داخلی آرشيو مقاله صفحه استان
امتیاز مثبت 
۱
 
نهج البلاغه و شهید مطهری
برات حمیدیان
کد مطلب: ۱۵۱۲۴
تاریخ انتشار:دوشنبه ۶ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۰۹
اوشیدا: استاد شهید مرتضی مطهری از شخصیتهای کم نظیر در علم و معارف و تقوا و پرهیزگاری است
نهج البلاغه و شهید مطهری
پایگاه خبری اوشیدا: اين مقاله با هدف بررسي و اطلاع از اندیشه هاي استاد مطهري در خصوص كتاب شريف نهج البلاغه تدوين شده است.شهيد مطهري در شناساندن شخصيت والاي حضرت علي(ع) و نهج البلاغه شناسي همت مضاعف و نوآورانه نموده است. كتاب هاي جاذبه و دافعه حضرت علي(ع)،سيري در نهج البلاغه ،سيري در سيره ائمه اطهار (س) ازجمله آثار استاد است كه تمام يا قسمت بيشتر آن ها در موضوع علي شناسي ونهج البلاغه پژوهي مي باشد. در آثار شهيد مطهري نهج البلاغه با ويژگي هايي مانند: كتابي شگفت ، مجموعه اي نفيس، زيبا فصاحت ، جامعيت ، فرا زماني ، و شاهكار منحصر بفرد  توصيف شده است. كتاب سيري در نهج البلاغه همچنان كه از نامش پيداست سيري در دنياي پر از زيبايي و شگفتي نهج البلاغه .
استاد مطهري كتاب نفيس نهج البلاغه را از نظر موضوعي به هفت بخش تقسيم نموده و توضيحاتي پيرامون آن داده است. در مقدمه ي اين كتاب نيز نحوه ي آشنايي خود با نهج البلاغه و دنياي پر راز و رمز آن سخن گفته و همچنين از استاد خود يادي نموده اند. درجات عبادت ها و تلقي نهج البلاغه از عبادت. مقايسه عدل وجود. بطور كلي استاد مطهري درباره از سلوك و عبادت، حكومت و عدالت، اهل بيت و خلافت، مواعظ و حكمت ، دنيا و دنيا پرستي و الهيات و ماوراء و الطبيعه از ديدگاه نهج البلاغه سخن گفته هر چند ايشان بيان مي كند كه اين سيري نا تمام به گردشي كوچك در دنياي نهج البلاغه است.
كلمه هاي كليدي: استاد مطهري ، نهج البلاغه، علي (ع)، كتاب نفيس سيري در نهج البلاغه ، عبادت ، تقوا
مقدمه
استاد شهيد مرتضي مطهري از شخصيتهاي كم نظير در علم و معارف و تقوا و پرهيزگاري است . در زماني كه هجمه هاي مختلف افكارالتقاطي ، الحاد و نفاق قلبها و اذهان جوانان مسلمان نشانه گرفته بود ، زبان ، قلم وعمل استاد شهيد چراغ هدايت ، بيداري و نجات گرديد.
آري مطهري دانشمندي متعبد ومتعهد بود ،كه در سال هاي پرتنش سياه تهاجم فرهنگي و اجتماعي عليه مظاهر ديني و بنيادهاي مكتبي،تلاش و مجاهدت كرد تا اسلام و انديشه هاي اسلامي را از هرگونه آسيب محافظت كند. شهيد مطهري همواره در مواجه با افكار ناصحيح و باطل حساسيت نشان داده و به مقابله با تحريف ها ، بدعتها و التقاط ها مي پرداخت.
كتاب تاريخي و انسان ساز نهج البلاغه از ديرباز در آثار و نوشته هاي بسياري از بزرگان و انديشمندان از جمله استاد مطهري جلوه اي بارز و چشمگير يافته و بس اثرگذار بوده است. استاد مطهري به عنوان يكي از شيفتگان مولا و يكي از علي شناسان برجسته، انسي ديرين و عشقي ديرپا به اين يادگار سترگ آن امام بزرگ داشته است. استاد مطهري علاوه بر آنكه در جاي جاي آثار متعدد و پربار خويش به اين كتاب گران قدر استناد كرده و استشهاد مي جويد، كتابي مستقل و بسيار خواندني هم درباره نهج البلاغه نوشته كه به عنوان سيري در نهج البلاغه مشهور است. اين كتاب با آنكه چندان مفصل نيست و تنها شرحي كوتاه بر پاره اي فرازهاي فروزان نهج البلاغه است، در نوع خود ابتكاري كم نظير است كه همچنان مي درخشد و نمونه اي ممتاز و مثال زدني از نهج البلاغه پژوهي مي باشد. در اين مقاله جايگاه نهج البلاغه در انديشه هاي استادمطري وتلاشهاي ايشان درخصوص ترويج معارف اين كتاب شريف ، به اجمال مورد بررسي قرار گرفته است.
استاد مطهري و آشنايي با نهج البلاغه از نقاط عطف زندگي استاد ، شهيد مطهري آشنا شدن با نهج البلاغه است كه از آن به عنوان كشف دنياي جديد ياد نموده است .
 « نهج البلاغه » از كودكى با نام آن آشنا بودم
كتابهاى مرحوم پدرم (اعلى اللَّه مقامه) مى شناختم. پس از آن، سالها بود كه تحصيل میكردم. مقدمات عربى را در حوزه علميه مشهد و سپس در حوزه علميه قم به پايان رسانده بودم. دروسى كه اصطلاحاً سطوح ناميده مى شود نزديك به پايان بود و در همه اين مدت نام نهج البلاغه بعد از قرآن بيش از هر كتاب ديگر به گوشم مى خورد.
چند خطبه زهدى تكرارى اهل منبر را آنقدر شنيده بودم كه تقريباًحفظ كرده بودم، اما اعتراف میكنم كه مانند همه طلاب و همقطارانم با دنياى نهج البلاغه بيگانه بودم؛ بيگانه وار با آن برخورد مى كردم، بيگانه وار مى گذشتم.
تا آنكه در تابستان سال هزارو سيصدوبيست، پس از پنج سال كه در قم اقامت داشتم، براى فرار از گرماى قم به اصفهان رفتم. تصادف كوچكى مرا با فردى آشنا با نهج البلاغه آشنا كرد. او دست مرا گرفت و اندكى وارد دنياى نهج البلاغه كرد. آن وقت بود كه عميقاً احساس كردم
اين كتاب را نمى شناختم و بعدها مكرر آرزو كردم كه اى كاش كسى
پيدا شود و مرا با دنياى قرآن نيز آشنا سازد.از آن پس چهره نهج البلاغه در نظرم عوض شد، مورد علاقه ام قرار گرفت و محبوبم شد؛ گويى كتاب ديگرى است غير آن كتابى كه از دوران كودكى آن را م ىشناختم.

 احساس كردم كه دنياى جديدى كشف كرد ه ام

البته از نظر استاد نه فقط او بلكه دنياي اسلام با اين كتاب مهم ناآشنا بود:
تنها من و امثال من نبوديم كه با دنياى نهج البلاغه بيگانه بوديم،
جامعه اسلامى اين كتاب را نمی شناخت. آن كه می شناخت از حدود شرح كلمات و ترجمه الفاظ تجاوز نمى كرد. روح و محتواى نهج البلاغه از همگان مخفى بود. اخيراً جهان اسلام دارد نهج البلاغه را كشف مى كند و به تعبير ديگر نهج البلاغه جهان اسلام را فتح مى كند. چيزى كه مايه حيرت است اين است كه قسمتى از محتواى نهج البلاغه را، چه ها و « بى خدا » در كشور شيعه ايران و چه در كشورهاى عربى،
غواصي درياي نهج البلاغه
1- شناختن وشناساندن:
شهيد مطهري با درك عميق از اين مساله كه جوامع اسلامي با نهج البلاغه بيگانه است واين موضوع ميدان را براي جولان انديشه هاي باطل و گروه هاي انحراف باز مي كند ، تصميم مي گيرد جهت خروج اين اثر نفيس اسلامي از مهجوريت، كاري انجام دهد. از آن پس با جديت به مطالعه نهج البلاغه وتتبع در آثار تاليفي ديگران در باره اين كتاب مي پردازد. از ديدگاه استاد ، شناختن و شناساندن نهج البلاغه
به شيفتگان وتشنگان حقيقت بخصوص در زمان ايشان يگ ضرورت
اولويت دار بوده است..
در اين راستا دو كار مهم وهمراه با هم انجام داد: الف) علي شناسي
ب) نهج البلاغه شناسي.
۲ تبيين معارف نهج البلاغه :
آشنايي استاد با درياي عميق وپر گهر نهج البلاغه دغدغه ديگري
را براي ايشان ايجاد كرد .
استاد مطهري احساس كرد بايد گوهر هاي نهج البلاغه به روزنه
دلهاي مسلما نان وهمه تشنگان را ه حقيقت پرتو افشاني نمايد . ازين روبه تبيين ونشر معارف نهج البلاغه همت گماشت . تلاش هاي عالمانه و متعهدانه شهيد مطهري در اين باره منجر به تنظيم برنامه هاي سخنراني ، ياد داشت وسر انجام تدوين وانتشار كتاب هاي مرتبط با معارف نهج البلاغه گرديد. كتابهاي جاذبه ودافعه علي (ع) و سيري در نهج البلاغه ازجمله آثار استاد است كه به طور مستقيم به شناساندن گوشه اي از شخصيت جامع الاضداد آن حضرت و انعكاسي مبتكرانه وكاربردي از محتوا وآموزه هاي نهجالبلاغه پرداخته است.
علاوه بر آن در بيشتر آثار خود از خطبه ها ، نامه ها وحكمت هاي نهج البلاغه استفاده مناسب نموده كه اين كار در زيبايي ، جذب و تاثير گذاري بيشتر در مخاطب وماندگاري آثار ايشان تاثير به سزايي داشته است.
معرفي نهج البلاغه
هم چنانكه ذكر شد شناساندن نهج البلاغه در شرايطي كه فكارالتفاطي و تبليغات ناروا عليه اسلام و مسلمين انچام مي شد و از طرف ديگر بيگانه بودن د نياي اسلام بااين كتاب هدايتگر به راه قرآن ،امري ضروري بود. استاد مطهري با بررسي تاليفات ديگران وشروح نوشته شده برنهج البلاغه هر چند از آن ها در معرفي وشناساندن كلام مولاي متقيان بهره گرفت ولي نارسايي هاي آن ها را مشخص وبه باخلاقيت وهنرمندانه به معرفي وتبيين آموزه ههاي نهج البلاغه پرداخت . پرهيز از بازگويي صرف وترجمه محض وظواهر مطلب ، در نظر گرفتن عنصر زمان ، حيله شناسي دشمنان در تحريف حقايق ومتون ديني، معرفي معيار در شناخت راه حق از باطل ، ترسيم هم پوشي و رابطه مكملي علم وعقل با دين اسلام و كاربردي مطرح كردن آموزه هاي ديني ازجمله امتيازات كم نظير وابتكاري شهيد مطهري در معرفي متون اسلامي ازجمله نهج البلاغه مي باشد.
در ابنجا فراز هايي از گفتار استاد در ارتباط با معرفي نهج البلاغه ذكر مي شود:
نهج البلاغه منتخبى است از خطبه ها و وصايا و دعاها و نام ها و كلمات كوتاه على عليه السلام كه سيد شريف رضى در حدود هزار سال پيش جمع آورى كرده است. نه كلمات مولى منحصر است بدانچه سيدرضى گرد آورده است و نه گردآورى كلمات اميرالمؤمنين عليه السلام منحصر به سيدرضى بوده است
جامعيت نهج البلاغه
نهج البلاغه- كه من نمى توانم بگويم كتاب على است - چگونه كتابى است؟ در نهج البلاغه عناصر گوناگون را مى بينيد. وقتى انسان نهج البلاغه را مطالعه مى كند، گاهى خيال مى كند بو على سيناست كه
دارد حرف می زند؛ يك جاى ديگر را كه مطالعه میكند، خيال مى كند ملّاى رومى يا محيى الدين عربى است كه دارد حرف می زند؛ جاى ديگرش را كه مطالعه م ىكند، مى بيند يك مرد حماسى مثل فردوسى است كه دارد حرف مى زند، يا فلان مرد آزاديخواه كه جز آزادى چيزى سرش نمى شود دارد حرف مى زند؛ يك جاى ديگر را كه مطالعه م ىكند، خيال م ىكند يك عابد گوشه نشين و يك زاهد گوشه گير و يا يك راهب دارد حرف م ىزند. همه ارزشهاى انسانى را [در آن مى بينيم ] چون سخن نماینده روح گوینده است
( مطهري ، ۱۳۷۳ : چ ۱۱ ص ۵۲ و ۵۳ )

امام علي و كتاب شگفت انگيزش:
نهج البلاغه مثل خود علي(ع) است. كلام انسان مثل خود اوست،
چون كلام تنزل روح انسان است، تجلي روح انسان است. علي(ع) چون يك شخصيت جامع الاضداد است، كلامش هم جامع الاضداد است. در كلامش عرفان هست؛ در اوج عرفان، فلسفه هست؛ در اوج فلسفه، آزاديخواهي هست؛ در اوج آزادي خواهي، حماسه هست؛ در اوج حماسه، اخلاق هست. نهج البلاغه مثل خود علي(ع) جامع است
 (مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، ج ۲۳ ، ص: ۱۲۰)
پيوند نهج البلاغه با كلام نبوي
 سيد رضي كه خطب اميرالمؤمنين را جمع كرده و اسمش راگذاشته در مقدمه نهج البلاغه در توصيف كلام آن حضرت مي گويد : عليه مسحة من العلم الالهي و فيه عبقة من الكلام النبوي .
سخنان علي نشانه اي از علم الهي و بويي از سخنان رسول خدا دارد .
اين هماهنگي و شباهت و سنخيت كه بين كلمات اميرالمؤمنين وكلمات رسول اكرم هست ناشي از همان هم ريشگي و هم اصلي است ،
از اين است ك ه اميرالمؤمنين در بوستان رسول اكرم شكفته و آبخورده و رشد كرده است و اميرالمؤمنين علاوه بر اينكه با رسول خدا
قرابت نسبي دارد و همخون است، قرابت روحي و تربيتي دارد ، دست
پرورده شخص رسول اكرم است ، نه تنها از تعليمات رسول خدا استفاده كرده ، بلكه مربي خصوصي و خانگي او شخص رسول خدا بوده .
نهج البلاغه - كه عرض كردم مجموع هاي است از كلمات  اميرالمؤمنين و سيد رضي آنها را جمع كرده گذشته از اينكه آيت فصاحت و بلاغت و سخنوري است و سيد رضي كه خود مردي اديب و
شاعر بوده به همين منظور آنها را جمع كرده و اين نام را يعني " نهج
البلاغه" روي آن گذاشته يك گنجينه نفيسي است از معارف اسلامي و بعد از قرآن بهترين اثري است كه از اسلام در دست است . كلمات
اميرالمؤمنين از همان صدر اسلام مورد عنايت و توجه دوست و دشمن
بوده . حتي دشمنان و مخالفان آن حضرت آنها كه اهل [ فكر ] و فضل
و ادب بودند از توجه و ضبط و حفظ آنها نمي توانستند خودداري كنند .
نهج البلاغه واقعا كتاب نفيسي است ، گنجينه است ، روح را غذا
مي دهد ، آرامش و اطمينان م يبخشد ، نور مي باشد ، به منزله يك دائره المعارفي است ، چون موضوعات مختلف در اين كتاب مورد بحث و تجزيه و تحليل قرار گرفته ، از توحيد و صفات باري و نبوت و معاد و
آفرينش عالم و تكون انسان ، راجع به اسلام و قرآن و حكمت و فلسفه احكام و بعثت خاتم الانبياء و آثار دعوت رسول اكرم در جهان بياناتي عالي دارد و علاوه بر اينها مشتمل است بر مواعظ و اخلاقيات ، بر صبر ،شجاعت ، عفت ، تقوا ، استقامت ، همت و اراده ، تفكر و عبرت ، حريت و تهذيب نفس ، منع از عصبيت و نهي از تفاخر ، كبر ، دروغ ، ظلم ، ريا و امثال اينها . علاوه بر اينها يك سلسله مباحث اجتماعي دارد ، راجع به فتنه ها و علل آنها و آثار آنها ، راجع به اتحاد و اختلاف و آثار آنها ، عزت و شوكتها، ذلت و اسارتها ، راجع به اصول عدل و مساوات و حقوق و حكومت و قانون ، فتنه زنج و استبداد عبدالملك و حجاج و خاتمه كار امويها ، قسمتهايي راج ع به شخص خودش و روش و سياستي كه پيروي مي كند و مطابق ميل مردم آن عصر نبود دارد . اشاره مختصري به تاريخ انبياء دارد ، حكمت و فلسفه احكا م دارد . راجع به نماز و روزه و حج و جهاد و زكات و صله رحم و امر به معروف و نهي از منكر بحث كرده . در اطراف علم و مال و مقايسه بين آنها مطالبي هست .
حماسه هاي جنگي بسيار عالي و جاندار دارد . بحثهاي عرفاني و ذوقي در اطراف قلب و سير و سلوك و ذكر خدا و صفا و معنويت و توبه و استغفار و دعا دارد . مجموع موضوعاتي كه در اين كتاب نفيس هست
 اگر شمرده شود در حدود صد موضوع است و همه جالب توجه است
 (مطهري ۱۳۷۳ ص ۱۴۳ الي ۱۴۷)
دو امتياز
كلمات اميرالمؤمنين عليه السلام از قديمترين ايام با دو امتياز همراه بوده است و با اين دو امتياز شناخته می شده است: يكى فصاحت و بلاغت، و ديگر چند جانبه بودن و به اصطلاح امروز چند بعدى بودن.
هر يك از اين دو امتياز به تنهايى كافى است كه به كلمات على عليه
السلام ارزش فراوان بدهد ولى توأم شدن ايندو با يكديگر، يعنى اينكه
سخنى در مسيرها و ميدانهاى مختلف و احياناً متضاد رفته و در عين
حال كمال فصاحت و بلاغت خود را در همه آنها حفظ كرده باشد،
سخن على عليه السلام را قريب به حد اعجاز قرار داده است و به همين جهت سخن على در حد وسط كلام مخلوق و كلام خالق قرار گرفته است
 فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق  : است و دربار ه اش گفته اند
 (مطهري، ۱۳۵۴ ،چ دوم ،ص )
زيبايى
اين امتياز نهج البلاغه براى فردى كه سخن شناس باشد و زيبايى  سخن را درك كند، نياز به توضيح و توصيف ندارد. اساساً زيبايى درك كردنى است نه وصف كردنى. نهج البلاغه پس از نزديك چهارده قرن براى شنونده امروز همان لطف و حلاوت و گيرندگى و جذابيت را دارد كه براى مردم آن روز داشته است. ما نمى خواهيم در مقام اثبات اين
مطلب برآييم؛ به تناسب بحث، گفتگويى درباره تأثير و نفوذ سخن على در دلها و در برانگيختن اعجابها- كه از زمان خود آن حضرت تا امروز با اينهمه تحولات و تغييراتى كه در فكرها و ذوقها پيدا شده، ادامه دارد

تاثير و نفوذ
آنان كه پاي منبر او م ينشستند سخت تحت تاثير قرار مي گرفتند ، مواعظ وي دلها را مي لرزانيد و اشكها را جاري مي ساخت ، هنوز هم
كدام دل است كه خطبه هاي موعظه اي علي (ع) را بخواند و يا گوش
كند و بلرزه در نيايد ،سيد رضي پس از نقل خطبه معروف " الغراء " مي گويد : وقتي كه علي ( ع ) اين خطابه را القا كرد بدنها لرزيد ، اشكها جاري شد ،
( مطهري، ۱۳۵۴ ،چ دوم ص ۹ ) .« ! دلها به طپش افتاد
كتاب فرازماني از چهارده قرن پيش تاكنون . جهان هزاران رنگ به خود گرفته ، »
فرهنگ ها تغيير و تحول يافته و ذائق هها دگرگون شده است ، ممكن است كسي بپندارد كه فرهنگ قديم و ذوق قديم سخن علي را مي پسنديد و در برابرش خاضع بود ، فكر و ذوق جديد بنحو ديگري قضاوت ميكند ، اما بايد بدانيم كه سخن علي (ع) چه از نظر صورت و چه از نظر معني محدود به هيچ زمان و هيچ مكاني نيست ، انساني و جهاني است.
مرحوم " شيخ محمد عبده " مفتي اسبق مصر از افرادي است كه تصادف و دوري از وطن او را با نهج البلاغه آشنا مي كند و اين آشنايي
به شيفتگ ي مي كشد و شيفتگي به شرح اين صحيفه مقدس و تبليغ آن در ميان نسل جوان عرب ، منجر م يگردد . وي در مقدمه شرح خود
مي گويد :در همه مردم عرب زبان ، يك نفر نيستمگر آنكه معتقد است
سخن علي ( ع ) بعد از قرآن و كلام نبوي ، شريفترين و بليغ ترين و
مطهري، ۱۳۵۴ ،چاپ دوم ) «. پرمعنيترين و جامعترين سخنان است
( ،ص: ۱۷ و ۱۸)
علي (ع) در ميدان هاي گوناگون
 از امتيازات برجسته سخنان اميرالمومنين كه به نام نهج البلاغه امروز در دست ما است اينست كه محدود به زمينه خاصي نيست ، علي به تعبير خودش تنها در يك ميدان اسب نتاخته است ، در ميدانهاي گوناگون كه احيانا بعضي با بعضي متضاد است تكاور بيان را به جولان در آورده است .
نهج البلاغه شاهكار است اما نه تنها در يك زمينه ، مثلا : موعظه ،يا حماسه ، يا فرضا عشق و غزل ، يا مدح و هجا و غيره . بلكه در زمينه هاي گوناگون كه شرح خواهيم داد . اين كه سخن شاهكار باشد ولي در يك زمينه البته زياد نيست و انگشت شمار است ولي به هر حال هست . اينكه در زمينه هاي گوناگون باشد ولي در حد معمولي نه شاهكار ، فراوان است ، ولي اينكه سخني شاهكار باشد و در عين حال
 محدود به زمينه خاصي نباشد از مختصات نهج البلاغه است
 (مطهري، ۱۳۵۴ ،ص ۲۶)
نگاهي اجمالي به كتاب سيري در نهج البلاغه
در مقدمة كتاب، نحوة آشنايي شهيد مطهري (ره) با نهج البلاغه،يادي از استاد نهج البلاغه خود كه در آن ابعاد شخصيتي، علمي و نهج البلاغه و جامعة امروز  معنوي وي بررسي و سپس با عنوان
انگيزة تدوين كتاب بيان شده است.
« كتاب شگفت » : بخش اول
در آن محتواي كتاب نهج البلاغه از لحاظ كميت، از اين جهت كه اين كتاب تنها قسمتي از كلمات و فرمايشات مولي امير المؤمنين علي
عليه اسلام مي باشد، سپس در اين بخش نهج البلاغه از لحاظ كيفي، از جهت ويژگي بلاغت، فصاحت و چند جانبه بودن كلمات، زيايي، تأثير و نفوذ، اعترافات مخالفان، محدود نبودن سخنان حضرت به زمان و مكان؛ بررسي شده است. (در بخش اول مقاله فرازهايي ازگفتار استاد ذكر شد.)
« الهيات و ما وراء الطبيعه » : بخش دوم
در آن مسائل مربوط به توحيد و معرفت، الهيات و ما وراء الطبيعه مورد توجه قرار گرفته است. با تنوع اين مباحث در نهج البلاغه كه قسمتي از آنها از نوع مطالعه در مخلوقات و حكمت الهي مي باشد ولي بيشتر بحثهاي آن در بارة توحيد، بحثهاي تعقلي و فلسفي است. سپس در اين بخش ارزش تعقلات فلسفي در مسائل ما وراء الطبيعه، مقايسه
و داوري نهج البلاغه با ساير مكتبهاي فكري طرح شده است.. منتخبي از محتواي اين بخش:
يك بخش از بخش هاي اساسي نهج البلاغه مسايل مربوط به الهيات و ماورائ الطبيعه است. در مجموع خطبه ها و نامه ها و كلمات قصار در حدود چهل نوبت درباره اين مطالب بحث شده است.بحثهاي توحيدي نهج البلاغه را شايد بتوان اعجاب انگيزترين بحث هاي آن دانست ولي بيشتر بحث هاي نهج البلاغه درباره توحيد بحثهاي تعقلي و فلسفي است.در بحثهاي توحيدي تعقلي نهج البلاغه انچه اساس و محور و تكيه گاه همه بحث ها و استدلالها و استنتاجهاست اطلاق و لاحدي و
احاطه ذاتي و قيومي حق است.علي(ع)در اين قسمت داد سخن را داده است نه پيش از او و نه بعد از او كسي به او نرسيده است
( ۱۳۵۴ ،ص ۵۳)مطهری
« سلوك و عبادت » : بخش سوم
در آن عبادت از نظر اسلام، تلقي افراد از عبادت و درجات آن،عبادت از ديدگاه نهج البلاغه و ترسيم چهره عبادت  در نهج البلاغه بيان شده است:
عبادت و پرستش خداوند يكتا و ترك پرستش هر موجود ديگر »يكي از اصول تعليمات پيامبان الهي است تعليمات هيچ پيامبري ازعبادت خالي نبوده است.

تلقي نهج البلاغه از عبادت تلقي عارفانه است بلكه سرچشمه و
الهام بخش تلقي هاي عارفانه از عبادت ها در جهان اسلام پس از قران
مجيد و سنت رسول اكرم (ص) كلمات علي (ع) و عبادتهاي عارفانه
علي (ع) است. ريشه همه اثار معنوي اخلاقي و اجتماعي كه در عبادت
است در يك چيز است :ياد حق و غير او را از ياد بردن.ذكر خدا و ياد خدا كه هدف عبادت است دل را جلا مي دهد و صفا مي بخشد و ان را اماده تجليات الهي قرار مي دهد
( ۱۳۵۴ ص ۹۵ .تا ۱۰۱)مطهری
« حكومت و عدالت » : بخش چهارم
در آن اينكه مولي امير المؤمنين علي عليه اسلام حساسيت خاص
نسبت به مسئله حكومت و عدالت، اهميت و ارزش فراواني براي آنها
قائل است، بررسي شده است. سپس در اين بخش وظيفة توده مردم و نحوة برخورد با اين مقوله، تأثير اعتراف از طرف حكومت به حقوق
مردم، نارسايي مفاهيم كليسايي از نظر حقوق سياسي، منطق نهج
البلاغه در باب حق و عدالت، حكمران امانتدار است نه مالك؛ مورد
بررسي قرار گرفته است.
« اهل بيت و خلافت » : بخش پنجم
در آن سه مسئلة اساسي، احقيت و اولويت اهل بيت عليهم السلام، انتفاد از خلفاء و سكوت تلخ، مداراي حضرت علي عليه السلام و فلسفة آن، مطرح شده است.
« موعظه و حكمت » : بخش ششم
در آن مواعظ كتاب نهج البلاغه كه بزرگترين بخش، تقريباً نيمي از آن را اين بخش تشكيل مي دهد. در اين بخش مقايسه، عناصر موعظه اي نهج البلاغه ماننده تقوا، زهد و پارسايي مورد بررسي قرار گرفته است. سپس در اين بخش با اهداف و ابعاد مختلف زهد آشنا مي شويم.
بزرگترين بخش نهج البلاغه بخش مواعظ است تقريبا نيمي از نهج البلاغه را از اين بخش تشكيل ميدهد و بيشترين شهرت نهج البلاغه مديون موعظه ها وپندها واندرزها وحكمت هاي عملي آن است.
وعظ همچنان كه درقران كريم امده است يكي از طرق سه گانه دعوت
حكمت وموعظه و مجادله به نحو احسنت است.
عناصر موعظه اي نهج البلاغه مختلف ومتنوع است تقوي- توكل-صبر -زهد-پرهيز از دنيا پرستي از تنعم وتجمل-پرهيز از هواي نفس وپرهيز از طول امل وپرهيز از عصبيت وپرهيز از ظلم وتبعيض وترغيب به احسان ومحبت ودستگيري از مظلومان وحمايت ضعفا وترغيب به استقامت و قوت وشجاعت وترغيب به وحدت واتفاق وترك اختلاف ودعوت به عبرت از تاريخ و دعوت به تفكر وتذكر محاسبه و مراقبه،
ياداوري گذشت سريع عمر ياداوري مرگ وشدايد سكرات وعوالم بعد از
مرگ وياداوري احوال قيامت از جمله عناصري كه در مواعظ نهج البلاغه
( مطهري: ۱۳۵۴ ، ص ۲۰۶ تا ۲۱۲ )  بدان ها توجه شده است
« دنيا و دنياپرستي » بخش هفتم با عنوان
در اين بخش پاياني نقطة مقابل زهد، يعني دنيا پرستي كه سخت
نفي گرديده است، نظر نهج البلاغه در مورد ترك دنيا، نوع رابطة انسان
با جهان، ارزش دنيا از نظر قرآن و نهج البلاغه، وابستگيها وآزادگيها، خود زياني و خود فراموشي و چند نكات در رابطه با تضاد دنيا و آخرت،
تابع گرايي و متبوع گرايي بيان شده است.
حقيقت _________تقوا از نظر نهج البلاغه
يكي از تلاش هاي استاد مطهري احياء مفاهيم ديني وبارشناسي
معناي درست آن ها بود .،به نظر ايشان تحريف مفاهيم ديني و طرح
افكار التقاطي و ترويج آن در بين جوانان ممالك اسلامي خطر بسيار
جدي به شمار مي رود. ايشان براين باور بودند كه بسياري از مفاهيم
ديني معناي درست و حقيقي خود را از دست داده و معناي ديگري به خود گرفته اند .لذا اثري را كه بايد در جامعه ديني داشته باشند، مشهود
نيست، به عنوان مثال به جاي اينكه در جامعه جنبش ، حركت ،دانايي وبينايي ايجاد بكنند ، سكون بي تحركي وجهالت وبي خبري ايجادكرده اند. .( دژكام ۱۳۷۷ ص : ۱۴۰)
تقوا وزهد ازجمله اين مفاهيم اند كه استاد در آثار خود با استفاد ازقرآن ونهج البلاغه به بازشناسي واصلاح معاني آ ن ها پرداخته است.
در اينجا منتخبي از ديدگاه ايشان در معنا وحقيقت تقوا بيان مي شود:
شهيد مطهري واژه تقوا را از رايج ترين كلمات ديني مي داند كه در قرآن و نهج البلاغه زياد روي آن ها تأكيد شده است .
« خود نگهداري » ، به نظر استاد ترجمه صحيح لغوي از كلمه تقوا
« خود نگهداران » است كه همان ضبط نفس است و متقين يعني
مفهوم تقوا » : ايشان در باره مفهوم تقوا در نهج البلاغه مي فرمايد
در نهج البلاغه مترادف با مفهوم پرهيز حتي به مفهوم منطقي آن
نيست. تقوا در نهج البلاغه نيرويي است روحاني كه بر اثر تمرين هاي
زياد پديد مي آيد و پرهيز هاي معقول و منطقي از يك طرف سبب و
مقدمه پديد آمدن اين حالت روحاني است . و از طرف ديگر ، معلول و
نتيجه آن است و از لوازم آن به شمار مي رود. نهج البلاغه تقوا را به
عنوان يك نيروي معنوي و روحي كه بر اثر ممارست و تمرين پديد مي
آيد و به نوبه خود آثار و لوازم و نتايجي دارد و از آن جمله پرهيز از گناه
، را سهل و آسان مي نمايد ، طرح وتبيين نموده است .(مطهري ، ۱۳۸۱
( چاپ ۱۸ ،،ص ۱۷،۱۶ و ۲۸)
جمع بندي و نتيجه گيري
استاد مطهري ازجمله شخصيت هاي كم نظيري است كه عظمت
شخصيت حضرت علي(ع) و گنجينه زيبا وبزرگ نهج البلاغه را ازعمق
جان درك نمود . در آثار وانديشه هاي آن عالم فرازانه علي شناسي
ونهج البلاغه شناسي اهميت خاص داشته است . كتاب هاي جاذبه
ودافعه عليز(ع)ف سيري در نهجالبلاغه ، سيره ائمه اطهار (س) نتيجه
ارادت خاص ايشان نسبت به خاندان عصمت و طهارت (س) و نشر و
ترويج انديشه هاي انسان ساز آنان مي باشد.
استاد شهيد مطهري با ابتكاروعالمانه و توصيفي مناسب نهج البلاغه را معرفي نموده و در بسياري ازآثار خود از محتواي آن استفاده نموده است . اين امر در زيبايي آثار بياني وقلمي وماندگاري انديشه هايش تاثير بسزايي داشته است.
كتاب سيري در نهج البلاغه ، شرحي نو وكاربردي ازمحتوا وآموزه هاي كتاب شريف نهج البلاغه است. استاد مطهري در اين اثر كم نظير درزمينه نهج البلاغه پژوهي، پس ازمعرفي كتاب گهر بار مولاي متقيان،
ديدگاه نهج البلاغه را در خصوص مسائل فلسفي و تعقلي ماوراء الطبعيه
، عبادت و سير و سلوك ، سياست و حكومت، عناصر موعظه اي مانند
زهد و تقوي شرح داده است.
با مطالعه آثار و انديشه هاي استاد شهيد مطهري ضمن تعميق
معارف ديني، پاسخ بسياري ازشبهات را مي توان دريافت.
پيشنهادها:
-۱ تهيه درسنامه ازآثار شهيد مطهري براي دانش آموزان ودانشجويان به منظور آشنايي وبهره برداري هرچه بيشتر جوانان از انديشه هاي ايشان
-۲ برگزاري مسابقات كتابخواني آثار شهيد مطهري براي اقشار
جامعه
آشنايي با انديشه هاي » -۳ برگزاري دوره هاي ضمن خدمت براي كاركنان دولت درسازمان ها وادارات « شهيد مطهري
-۴ برگزاري همايش هاي ملي وبين المللي درخصوص بررسي وتحليل انديشه ها ي استاد.
منابع
۱. دژكام، علي، معرفت ديني (تحليلي ازنظرگاه هاي استادمطهري )، چاپ اول، تهران، مركز پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۷۷
۲. مطهري، مرتضي، انسان كامل، چاپ يازدهم، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۳
۳. مطهري، مرتضي، سيري در نهج البلاغه، چاپ دوم، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۵۴
۴. مطهري، مرتضي، ده گفتار ، چاپ هيجدهم، تهران،
انتشارات صدرا ، ۱۳۸۱
۵. مطهري، مرتضي، جاذبه ودافعه علي (ع)، چاپ نهم،
تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۶۸
۶. مطهري، مرتضي، حكمت ها واندرزها، چاپ سوم،
تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۳
۷. مطهري ، مرتضي، مجموعه آثار ، ج ۱۶ ،چاپ چهارم
،تهران ، انتشارات صدرا، ۱۳۸۰
۸. مطهري ، مرتضي، مجموعه آثار ، ج ۲۳ ، چاپ اول،
تهران: صدرا، ۱۳۸۳__

اين مقاله با هدف بررسي واطلاع از اندبشه هاي استاد مطهري در خصوص كتاب شريف نهج البلاغه تدوين شده است.شهيد مطهري در شناساندن شخصيت
والاي حضرت علي(ع)و نهج البلاغه شناسي همت مضاعف ونوآورانه نموده است. كتاب هاي جاذبه ودافعه حضرت علي(ع)،سيري در نهج البلاغه ،سيري در سيره
ائمه اطهار (س) ازجمله آثار استاد است كه تمام يا قسمت بيشتر آن ها در موضوع علي شناسي ونهج البلاغه پژوهي مي باشد. در آثار شهيد مطهري نهج البلاغه با
ويژكي هايي مانند: كتابي شكفت ، مجموعه اي نفيس، زيبا فصاحت ، جامعيت ، فرا زماني ، وشاهكار منحصر بفرد مدح توصيف شده است. كتاب سيري در نهج
البلاغه همچنان كه از نامش پيداست سيري در دنياي پر از زيبايي و شگفتي نهج البلاغه .استاد مطهري كتاب نفيس نهج البلاغه را از نظر موضوعي به هفت بخش تقسيم نموده و توضيحاتي پيرامون آن داده است. در مقدمه ي اين كتاب نيز نحوه ي آشنايي خود با نهج البلاغه و دنياي پر راز و رمز آن سخن گفته و همچنيناز استاد خود يادي نموده اند. درجات عبادت ها و تلقي نهج البلاغه از عبادت. مقايسه عدل وجود. بطور كلي استاد مطهري درباره از سلوك و عبادت، حكومت و
عدالت، اهل بيت و خلافت، مواعظ و حكمت ، دنيا و دنيا پرستي و الهيات و ماوراء و الطبيعه از ديدگاه نهج البلاغه سخن گفته هر چند ايشان بيان مي كند كه اين سيري نا تمام به گردشي كوچك در دنياي نهج البلاغه است.
كلمه هاي كليدي: استاد مطهري ، نهج البلاغه، علي (ع)، كتاب نفيس سيري در نهج البلاغه ، عبادت ، تقوا
مقدمه
استاد شهيد مرتضي مطهري از شخصيتهاي كم نظير در علم و
معارف وتقوا و پرهيزگاري است . در زماني كه هجمه هاي مختلف
افكارالتقاطي ، الحاد ونفاق قلبها واذهان جوانان مسلمان نشانه گرفته
بود ، زبان ، قلم وعمل استاد شهيد چراغ هدايت ، بيداري ونجات
گرديد.
آري مطهري دانشمندي متعبد ومتعهد بود ،كه در سال هاي پر
تنش سياه تهاجم فرهنگي واجتماعي عليه مظاهر ديني و بنيادهاي
مكتبي،تلاش و مجاهدت كرد تا اسلام و انديشه هاي اسلامي را از
هرگونه آسيب محافظت كند. شهيد مطهري همواره در مواجه با افكار ناصحيح باطل حساسيت نشان داده وبه مقابله با تحريف ها ، بدعتها والتقاط ها مي پرداخت.
كتاب تاريخي و انسان ساز نهج البلاغه از ديرباز در آثار و نوشته هاي بسياري از بزرگان و انديشمندان از جمله استاد مطهري جلوه اي بارز و چشمگير يافته و بس اثرگذار بوده است. استاد مطهري به عنوان يكي از شيفتگان مولا و يكي از علي شناسان برجسته، انسي ديرين و عشقي ديرپا به اين يادگار سترگ آن امام بزرگ داشته است. استاد
مطهري علاوه بر آنكه در جاي جاي آثار متعدد و پربار خويش به اين كتاب گران قدر استناد كرده و استشهاد مي جويد، كتابي مستقل و
بسيار خواندني هم درباره نهج البلاغه نوشته كه به عنوان سيري در نهج البلاغه مشهور است. اين كتاب با آنكه چندان مفصل نيست و تنها شرحي كوتاه بر پاره اي فرازهاي فروزان نهج البلاغه است، در نوع خودابتكاري كم نظير است كه همچنان مي درخشد و نمونه اي ممتاز و مثال زدني از نهج البلاغه پژوهي مي باشد. در اين مقاله جايگاه نهج البلاغه در انديشه هاي استادمطري وتلاشهاي ايشان درخصوص ترويج معارف اين كتاب شريف ، به اجمال مورد بررسي قرار گرفته است.
استاد مطهري وآشنايي با نهج البلاغه
از نقاط عطف زندگي استاد ، شهيد مطهري آشنا شدن با نهج البلاغه است كه از آن به عنوان كشف دنياي جديد ياد نموده است .
آشنا بودم و آن را در ميان « نهج البلاغه » از كودكى با نام كتابهاى مرحوم پدرم (اعلى اللَّه مقامه) مى شناختم. پس از آن، سالها بود كه تحصيل می كردم. مقدمات عربى را در حوزه علميه مشهد و سپس در حوزه علميه قم به پايان رسانده بودم. دروسى كه اصطلاحاً ناميده مى شود نزديك به پايان بود و در همه اين مدت نام « سطوح »
بعد از قرآن بيش از هر كتاب ديگر به گوشم مى خورد. « نهج البلاغه »
چند خطبه زهدى تكرارى اهل منبر را آنقدر شنيده بودم كه تقريباً
حفظ كرده بودم، اما اعتراف م ىكنم كه مانند همه طلاب و همقطارانم با دنياى نهج البلاغه بيگانه بودم؛ بيگانه وار با آن برخورد مى كردم، بيگانه وار مى گذشتم.
تا آنكه در تابستان سال هزاروسيصدوبيست، پس از پنج سال كه در قم اقامت داشتم، براى فرار از گرماى قم به اصفهان رفتم. تصادف
كوچكى مرا با فردى آشنا با نهج البلاغه آشنا كرد. او دست مرا گرفت و اندكى وارد دنياى نهج البلاغه كرد. آن وقت بود كه عميقاً احساس كردم
اين كتاب را نمى شناختم و بعدها مكرر آرزو كردم كه اى كاش كسى
پيدا شود و مرا با دنياى قرآن نيز آشنا سازد.از آن پس چهره نهج البلاغه در نظرم عوض شد، مورد علاقه ام قرار گرفت و محبوبم شد؛ گويى كتاب ديگرى است غير آن كتابى كه از دوران كودكى آن را م ىشناختم.
٢
 احساس كردم كه دنياى جديدى كشف كرد ه ام
( ج ۱۶ ، ص: ۳۴۶)مطهری
البته از نظر استاد نه فقط او بلكه دنياي اسلام با اين كتاب مهم
ناآشنا بود:
تنها من و امثال من نبوديم كه با دنياى نهج البلاغه بيگانه بوديم، »
جامعه اسلامى اين كتاب را نم ىشناخت. آن كه م ىشناخت از حدود
شرح كلمات و ترجمه الفاظ تجاوز نمى كرد. روح و محتواى نهج البلاغه
از همگان مخفى بود. اخيراً جهان اسلام دارد نهج البلاغه را كشف
مى كند و به تعبير ديگر نهج البلاغه جهان اسلام را فتح مى كند. چيزى كه مايه حيرت است اين است كه قسمتى از محتواى نهج البلاغه را، چه ها و « بى خدا » در كشور شيعه ايران و چه در كشورهاى عربى، اولين بارهاى غير مسلمان كشف كردند و در اختيار توده مردم « باخدا » يامسلمان قرار دادند
(مطهری ،چاپ دوم ص 3)
غواصي درياي نهج البلاغه
-۱ شناختن وشناساندن:
شهيد مطهري با درك عميق از اين مساله كه جوامع اسلامي با نهج البلاغه بيگانه است واين موضوع ميدان را براي جولان انديشه هاي
باطل وگروه هاي انحراف باز مي كند ، تصميم مي گيرد جهت خروج
اين اثر نفيس اسلامي از مهجوريت، كاري انجام دهد. از آن پس با
جديت به مطالعه نهج البلاغه وتتبع در آثار تاليفي ديگران در باره اين
كتاب مي پردازد. از ديد گاه استاد ، شناختن وشناساندن نهج البلاغه
به شيفتگان وتشنگان حقيقت بخصوص در زمان ايشان يگ ضرورت
اولويت دار بوده است..
در اين راستا دو كار مهم وهمراه با هم انجام داد: الف) علي شناسي
ب) نهج البلاغه شناسي.
-۲ تبيين معارف نهج البلاغه :
آشنايي استاد با درياي عميق وپر گهر نهج البلاغه دغدغه ديگري
را براي ايشان ايجاد كرد .
استاد مطهري احساس كرد بايد گوهر هاي نهج البلاغه به روزنه
دلهاي مسلما نان وهمه تشنگان را ه حقيقت پرتو افشاني نمايد . ازاين روبه تبيين ونشر معارف نهج البلاغه همت گماشت . تلاش هاي
عالمانه و متعهدانه شهيد مطهري در اين باره منجر به تنظيم برنامه
هاي سخنراني ، ياد داشت وسر انجام تدوين وانتشار كتاب هاي مرتبط
با معارف نهج البلاغه گرديد. كتابهاي جاذبه ودافعه علي (ع) و سيري
در نهج البلاغه ازجمله آثار استاد است كه به طور مستقيم به شناساندن
گوشه اي از شخصيت جامع الاضداد آن حضرت و انعكاسي مبتكرانه
وكاربردي از محتوا وآموزه هاي نهجالبلاغه پرداخته است.
علاوه بر آن در بيشتر آثار خود از خطبه ها ، نامه ها وحكمت هاي نهج البلاغه استفاده مناسب نموده كه اين كار در زيبايي ، جذب و تاثير گذاري بيشتر در مخاطب وماندگاري آثار ايشان تاثير به سزايي داشته است.
معرفي نهج البلاغه
هم چنانكه ذكر شد شناساندن نهج البلاغه در شرايطي كه فكار التفاطي وتبليغات ناروا عليه اسلام ومسلمين انچام مي شد واز طرف
ديگر بيگانه بودن د نياي اسلام بااين كتاب هدايتگر به راه قرآن ، امري ضروري بود. استاد مطهري با بررسي تاليفات ديگران وشروح نوشته شده برنهج البلاغه هر چند از آن ها در معرفي وشناساندن كلام مولاي متقيان بهره گرفت ولي نارسايي هاي آن ها را مشخص وبه باخلاقيت وهنرمندانه به معرفي وتبيين آموزه ههاي نهج البلاغه پرداخت . پرهيز از بازگويي صرف وترجمه محض وظواهر مطلب ، در نظر گرفتن عنصر زمان ، حيله شناسي دشمنان در تحريف حقايق ومتون ديني، معرفي معيار در شناخت راه حق از باطل ، ترسيم هم
پوشي ورابطه مكملي علم وعقل با دين اسلام و كاربردي مطرح كردن
آموزه هاي ديني ازجمله امتيازات كم نظير وابتكاري شهيد مطهري
در معرفي متون اسلامي ازجمله نهج البلاغه مي باشد.
در ابنجا فراز هايي از گفتار استاد در ارتباط با معرفي نهج البلاغه ذكر مي شود:
نهج البلاغه منتخبى است از خطب هها و وصايا و دعاها و نام هها و »
كلمات كوتاه على عليه السلام كه سيد شريف رضى در حدود هزار سال
پيش جمع آورى كرده است. نه كلمات مولى منحصر است بدانچه سيدرضى گرد آورده است و نه گردآورى كلمات اميرالمؤمنين عليه
مطهري، ۱۳۵۴ ، چ دوم ) .«. السلام منحصر به سيدرضى بوده است
( ،ص: ۳
جامعيت نهج البلاغه
نهج البلاغه- كه من نمى توانم بگويم كتاب على است - چگونه »
كتابى است؟ در نهج البلاغه عناصر گوناگون را مى بينيد. وقتى انسان
نهج البلاغه را مطالعه مى كند، گاهى خيال مى كند بوعلى سيناست كه دارد حرف م ىزند؛ يك جاى ديگر را كه مطالعه م ىكند، خيال مى كند
ملّاى رومى يا محيى الدين عربى است كه دارد حرف م ىزند؛ جاى
ديگرش را كه مطالعه م ىكند، مى بيند يك مرد حماسى مثل فردوسى است كه دارد حرف مى زند، يا فلان مرد آزاديخواه كه جز آزادى چيزى سرش نمى شود دارد حرف مى زند؛ يك جاى ديگر را كه مطالعه م ىكند،
خيال م ىكند يك عابد گوشه نشين و يك زاهد گوشه گير و يا يك راهب دارد حرف م ىزند. همه ارزشهاى انسانى را [در آن مى بينيم ] چون
 سخن، نماينده روح گوينده است
(مطهری ،1373:چ11 ص52و 53)
٣
امام علي و كتاب شگفت انگيزش:
نهج البلاغه مثل خود علي(ع) است. كلام انسان مثل خود اوست، »
چون كلام تنزل روح انسان است، تجلي روح انسان است. علي(ع) چون يك شخصيت جامع الاضداد است، كلامش هم جامع الاضداد است. دركلامش عرفان هست؛ در اوج عرفان، فلسفه هست؛ در اوج فلسفه، آزاديخواهي هست؛ در اوج آزادي خواهي، حماسه هست؛ در اوج
 حماسه، اخلاق هست. نهج البلاغه مثل خود علي(ع) جامع است
(مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، ج ۲۳ ، ص: ۱۲۰)
پيوند نهج البلاغه با كلام نبوي  » سيد رضي كه خطب اميرالمؤمنين را جمع كرده و اسمش راگذاشته در مقدمه نهج البلاغه در توصيف كلام آن حضرت « البلاغه
مي گويد : عليه مسحة من العلم الالهي و فيه عبقة من الكلام النبوي .
سخنان علي نشانه اي از علم الهي و بويي از سخنان رسول خدا دارد .
اين هماهنگي و شباهت و سنخيت كه بين كلمات اميرالمؤمنين وكلمات رسول اكرم هست ناشي از همان هم ريشگي و هم اصلي است ،
از اين است ك ه اميرالمؤمنين در بوستان رسول اكرم شكفته و آب خورده و رشد كرده است و اميرالمؤمنين علاوه بر اينكه با رسول خدا
قرابت نسبي دارد و همخون است، قرابت روحي و تربيتي دارد ، دست
پرورده شخص رسول اكرم است ، نه تنها از تعليمات رسول خدا استفاده
كرده ، بلكه مربي خصوصي و خانگي او شخص رسول خدا بوده .
نهج البلاغه - كه عرض كردم مجموع هاي است از كلمات »اميرالمؤمنين و سيد رضي آنها را جمع كرده گذشته از اينكه آيت
فصاحت و بلاغت و سخنوري است و سيد رضي كه خود مردي اديب و
شاعر بوده به همين منظور آنها را جمع كرده و اين نام را يعني " نهج
البلاغه" روي آن گذاشته يك گنجينه نفيسي است از معارف اسلامي و
بعد از قرآن بهترين اثري است كه از اسلام در دست است . كلمات
اميرالمؤمنين از همان صدر اسلام مورد عنايت و توجه دوست و دشمن
بوده . حتي دشمنان و مخالفان آن حضرت آنها كه اهل [ فكر ] و فضل
و ادب بودند از توجه و ضبط و حفظ آنها نمي توانستند خودداري كنند .
نهج البلاغه واقعا كتاب نفيسي است ، گنجينه است ، روح را غذا
مي دهد ، آرامش و اطمينان م يبخشد ، نور مي باشد ، به منزله يك دائره
المعارفي است ، چون موضوعات مختلف در اين كتاب مورد بحث و
تجزيه و تحليل قرار گرفته ، از توحيد و صفات باري و نبوت و معاد و
آفرينش عالم و تكون انسان ، راجع به اسلام و قرآن و حكمت و فلسفه
احكام و بعثت خاتم الانبياء و آثار دعوت رسول اكرم در جهان بياناتي
عالي دارد و علاوه بر اينها مشتمل است بر مواعظ و اخلاقيات ، بر صبر ،
شجاعت ، عفت ، تقوا ، استقامت ، همت و اراده ، تفكر و عبرت ، حريت
و تهذيب نفس ، منع از عصبيت و نهي از تفاخر ، كبر ، دروغ ، ظلم ، ريا
و امثال اينها . علاوه بر اينها يك سلسله مباحث اجتماعي دارد ، راجع به
فتنه ها و علل آنها و آثار آنها ، راجع به اتحاد و اختلاف و آثار آنها ، عزت
و شوكتها، ذلت و اسارتها ، راجع به اصول عدل و مساوات و حقوق و
حكومت و قانون ، فتنه زنج و استبداد عبدالملك و حجاج و خاتمه كار
امويها ، قسمتهايي راج ع به شخص خودش و روش و سياستي كه
پيروي مي كند و مطابق ميل مردم آن عصر نبود دارد . اشاره مختصري
به تاريخ انبياء دارد ، حكمت و فلسفه احكا م دارد . راجع به نماز و روزه
و حج و جهاد و زكات و صله رحم و امر ب ه معروف و نهي از منكر بحث
كرده . در اطراف علم و مال و مقايسه بين آنها مطالبي هست .
حماسه هاي جنگي بسيار عالي و جاندار دارد . بحثهاي عرفاني و ذوقي
در اطراف قلب و سير و سلوك و ذكر خدا و صفا و معنويت و توبه و
استغفار و دعا دارد . مجموع موضوعاتي كه در اين كتاب نفيس هست
«. اگر شمرده شود در حدود صد موضوع است و همه جالب توجه است
(.مطهري ۱۳۷۳ ص ۱۴۳ الي ۱۴۷)
دو امتياز
كلمات اميرالمؤمنين عليه السلام از قديمترين ايام با دو امتياز »
همراه بوده است و با اين دو امتياز شناخته م ىشده است: يكى فصاحت
و بلاغت، و ديگر چند جانبه بودن و به اصطلاح امروز چند بعدى بودن.
هر يك از اين دو امتياز به تنهايى كافى است كه به كلمات على عليه
السلام ارزش فراوان بدهد ولى توأم شدن ايندو با يكديگر، يعنى اينكه
سخنى در مسيرها و ميدانهاى مختلف و احياناً متضاد رفته و در عين
حال كمال فصاحت و بلاغت خود را در همه آنها حفظ كرده باشد،
سخن على عليه السلام را قريب به حد اعجاز قرار داده است و به همين
جهت سخن على در حد وسط كلام مخلوق و كلام خالق قرار گرفته
«. فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق » : است و دربار هاش گفت هاند
 (مطهري، ۱۳۵۴ ،چ دوم ،ص ۷)
زيبايى
اين امتياز نهج البلاغه براى فردى كه سخن شناس باشد و زيبايى »
سخن را درك كند، نياز به توضيح و توصيف ندارد. اساساً زيبايى درك
كردنى است نه وصف كردنى. نهج البلاغه پس از نزديك چهارده قرن
براى شنونده امروز همان لطف و حلاوت و گيرندگى و جذابيت را دارد
كه براى مردم آن روز داشته است. ما نمى خواهيم در مقام اثبات اين
مطلب برآييم؛ به تناسب بحث، گفتگويى درباره تأثير و نفوذ سخن على
در دلها و در برانگيختن اعجابها- كه از زمان خود آن حضرت تا امروز با
اينهمه تحولات و تغييراتى كه در فكرها و ذوقها پيدا شده، ادامه دارد -
مطهري، ) .«. انجام م ىدهيم و از زمان خود آن حضرت آغاز م ىكنيم
( ۱۳۵۴ ،چ دوم، ص ۷)
تاثير و نفوذ
آنان كه پاي منبر او م ينشستند سخت تحت تاثير قرار م يگرفتند »
، مواعظ وي دلها را م يلرزانيد و اشكها را جاري مي ساخت ، هنوز ه
كدام دل است كه خطبه هاي موعظه اي علي (ع) را بخواند و يا گوش
كند و بلرزه در نيايد ،
سيد رضي پس از نقل خطبه معروف " الغراء " مي گويد : وقتي
كه علي ( ع ) اين خطابه را القا كرد بدنها لرزيد ، اشكها جاري شد ،
( مطهري، ۱۳۵۴ ،چ دوم ص ۹ ) .« ! دلها به طپ ش افتاد
كتاب فرازماني
از چهارده قرن پيش تاكنون . جهان هزاران رنگ به خود گرفته ، فرهنگ ها تغيير و تحول يافته و ذائق هها دگرگون شده است ، ممكن است كسي بپندارد كه فرهنگ قديم و ذوق قديم سخن علي را مي پسنديد و در برابرش خاضع بود ، فكر و ذوق جديد بنحو ديگري قضاوت م يكند ، اما بايد بدانيم كه سخن علي (ع) چه از نظر صورت و چه از نظر معني محدود به هيچ زمان و هيچ مكاني نيست ، انساني وجهاني است.
مرحوم " شيخ محمد عبده " مفتي اسبق مصر از افرادي است كه
تصادف و دوري از وطن او را با نهج البلاغه آشنا مي كند و اين آشنايي
به شيفتگ ي مي كشد و شيفتگي به شرح اين صحيفه مقدس و تبليغ آن در ميان نسل جوان عرب ، منجر م يگردد . وي در مقدمه شرح خودمي گويد :
در همه مردم عرب زبان ، يك نفر نيستمگر آنكه معتقد است سخن علي ( ع ) بعد از قرآن و كلام نبوي ، شريفترين و بليغ ترين و پرمعنيترين و جامعترين سخنان است
( ،ص: ۱۷ و ۱۸چاپ دوم 1354 مطهری)
علي (ع) در ميدان هاي گوناگون
نهج البلاغه » از امتيازات برجسته سخنان اميرالمومنين كه به نام
امروز در دست ما است اينست كه محدود به زمينه خاصي نيست ، علي به تعبير خودش تنها در يك ميدان اسب نتاخته است ، درميدانهاي گوناگون كه احيانا بعضي با بعضي متضاد است تكاور بيان را بهجولان در آورده است .
نهج البلاغه شاهكار است اما نه تنها در يك زمينه ، مثلا : موعظه ،يا حماسه ، يا فرضا عشق و غزل ، يا مدح و هجا و غيره . بلكه در زمينه هاي گوناگون كه شرح خواهيم داد . اين كه سخن شاهكار باشد
ولي در يك زمينه البته زياد نيست و انگشت شمار است ولي به هر حال هست . اينكه در زمينه هاي گوناگون باشد ولي در حد معمولي نه شاهكار ، فراوان است ، ولي اينكه سخني شاهكار باشد و در عين حال محدود به زمينه خاصي نباشد از مختصات نهج البلاغه است
 (مطهري، ۱۳۵۴ ،ص ۲۶)
نگاهي اجمالي به كتاب سيري در نهج البلاغه
در مقدمة كتاب، نحوة آشنايي شهيد مطهري (ره) با نهج البلاغه،يادي از استاد نهج البلاغه خود كه در آن ابعاد شخصيتي، علمي و نهج البلاغه و جامعة امروز » معنوي وي بررسي و سپس با عنوان انگيزة تدوين كتاب بيان شده است.
« كتاب شگفت اسلامی» : بخش اول
در آن محتواي كتاب نهج البلاغه از لحاظ كميت، از اين جهت كه اين كتاب تنها قسمتي از كلمات و فرمايشات مولي امير المؤمنين علي
عليه اسلام مي باشد، سپس در اين بخش نهج البلاغه از لحاظ كيفي، ازجهت ويژگي بلاغت، فصاحت و چند جانبه بودن كلمات، زيايي، تأثير و نفوذ، اعترافات مخالفان، محدود نبودن سخنان حضرت به زمان و مكان؛ بررسي شده است. (در بخش اول مقاله فرازهايي ازگفتار استاد ذكر شد.)
« الهيات و ما وراء الطبيعه » : بخش دوم
در آن مسائل مربوط به توحيد و معرفت، الهيات و ما وراء الطبيعه مورد توجه قرار گرفته است. با تنوع اين مباحث در نهج البلاغه كه قسمتي از آنها از نوع مطالعه در مخلوقات و حكمت الهي مي باشد ولي بيشتر بحثهاي آن در بارة توحيد، بحثهاي تعقلي و فلسفي است. سپس در اين بخش ارزش تعقلات فلسفي در مسائل ما وراء الطبيعه، مقايسه
و داوري نهج البلاغه با ساير مكتبهاي فكري طرح شده است.. منتخبي از محتواي اين بخش:
يك بخش از بخش هاي اساسي نهج البلاغه مسايل مربوط به »
الهيات و ماورائ الطبيعه است. در مجموع خطبه ها و نامه ها و كلمات قصار در حدود چهل نوبت درباره اين مطالب بحث شده است.بحثهاي توحيدي نهج البلاغه را شايد بتوان اعجاب انگيزترين بحث هاي آن دانست ولي بيشتر بحث هاي نهج البلاغه درباره توحيد بحثهاي تعقلي و فلسفي است.در بحثهاي توحيدي تعقلي نهج البلاغه انچه اساس و محور و تكيه گاه همه بحث ها و استدلالها و استنتاجهاست اطلاق و لاحدي و احاطه ذاتي و قيومي حق است.علي(ع)در اين قسمت داد سخن را داده است نه پيش از او و نه بعد از او كسي به او نرسيده است
( ۱۳۵۴ ،ص ۵۳مطهری)
« سلوك و عبادت » : بخش سوم
در آن عبادت از نظر اسلام، تلقي افراد از عبادت و درجات آن،عبادت از ديدگاه نهج البلاغه و ترسيم چهره عبادت  در نهج البلاغه بيان شده است:
عبادت و پرستش خداوند يكتا و ترك پرستش هر موجود ديگر »
يكي از اصول تعليمات پيامبان الهي است تعليمات هيچ پيامبري از
عبادت خالي نبوده است.

تلقي نهج البلاغه از عبادت تلقي عارفانه است بلكه سرچشمه و الهام بخش تلقي هاي عارفانه از عبادت ها در جهان اسلام پس از قران مجيد و سنت رسول اكرم (ص) كلمات علي (ع) و عبادتهاي عارفانه علي (ع) است. ريشه همه اثار معنوي اخلاقي و اجتماعي كه در عبادت است در يك چيز است :ياد حق و غير او را از ياد بردن.
ذكر خدا و ياد خدا كه هدف عبادت است دل را جلا مي دهد و صفا مي بخشد و ان را اماده تجليات الهي قرار مي دهد
( ۱۳۵۴ ص ۹۵ .تا ۱۰۱مطهری)
« حكومت و عدالت » : بخش چهارم
در آن اينكه مولي امير المؤمنين علي عليه اسلام حساسيت خاص
نسبت به مسئله حكومت و عدالت، اهميت و ارزش فراواني براي آنها
قائل است، بررسي شده است. سپس در اين بخش وظيفة توده مردم و نحوة برخورد با اين مقوله، تأثير اعتراف از طرف حكومت به حقوق مردم، نارسايي مفاهيم كليسايي از نظر حقوق سياسي، منطق نهج البلاغه در باب حق و عدالت، حكمران امانتدار است نه مالك؛ مورد بررسي قرار گرفته است.
« اهل بيت و خلافت » : بخش پنجم
در آن سه مسئلة اساسي، احقيت و اولويت اهل بيت عليهم السلام،انتفاد از خلفاء و سكوت تلخ، مداراي حضرت علي عليه السلام و فلسفة آن، مطرح شده است.
« موعظه و حكمت » : بخش ششم
در آن مواعظ كتاب نهج البلاغه كه بزرگترين بخش، تقريباً نيمي ازآن را اين بخش تشكيل مي دهد. در اين بخش مقايسه، عناصر موعظه اي نهج البلاغه ماننده تقوا، زهد و پارسايي مورد بررسي قرار گرفته است. سپس در اين بخش با اهداف و ابعاد مختلف زهد آشنا مي شويم.
بزرگترين بخش نهج البلاغه بخش مواعظ است تقريبا نيمي از نهج البلاغه را از اين بخش تشكيل ميدهد و بيشترين شهرت نهج البلاغه مديون موعظه ها وپندها واندرزها وحكمت هاي عملي آن است.
وعظ همچنان كه درقران كريم امده است يكي از طرق سه گانه دعوت
حكمت وموعظه و مجادله به نحو احسنت است.
عناصر موعظه اي نهج البلاغه مختلف ومتنوع است تقوي- توكل-صبر -زهد-پرهيز از دنيا پرستي از تنعم وتجمل-پرهيز از هواي نفس وپرهيز از طول امل وپرهيز از عصبيت وپرهيز از ظلم وتبعيض وترغيب به احسان ومحبت ودستگيري از مظلومان وحمايت ضعفا وترغيب به استقامت و قوت وشجاعت وترغيب به وحدت واتفاق وترك اختلاف ودعوت به عبرت از تاريخ و دعوت به تفكر وتذكر محاسبه و مراقبه، ياداوري گذشت سريع عمر ياداوري مرگ وشدايد سكرات وعوالم بعد از
مرگ وياداوري احوال قيامت از جمله عناصري كه در مواعظ نهج البلاغه
بدان ها توجه شده است( مطهري: ۱۳۵۴ ، ص ۲۰۶ تا ۲۱۲ ) 
 بخش هفتم با عنوان دنیا و دنیا پرستی
در اين بخش پاياني نقطة مقابل زهد، يعني دنيا پرستي كه سخت
نفي گرديده است، نظر نهج البلاغه در مورد ترك دنيا، نوع رابطة انسان
با جهان، ارزش دنيا از نظر قرآن و نهج البلاغه، وابستگيها وآزادگيها،
خود زياني و خود فراموشي و چند نكات در رابطه با تضاد دنيا و آخرت،
تابع گرايي و متبوع گرايي بيان شده است.
حقيقت _________تقوا از نظر نهج البلاغه
يكي از تلاش هاي استاد مطهري احياء مفاهيم ديني وبارشناسي
معناي درست آن ها بود .،به نظر ايشان تحريف مفاهيم ديني و طرح
افكار التقاطي و ترويج آن در بين جوانان ممالك اسلامي خطر بسيار
جدي به شمار مي رود. ايشان براين باور بودند كه بسياري از مفاهيم
ديني معناي درست و حقيقي خود را از دست داده و معناي ديگري به خود گرفته اند .لذا اثري را كه بايد در جامعه ديني داشته باشند، مشهودنيست، به عنوان مثال به جاي اينكه در جامعه جنبش ، حركت ،دانايي وبينايي ايجاد بكنند ، سكون بي تحركي وجهالت وبي خبري ايجاد كرده اند. ( دژكام ۱۳۷۷ ص : ۱۴۰)
تقوا وزهد ازجمله اين مفاهيم اند كه استاد در آثار خود با استفاد ازقرآن ونهج البلاغه به بازشناسي واصلاح معاني آنها پرداخته است.
در اينجا منتخبي از ديدگاه ايشان در معنا وحقيقت تقوا بيان مي شود:
شهيد مطهري واژه تقوا را از رايج ترين كلمات ديني مي داند كه در قرآن و نهج البلاغه زياد روي آن ها تأكيد شده است .
« خود نگهداري » ، به نظر استاد ترجمه صحيح لغوي از كلمه تقوا« خود نگهداران » است كه همان ضبط نفس است و متقين يعني مفهوم تقوا » : ايشان در باره مفهوم تقوا در نهج البلاغه مي فرمايد در نهج البلاغه مترادف با مفهوم پرهيز حتي به مفهوم منطقي آن نيست. تقوا در نهج البلاغه نيرويي است روحاني كه بر اثر تمرين هاي زياد پديد مي آيد و پرهيز هاي معقول و منطقي از يك طرف سبب و
مقدمه پديد آمدن اين حالت روحاني است . و از طرف ديگر ، معلول و
نتيجه آن است و از لوازم آن به شمار مي رود. نهج البلاغه تقوا را به
عنوان يك نيروي معنوي و روحي كه بر اثر ممارست و تمرين پديد مي
آيد و به نوبه خود آثار و لوازم و نتايجي دارد و از آن جمله پرهيز از گناه
، را سهل و آسان مي نمايد ، طرح وتبيين نموده است .(مطهري ،
 چاپ ۱۸ ،،ص ۱۷،۱۶ و ۲۸  1381)
جمع بندي و نتيجه گيري
استاد مطهري ازجمله شخصيت هاي كم نظيري است كه عظمت
شخصيت حضرت علي(ع) و گنجينه زيبا وبزرگ نهج البلاغه را ازعمق
جان درك نمود . در آثار وانديشه هاي آن عالم فرازانه علي شناسي
ونهج البلاغه شناسي اهميت خاص داشته است . كتاب هاي جاذبه
ودافعه عليز(ع)ف سيري در نهجالبلاغه ، سيره ائمه اطهار (س) نتيجه
ارادت خاص ايشان نسبت به خاندان عصمت و طهارت (س) و نشر و
ترويج انديشه هاي انسان ساز آنان مي باشد.
استاد شهيد مطهري با ابتكاروعالمانه و توصيفي مناسب نهج البلاغه را معرفي نموده و در بسياري ازآثار خود از محتواي آن استفاده
نموده است . اين امر در زيبايي آثار بياني وقلمي وماندگاري انديشه
هايش تاثير بسزايي داشته است.
كتاب سيري در نهج البلاغه ، شرحي نو وكاربردي ازمحتوا وآموزه
هاي كتاب شريف نهج البلاغه است. استاد مطهري در اين اثر كم نظير
درزمينه نهج البلاغه پژوهي، پس ازمعرفي كتاب كهر بار مولاي متقيان،
ديدگاه نهج البلاغه را در خصوص مسائل فلسفي و تعقلي ماوراء الطبعيه، عبادت و سير و سلوك ، سياست و حكومت، عناصر موعظه اي مانندزهد و تقوي شرح داده است.
با مطالعه آثار و انديشه هاي استاد شهيد مطهري ضمن تعميق معارف ديني، پاسخ بسياري ازشبهات را مي توان دريافت.
پيشنهادها:
-۱ تهيه درسنامه ازآثار شهيد مطهري براي دانش آموزان ودانشجويان به منظور آشنايي وبهره برداري هرچه بيشتر جوانان ازانديشه هاي ايشان
-۲ برگزاري مسابقات كتابخواني آثار شهيد مطهري براي اقشارجامعه
آشنايي با انديشه هاي » -۳ برگزاري دوره هاي ضمن خدمت براي كاركنان دولت درسازمان ها وادارات « شهيد مطهري
-۴ برگزاري همايش هاي ملي وبين المللي درخصوص بررسي وتحليل انديشه ها ي استاد.
منابع
۱. دژكام، علي، معرفت ديني (تحليلي ازنظرگاه هاي
استادمطهري )، چاپ اول، تهران، مركز پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۷۷
۲. مطهري، مرتضي، انسان كامل، چاپ يازدهم، تهران،
انتشارات صدرا، ۱۳۷۳
۳. مطهري، مرتضي، سيري در نهج البلاغه، چاپ دوم،
تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۵۴
۴. مطهري، مرتضي، ده گفتار ، چاپ هيجدهم، تهران،
انتشارات صدرا ، ۱۳۸۱
۵. مطهري، مرتضي، جاذبه ودافعه علي (ع)، چاپ نهم،
تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۶۸
۶. مطهري، مرتضي، حكمت ها واندرزها، چاپ سوم،
تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۳
۷. مطهري ، مرتضي، مجموعه آثار ، ج ۱۶ ،چاپ چهارم
،تهران ، انتشارات صدرا، ۱۳۸۰
۸. مطهري ، مرتضي، مجموعه آثار ، ج ۲۳ ، چاپ اول،
تهران: صدرا، ۱۳۸۳__
Share/Save/Bookmark