داخلی آرشيو يادداشت صفحه با شهداء
امتیاز مثبت 
۱۰
 
روایتی از شهادت شهید اسحاق رنجوری مقدم؛
شهادت داستان پرواز سفیران الهی است
سردبیر
کد مطلب: ۲۱۳۷۸
تاریخ انتشار:دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۹:۴۱
اوشیدا: در سال 1361 به همراه برادرش محسن مجددا به جبه ها شتافت ودر عملیات والفجر یک شرکت نمود و در همین عملیات برادرش محسن سردوشی شهادت گرفت ولی اسحاق با وجود وابستگی و علاقه شدید به محسن در مصیبت از دست دادن او صبر پیشه کرد .
شهادت داستان پرواز سفیران الهی است
پایگاه خبری اوشیدا: شهید اسحاق رنجوری مقدم در سال ۱۳۴۳ در یکی از روستاهای مازندران در خانواده ای کشاورز و متدین به دنیا آمد،از همان کودکی نسبت به پایگاه اجتماعی و موقعیت خانواده خود در جامعه درک عمیق و گسترده ای داشت.

به خاطر دلبستگی فراوان خانواده به فرایض دینی و بر اثر تعلیم مذهبی پدر در تمام مراسم اعتقادی شرکت می کرد و از گردانندگان این گونه مراسم بود.

پس از چندی به همراه خانواده به زابل برگشت و درس و مدرسه را پی گرفت.او در تمام مدت تحصیل شاگردی ممتاز و مودب بود و مورد تشویق و تحسین بسیار قرار گرفت.
در همان زمان رفت و آمد و فعالیت او و برادرش شهید محسن در مساجد و محافل دینی و مذهبی رو به افزایش گذاشت و به دنال آن به همراه تنی چند از دوستان گروهی را تشکیل دادند و با ایجاد کلاسها و دوره های قرآن در زابل و روستاهای اطراف آن به روشنگری پرداختند.
اما هیچ یک از این مسائل باعث نشد از خانواده غافل شود و آنها را فراموش کند بلکه در کوچکترین فرصتی که دست می داد با دست فروشی در کنار خیابان به اقتصاد خانواده کمک می کرد.

شهید اسحاق رنجوری مقدم
یکی از بنیانگذاران انجمن اسلامی دبیرستان آزادی زابل بود و با وجود سن کم ،هرروز یک بار در مراسم صبحگاه سخنرانی می کرد و دوستان دانش آموز خود را نسبت به انقلاب و ارزشهای آن آگاه می نمود.

او قبل از به پایان بردن تحصیلات دبیرستانی تکلیف خود را در رفتن به جبه های نبرد دید.از این رو در سال چهارم دبیرستان به جبهه رفت اما در عملیات فتح المبین از ناحیه سر و صورت مجروح شد .ناچار به زابل بازگشت و درس و تحصیل را پی گرفت.
همزمان به عضویت سپاه پاسداران درآمد و در واحد تبلیغات و انتشارات سپاه شروع به فعالیت کرد.

در سال ۱۳۶۱ به همراه برادرش محسن مجددا به جبه ها شتافت و
در عملیات والفجر یک شرکت نمود و در همین عملیات برادرش محسن سردوشی شهادت گرفت ولی اسحاق با وجود وابستگی و علاقه شدید به محسن در مصیبت از دست دادن او صبر پیشه کرد .

اندکی پس از ازدواج به منطقه بلوچستان اعزام شد و حدود یک سال در آن منطقه به فعالیت پرداخت.
سپس به عنوان مسئول واحد بسیج سپاه زابل به سیستان برگشت و پس از آن در قرارگاه انصار زابل به جانشینی مسئول قرارگاه منصوب شد اما به دلیل عشقی که به مردم خطه بلوچستان و خدمت به آنان را داشت مجددا به بلوچستان رفت و مسئولیت طرح و برنامه قرارگاه انصار را بر عهده گرفت .پس از مدتی دوباره به نیروی مقاومت منتقل شد.

از آنجا که شهید اسحاق رنجوری مقدم شناختی گسترده از منطقه بلوچستان داشت و به هنگام مسئولیت واحد بسیج آن منطقه فعالیتهای ارزشمندی انجام داده بود به فرماندهی سپاه پاسداران شهر پیشین منصوب شد و این آخرین مسئولیتی بود که به آن شهید بزرگوار واگذار گردید.

سرانجام در یکی از همین ماموریتها در تاریخ 73/11/24 با زبان روزه به دست عوامل استکبار به فیض عظیم شهادت نایل آمد.
Share/Save/Bookmark