب قبلی توزیع می‌شود. اما نمایشگاه کتاب وجوه متعدد و مختلفی داشت و به نوعی تخلف و تنش کمتری را پشت سر گذاشت. سال گذشته بخش ناشران خارجی به دلیل اتفاقات بازار ارز محل چالش بود؛ چرا که در روزهای میانی برگزاری نمایشگاه کتاب به یک باره قیمت دلار و یورو افزایش چشمگیر یافت و این امر بر قیمت آثار اراه شده در بخش کتب خارجی تاثیر مستقیم گذاشت. هرچند بلافاصله وزیر ارشاد با معاون اول رئیس جمهور وارد مذاکره شد و ارز نیمایی را مطرح کرد، اما چالش‌ها تا روزهای پایانی، این بخش را تحت تاثیر قرار داده بود. امسال اما با تدبیر خاص اندیشیده شده کتاب‌های ۲۰۱۶ به بالا با ارز نیمایی و سایر آثار با ارز آزاد به فروش رسید. نکته جالب اینکه قرار است یک هفته پس از اتمام نمایشگاه کتاب مابه التفاوت ارز به ناشران پرداخت شود. اما اگر سایر بخش‌ها را هم نگاهی کوتاه بیندازیم، متوجه خواهیم شد و بازدیدکنندگان از سطح نمایشگاه بر این مسأله صحه خواهند گذاشت که محل قرار گرفتن بخش کودک نمایشگاه مناسب نبود. سرمای استخوان سوز و محیط نامناسب، شرایط را برای کودکان و والدین آنها دشوار کرده بود. حجم بالای مخاطبان این بخش می‌طلبد که مکان‌یابی بهتری برای آنها در نظر گرفته شود. اما یکی از وجوه برجسته این دوره از نمایشگاه برگزاری برنامه‌های متنوع و جالب از قبیل جشن امضا و دیدار با نویسندگان بود که این موضوع از سوی ناشران دفاع قدس و انقلابی پررنگ‌تر بود. ناشرانی چون فاتحان، روایت فتح و شهید کاظمی از این دست ناشرانی بودند که چه در فضای مجازی و چه در تابلوهای روزانه در نمایشگاه از حضور نویسندگان و مهمانانشان به مخاطبان خبر می‌دادند. این مسأله موجب شده بود مخاطبان هر کتاب در روز و ساعت مقرر برای دیدار با نویسنده و یا خانواده شهدا در غرفه ناشر حاضر شوند و کتاب را امضا شده دریافت کنند. شاید چهره نمایشگاه کتاب در برخی روزها به واسطه همین جشن امضاها دگرگون شد و تا ساعت‌ها برخی مخاطبان با ایستادن در صف منتظر دیدار با شاعر و یا نویسنده مورد نظر بودند. اما در مقابل همه این خوبی‌ها نوع و سیستم اطلاع‌رسانی نمایشگاه، داد همه بازدیدکنندگان را در آورده بود؛ به حدی که ما در غرفه خبری خبرگزاری فارس اغلب به عنوان راهنما به مخاطبان مشاوره داده و از مکان برخی سالن‌ها اطلاعاتی را در اختیار بازدیدکنندگان قرار می‌دادیم! حالا از هرچه خوبی و بدی در برگزاری نمایشگاه که بود و هست، بگذریم اما قیمت بالای کتاب‌ها از مواردی است که نمی‌توان بر آن چشم بست. هرچند ناشر و کتابفروش هم به دلخواه خود قیمت‌ها را افزایش نداده‌اند، اما به هر روی قدرت و توان خرید در این دوره کمتر شده بود. با این وجود، تراکنش‌های نمایشگاه کتاب که از سوی بانک عامل اعلام شده رشد ۶ درصدی را نسبت به دوره قبل در برداشته است. در همین روزگار گرانی کتاب، هستند ناشرانی چون کتابستان، اسم، جمکران، سپیده باوران، اطراف و... که گرچه ناشران پرسروصدایی نیستند اما کتاب‌های جدید آنها در نمایشگاه طرفداران بسیار داشت و برخی از مخاطبان بلافاصله این کتاب‌ها را مطالبه می‌کردند. از نکات جالب اینکه برای نخستین بار، درآمد نمایشگاه کتاب اعلام شد. قائم مقام نمایشگاه کتاب روز گذشته اعلام کرد: تا روز دهم فروش ۹۹ میلیارد تومانی کتاب را در مصلا شاهد بوده‌ایم. ضمن اینکه درآمد این دوره بیش از ۸ میلیارد تومان بوده است. امضای ۱۲۰ قرارداد مبادله کپی رایت کتاب در نمایشگاه تهران از دیگر نکات این دوره بود که یکصد مورد از این قراردادها میان ناشران ایرانی و چینی به امضا رسیده و باقی مربوط به سایر کشورها است. اما مصلا در حالی امروز با نمایشگاه کتاب خداحافظی می‌کند که نمایشگاه برای نخستین بار اختتامیه‌ای نخواهد داشت و این مسأله نیز به ادعای برگزارکنندگان در راستای کاهش هزینه‌ها بوده است. نکته قابل ذکر، تاریخ برگزاری دوره آتی نمایشگاه است. آشنا، قائم مقام نمایشگاه کتاب در این زمینه با اشاره به اینکه برای برگزاری نمایشگاه کتاب سال آینده از حیث زمانی در حال بررسی شرایط و گردآوری نظر صنف و دست اندرکاران مختلف هستیم، اظهار داشت: با توجه به آغاز ماه رمضان سال آینده از ۵ اردیبهشت ماه یا باید نمایشگاه کتاب قبل از آن برگزار شود و یا به کل به بعد از ماه رمضان برسد و یا اینکه تاریخ و ماه دیگری را برای آن انتخاب کنیم. برای برگزاری نمایشگاه نیز جز مصلی و شهر آفتاب گزینه‌های دیگری نداریم. البته نظر ناشران در این زمینه برای ما اهمیت زیادی دارد و می‌دانیم برخی نهادها و دستگاه‌ها نظراتی دارند. اولویت فعلی ما برای برگزاری نمایشگاه مصلاست و شهر آفتاب بسته به میزان آمادگی‌اش از این رویداد، مورد توجه قرار خواهد گرفت. اما از نکات قابل تامل عدم حضور رئیس جمهور در افتتاحیه این رویداد بود که حاشیه‌های بسیاری را به همراه داشت. ابتدا قرار شد روحانی از کتابخانه ملی نمایشگاه را افتتاح کند، اما با فشار رسانه‌ای قرار بر این شد از ضلع جنوبی مصلا این افتتاحیه توسط حسن روحانی صورت گیرد که با وجود هزینه‌های بسیار آماده سازی سالن برگزاری، رئیس جمهور باز هم به مصلا و نمایشگاه کتاب نیامد. در مقابل پس از سال‌ها رئیس قوه قضائیه از بزرگ‌ترین رویداد فرهنگی کشور یعنی نمایشگاه کتاب بازدید کرد و ساعت‌ها هم در مصلا بود. در کنار آیت الله رئیسی می‌توان به حضور فرمانده سپاه پاسداران که به تازگی منصوب شده نیز اشاره کرد. حضور او در مصلا و در میان بازدیدکنندگان موجی از عکس‌های سلفی را در برداشت که سرلشکر سلامی با روی گشاده با مخاطبان عکس‌های یادگاری می‌گرفت. در پایان این گزارش باید به این نکته هم اشاره کرد که سعی برگزارکنندگان این دوره برای برگزاری نمایشگاهی با بیشترین فضای مسقف در نوع خود جالب بود. انتهای پیام/ ]]> اقتصادی Sat, 04 May 2019 15:52:00 GMT http://oshida.ir/vdcc14qe.2bqex8laa2.html خودروسازها توبیخ شوند یا ظریف و روحانی؟!/ «کارگران» را به سمت خیابان هدایت نکنیم http://oshida.ir/vdccomqe.2bqep8laa2.html خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و مطالب رسانه‌های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. هر روز ۰۷:۳۰ با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید. *** خودروسازها توبیخ شوند یا ظریف و روحانی؟! «عزیز اکبریان»، رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی در سخنانی با اشاره به ماجرای پیش‌فروش خودروهای داخلی گفته است: «خودروهای پیش فروش شده ۲ نوع هستند؛ نخست خودروهایی که خط تولید آنها در کشور فعال است، افرادی که این خودروها را پیش خرید کردند نگران نباشند چرا که خودروی خریداری شده به آنها تحویل داده می‌شود. گروه دوم خودروهای پیش فروش شده، محصولاتی هستند که در حال حاضر به دلیل خروج شرکای خارجی امکان تولید در ایران را ندارند. حل این مشکل در گروی همکاری دولت و بانک مرکزی است چراکه خودروسازان به تنهایی نمی‌توانند این مشکل را حل کند.» به گزارش فارس، او در ادامه صحبت‌های خود تصریح می‌کند: دولت باید برای حل مشکلات خودروهای پیش فروش شده که خط تولید آنها در داخل متوقف شده است تدابیر ویژه‌ای بیاندیشد چراکه این پیش‌فروش‌ها، بدون پیش‌بینی و در نظر گرفتن احتمال اعمال تحریم‌ها انجام گرفته است. اکبریان با بیان اینکه باید با افرادی که بدون توجه به احتمال اعمال تحریم خودرو پیش فروش کردند، برخورد شود، گفت: مقامات قضایی باید با افرادی که مجوز پیش فروش خودرو صادر کردند و کسانی که پیش فروش انجام داده‌اند برخورد کند. [۱] *صحبت‌های آقای اکبریان صحیح اما ناکامل است! در واقع باید پرسید خودروسازان علیرغم هشدار تحلیلگران دلسوز کشور اما با اطمینان به حرف‌های چه کسانی بحث مهم و قابل پیش‌بینی تحریم‌ها را جدی نگرفتند؟! و پاسخ هم اینست که آنها به حرف‌های آقایان روحانی و ظریف و البته اصلاح‌طلبان اعتماد کردند که مدام می‌گفتند دیوار تحریم‌ها ترک برداشت، صبح بدون تحریم رسید، آمریکا از برجام خارج نمی‌شود و اگر کاخ سفید دستور به تحریم بدهد کسی در دنیا دستور او را اجرا نمی‌کند ![۲] برخی محافل تحلیلی معتقدند در این فضا می‌توان به تعمداتی که بحث «سابوتاژ اقتصادی» را پِی می‌گرفته‌اند نیز اندیشید. البته سؤالات اقتصادی و قضایی دیگری نیز در بحث خودروهای داخلی در ایران مطرح است… سؤالاتی نظیر اینکه قیمت گذاری خودرو با چه منطق و فرایندی انجام می‌شود که قیمت پراید به ۵۰ میلیون تومان رسیده است؟! *** اگر «نجفی» در شهرداری مانده بود؛ اصلاح‌طلبان کارنامه روشنی ارائه می‌کردند! «عبدا… ناصری»، فعال چپ و عضو شورای مشورتی اصلاح‌طلبان به تازگی در بخشی از یک مصاحبه با روزنامه آرمان امروز پیرامون عملکرد ضعیف شورای شهر پنجم و شهرداری پساقالیباف در تهران گفته است: «اتفاقاتی که طی دوسال گذشته درارتباط با انتخاب شهردار افتاد تاثیرات منفی را متوجه شورای شهر تهران کرد. در ورود آقای نجفی مشاهده کردیم که پست مدیریت شهرداری تهران را تمام کانون‌ها زیر نظر داشته و با حساسیت آن را دنبال می‌کردند، اگر به انتخاب اول شورای شهر، کانون‌های بیرون از حوزه مدیریت شهری و شورای شهر اجازه ادامه کار می‌دادند، امروزه حتماً بعد از دو سال می‌شد کارنامه روشنی از شهرداری تهران و شورای شهر نشان داد.» او در ادامه می‌افزاید: «ارزیابی مردم از شورای شهر متصل به عملکرد مدیریت شهری تهران است. آقای نجفی خوب شروع کرد، اما به لحاظ شرایطی که برایش پیش آمد نتوانست ادامه دهد و از سمت خود کنار رفت. آقای افشانی هم مشمول قانون عدم به‌کارگیری بازنشستگان شد و نهایتاً پیروز حناچی موفق شد بر کرسی شهرداری تهران بنشیند. این سه جابه‌جایی باعث شد که کارها بر زمین بماند و وقفه‌ای در تمرکز بر مدیرت شهری ایجاد شود و به طور طبیعی ارزیابی‌ها را نسبت به عملکرد شورای شهر تحت‌الشعاع قرار دهد. با این حال معتقدم لیست شورای شهر بهتر از این می‌توانست بسته شود. یعنی می‌توانست یک لایه از نخبگان یا گروه‌های مرجع را درخود جای دهد.» ناصری تصریح می‌کند: بعضی افراد شورای شهر در مناسبات خاصی گرفتار شده‌اند که حتی در شرایط فعلی بعضاً مشکلاتی را برای آقای حناچی ایجاد می‌کنند که قابل نقد است. [۳] *برای اینکه فهم شود فرض مطروحه از سوی ناصری مبنی بر اینکه "اگر نجفی مانده بود…" چقدر صحیح است می‌توان به کارنامه آقای نجفی در همان روزهایی که در ساختمان بهشت شهرداری حضور داشتند نگاه و قضاوت کرد. و از آن دوران جز کم‌کاری، شایعه اختلال در مدیریت شهری به دلیل بارش برف، پرونده‌سازی بی‌فرجام برای شهردار قالیباف و حضور در مجلس رقص دختران نوجوان چه چیز دیگری در خاطر مردم مانده است؟! و آیا بدیهی نیست که در صورت تداوم این حضور، آن روزهای پرحاشیه و بی‌خدمت نیز ادامه می‌یافتند؟ اشاره‌های ناصری به اینکه "اگر کانون‌های بیرون از حوزه مدیریت شهری اجازه می‌دادند…" نیز در حالی است که او خود بهتر از هرکسی می‌داند که یکی از لوازم بدیهی حضور در پست‌های کلان مدیریتی و اجرایی؛ رعایت شرایط و اخلاقیات لازم برای احراز این پست‌هاست. شرایط، اخلاقیات و لوازمی که اگر رعایت نشوند؛ هیچ مدیری ولو در کارآمدترین وجه نیز نبایستی در این سمت‌ها حضور یابد. قابل تأمل آنکه اصلاح‌طلبان در این زمینه به جای روراستی با مردم؛ از این می‌گفتند که نجفی به‌سبب مبارزه با فساد از سمت شهرداری تهران استعفا کرد! ادعای ناصری مبنی بر ایجاد مشکل توسط برخی اعضای شورای فعلی برای پیروز حناچی نیز در حالی است که مردم تهران، تاکنون از شهردار حناچی هم به جز «دوچرخه‌سواری»، شانه‌بالا انداختن در مقابل پرداخت هزینه‌های گران شهری از سوی مردم [۴]، سکوت در برابر زمزمه گران شدن بلیط مترو و طرح و نقشه برای ستاندن عوارض زباله؛ هنر دیگری ندیده‌اند... برخی معتقدند عوارض عملکرد به شدت ضعیف دولت و شورای شهر اصلاح‌طلبان که در افکار عمومی نتیجه «تَکرار می‌کنم» لیدر اصلاح‌طلبان ارزیابی شده است؛ تا سال‌ها دامن چپ‌های فعلی و حتی نسل آینده اصلاح‌طلبان را خواهد گرفت. *** «کارگران» را به سمت خیابان هدایت نکنیم... «علی ربیعی»، وزیر سابق کار و از فعالان ستادی اصلاح‌طلب، طی یادداشتی در شماره یکشنبه گذشته روزنامه دولتی ایران، با اشاره به روز کارگر نوشته است: «من در دوران پنج ساله وزارتم، تلاش کردم به میزان پنجاه درصد تمام دوران گذشته به تعداد تشکل‌ها بیفزایم حتی تشکل در حوزه‌هایی که جریان کار در آنها وجود داشته اما مغفول مانده بودند از جمله این تشکل‌ها می‌توان به احیای انجمن تعطیل شده روزنامه نگاران _با تلاش بسیار و به رغم موانع متعدد با مسئولیت شخصی خودم_ در شکل و قالبی متفاوت اشاره کرد.» او در ادامه می‌افزاید: از دیگر موفقیت‌های حاصل شده اجازه تجمع برای کارگران است که به‌طور نسبی در وضعیت بهتری ارزیابی می‌شود. ربیعی همچنین در یادداشت خود ادعا می‌کند که این روزها وضعیت صاحبان تولید و خدمات بهتر شده اما معیشت کارگری روزهای سختی را می‌گذراند. او سپس در اصلی‌ترین بخش این مطلب با اشاره به صورت جدید تحریم‌های آمریکا نوشته است: «بیشترین خسارت در مقابل رئیس‌جمهور نامتعادل امریکا (ترامپ) متوجه جامعه کارگری ایران است. امکان از دست رفتن مشاغل و مواجهه با بیکاری در برخی از صنایع و خدمات کاملاً قابل تصور است که بر وضع بغرنج کارگری خواهد افزود.»[۵] *مخاطبان محترم، بایستی درباره صحبت‌های ربیعی نکاتی مهمی را بدانند: یکم_ علی ربیعی بعنوان یک چهره امنیتی و آشنا با روش‌های جنگ روانی، چرا به جای تکرار حرف‌های خود در صدا و سیما به مناسبت ۲۲ بهمن که تأکید داشت با وقوع انقلاب اسلامی حقوق کارگران افزایش چشمگیری نسبت به دوران ستمشاهی یافته؛ طریقی دیگر برگزیده است؟ و به عبارت دیگر او چرا به جای سیاه‌نمایی و حرف‌های عوامانه، مستنداً به این آمار اشاره نمی‌کند که نرخ حقوق کارگران در ایران همواره معقّب جدی نرخ تورّم بوده است ؟![۶] دوم: اصرارهای مشخص آقای ربیعی به گسترش تشکل‌های کارگری همراه با کنایه‌های تجمع، اصرار بر فقیر بودن و له شدن کارگران در مقابل کارفرمایان و از همه مهمتر یادداشت نوروزی او مبنی بر اینکه "امکان بروز تحرکات اجتماعی و انتقال ناآرامی‌های ذهنی به ناآرامی‌های فیزیکی را کاملاً متصورم "[۷] دقیقاً چه ربط و ارتباطی به هم دارند؟! ما قضاوت در این زمینه را بر عهده مردم و ناظرین وا می‌گذاریم. سوم: از آقای ربیعی بعید بود که ندانند ترامپ و اساساً کاخ سفید طی ۴۰ سال گذشته ولو یک لحظه هم به هیچکس در نظام جمهوری اسلامی ایران «تخفیف تحریمی»! نداده‌اند که اکنون بخواهند با تحریم‌های جدید کاری کنند کارستان! به سخن دیگر اینکه ایشان مشغول بزرگنمایی از اثر تحریم‌هایی هستند که خود از لسان رهبری نظام و سایر کارشناسان شنیده‌اند و می‌دانند که هرگز بیش از میانگین ۳۰ درصد تأثیرگذار نبوده‌اند. پس علت این سیاه‌نمایی و بزرگنمایی چیست؟! ربیعی در حالی از امکان از دست رفتن مشاغل به دلیل تحریم‌های ترامپ سخن می‌گوید که پیش از او کسانی در ایام ۱۳ آبان سال گذشته نیز که صورت جدید تحریم‌های آمریکا اعلام شد؛ عنوان کردند که با این تحریم‌ها ۱ میلیون نفر بیکار خواهند شد! سیاه‌نمایی فتنه‌گرانه‌ای که نه تنها منبع و سند آن دقیقاً مشخص نشد بلکه امروز و با گذشت ۷ ماه از آن روز نه تنها غلط بودن این حرف محرز شده بلکه طبق اعلام آمار رسمی، نرخ بیکاری کشور نیز در همان حدّ ۱۲ درصد سال ۹۶ باقی مانده است. و چهارم: علی ربیعی و ۵ نفر دیگر از اصلاح‌طلبان ستادی، افرادی هستند که صراحتاً از بروز ناآرامی خیابانی در سال ۹۸ در ایران خبر داده‌اند. نکته اما آنجاست که سیر و سلوک این افراد نیز به نحو غیر قابل انکاری با این پیش‌بینی در ارتباط است... ]]> اقتصادی Mon, 29 Apr 2019 04:33:16 GMT http://oshida.ir/vdccomqe.2bqep8laa2.html حقوق کارگران در سال ۹۸ مشخص شد http://oshida.ir/vdccmpqe.2bqeo8laa2.html اعضای شورای عالی کار با افزایش ۳۶درصدی حداقل دستمزد کارگران موافقت کرده و پایه حقوق کارگران در سال ۹۸ را ۴۰۰ هزار تومان افزایش دادند. نمایندگان کارگری، کارفرمایی و دولت در دویست و هشتاد و دومین جلسه شورای عالی کار بعد از نشستی ۹ ساعته که از عصر امروز آغاز شد و همچنان ادامه دارد، تصمیم به افزایش حداقل دستمزد کارگران از یک میلیون و ۱۱۴ هزار تومان سال گذشته به یک میلیون و ۵۱۶ هزار و ۱۰۰ تومان در سال ۹۸ گرفتند. بر این اساس حق مسکن ۱۰۰ هزار تومان تعیین شد، بن خواربار با افزایش ۸۰ هزار تومانی به ۱۹۰ هزار تومان رسیده و پایه سنوات ماهیانه با افزایش ۱۹ هزار تومانی ۷۰ هزار تومان تعیین شد. در دستمزد ۹۷ کارگران، حق مسکن ۴۰ هزار تومان، بن خواربار ۱۱۰ هزار تومان و حق اولاد به ازای هر فرزند ۹۲ هزار و ۹۹۳ تومان و پایه سنوات ماهیانه ۵۱ هزار تومان تعیین شده بود. علی خدایی، نماینده کارگران در شورای عالی کار با اعلام این ارقام، اعلام کرد که مذاکره راجع به سایر سطوح ادامه دارد. علی خدایی نماینده کارگران در شورای عالی کار اعلام کرد: جلسه ۲۸۲ شورای عالی کار پس از ۱۳ ساعت گفتگو و رایزنی در خصوص حداقل دستمزد و همچنین سایر سطوح مزدی سال ۱۳۹۸ به شرح ذیل مورد تصویب قرار گرفت. حد اقل دستمزد روزانه کارگران ۵۰۵۶۲۷ ریال حداقل دستمزد ماهیانه ۱۵۱۶۸۸۲۲ ریال حق اولاد یک فرزند ۱۵۱۶۸۸۲ ریال حق اولاد دو فرزند ۳۰۳۳۷۶۴ ریال پایه سنواتی ۷۰۰۰۰۰ ریال حق مسکن ۱۰۰۰۰۰۰ ریال بن کارگری ۱۹۰۰۰۰۰ ریال سایر سطوح به میزان ٪۱۳+۲۶۱۱۱۸۰ تعیین شد. انتهای پیام/ ]]> اقتصادی Tue, 19 Mar 2019 06:29:29 GMT http://oshida.ir/vdccmpqe.2bqeo8laa2.html کاهش ۱۵ درصدی قیمت آجیل و خشکبار در بازار/ کمبودی در عرضه وجود ندارد http://oshida.ir/vdcgqn93.ak93y4prra.html علیرضا ارزانی ممقانی رئیس اتحادیه آجیل و خشکبار در گفت و گو با خبرنگار صنعت،تجارت و کشاورزی گروه اقتصادی باشگاه خبرنگاران جوان، از کاهش ۱۵ درصدی قیمت آجیل و خشکبار در بازار خبر داد و گفت: ثبات نرخ ارز، کاهش فروش مغازه داران و نیاز فعالان صنف به نقدینگی بر کاهش قیمت آجیل و خشکبار در بازار دامن زد. وی افزود: با توجه به شرایط کنونی عرضه و تقاضا در چند روز مانده به ایام پایانی سال نه تنها افزایشی در بازار آجیل و خشکبار نخواهیم داشت، بلکه قیمت محصولات خشکبار حداقل ۵ درصد در بازار کاهش می‌یابد. ارزانی ممقانی از بهبود نسبی تقاضا برای خرید آجیل و خشکبار نسبت به ماه‌های قبل در بازار خبر داد و گفت: با توجه به آنکه قیمت آجیل و خشکبار نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است، از این رو میزان خرید آجیل و خشکبار از نظر حجمی کاهش یافته است. این مقام مسئول با اشاره به اینکه کمبودی در عرضه آجیل و خشکبار وجود ندارد، بیان کرد: در سال‌های گذشته به سبب ازدیاد تقاضا، گاهی بازار با کمبود‌هایی مواجه بود، در حالیکه هم اکنون اعضا با چنین تنش‌هایی روبرو نیستند، ضمن آنکه کیفیت آجیل و خشکبار بسیار مناسب است. بیشتر بخوانید: ارزانی اقلام آجیل و خشکبار در راه است/ گرانی‌های اخیر ارتباطی به کاهش تولید ندارد وی با اشاره به اینکه قیمت هیچ یک از اقلام آجیل و خشکبار حباب ندارد، افزود: همه ساله در ایام پایانی سال، قیمت اقلام آجیل و خشکبار به سبب ازدیاد تقاضا با نوساناتی روبرو می‌شد که در بسیاری از موارد قیمت‌ها بیش از نرخ واقعی بود. رئیس اتحادیه آجیل و خشکبار قیمت مصوب هر کیلو آجیل مخلوط را ۶۵ تا ۱۸۰ هزار تومان اعلام کرد و گفت: قیمت هر کیلو تخمه کدو گوشتی ۴۵ تا ۵۵ هزار، تخمه ژاپنی ۳۰ تا ۴۵ هزار، بادام زمینی ۲۰ تا ۳۸ هزار، بادام درختی ۸۰ تا ۱۵۰ هزار، پسته فندقی ۱۴۰ تا ۱۵۵ هزار، پسته اکبری ۱۸۰ تا ۲۵۰ هزار، پسته اکبری دستچین ۲۸۰ هزار، پسته احمد آقایی ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار، بادام هندی ۱۸۰ تا ۲۴۰ هزار، فندق ۶۰ تا ۸۰ هزار، مغز فندق ۱۳۰ تا ۱۸۰ هزار، آجیل چهار مغز ۱۸۰ هزار، مغز گردو ۱۳۰ تا ۱۶۰ هزار، تخمه آفتابگردان ۳۰ تا ۳۵ هزار، نخودچی ۱۵ تا ۲۵ هزار و کشمش ۳۵ تا ۴۵ هزار تومان است. ارزانی ممقانی افزایش نرخ ارز و کاهش حداقل ۶۰ درصدی تولید را عامل اصلی گرانی اقلام آجیل و خشکبار در بازار اعلام کرد و افزود: بر این اساس افزایش قیمت آجیل و خشکبار هیچ ارتباطی به گران فروشی ندارد، در حالیکه در سال‌های گذشته بحث گران فروشی در ایام پایانی سال مطرح بود. وی در توصیه‌ای به افراد گفت: به خانوار‌ها توصیه می‌شود به هیچ عنوان خرید خود را به روز‌های پایانی سال موکول نکنند، ضمن آنکه تمام هدف اعضا جلب رضایت مشتری است. رئیس اتحادیه آجیل و خشکبار در پایان با اشاره به اینکه همکاری لازم برای واردات تخمه کدو و آفتابگردان به منظور تنظیم بازار شب عید انجام نشده است، تصریح کرد: با توجه به آنکه قیمت آجیل و خشکبار تابع نرخ عرضه و تقاضاست، از این رو تشدید بحث‌های بازرسی به منظور اعمال نظارت بر کنترل و به عبارتی قیمت‌های دستوری بر تنش بازار بیش از پیش دامن می‌زند. انتهای پیام/ ]]> اقتصادی Mon, 18 Mar 2019 08:12:42 GMT http://oshida.ir/vdcgqn93.ak93y4prra.html