داخلی آرشيو خبر صفحه سیاسی
امتیاز مثبت 
۰
 
اطلاعاتی جدید از مسعود رجوی به روایت مأمور سابق وزارت اطلاعات/ سرکرده منافقین مرده است یا زنده؟
کد مطلب: ۶۷۵۳۰
تاریخ انتشار:پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۵۲
یک مامور سابق وزارت اطلاعات درباره سرکرده منافقین و دیگر اعضای آن به شرح توضیحاتی پرداخت.
اطلاعاتی جدید از مسعود رجوی به روایت مأمور سابق وزارت اطلاعات/ سرکرده منافقین مرده است یا زنده؟
بازگردیم به ابتدای دهه ۵۰ شمسی؛ به بند سه زندان قصر. همان بندی که مجادلاتِ جانکاهِ سیاسیِ پس از پیروزی انقلاب، میان نیروهای مذهبیِ پیرو خط بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبران سازمان مجاهدین خلق، عمدتا، در درگیری‌های عقیدتی بروزیافته در آن، ریشه دارد؛ درگیری‌هایی که پس از بهمن پر ماجرای ۵۷، مدخل و فرصتی مناسب برای ورود به ساحت سیاست و نهایتا پهلوگیری در کرانه ناآرام ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۰ پیدا کرد. هر چند این لنگر، آغازی بود بر طوفانی پر عسرت؛ نحس‌واره‌ای که در همان قدم اولش، «یک ملت» را از ملت ستاند.

مسعود رجوی، موسی خیابانی و دیگرانی از این دست، در نیمه نخست دهه پنجاه، به خلاف یاران مارکسیست شدهِ بیرون از زندان خود، نظیر تقی شهرام، بهرام آرام و وحید افراخته، هیچ‌گاه کلامی از گرایش به مارکسیسم، بر زبان جاری نکردند اما با تعقیبِ کنهِ محافل نظرورزی‌شان، می‌شد دریافت که بوم مذهبی ایشان، آشکارا با مرام چپ، خلط‌پاشی شده است. «تکامل» و «نفی استثمار»، دو سنجه و ترازی بود که مجاهدین، همه اسلام را با آن متر می‌کردند. از نگاه ایشان، عبادت، مسلمانی و حتی توحید، در گرو همگامی با دینامیسم تکامل تاریخ که مقوله «نفی استثمار» عنصر حیاتی آن محسوب می‌شد، بود. بر همین اساس، نیروهای مذهبی به دلیل عدم نفی استثمار(بر اساس گمان مغرضانه مجاهدین)، از سیر تکامل بازمانده و نتیجتا «ارتجاعی» بودند! دستمایه‌ای که رجوی برای منکوب‌ساختن رقیبان مذهبی‌اش، به کرات از آن بهره برد.

پس از ماجرای عزل ابوالحسن بنی صدر و به دنبال آن، اردوکشی مسلحانه کادری ها و سمپات های مجاهدین در خیابان‌ها، کشمکش براندازانه این فرقه با حاکمیت جمهوری اسلامی، وارد فاز جدیدی شد که تاکنون ادامه یافته است. در گفتگویی مفصل با «ناصر رضوی» مامور سابق وزارت اطلاعات که در دوران خدمتش، در بخش رصد سازمان مجاهدین خلق(منافقین) فعال بوده، پیرامون شرایط سالهای اخیر سازمان، مشخصا پس از ناپدیدشدن رجوی از انظار عمومی، به بحث نشسته‌ایم. در ادامه، گفتگوی مفصل ما با رضوی را از نظر خواهید گذراند.

جناب رضوی به عنوان مطلع گفت­گو، اندکی از خودتان بگویید؛ متولد چه سالی هستید و پیش از انقلاب اسلامی، مشغول چه کاری بودید؟

من متولد سال ۱۳۳۹ هستم؛ انقلاب که شد، ۱۸ سالم بود و تازه داشتم دیپلم می‌گرفتم. سال ۱۳۵۴ هم به جریان انقلاب پیوستم. در سال ۱۳۵۷ توسط «محسن آرمین» به گروه‌های هفت‌گانه که بعدها با ادغام در یک­دیگر، سازمان مجاهدین انقلاب را به وجود آوردند، معرفی شدم؛ البته هیچ‌گاه به طور تشکیلاتی، عضو آن گروه‌های ۷گانه نبودم تا این­که در سال ۱۳۵۸ به عضویت سازمان مجاهدین انقلاب درآمدم. پس از آن­که سازمان مجاهدین خلق در خردادماه سال ۱۳۶۰ پروژه براندازی نظام را آغاز کرد، به ما در سازمان مجاهدین انقلاب اعلام کردند، باید مجموعه‌ای برای مقابله با آن‌ها ایجاد کنیم.

در قالب کدام مجموعه؟

سپاه؛ بسیاری از بچه‌های «واحد اطلاعات سپاه» که عضو سازمان مجاهدین انقلاب هم بودند، در سال ۱۳۶۰ و پس از واقعه هفت تیر قسمت مجزایی را به نام «امنیت» تشکیل دادند. این قسمت تازه تاسیس از نظر اداری، ساختاری و سازماندهی نظامی، زیر نظر سپاه بود اما تا حدودی استقلال داشت؛ به لحاظ قضایی هم شعبه‌ای شدیم که نام آن شعبه را «۲۰۹» گذاشتیم. اساس کار این مجموعه تازه تاسیس (امنیت اطلاعات سپاه) به طور مشخص، مقابله با سازمان مجاهدین خلق بود.

تا چه تاریخی در امنیت سپاه بودید؟

تا زمانی که امام فرمان دادند مبنی بر این­که کسانی که در سپاه حضور دارند، نباید عضو هیچ گروه سیاسی باشند. من به همراه دیگران، سپاه را انتخاب کردیم.

بخش امنیت واحد اطلاعات سپاه، دارای چه بخش‌هایی بود؟

سه شاخه داشت؛ شاخه اول، روی گروه‌های التقاطی(سازمان مجاهدین خلق)، شاخه دوم روی جریانات چپ(گروه­های مارکسیستی مثل توده، چریک‌های فدایی خلق و...) و شاخه سوم، روی جریانات راست(ساواک، سلطنت‌طلبان و جبهه ملی و نهضت آزادی) کارهای اطلاعاتی انجام می‌داد.

شما در کدام شاخه حضور داشتید؟

شاخه التقاط.

تا چه سالی؟

تا اواخر سال ۱۳۸۸؛ البته تا سال ۹۰، ۹۱ و حتی ۹۲ به طور مستقیم درگیر این موضوعات بودم؛ تا الان هم با تشکیلات‌مان در ارتباط هستم.

چه سالی وارد وزارت اطلاعات شدید؟

سال ۱۳۶۳ که وزارت اطلاعات ایجاد شد، من هم وارد وزارت شدم.

کدام بخش وزارت اطلاعات حضور داشتید؟

تقریبا همان دسته‌بندی و چارتی که در بخش امنیت واحد اطلاعات سپاه وجود داشت، در وزارت هم به وجود آمد. در وزارت اطلاعات هم بخشی به نام «امنیت» شکل گرفت و من دوباره در همان بخش امنیت مشغول به کار شدم. تقریبا همه بچه‌های عضو بخش امنیت سپاه، وارد بخش امنیت وزارت اطلاعات شدند.

بپردازیم به دهه هشتاد شمسی و حمله ایالات متحده آمریکا و متحدانش به عراق و سرنوشتی که رجوی، پس از آن پیدا کرد. در سال ۱۳۸۲ آمریکا به عراق حمله کرد و پس از آن تاکنون، مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق(منافقین) از انظار عمومی مخفی شده است؛ چرا؟ برخی از مرگ او سخن می‌گویند. آیا او واقعا مرده است؟

وقتی آمریکا به عراق حمله کرد، رجوی در عراق بود. پس از حمله، رجوی و تعدادی از کادرهای سازمان به مرز اردن رفتند. اردنی‌ها کمپی را برای این‌ها ساختند و رجوی هم داخل همین کمپ بود. من همان زمان، برای پیگیری اطلاعاتی و قضایی به مرز اردن رفتم تا اگر بشود، رجوی را به ایران بیاوریم.

چه تاریخی به مرز اردن رفته بودید؟

شاید یک سال قبل از حمله آمریکا به عراق. رجوی حدود یک سال در مرز اردن ماند و پس از آن به اروپا رفت و الان هم در اروپاست.

زنده است!؟

بله؛ زنده است!

پس سخنرانی «ترکی‌الفیصل» رئیس سابق استخبارات حکومت عربستان در تیرماه سال ۱۳۹۵ در همایش سالانه سازمان که از عبارت «مرحوم رجوی» استفاده کرد، چه بود؟

ترکی‌الفصیل که چیزی نگفت. ما می‌توانیم صحبت‌های او را این­طور تفسیر کنیم که گفته، این رجوی که شما(سازمان) ساخته‌اید، شبیه یک مُرده است؛ راست هم می‌گوید.

الان رجوی در کدام کشور است؟

در یک کشور به خصوص نیست؛ کلا در اروپا می‌چرخد اما بیشتر مواقع، در فرانسه است.

چرا خود را از انظار عمومی مخفی کرده؟

چرایی این مطلب به خود رجوی بازنمی‌گردد بلکه احتمالا به خود اروپایی‌ها بازمی‌گردد. ببینید! اروپایی‌ها در تعامل با ایران، تمایل چندانی به فروپاشی حکومت جمهوری اسلامی ندارند؛ البته این مساله تا حدودی تحلیل خود من است.

چرا این تحلیل را دارید؟

چون اگر در پی فروپاشی باشند، حوزه عظیم انرژی ایران رو به بی ثباتی خواهد گذاشت. ایران، نفوذ عظیمی در منطقه از جمله در یمن، شمال عربستان، کویت، بحرین و عراق دارد. به طور کلی، مناطق نفت‌خیز و انرژی‌خیز منطقه، تحت نفوذ شیعیان است و آن شیعیان هم به هر شکل، به جمهوری اسلامی تعلق خاطر دارند. حوزه انرژی ایران، رقیب حوزه انرژی روسیه است. اروپا نمی‌تواند به طور مداوم به انرژی روسیه وابسته بماند. الان، عمده انرژی اروپا به طور انحصاری از روسیه تامین می‌شود؛ خب! در این شرایط، روسیه می‌تواند خواسته‌های خود را به اروپا دیکته کند؛ اروپایی‌ها چندان موافق این شرایط نیستند. پس در مجموع، اروپایی‌ها چندان موافق فروپاشی حاکمیت در ایران نیستند؛ برای همین، همیشه ملاحظه روابط با ایران را دارند و نمی‌خواهند کارشان با ما به تنش جدی بکشد. بر همین اساس، اروپایی‌ها ممکن است به رجوی گفته باشند، «ما تو را در خاک خود می‌پذیریم به شرطی که تو هم فعلا ساکت باشی و چهره نشوی»!

رجوی چرا به اروپا رفت؟ چرا در همان اردن نماند؟ چرا به عربستان، مصر یا حتی به آمریکا نرفت؟

آمریکایی‌ها قبولش نمی‌کنند. ببینید این آدم(رجوی) سابقه پُرباری در کارهای تروریستی دارد و کسی نمی‌تواند او را به این راحتی بپذیرد. آمریکا نمی‌تواند همزمان هم پُز ضد تروریسم بگیرد و هم رجوی را در خاکش بپذیرد.

اما اروپا این کار را کرد.

خب! برای همین می‌گویم اروپایی‌ها به رجوی گفته‌اند، سر جایت بنشین و ساکت باش.

عربستان چطور؟ چرا او قبول نمی‌کند؟

شاید عربستان در آینده پذیرای رجوی شود اما در مجموع این کشور نمی‌خواهد، درجه تنش خود با ایران را چندان بالا ببرد. در دیگر کشورها هم امکان حضور رجوی وجود ندارد؛ مثلا امارات آن­قدر کوچک است که اگر به فرض دو تا موشک بخورد، دچار بحران می‌شود! در مورد افغانستان هم خود رجوی مایل نیست آن­جا برود چون امنیت ندارد. عراق هم کلا نمی‌تواند برود؛ ترکیه هم حاضر نیست با پذیرفتن رجوی، وارد تنش با ایران بشود؛ چون ما و ترک‌ها منافع مشترک بسیار زیادی داریم. در میان کشورهایی که شما از آن‌ها نام بردید که چرا رجوی به جای اروپا، به آن­جاها نرفته، فقط عربستان پتانسیل دارد که این کشور هم به آن درجه از تنش با ایران نرسیده که بخواهد رجوی را بپذیرد؛ ممکن است در آینده به این درجه از تنش برسد! شاید تا یک سال یا شش ماه پیش، عربستان در قبال ایران، ملاحظاتی داشت اما از یک دورانی به بعد، وارد روابط پرتنشی با ایران شد. خاصیت حضور رجوی در عربستان، برای حاکمان این کشور چه می‌تواند باشد؟ شاید رجوی بتواند در اروپا کاری بکند اما در عربستان می‌خواهد چه کند؟ می‌خواهد فیل هوا کند!؟

خب چرا اروپا که به قول شما نمی‌خواهد وارد تنش جدی با ایران شود، حاضر به پذیرفتن بیش از ۲ هزار عضو سازمان در خاک کشور آلبانی شده است؟

ساختار سیاسی آلبانی -البته امروز از این ساختار فاصله گرفته- سابقا توتالیتر و بسته بود و کلا هم در کار قاچاق سلاح بودند و چندان رابطه‌ای هم با ایران نداشتند و الان هم ندارند؛ برای همین، کشوری مثل آلبانی، هراسی از ایجاد تنش با ایران ندارد.

آیا اروپا حاضر است رجوی را به ایران تحویل بدهد؟

ببینید! ترک‌ها در یک مقطعی توانستند عبدالله اوجالان(رهبر حزب کارگران کردستان که در فوریه سال ۱۹۹۹م توسط سازمان اطلاعات ترکیه در شهر «نایروبی» آفریقای جنوبی دستگیر شد) را دستگیر کنند اما نگفتند از کجا و از چه طریق. حتی اگر اروپایی‌ها بخواهند تحویل بدهند -اشاره به تحویل رجوی به ایران- نمی‌گویند کدام کشور تحویل داده است چون این‌ها در میان احزاب خودشان، دچار درگیری و رقابت و زیرآب‌زنی هستند.

فرانسوی‌ها در یک مقطعی -فکر می‌کنم در دوران ژیسکار دستن- مریم رجوی و بقیه اعضای سازمان را دستگیر کردند و به کشور «گابن» انتقال دادند. جناح سوسیالیست فرانسه همین را علم کرد و گفت این اتفاق(دستگیری اعضای سازمان مجاهدین) ضد انسانی بوده است. درگیری‌ها میان احزاب اروپایی آن­قدر زیاد است که دست­ و­ پای این کشورها برای انجام معامله با ایران را بسته است.

گفتید حضور رجوی در عربستان، فایده‌ای برای حاکمان این کشور ندارد؛ آیا این به معنای عدم ارتباط میان دستگاه‌های اطلاعاتی ریاض با سازمان است؟

خیر؛ اتفاقا به طور شدید و تنگاتنگ میان سرویس‌های اطلاعاتی عربستان و سازمان ارتباط وجود دارد. به جرات می‌توانم بگویم، بخش اعظم منابع مالی سازمان، توسط عربستان تامین می‌شود. سازمان، امسال بین ۱۵ تا ۲۰هزار نفر آدم را در همایشش در پاریس جمع کرد؛ حتی بیرون سالن همایش هم آدم بود. این‌ها از کشورهای مختلف آمده بودند.

لزوما آن ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر که عضو سازمان نبودند؟

۷۰ تا ۸۰ درصد آن آدم‌ها اصلا عضو سازمان نبودند. شاید ۳۰ تا ۴۰ نفر آدم از آمریکا به این همایش آمدند. هزینه هواپیما از آمریکا یا از استرالیا یا از جاهای دیگر به فرانسه چ­قدر است؟ هر کدام از این‌ها در هتل‌های ۶ ستاره یا ۷ ستاره اقامت داشتند؛ هزینه هر شب اقامت در این هتل‌ها، شک نکنید کمتر از هزار دلار نیست. آدم‌هایی که به این همایش آمده بودند، سه یا چهار شب در پاریس ماندند. به هر کدام از سخنرانان، ۳۰ تا ۴۰هزار دلار پول دادند. بعضا حتی شنیدم به برخی، برای این­که فقط یک ربع سخنرانی کنند، تا ۱۰۰ هزار دلار پرداخت کردند! وقتی همه این اطلاعات را کنار هم می‌گذاریم، می‌بینیم هزینه‌ها به میلیون دلار می‌رسد؛ خب! این مخارج عظیم را چه کسی پرداخت می‌کند؟ زمانی صدام به سازمان کمک می‌کرد اما الان عربستان دارد کمک می‌کند؛ اصلا شما نباید در این زمینه تردید داشته باشید.

روابط سرویس اطلاعاتی عربستان با سازمان از چه زمانی آغاز شده است؟

دورانی که من در وزارت(اطلاعات) بودم، اوج روابط سازمان با سرویس‌های اطلاعاتی مصر، اسرائیل و عربستان بود. ما اطلاعات ملاقات افراد سازمان با این سرویس‌ها، مثلا در اروپا یا در مصر را داشتیم اما راستش را بخواهید، از سازمان در عربستان ملاقاتی نداشتیم اما سازمان به دفعات با افراد عربستان در اروپا ملاقات داشت. بخشی از کار ما درباره سازمان، حفاظت دارد و من نمی‌توانم برای شما همه مطلب را باز کنم اما در این حد بگویم که هر چیزی برای خودش «استعاره‌ای» دارد؛ ممکن است گزارش‌هایی که به دست ما می‌رسد، با استعاره باشند؛ برای همین نفهمیم استعاره‌ها چه یا که هستند؛ شاید فقط برخی افراد سازمان(مجاهدین) بدانند منظور از این استعاره‌ها چیست؛ حتی ممکن است بعضی از این استعاره‌ها، برای نفوذی‌های ما در سازمان