پایگاه خبری اوشیدا - آخرين عناوين طوایف سیستان :: نسخه کامل http://oshida.ir/sistan Sat, 17 Dec 2016 14:23:35 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://oshida.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری اوشیدا http://oshida.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری اوشیدا آزاد است. Sat, 17 Dec 2016 14:23:35 GMT طوایف سیستان 60 طایفه ارباب زهی http://oshida.ir/vdcguu9n.ak9x34prra.html در گذشته، این طایفه را «ارباب زئی» می‌نامیدند. از لحاظ قدمت و اصالت تقریباً همردیف طایفه کیانی است. به علت موقعیت خاص اجتماعی که طایفه ارباب داشته‌است، ارباب خطاب می‌شده‌اند و این نام تاکنون بر آنان باقی‌مانده‌است.ارباب حسن یکی از بزرگان این طایفه بوده که پس از جدایی افغانستان از ایران،به دلیل شیعه بودن املاک خود را در فراه که منطقه ای ناامن برای دوست داران اهل بیت بوده است رها کرده و با خانواده و روحانیون وطایفه ی خویش به سیستان ایران کوچ کرده و در روستای ارباب منطقه ی بنجار ساکن می شود.از آن پس کسانی که در روستای ارباب ساکن بوده‌اند نام خانوادگی خویش را به ارباب،اربابی،اربابی ثانی و...تغییر می دهند.اما نزدیکان و خویشان ارباب عبارتند از:ارباب،قدرتی،تجگی. طایفه ارباب در روستای ارباب سیستان،زاهدان و تهران ساکن می باشند. لازم به ذکر است که این طایفه با فامیل اربابی که در اصل صیاد می باشند متفاوت است و هیچ رابطه ی خویشی میان آنها وجود ندارد.طایفه ارباب زهی طایفه ازباب زهی یکی از طوایف ساکن در سیستان و بلوچستان می‌باشد. این طایفه بیشتر در منطقه لادیز وانجره و شهر زاهدان و نیز در سیستان و نهبندان و افغانستان ساکن هستند. سالها پیش، بزرگ این طایفه کدخدا حسین، و پس از فوت، او کدخدا حاجی ستارجانشین او می‌شود و پس از او ، در حال حاضر کدخدا ملاجمعه اربابزهی سرپرستی طایفه ارباب زهی را بر عهده دارد. این طایفه اکثرا پیرو مذهب تسنن مباشند وبه کار کشاورزی و دامدارمشغول هستند.انتهای پیام // ]]> طوایف سیستان Wed, 31 Aug 2016 11:21:33 GMT http://oshida.ir/vdcguu9n.ak9x34prra.html طایفه سراوانی از طوایف سیستان http://oshida.ir/vdcft0dt.w6d00agiiw.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: طایفه سراوانی  به گواه بزرگان سیستان و طوایف هم زیست با این خاندان و انجام  مطالعات میدانی و  پژوهش های گسترده  که از سوی محققان مشهور سیستانی خصوصا استاد ابراهیم محمودی  و  غلامعلی رئیس الذاکرین که در کتاب  " دل مویه ها  "و  غلامعلی رئیس الذاکرین در کتاب زادسروان سیستان متذکر شده اند ، یکی از اصیل ترین طوایف سیستانی است . که تاریخ آن ریشه در تاریخ سیستان دارد و یکی از اقوام  شهرنشین سیستانی می باشد ،  به گویش سیستانی صحبت می کنند ،  خاندان سراوانی مسلمان و  شیعه مذهب می باشند . غلامعلی رئیس الذاکرین در کتاب زاد سروان سیستان چاپ دوم در خصوص طایفه سراوانی این  چنین می نویسد   : غلامعلی رئیس الذاکرین در کتاب زاد سروان سیستان پس از پژوهش های فراوان بیان می کند آن هم از منابع کتاب سیستان نویسنده :جی پی تیت و کتاب احیا المک که طایفه ای که هم اکنون فامیل سراوانی ( سروونی) می شناسیم نام فامیلی دیگری داشته و اصالت سیستانی آن این چنین است که این طایفه ابتدا در سیستان زندگی می کرده اند که در چند قرن پیش زمانی که ازبک ها به سیستان حمله می کنند و با نا امن شدن سیستان طایفه سراوانی  از منطقه اجدادی خود یعنی سیستان به سمت شهر سراوان مهاجرت می کنند که در آن زمان در منطقه سراوان و بلوچستان فعلی جات و جدگالها زندگی می کردند و بلوچ ها نبودند پس از چندی بلوچ ها (براهویی ها) به بلوچستان فعلی و منطقه سراوان حمله می کنند که بیشتر ساکنان این منطقه را از بین می برند و افراد بازمانده  طایفه سراوانی از این درگیری ، به سمت کشور هندوستان می روند و مدتی در آن منطقه به طور موقت زندگی کردند و شغل گاوداری را در هندوستان اختیار می نمایند و پس از مدتی به کشور افغانستان که نزدیک سیستان می باشد مهاجرت می نمایند تا درنزدیکی موطن اصلی خود یعنی سیستان باشند و با شکست ازبک ها در سیستان و امن شدن این منطقه طایفه سراوانی دوباره به منطقه اجدادی پدران خود یعنی سیستان بر می گردند و در جنوب دلتای سیستان قدیم شهر سرابان  یا سرآبان ، سرایان را بنا می کنند ( شهرسرابان در حال حاضر در قسمت جنوب سیستان قدیم ،که هم اکنون  در خاک کشور افغانستان قرار دارد )که پس از سالها مسیر رودخانه که از این شهر می گذشت تخریب و خشکسالی در این منطقه حاکم می شود  و این طایفه به منطقه حسین آباد سیستان رفته و پس ازمدتی به گروه های مختلف  در نقاط مختلف سیستان تقسیم می شوند . جی پی تیت انگلیسی نویسند کتاب سیستان این چنین می نوسید :  " معرفی کتاب سیستان" جی پی تیت نقشه بردار انگلیسی کمیسیون حل اختلاف مرزی بین ایران و افغانستان بود که بین سالهای 1905-1903 میلادی در سیستان بسر می برد و با شناخت و آگاهی کامل از آثار مولفین و مصنفین ایرانی و اروپایی و نیز استفاده از روایات تاریخی که دهان به دهان و سینه به سینه وقایع تاریخی و رویدادهای منطقه ای را حفظ کرده بودند به تالیف کتاب سیستان مبادرت ورزید ، به جزء مواردخاصی که صرفا از ایده و نیت استعماری کشور متبوع وی یعنی انگلیس   آبیاری می شده و خود او نیز موظف بوده است که این اهداف سیاسی را القا و یا در اذهان فرو کند در بقیه موارد کمتر دچار لغزش شده است بخصوص تحقیقات وی در قسمت آثار باستانی و ذکر ساکنین منطقه سیستان از هر جهت قابل تحسین است  . هدف وی صرفا بیان حدود جغرافیایی است که تقسیم مصلحتی و در بردارنده و دربردارنده منافع انگلیس را توسط گلد اسمیت تائید می نماید این امیال غرض را در بررسی طوایف و قومیت های سیستان نیز از نظر دور نداشته است که به عنوان مثال تاکید بر رابطه تاجیک های سیستان با تواجیک سمرقند و بخارا را هشداری بود  تا صاحب منصبان کمپانی هند شرقی به اهتمام رابطه نژادی ، یک سیستان ضعیف را برای همسایگی هندوستان اشغال شده نیکوتر پندارند و حاصل همان بود که همزمان با نگارش این کتاب در سال 1905 میلادی بیماری خلق الساعه " طاعون " در سیستان پدیدار شد و روزی که همراهان جی پی تیت سیستان را ترک گفتند روزگار خوش مردم این سامان در کسوف ابدی نکبت گرفتار آمده بود . در این کتاب در باب چهارم که با عنوان جات ، گوجر و اهیر هندوستان معرفی شده کسانیکه این موضوع را مطالعه و مورد بررسی قرار قرارداده اند ، اتفاق نظر دارند که جات و گوجرهای هندوستان با جات و گوجرهای سیستان هم نسل می باشند که خاندان سراوانی جزء گوجرها (گاوداران سیستانی) ذکر شده است از آنجایی که جی پی تیت مطالعات مردم شناسی نیز در هندوستان انجام داده است و قومیت ها و ریشه قبایل موجود در هندوستان را مورد بررسی قرارداده است جات ها ، گوجرهای هندوستان و جات ها ، گوجرهای سیستان ( ده مرده ، کلبعلی ، سراوانی ،آبیل و دلخکی) از یک نژاد هستند . نکته مهم اینست که خودجات ها و گوجرها از یک ریشه اند . جی پی تیت  از مطالعات مردم شناسی فراوان در کشور هندوستان این قضیه هم نژادی گوجرهای هندوستان و جات ها ، گجرهای سیستان (ده مرده ، کلبعلی ، سراوانی ،آبیل و دلخکی) را به اثبات می رساند و که در صفحه 228 کتاب سیستان می نویسد گوجرهای هند همه روایات مربوط به وطن اصلی شان را از یاد برده اند و جات ها نیز چنین اند ، در عین حال بین جات های پنجاب روایتی وجود دارد که مربوط به آخرین حرکت و مهاجرت آنان بسوی هند است و این که جات و گوجرهای هند صد سال قبل از میلاد مسیح یا بیشتر از اواسط آسیا (ایران مسیر رودخانه جیحون )آمده اند .   " سیستان یک حلقه میانی زنجیر" صفحه 228 کتاب سیستان : سیستان در میان آن کشورها و هندوستان ، حلقه ای از زنجیر بود زیرا بر قرارکردن ارتباط بین قسمتی از جمعیت سیستان و جات و گوجرهای هند شمالی ممکن خواهد بودو بنابراین شرح این قسمت از جمعیت سیستان و سپس ارتباط آنها با قبایل هند مشخص می شود . جات های سیستان( تعدادی از طوایف کشته گر و زارعین سیستان ) به صفحه 229 کتاب سیستان مراجعه شود شباهت نقوش چهره بین کشته گران (زارعین ) سیستانی و پنجابی حتما اتفاقی نیست بلکه در اثر هم نژادی می باشد . گوجرهای سیستان (ده مرده ، کلبعلی ، سراوانی ،آبیل و دلخکی) درصفحه 236 کتاب سیستان طایفه سراوانی که در ایران سراوونی  نیز گفته می شوند در سال 1904 میلادی تعداد جمعیت خانوراهای طایفه  سراوانی از 219 خانوار گاودار و 20 خانوار  کشته گر تشکیل می شودکه کل خانوارهای طایفه سراوانی در سال 1904 میلادی در سیستان به 239 خانوار می رسد که اگر جمعیت هر خانوار را 5 نفر در نظر بگیریم تعداد جمعیت طایفه سراوانی (سراوونی) به یک هزار و 195 نفر در 111 سال پیش می رسد . دلتای سند و دلتای هامون صفحات 238 و 237 کتاب سیستان : جی پی تیت می نویسد وقتیکه گاوداران سیستانی را دیدم ،  بیاد آن برادران جاتی افتادم که از بندر  " کیتی " در میدانهای زرخیز و پست دلتای سند در وسط دهانه های  " اوچتو  " و رودخانه " حیدری " گله هایشان را می چراندند  ، قبایل گاودار سیستانی در حالیکه اسامی مختلفی از نظر اجتماعی دارای یک ریشه اند و در کنار یکدیگر زندگی می کنند و به طور آشکار با جامعه کشاورز سیستان متفاوتند و از نظر جسمانی نیز گاوداران با کشته گران متفاوتند آنان نسبت به کشته گران ، بلند قد و لاغر و سبک وزن اند .   استاد ابراهیم محمودی در کتاب دل مویه ها (شرح اماکن و مساکن اطراف دریاچه هامون ) در خصوص طایفه سراوانی می نویسد :  در کتاب  " دل مویه ها  " اثر استاد محمودی چاپ دوم  در فصل چهارم کتاب در  صفحه 120 ذکر گردیده که  بدین شرح می باشد : طایفه سراوانی ، ابتدا در شهر « سرایان » یا « سرابان » در قسمت جنوب سیستان قدیم ، از حوالی  « رودبار »  و در نزدیکی شهر « ترقون » که اکنون خرابه های این شهر ها ، بعد از سد « کمال خان » در خاک کشور افغانستان قرار دارد زندگی می کرده اند .     شغل اصلی طایفه سراوانی در شهر « سرایان  » یا  « سرابان » سیستان قدیم در گذشته های دور : طایفه ی بزرگ سراوانی ، در شهر یاد شده زندگی زراعی و یا پیشه وری داشته اند چون شهر یاد شده در کنار « سنارود » و رود « بیابان »  قرار داشته ، بعید نیست که زندگی دامداری نیز داشته باشند ولی از قرائن موجود چنان بر می آید که دامداری شغل دوم این قوم بوده باشد ( کتاب  " دل مویه ها  " اثر استاد محمودی  ، چاپ دوم  ،  فصل چهارم ،  ص 120  )  . دلیل جابجایی طایفه سراوانی از محل اصلی زندگی خود به نقاط دیگر سیستان : با خرابی منطقه جنوب سیستان ، طایفه ی سراوانی از موطن اصلی خود به شمال سیستان مهاجرت و ابتدا به ساکن در ریگ موری ، نزدیک مرز افغانستان و محدوده ی « چنگ خرگوشی » که زمانی منطقه ی مزروعی بوده و بعدا به علت تغییر مسیر رودخانه به نیزار تبدیل گردیده ، چراگاه دام های آن ها بوده است . شغل طایفه سراوانی عموما دامداری و داد و ستد و فرآورده های دامی چون کره و روغن بوسیله ی برخی افراد آن ها بوده و به تناسب دوری و نزدیکی نیزارهای آباد « قرقری» و « ده هیبت » و « آس قاضی »  نقل مکان موقت داشته اند . « قرقری» و « تخت شاه» در ابتدا محل اولیه ی سکونت این طایفه بوده است . ( کتاب  " دل مویه ها  " اثر استاد محمودی  ، چاپ دوم  ،  فصل چهارم ،  ص 121  )  . ویژگیهای اخلاقی و اجتماعی افراد طایفه سراوانی : افرادی که امروز از این طایفه ، به عنوان شهروند می شناسیم ، از ویژگی های اخلاقی و اجتماعی برخوردار ، و ارتباط آنان با شهروندان ارتباطی عاطفی ، اجتماعی و اخلاقی است و در کم آزاری و بی آزاری و دیگر خصائل پسندیده ی انسانی مشهورند و این صفات دلالت بر دیرینگی تمدن و شهرنشینی آنان دارد . ( کتاب  " دل مویه ها  " اثر استاد محمودی  ، چاپ دوم  ،  فصل چهارم ،  ص 122  )  . نقش آفرینی شهید  حسین سراوانی همراه  با سردار محمد رضا پردلی و آیت الله شریفی در نهضت نوزده بهمن ماه سال 1330 : حاج حسین سراوانی از مردان بزرگ طایفه سراوانی در شهرستان زابل بوده ، که در این شهرستان به امر تجارت و مغازه داری اشتغال داشته است و در نهضت نوزده بهمن سال 1330 ، حاجی حسین سراوانی و سردار محمد رضا پردلی  و آیت الله شریفی ، از پیروان دکتر مصدق در سیستان و از یاران آیت الله کاشانی محسوب می گردیده اند . متاسفانه با شکست نهضت ، حاج حسین سراوانی به علت سرسختی  و دوستی با مصدق در زندان قصر با تزریق آمپول به زندگی اش خاتمه داده می شود . جسد اورا به زابل حمل و به قصد امانت دفن می گردد ، اما پس از مدتی پیکرش به عتبات عالیات برده شده و در جوار ائمه و شهدای کربلا  دفن می شود .  ( کتاب  " دل مویه ها  " اثر استاد محمودی  ، چاپ دوم  ،  فصل چهارم ،  ص 121  )  . محل های اسکان خاندان سراوانی  و نام برخی از بزرگان خاندان در آن مناطق ، در سیستان : پس از تخریب  « شهر سرایان » یا  « سرابان » در منطقه جنوب سیستان  ،  خاندان سراوانی ( سرایانی یا سرابانی ) به شمال سیستان در منطقه بش دلبر مهاجر کرده و در مناطق « ریگ موری »  ، « قرقری» و « تخت شاه» که در حاشیه ی نیزار قرارگرفته و « چونگ خرگوشی»  در مجاورت آن واقع شده است سکنا گزیدند و به کار پرورش گاوسیستانی مشغول بوده اند . خاندان سراوانی به گروه های مختلف تقسیم که دسته ی بزرگی از طایفه سراوانی  در محلی به نام « سدکی»  از زمان های دور تا خرابی نیزارها در این محل استقرار داشته اند .  گروه دیگری از طایفه ی « سراوانی »  در محل دیگری که این محل مسافت کمی داشته و « آس قاضی » نام داشت زندگی می کرده و محل یاد شده کاملا در مجاورت نیزار متمرکز بوده و از نظر سهولت در امر تهیه ی علف به دامپروران سراوانی کمک فراوان می تنوده است .  از بزرگان طایفه در منطقه « ریگ موری »  و « قرقری»  آقایان « حاجی نجف » ، «کدخدا اسماعیل قربانعلی » که زعامت و ریش سفیدی این تیره ار فامیل سراوانی را که عمدتا تعداد کثیری بوده اند را در منطقه  « ریگ موری »  به عهده داشته اند ،  محمد شریف حاج عباس سراوانی و یوسف قربانعلی بوده که در تجارت گاو در ایران و افغانستان و همچنین ابریشم مشهور بوده اند . از مردان بزرگ این طایفه ، در شهر زابل ، شهید حاج حسین سراوانی بوده که  در این شهرستان به امر تجارت و مغازه داری اشتغال داشته است . ( کتاب  " دل مویه ها  " اثر استاد محمودی  ، چاپ دوم  ،  فصل چهارم ،  صفحات 121و 122و126  )  . گروه دیگری از طایفه  « سراوانی » در کنار فامیل های دامدار دیگر همچون احمد و چاری و گداعلی پودینه در منطقه پایین تر از « بش دلبر » در طرف غرب به فاصله ی کمی از آن به محلی از نیزارهای انبوه داخل هامون صابری به نام قندک یا وش وش از توابع اتاق کلان  ، می زیسته و به امر تعلیف دام های خود اشتغال داشته و ذخیره ای زمستانی نیز از این علوفه تهیه می کرده اند و در این محل یلاق و قشلاق می نموده اند . ( کتاب  " دل مویه ها  " اثر استاد محمودی  ، چاپ دوم  ،  فصل پنجم ،  ص 130 ) . گروه دیگری از طایفه  « سراوانی » در مناطق«  پستول » و « بش دلبر »  که این مناطق از پناه گاه های ویژه ی پرندگان محسوب می گردیده و اکثر شکارچیان منطقه های دیگر  و صیادان به این محل می آمده و از شکار پرندگان و صیدماهی فراوانی می برده اند ، در کنار طوایف «پودینه» ،« چاری »، « احمد » زندگی می کرده اند .  ( کتاب  " دل مویه ها  " اثر استاد محمودی  ، چاپ دوم  ،  فصل پنجم ،  صفحات 136 و 137  ) . گروه دیگری از طایفه  « سراوانی » در منطقه « تیشه کنی » می زیسته اند که در پایین دست تیشه کنی آبراهی وجود داشت که یکی از شاهرگ های حیات هامون سیستان محسوب می گردید و نام آن « اور یزک تیشه کنی»  نامیده می شد و سرریز آب هامون پوزک را به هامون صابری منتقل می نموده ، زندگی می کرده اند . ( کتاب  " دل مویه ها  " اثر استاد محمودی  ، چاپ دوم  ،  فصل پنجم ،  صفحات 143 و 144  )   گروه دیگری از خاندان سراوانی در روستای دوست محمد خان در منطقه میانکنگی زندگی می کرده اند و تغییر شغل داده و از شغل دام پروری ، شغل رنگ رزی را پیشه خود قرار داده  و به امرتجارت رنگ با کشور های افغا نستان و پاکستان که بقایای کارگاه های رنگ رزی ایشان در منطقه میانکنگی ( شهرستان هیرمند ) در حال حاضر موجود می باشد می پرداخته اند . از بزرگان این تیره از سراوانی ها در این منطقه آقایان مرحوم حسین مهدی سراوانی ، مرحوم مهدی سراوانی ، مرحوم علی سراوانی نام برد که این تیره از سراوانی ها از تیره مرحوم حاج محمد شریف سراوانی بزرگ سراوانی ها در منطقه میانکنگی می باشند .   محل های زندگی خاندان سراوانی در سیستان  فعلی و در نقاط دیگر کشور :      تیره های  دیگری  از خاندان سراوانی در سیستان مانده اند که در مناطق شهر زابل ، گمشاد ، قرقری ، شهر دوست محمد خان مرکز شهرستان هیرمند ، روستای سراوانی ، تخت شاه ، ادیمی ، قلعه کهنه ، کرباسک ، شهرستان زهک ، سدکی ، ذوالفقاری ، جزینک ، هراتی  ، در حال حاضر زندگی می کنند . تیر ه های دیگر خاندان سراوانی  در سیستان و بلوچستان : در شهرستانهای دیگر استان خصوصا درشهرستان  زاهدان  زندگی می کنند . با توجه به خشکسالی حاکم در دهه های قبل گروه بزرگی از خاندان سراوانی به مناطق دیگر کشور مهاجرت کرده اند که از نظر جمعیتی در مناطق شمالی کشور در استانهای ، خراسانی رضوی ، گلستان و مازندران  نمود بیشتری دارند که می توان به شهرهای مشهد مقدس ، گنبد ، گرگان ، مینودشت و اطراف آنها  اشاره نمود .  طوایف دیگر سیستانی که در اصل سراوانی هستند و بسته به شرایط و محل زندگی در سیستان آنها را به فامیل های دیگری می شناسیم :     سراوانی جهانتیغی     سرایانی     سلوکی     آریان پور     ذوالفقاری        گروه کوچکی از طایفه ی کوهکن که جد بزرگشان نام فامیلی مادریش را به عنوان فامیل  اختیار نموده و در اصل سراوانی هستند     گروه کوچکی از طایفه بزرگ بزی ، به دلیل اینکه از زمان های دور طایفه سراوانی و بزی هم زیست بوده و ارتباط فامیلی با هم داشته و دارند و تبدیل به یک فامیل بزرگ شده اند ، گروهی از طایفه بزرگ بزی ، سراوانی هستند همان طور که گروه دیگری از طایفه سراوانی ، در اصل بزی می باشند که آنها را با نام فامیلی سراوانی می شناسیم .      منابع: کتاب  " دل مویه ها  " اثر استاد محمودی  ، چاپ دوم . کتاب تاریخ سیستان ب‍ه‌ ت‍ص‍ح‍ی‍ح‌ م‍ح‍م‍دت‍ق‍ی‌ ب‍ه‍ار (م‍ل‍ک‌ال‍ش‍ع‍را) .  کتاب زادسروان سیستان اثر استاد غلامعلی رئیس الذاکرین . ]]> طوایف سیستان Tue, 16 Aug 2016 06:43:51 GMT http://oshida.ir/vdcft0dt.w6d00agiiw.html طایفه پودینه از طوایف سیستان http://oshida.ir/vdciyvaz.t1a532bcct.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا:ماجرای انتخاب نام طایفه پودینه پودینه فرزند جلال که طایفه پودینه از نسل او می باشد و او تنها فرزند جلال بوده است ،می گویند که فرزندان جلال بعد از تولد از بین می رفتند به همین دلیل پس از تولد این فرزندش (پودینه) او را با گیاهی به نام پودینه که به زبان محلی (پونه ) و یا پدنه به زبان فارسی شستشو می دهند که با انجام این کار زنده می ماند و نام او را به نام گیاه شفابخشش(پودینه) می گذارند .پودینه هفت فرزند داشت که اطلاعات کافی از تمام فرزندانش در دست نیست سه فرزند او بنامهای مامی (امامی)دوستی و جهانبخش بوده اندبا زیاد شدن نسل فرزندان پودینه در نقاط مختلف سیستان ،طایفه پودینه شکل می گیردآشنایی با طایفه پودینه سیستانپودینه از طایفه های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می باشد .این طایفه در زابل ، زاهدان و قسمتهای از شمال ایران زندگی می کند .تراکم جمعیت آنان در شهر ادیمی و پشت ادیمی و اطراف کوه خواجه و روستای پودینه بخش میانگنگی بیشتر استپراکندگی این طایفه در شمال شرق سیستان قرار دارد از نظر جمعیتی جز  بزرگترین طوایف سیستان به شمار می آیداین طایفه در زمان حمله تیمور در منطقه جوین حکمرانی می نمودند اما با لشکر کشی تیمور جنگ سختی بین طایفه و متحدانش با سپاهیان تیمور به وقوع می پیوندد و سامک خان سربند حکمران جوین به دست سپاهیان تیمور کشته شده و باعث شکست و سقوط جوین به دست سپاهیان تیمور می شود .تیمور دستور قتل و عام بزرگی را صادر کرده و بسیاری از این قوم کشته و پس از آن آواره می شوند و در نقاط مختلف سیستان بزرگ پراکنده می شوند و دیگر پس از آن نتوانستند اتحاد و حکمرانی قبلی خود را بر مناطق تحت سلطه باز یابند و به قومی چند تکه و پراکنده تبدیل می شوند حرفه اصلی آنان کشاورزی و دامداری استخوانندگان گرامی برای تکمیل بیشتر بخش طوایف سیستان اطلاعات طایفه خود رابه ایمیل ذیل ارسال نماید تا بطور شایسته معرفی گرددinfo@oshida.ir   پایگاه خبری اوشیدا ]]> طوایف سیستان Thu, 24 Oct 2013 15:26:43 GMT http://oshida.ir/vdciyvaz.t1a532bcct.html طایفه گنجعلی از طوایف سیستان http://oshida.ir/vdcg.q9nrak9w3pr4a.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: این طایفه همانند طایفه‌های تجگی، ارجونی، اوکاتی و نورا، از منطقه لاش و جوین به سیستان مهاجرت کرده‌اند و هم اکنون در شهرستان زابل زندگی می‌کند. مردم این طایفه به گویش سیستانی تکلم می‌کنند. و همچنین گنجعلی نام خانوادگی شمار زیادی از مردم روستای اسحق اباد شهرستان نیشابور است که این روستا پیشینه تاریخی زیادی دارد و مردم در آن از زمان‌های دور ساکن بوده‌اند.بازدید کننده گرامی شما میتوانید جهت تکمیل و بروز رسانی اطلاعات طوایف سیستان مارا یاری نمایدایمیل:info@oshida.ir ]]> طوایف سیستان Wed, 17 Apr 2013 15:26:07 GMT http://oshida.ir/vdcg.q9nrak9w3pr4a.html طایفه کیانی از طوایف سیستان http://oshida.ir/vdcd.f0k2yt0ssa26y.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: بخشی از طایفه کیانی را کشانی می‌نامند و در ایران، پاکستان و افغانستان پراکنده‌اند. همچنین در شهرستان ایذه از استان خوزستان افراد زیادی از طایفه چهار بنیچه دارای نام خانوادگی کیانی می باشند. در مورد طایفه کیانی باید گفت که از اصیل ترین طوایف سیستان و حتی به جرات باید بگم ایران می باشد . کیانیان در دوران اساطیری به نام سلسله هخامنشیان بر ایران حکومت کرده و بعد از افول این سلسله و بعد از مدت ها بازماندگان آنها مجددا توانستند که به قدرت برگردند و این با به نام ساسانیان که نام جد بنیانگذار این سلسه می باشد بر ایران حکومت کردند و زمانی که اعراب به ایران حمله کردند و ایرانیان را شکست دادند بازماندگان آنها به همراه یزدگرد سوم کیانی به سیستان گریختند تا از اعراب دور بمانند ولی در سیستان نیز یزدگرد دچار مشکل شد و مجبور به خروج گردید و در مرو به دست آسیابانی کشته شد و اما بازماندگان وی در سیستان مانده بودند و ثروتشان با گذشت زمان رو به اتمام بود و در نتیجه به رویگری روی آورده بودند که به همین دلیل به آنها صفار می گفتند و در این زمان بود که یعقوب کیانی فرزند لیث کیانی معروف به یعقوب لیث صفار دست به عیاری زد و با تشکیل گروهی عیار از ثروتمندان می گرفت و به فقرا می داد و کم کم توانست به همین شیوه تمامی ایران را از حضور اعراب پاکسازی کند و به نام سلسله صفاریان بر ایران حکومت کند که می توان گفت مردم ایران فارسی صحبت کردن خود را مدیون یعقوب لیث می باشند که توانست اعراب را از ایران بیرون کند و گرنه باید مثل مصر با آن پیشینه تاریخی و تمدنش به زبان عربی صحبت می کردیم ، خلاصه اینکه این روند ادامه داشت تا با فروپاشی سلسله صفاریان بعد از سالها در هم زمان با شاه طهماسب صفوی ، ملک محمود کیانی ملقب به محمود سیستانی که جد نهم اینجانب نیز می باشد در مشهد به نام کیانیان برتخت نشست و به رسم کیانیان سکه ضرب نمود و تاج گذاری نمود و توانست همزمان با صفویان بر خراسان و گوشه های از مشهد و سیستان و افغانستان حکومت کند که بعد از شکست صفویان توسط نادر شاه افشار وی نیز از نادر شاه شکست خورد و توسط نادر شاه سرش بریده شد و در حرم امام رضا (ع) دفن گردید خیابان ارگ مشهد به دلیل وجود ارگ وی به این نام خوانده می شود . آخرین فرد از کیانیان که توانست به این شیوه زندگی کند خان ملک کیانی متوفی به سال ۱۳۳۲ شمسی میباشد که در سیستان زندگی میکرد و برای خود توسط معماران هندی ارگی در جلال آباد ساخته که هنوز موجود و جزوء آثار ملی ایران به ثبت رسیده است . وی همدوره با رضاخان پهلوی بوده و در زمان حکومت وی بر سیستان ،؛ سیستان از آب کافی و آرامش مطلوب برخوردار بوده و اکنون نیز در زابل از وی به نیکی یاد می شود . (منابع کتابهای تاریخ سیستان نوشته جی پی تیت ، زادسروان سیستان نوشته رییس الذاکرین ، شجره الملوک مصحح دکتر منصور صفت گل ، کیانیان نوشته کریستن سن )بازدید کننده گرامی شما میتوانید جهت تکمیل و بروز رسانی اطلاعات طوایف سیستان مارا یاری نمایدایمیل:info@oshida.ir ]]> طوایف سیستان Wed, 17 Apr 2013 15:23:58 GMT http://oshida.ir/vdcd.f0k2yt0ssa26y.html طایفه شهریاری از طوایف سیستان http://oshida.ir/vdcb.8bsurhbf8iupr.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: تمام افراد طایفه شهریاری بر این عقیده‌اند که ریشه قومی آن‌ها از شهریار کرج سرچشمه می‌گیرد حتی اشخاصی که آگاه ترند، نام جوقین شهریار را به عنوان خاستگاه اولیه اجدادشان عنوان می‌کنند. جد نهم آن‌ها به نام ممدسین (محمدحسین) به علت نامعلومی از کرج راهی سیستان شده و این سرزمین را برای سکونت همیشگی خویش انتخاب می‌کند. برخی از مطلعین این طایفه، براین باورند که پس از شهریار به منطقه زرنج اولیه یا نادعلی کنونی که مسکن ابتدایی جد آنهاست، مهاجرت و در آنجا سکونت اختیار می‌کنند.بعد از مدتی، افزایش جمعیت طایفه سبب می‌شود که متناسب با تعداد و گسترش خانواده‌ها، آنها به زمین‌های مزروعی بیشتر وملک مرغوبتر نیاز پیدا کرده و از نادعلی به چخانسور مهاجرت می‌کنند.دو تن از افراد نسل پنجم میرزا ممدسین(محمدحسین) به نام‌های میرزا ابول و مردان، از زبدگان طایفه بوده‌اند که با سمت فرماندهی جنگجویان ابراهیم خان سنجرانی، نبرد سرسختانه‌ای را با عساکر(سربازان) افغانی، رهبری کرده‌اند. این درگیری هم‌زمان با تقسیم سیستان توسط انگلیس و حکمیت گلداسمیت بود، این جنگ یک ماه طول کشید.پس ازتقسیم سیستان، شهریاری‌ها به روستای دوست محمد کوچ کردند وبه هنگام کوچ حتی خرمن‌های گندم وجوی خود را با کاه ودانه به مسکن جدید حمل نموده، تا مورد استفاده افغان‌ها قرارنگیرد. گرچه از آن به بعد این طایفه چندین بار باافغانی‌ها درگیری داشته‌اند که نمونه بارز آن خلع سلاح پاسگاه و دستگیری عساکر افغانی بود.فرزند میرزا غلامحسین، به نام میرزا غلامحیدر که خود را شهریاری چخانسور می‌نامید، میرزای(حسابدار)با وفای ملک محمدعلی خان کیانی(خان ملک)شد و در جلال آباد زیست.در صد سال اخیر طایفه شهریاری در مناطق و دهات سیستان، ده علی اکبر- ده الهی – ده دهباشی – ده جعفری – ده حسین باقر – ده جهانبخش – ده خداداد – کوشه شیب – ده کرمی – ده شهریاری و سدکی، سکونت داشته‌اند.جستارهای وابستهدر شهرستان باغملک و روستای چلچلک نیز طایفه‌ای بزرگ با شهرت شهریاری زندگی می‌کنند که نسب آنها به ایل بختیاری چهارلنگ بر می‌گردد. پس از آن تعدادی از طائفه شهریاری از سیستان خارج و به نواحی در شمال(گرگان)، مازندران و تعدادی نیز به مرز شرقی (سرخس) نقل مکان کرده که به گفته بعضی‌ها علت آن وجود سالهای زیاد خشکسالی در استان سیستان و بلوچستان بوده‌است.بازدید کننده گرامی شما میتوانید جهت تکمیل و بروز رسانی اطلاعات طوایف سیستان مارا یاری نمایدایمیل:info@oshida.ir ]]> طوایف سیستان Wed, 17 Apr 2013 15:19:07 GMT http://oshida.ir/vdcb.8bsurhbf8iupr.html طایفه نوری از طوایف سیستان http://oshida.ir/vdcj.veifuqethsfzu.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: نام طايفه نوري احتمالا از نام نوراباد مركز شهرستان ممسني گرفته شده است.طايفه نوري از بازماندگان ۹ هزار نفر خانوار ممسني در استان فارس بوده اند كه به دليل حمايت از شورش محمدخان بلوچ ممسني در جنگ با نادرشاه كه در ممسني فارس رخ داد، به شمال ايران تبعيد شدند و از آنجا به سيستان رفتند و به ساير طوايف سيستاني ممسني تبار پيوستند.حسن که برخی از وی به نام محمدحسن «ممسن» یاد می‌کنند، در هنگام ورود به سیستان دارای چهار پسر و سه دختر بوده و بصورت دامدار در منطقه کودهای بین دشتک وشهرک وارد شدند. و زمانی که زاد و ولدآنان فزونی گرفت، از آنجا به نواحی دیگر سیستان پراکنده شدند. محل پراکندگی جمعیتی، در ابتدا مناطق پشت دشت ورمال تا حدود ده سنچولی و مجاور قریه دادی و شیب آب بوده‌است. تبحرشان در امر کشاورزی موجب شد تا گروهی از آنان به موازات دامداری به قریه رنجمال و ابراهیم آباد میان کنگی کوچ نمایند.مراد نوری شخصی است که در حدود صد سال پیش مسلمان شده است ، وی و طایفه اش که در بخش شیب آب زابل ساکن هستند ، اصالت زروانی دارند و نو مسلمان شده اند. در حال حاضر تعداد آنها به دویست نفر می رسدتیره‌های طایفه نوریتیره تاج محمد - در کرباسک زابل سکونت دارندتیره امام دادحسن - نوری‌های گوری زابل و شهرستان سرخستیره زروانی ها - نوری های تازه مسلمان زابلبازدید کننده گرامی شما میتوانید جهت تکمیل و بروز رسانی اطلاعات طوایف سیستان مارا یاری نمایدایمیل:info@oshida.ir ]]> طوایف سیستان Wed, 17 Apr 2013 15:13:53 GMT http://oshida.ir/vdcj.veifuqethsfzu.html طایفه گرگ از طوایف سیستان http://oshida.ir/vdcf.ydtiw6dmtgiaw.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: نام این طایفه برگرفته از محیط سکونت اولیه آنها، یعنی بیابان گرگ «سیستان» می‌باشد. به گویش سیستانی صحبت می‌کنند و هم اکنون نیز در سیستان زندگی می‌گذرانند.بازدید کننده گرامی شما میتوانید جهت تکمیل و بروز رسانی اطلاعات طوایف سیستان مارا یاری نمایدایمیل:info@oshida.ir ]]> طوایف سیستان Mon, 15 Apr 2013 19:53:16 GMT http://oshida.ir/vdcf.ydtiw6dmtgiaw.html طایفه میر از طوایف سیستان http://oshida.ir/vdch.znmt23nxqftd2.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: قدیمی‌ترین ماخذی که در شناخت ریشه‌ای این طایفه راهنمایی می‌کند کتاب احیاالملوک می‌باشد. براساس مندرجات این کتاب، تاغزون یا تاغرون جایگاه میران و بزرگان سیستان می‌باشد.در صفحه۳۵۹ کتاب احیاالملوک در باره نفوذ و گستردگی میران چنین اشاره شده‌است «میران همه خدمت ملک آمدند که ما مهمات سیستان، چنین ساخته‌ایم که مبلغی به دست خود به ازبک بدهیم و تتمه مال سیستان به هر نوع، به خاطر عالی می‌رسد، چنان فرمایند.میران تاغزون که در تاریخ گاهی از آنان به نام میران پشت زره یا پشت زاوه یاد می‌شود، تنها به لحاظ نیروی ستیزندگی و یا مهارت در جلب حمایت حکام زمان خویش که منصب میری را به آنان پیشکش می نموده‌است، ملقب به این نام نشده‌اند، بلکه در شعر وادب نیز از خود تبحر نشان داده‌اند.تیره‌های طایفه میرتیره میران مرادی یا میراحمدیایشان میر محمدعلی و میر برخوردار را جد بزرگ خود معرفی می‌کنند و چنین معتقدند که این دو برادر، در زمان سلطان محمدخدابنده بین سال‌های ۹۸۵ تا۹۹۵ ه. ق به سیستان آمده‌اند و شامل شاخه‌های زیر می‌باشند.میران ده علی جعفر - بزرگ آنان حاج غلامحسین ابن حسن ابن مرادی ابن اسماعیل ابن میرکاظم می‌باشد.میرا ن کمک (روستای کمک) - فرزندان درویش ابن علی اکبر و فرزندان اکبرمردان، نوه دختری میر کاظم می‌باشند.میران ده صفدرمیربیک - فرزندان میربیک بن لشکرخان ابن میرکاظم هستند.میران جزینک، ریشه اصلی این جماعت از میران وابسته به میر غیاث است.میران میر شاهبیک، در حوالی ده میر ونزدیک به بهرام آباد سکونت دارند.میران میرکامران و میر مختار - در ده میر ساکن هستند.میران ده‌فتح‌الله، از اعقاب فتح ا.. ابن حسین هستند که به اتفاق دو برادر خود به نام‌های اسدا.. و عباس، درافضل آباد و بالاخره در ده فتح ا.. زندگی می کرده‌است.میران شیطو (حیدرآباد) -بعد از اینکه مرکز اصلی میران به ویرانی گرائید، به این منطقه کوچ کردند.میرا ن بنجار - بادار محمود، جد بزرگ میران این منطقه را آباد کرده وبرای سکونت خویش برگزیده‌است.تیره میران میرعنایتدو برادر به نام‌های میر محمود و میر محسن بعد از این که به چخانسور و خاشرود رفتند، فرزندانشان مجدداً به سیستان آمده و روستای بولائی و رندعنایت و بعد از آن ده حاجوک وامیرآباد را ساخته و تیره میر عنایت را تشکیل دادند.تیره میران میر عبدا..ملک بخت افزون ابن ملک اردشیر از روستای نوفرست نهارجان، از توابع قهستان به سیستان آمده و دختری از سیستان را به همسری برگزید. ثمره این ازدواج، پسری به نام عبدا.. بود که فرزندان او، تیره میر عبدا.. را به وجود آوردند.تیره میران سهراب یا میر سرخابجد بزگ آن‌ها میر سهراب در سرحد بلوچستان سکونت داشت و فرزندان وی تیره میر سهراب را تشکیل دادند.تیره میران کلانترکلانتری‌های سیستان از نظر ریشه‌ای، اصالتا خود را عرب می‌دانند و به نوادگان سنان ابن انس مشهورند.تیره میران خزاعیاین تیره معتقدندکه به هنگام شکست طاهریان در خراسان، جمعی از اعراب خزاعی وابسته که مذهب شیعه داشتند متواری شده و قصد مهاجرت به افغانستان وارد سیستان شده و در آنجا ماندگار شدند.بازدید کننده گرامی شما میتوانید جهت تکمیل و بروز رسانی اطلاعات طوایف سیستان مارا یاری نمایدایمیل:info@oshida.ir ]]> طوایف سیستان Mon, 15 Apr 2013 19:50:45 GMT http://oshida.ir/vdch.znmt23nxqftd2.html طایفه سرحدی از طوایف سیستان http://oshida.ir/vdcg.z9nrak9wupr4a.html به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: شغل اصلی این طایفه دامداری بوده که شرایط زیستی آن‌ها ایجاب می کرده است تا به بیشتر به کار دامداری بپردازند و کمتر به کشاورزی روی بیاورند. افراد این طایفه از نظر مشخصات بارز ظاهری دارای قدهای بلند استخوانی، بینی کشیده و دارای لهجه خاصی می‌باشند که دلالت بر اصالت ریشه دار آنهاست. مردم این طایفه، تیز هوش ونیز تبحر خاصی در امر ردیابی دارند.این خصیصه به دلیل نوع زندگی ومکان زیست آن هابطورفطری و اکتسابی تقویت شده است. که بدون تردید همواره دستخوش حمله وهجوم قبایل ناامن همجوار قرار می‌گرفته اند. درکتاب احیا الملوک در مورد سرحد چنین بیان شده است. چون ملک را از سپردن وکالت امور سیستان به سلطان احمد گران آمد، ترک ترقون کرده، راهی سرحد شد و دو سال در آنجا ماند وعاقبت به هند رفت احمد سلطان مدت هشت سال در سیستان حکومت کرد و همواره سرحدیان با وی جنگیدند تا از حکومت خلع و به جای وی محمد سلطان اولاش اغلی به حکومت رسید. تعدادی ازسرحدی‌های سیستان سنی مذهب وشماری نیز شیعه هستند.در سال‌های ۵-۱۹۰۳ میلادی حسینا، سیاه مرد، شیردل سرحدی از بزرگان و ریش سفیدان این طایفه بوده اند. در این زمان سرحدی‌ها در روستاه‌های سیاه مرد، حسین، زینل، لطف ا... و همچنین روستای دیوانه سکونت داشته اند در حالی که تعداد قابل توجهی از آنان در کوهپایه‌های قائنات و حاشیه پشت دریاچه هامون مستقر بوده و همانند دامداران کوچ کننده، روزگار می‌گذرانند. در اواخر دوران حکومت زندیه و اوایل دوره قاجاریه، زمانی که دامنه ناامنی به منطقه سرحد رسید، این طایفه ترجیح داد تا به مکان‌های امن تری در داخل سیستان کوچ کنند.اما تعداد قابل توجهی نیز به زادگاه اولیه خویش بازگشتند وبا سرسختی تمام در تنازع بقای خویش کوشیدند.معمرین طایفه، تیره‌های وابسته به سرحدی را اینگونه بر می شمارند :تیره سرحدیتیره یارمحمد زائیتیره جنابادی یا جون آبادیتیره تمندانیاکنون طایفه سرحدی در سیستان، از روستای سرحدی تا منطقه شیخ علی و همچنین در اطراف منطقه لوتک پراکنده و اکثر آنان به کار دامداری و کشاورزی مشغول هستند.بازدید کننده گرامی شما میتوانید جهت تکمیل و بروز رسانی اطلاعات طوایف سیستان مارا یاری نمایدایمیل:info@oshida.ir ]]> طوایف سیستان Mon, 15 Apr 2013 19:47:04 GMT http://oshida.ir/vdcg.z9nrak9wupr4a.html