داخلی آرشيو خبر صفحه طوایف سیستان
۱۰
امتیاز مثبت 
۲
 
طايفه سنچولي از طوايف سيستان
کد مطلب: ۴۹۸۱
تاریخ انتشار:يکشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۳۲
اوشيدا: طایفه سنچولی از طایفه‌های استان سیستان و بلوچستان ایران است.
به گزارش پايگاه خبري اوشيدا: تاریخچه: از این طایفه شجره‌نامه مکتوب و مستندی در دست نمی‌باشد، بلکه اطلاعات بصورت سینه به سینه به نسل فعلی انتقال یافته‌است.این طایفه خود را از اعقاب سلجوقیان می‌شمارند و عقیده دارند که زادگاه اولیه اجدادشان جلگه سلجوقیان است و جای این جلگه را پایین تر از خواف که توابع تربت جام کنونی است، مشخص می‌کنند.

طبق روایت قومی یک رخداد عشقی سبب می‌شود که جد بزرگ آنها به نام «رئیس» بیگی با وجود داشتن دو زن که هر دو دختر عموهای وی بودند ترک دیار نموده وبه زابل کوچ کند و در آنجا با دختری که در اصل سیستانی بوده آشناشود. پدر دختر با ازدواج وی و دخترش روی خوش نشان نمی‌دهد و سر سختانه به مخالفت بر می‌خیزد اما رئیس بیگی با پا فشاری و لجاجت بسیار علیرغم این مخالفت با دختر ازدواج می‌کند و در محل سنگل یاسرسنگ کنونی که در جنوب غربی کوه خواجه زابل واقع است به کار دامداری مشغول می‌گردد.

در شرح این ماجرا، سالمندان طایفه همراهانی برای رئیس بیگی ذکر می‌کنند که پسر عموها و وابستگان وی هستند.حسین بر، سنگ بر، نارو، اختاد محمد، سمسولی و محمد حسنی، شش تن از کسانی بودندکه با رئیس بیگی به سیستان آمدند.

فرزندان حسین بر و سنگ بر امروزه به نام ریگی موسوم اند و یا در طایفه ریگی ادغام شده‌اند.از نارو، نارویی‌ها و ازسمسولی، ساسولی‌ها پدید آمدند فرزندان اختاد محمد فعلاً در گرگان ساکن هستند و از محمد حسنی که در آن زمان سردار سپاه یکی از حکام شیراز و با خواهررئیس بیگی ازدواج کرده بود براهویی‌های زیر کاری باقی مانده‌اند.

در داستان قومی طایفه، رئیس بیگی مرد مقتدری است که در حاشیه کار دامداری موفق به ساختن قلعه مستحکمی(ارگ) در جنوب غربی کوه خواجه می‌شود که قلعه کوه(ارگی که برروی بلندی قرار دارد) در خاطره‌ها باقی مانده‌است.

ظاهراً پس از ساختن این قلعه‌است که بین ملک کیانی و رئیس بیگی رقابت و در گیری ایجاد می‌شود و کار به محاصره و گرفتن ارگ(قلعه) می‌انجامد.

سنچولی‌ها می‌گویند که کیانی مذکور از رئیس بیگی درخواست مالیات یا حق علفچر می‌کند. و رئیس به او پیغام می‌دهد که حاضر است در قبال مالیات شیر تحویلش دهد و در خاتمه چنین پیشنهاد می‌کند که اگر به امر رضایت دارد، نی جو تعبیه کند تا از درون قلعه و از طریق نی جو، یا لوله‌های نئین به او شیر تحویل دهد.

این پیشنهاد که در واقع نوعی تحقیر و تمسخر به حساب می‌آید و کیانی را مصمم به تسخیر قلعه و تادیب رئیس بیگی می‌کند. اما چون تسخیر قلعه امری مشکل بود، پدر زن رئیس بیگی که کینه ازدواج اجباری دخترش را از یاد نبرده بود دست به کار شده با جمعی از مردان ملک کیانی به هیئت و شکل صیاد و ظاهراً برای فروش پرندگان دریایی به نام «قلک» به پشت دروازه آمده و چون دروازه گشوده شد با تفنگ‌های فیتیله‌ای قلعه را تصرف کردند.

تصرف ارگ به قیمت جدائی رئیس بیگی از همسرش تمام شد و پسر خود را که محمد قاسم نام داشت از این زن گرفت .

سنچولی‌ها که طایفه خود را از باز ماندگان بلا فصل سلجوقیان می‌دانند پس از ورود به ایران در دو ناحیه خراسان و کرمان متمرکز می‌شوند که طایفه مذکور از بازماندگان سلاجقه کرمان هستند.

با توجه به تشابه سازمان دهی قومی دو طایفه سنچولی و جهان تیغ که هر دو دارای امیر و سر کرده‌ای به نام دهباشی بوده‌اند و نظر به خصلت ستیزه جوئی مشترک آنها، تردیدی وجود ندارد که هر دو طایفه از همان جنگ جویانی بوده‌اند که ملوک کیانی سیستان به خاطر طوایف سیستانی که مورد هجوم و تجاوز بیگانگان قرارگرفته بودند، ناگزیر به سیستان دعوت نمایند و از وجودشان در جنگ‌ها و یا دفاع از موقعیت خویش استفاده کنند.

این موضوع را جی .پی.تیت به عنوان دلیل مهاجرت برخی از طوایف غیر بومی به سیستان ذکر کرده‌است.

دلیل یا سند روشنی برای ریشه نژادی سنچولی هااز تیرهای موجود در جلگهٔ سلجوقی که امروزه به نام‌های سنگچولی، سلجوقی، تقدیسی، اسکندری و تیموری در پایین خواف زندگی می‌کند وجود ندارد. بنابر این پذیرفتن این قضیه که ریشه نژادی سنچولی‌ها از سلاجقه کرمان بدانیم چندان نامعقول به نظر نمی‌رسد.

این مطلبی است که در گفتار برخی از معمرین مطلع قوم نیز مورد تایید قرار می‌گیرد.

با این حساب تردیدی باقی نمی‌ماند که حرکت قومی و جمعی تیره‌ای از سلاجقه کرمان در یک دوره ناامن به جانب خراسان که از طریق سیستان صورت گرفته‌است سبب شده تا جمعی در سیستان باقی بمانند و دیگران به راه خود ادامه دهند تا در محل جلگه سلجوقیان با رفاه بیشتر روزگار بگذرانند.

تیره‌های طایفه [ویرایش]امروزه از نوادگان رئیس بیگی تیرهای خوشداد، حسین اختاد(خداداد) یا حسین دینار، صدیف و محمد قاسمی و رضایی وجود دارند.
اطلاعات بيشتر درباره تيره سنچولي : [ویرایش]بخشي از تيره سنچولي فرزندان درويش سنچولي هستند، شناخته شده ترين آن صديف سنچولي كسي كه روستايي در زابل به به خاطر اون نام گذاري شده است مي باشد.

• فرزندان درويش : سعيد صديف علي ( معروف به ملاء علي) حسن

• فرزندان سعد دروش : حسين محمد امير قاسم

صديف فقط يك پسر داشته به نام قاسم (كدخدا قاسم) و يك دختر به نام خير نساء

از پسران شناخته شده ملاء علي مي شود درويش را نام برد

سعيد درويش : از پسران سعيد فقط قاسم در قيد حياط مي باشد و در شهر گنبد كاووس ساكن است.

حسين پسر بزرگ سعيد سال ۱۳۷۷ در سن تقريبي صد سالگي از دنيا رفته و مزارش در روستاي زابل آباد شهرستان گنبد كاووس مي باشد.

محمد پسر دومي سعيد در سنين جواني فوت كرده است ،فرزندان محمد در سنين كودكي فوت شده اند و فقط يك دختر به نام كلثوم(در شناسنامه معصومه) باقي مانده است.

امير فرزند ديگر سعيد هم سال ها پيش فوت كرده است

حسين سعيد داراي دو فرزند پسر به نام هاي موسي و رضا بوده است،رضا در قيد حياط مي باشد و حاصل ازدواجش با كلثوم دختر محمد سعيد چهار پسر و سه دختر مي باشد.رضا نام خانوادگي خود را به سعادتي اطهر تغيير داده است.


;صديف سنچولي
از نظر اسمی یا از نظر محل سکونت سنچولی‌های سیستان به پنج تیره(شاخه) زیر تقسیم می‌شوند :

۱.تیره سیک (سیک چولی یا سنچولی) ساکنین طلایی زابل
۲.تیره ملک جعفری‌ها ساکنین ده سنچولی شیب آب تا منطقهٔ میان کنگی زابل
۳.تیره سرگل ساکنین قریه گوری و توابع سیستان
۴.تیره دو کله که قومیت با صدیف دارند در میان کنگی و برخی از جاهای دیگر سیستان پراکنده‌اند.
۵.تیره رضایی که قبلاً در قریه ریگ آب زابل و بعد از آن درشهرزابل، زاهدان، شهرستان سرخس و نواحی شمالی ایران (ترکمن صحرا) نقل مکان نموده‌اند.
بازدید کننده گرامی شما میتوانید جهت تکمیل و بروز رسانی اطلاعات طوایف سیستان مارا یاری نمایدایمیل:info@oshida.ir
Share/Save/Bookmark
مرجع : ويكي پديا
    عکاس :
ژینوس
۱۳۹۲-۰۷-۱۰ ۰۸:۵۵:۰۲
وجه تسميه : طايفه تيموري.سنچولی.شیخی.زوری.بزی . ....


تیموری ، ایل ترک یا مغول تبار خراسان وسيستان وافغانستان یکی از ایلات چهار اُویماق / اُیمک . تیموری از چندین طایفة کوچک و بزرگ تشکیل شده است ، از جمله طایفة کودانی ، قلعه کوهی ، سلجوقی ، بَلاذینی ، سنگچولی / سنگشولی ، زوری ، شیخی ، میر نودوشی ، بزی ، یعقوب خانی ، سُنْقُر، وروتی /بروتی ( ایران و جنگ جهانی اول ، ص 201؛ انقلاب خراسان ، ص 231ـ232؛ ییت ، ص 34). به نوشتة منابع ، طوایف تیموری اغلب سنّی مذهب اند ( رجوع کنید به اعتمادالسلطنه ، ج 4، ص 1983ـ1984؛ فیلد، ص 299).

بنا بر روایات شفاهی ، تیمورلنگ پس از تصرف شام در نخستین سالهای قرن نهم ، طوایفی را که بعدها به نام او تیموری خوانده شدند، به سبب راهزنیِ کاروانهای حجاج ، از شام به اطراف بلخ تبعید کرد و پس از اینکه یکی از دخترانش را به عقد میرسید کُلال ، از مشایخ بلخ ، در آورد، این طوایف را به عنوان جهیزیة دخترش به میرسید کلال داد ( رجوع کنید به ییت ، ص 38؛ کرزن ، ج 1، ص 272). به نوشتة افضل الملک ، میرسید کلال ــ که به روایت دیگر میرشمس الدین محمد نام داشت و از اعقاب امام جعفرصادق علیه السلام تلقی می شد ــ در هرات خانقاه داشت و تیمورلنگ مرید وی بود (ص 116ـ117). پس از مرگ میرکلال ، این طوایف میان پسرانش تقسیم شد و چهار هزار خانوار از آنان نصیب سیدمیرشاه ، پسر میرکلال ، گردید. او نیز با اتباع خود از بلخ به هرات مهاجرت کرد (ییت ، همانجا).

نام طوایف تیموری ظاهراً نخستین بار در احیاءالملوک (شاه حسین بن غیاث الدین محمد، ص 283) در ضمن وقایع خراسان و سیستان در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم ذکر شده است . میرکلال و اتباعش در جنگهای رستم میرزاصفوی والی قندهار، با ملک ظریف حاکم سیستان ، در 998 شرکت داشتند (همانجا). شاه عباس اول (حک : 996ـ 1038) سران طوایف تیموری را در 1007 به سبب شرکت در تصرف هرات تفقد کرد (اسکندر منشی ، ج 2، ص 573). در 1106، گروههایی از طوایف تیموری در جنگهای حاکم خراسان با شورشیان بلوچ به مدد وی شتافتند (نصیری ، ص 85). میر ویس افغان ، پدر محمود افغان ، در 1124 خسروخان سپهسالار (سردار اعزامی شاه سلطان حسین به قندهار) را کشت ، سپس گروههایی از تیموریها به اطاعت او در آمدند و بقیه به هرات و سیستان و کرمان و نواحی دیگر گریختند (مرعشی صفوی ، ص 17).

قبل از مهاجرت گستردة تیموریها به خراسان ، گروههایی از آنان در دشت بَکوا، واقع در مسیر جادة هرات به قندهار، چادرنشین بودند که امیران افغان آنان را به حوالی کابل تبعید کردند (ییت ، ص 12). گروهی دیگر نیز ساکن ناحیة دراواتِ (اعتضادالسلطنه ، ص 73: دهراوات ) قندهار بودند که بعدها به بادغیس و سرانجام به سرجام مهاجرت کردند (ییت ، ص 34ـ 35). چند هزار خانوار تیموری نیز در اطراف هرات و فراه به سر می بردند (همان ، ص 39؛ الفینستون ، ص 428). اغلب تیموریهای ساکن اطراف هرات و فراه در 1273 به خراسان مهاجرت کردند، اما دسته هایی نیز همچنان در هرات باقی ماندند که جمعیتشان در 1314ـ 1315 حدود دو هزار خانوار بود (ییت ، همانجا). گروهی دیگر از چادرنشینان تیموری تا آخرین سالهای قرن سیزدهم در ناحیة پنج دِه ترکمنستان و در حوالی رودخانه های مرغاب و کوشک زندگی می کردند، اما به سبب حملات ترکمنهای سارق ، آن ناحیه را ترک کردند ( تفصیل احوال تراکمه ، ص 165).

در آغاز سلطنت فتحعلی شاه قاجار (1212ـ1250) که هنوز قدرت قاجار در نواحی شرق ایران استحکام نیافته بود، قلیچ خان تیموری ، جد یکی از دو خاندان حاکم تیموریان ایران ، در هرات و نواحی آن حکومتی مستقل برپا کرد (طرب نایینی ، ص 107؛ ریاضی ، ص 6)، اما وی پس از سفر جنگی فتحعلی شاه به خراسان ، به محمدولی میرزا، حاکم خراسان ، پیوست و تا پایان عمر در خدمت دولت قاجاریه باقی ماند و بتناوب حاکم غوریان و باخَرْز و شهرِنو شد. ارگ خواف و ارگ رُشخوار از ساخته های اوست (سپهر، ج 1، ص 96، 163، 170، 177، 188؛ ریاضی ، ص 21؛ خسروی ، ص 80، 203). در 1272 میرعطاءاللّه خان ــ ایل بیگیِ تیموری و برادرزادة قلیچ خان که سقوط هرات را به دست شاهزاده حسام السلطنه کاملاً قریب الوقوع می دید ــ دست از محافظت هرات کشید و همراه با چهار هزار خانوار از تیموریها نزدیک اردوگاه حسام السلطنه چادر زد و ظاهراً از او حمایت کرد ( رجوع کنید به سپهر، ج 3، ص 254، 259). او بزودی به همراه دو هزارتن از ایل تیموری هرات را ترک گفت و با اتباعش در کوهْسرخِ کاشمر ساکن ، و چند سال بعد حاکم آنجا شد ( روزنامة دولت علیّة ایران ، ش 509، ص 3، ش 647، ص 4). دیگر تیموریهای ایران نیز در اطراف مشهد (حکیم الممالک ، ص 170)، سرخس ، مزدوران (منشی ،ص 24؛ سعیدی ، ص 184)، نیشابور و سبزوار سکونت داشتند (کرزن ، ج 1، ص 272).

تیموریهای باقی مانده در افغانستان ، ظاهراً از خدمتگزاران وفادار دولت افغانستان بودند. سردار عبداللّه خان تیموری هراتی ، حاکم قندهار، از فرماندهان جنگهای دولت افغانستان با شیعیان هزاره در 1310 بود (ریاضی ، ص 227).

بتدریج نقش اجتماعی تیموریهای خراسان کاهش یافت و فقط به تأمین چند دسته سواره نظام و شرکت در بعضی از نزاعهای محلی محدود شد (کرزن ، ج 1، ص 272، 279). در عین حال ، در برخی از منابع ، نام شماری از متنفذان تیموری که در سالهای بعد حکومت و شهرت داشتند، ذکر شده است ( رجوع کنید بهافضل الملک ، ص 117ـ 118؛ چرچیل ، ص 107).

در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، سرهنگ ییت تعداد آنان را شش هزار خانوار (ص 39) و افضل الملک در 1320، ده هزار خانوار (ص 116) تخمین زده است . در منابع بعدی و در سرشماریها، جمعیت تیموریها مشخص نشده است .

طوایف تیموری در انقلاب مشروطیت دخالتی نداشتند، اما در حوادث ناشی از تأثیرات جنگ جهانی اول در ایران ، به سبب تحریکات عمال انگلیس ، میان طوایف بربری و تیموری جنگ خونینی درگرفت که به پیروزی طوایف بربری انجامید ( ایران و جنگ جهانی اول ، ص 188ـ193، 201ـ202). در قیام ژاندارمری خراسان به فرماندهی محمدتقی پسیان ، بعضی سران تیموری ، از جمله محمدابراهیم خان سردار نصرت و عباس خان سالار اشجع ، بنابه ملاحظاتی با وی همکاری کردند و بعضی دیگر همچون شوکت السلطنه ، داماد محمدرضاخان شجاع الملک هزاره ، در صف مخالفان او قرار گرفتند (میرزاصالح ، ص 77ـ 78، 101، 103؛ انقلاب خراسان ، ص 106ـ 108، 123، 219، 231ـ232، 271؛ بهار، ج 1، ص 145؛ آذری ، ص 298ـ301). در شورش ناموفق صولت السلطنة هزاره پس از شهریور 1320، گروهی از تیموریها نیز شرکت داشتند (بیات ، ص 34ـ 35).

امروزه محل اصلی سکونت تیموریها، تایباد و خواف و تربت جام؛ سيستان ؛ كرمان است ، اما بیشتر آنان به سبب یکجانشینی ، در شهرهای مختلف ایران پراکنده شده اند.

منابع : علی آذری ، قیام کلنل محمدتقی خان پسیان در خراسان ، تهران 1329 ش ؛ چاپ افست 1352 ش ؛ اسکندرمنشی ؛ علیقلی بن فتحعلی اعتضادالسلطنه ، تاریخ وقایع و سوانح افغانستان ، چاپ میرهاشم محدّث ، تهران 1365 ش ؛ اعتمادالسلطنه ؛ غلامحسین افضل الملک ، سفرنامة خراسان و کرمان ، چاپ قدرت اللّه روشنی زعفرانلو، تهران : توس ] بی تا. [ ؛ مونت استوارت الفینستون ، افغانان : جای ، فرهنگ ، نژاد ( گزارش سلطنت کابل )، ترجمة محمد آصف فکرت ، مشهد 1376 ش ؛ انقلاب خراسان : مجموعة اسناد و مدارک سال 1300 ش ، چاپ کاوه بیات ، تهران : مؤسسة پژوهش و مطالعات فرهنگی ، 1370 ش ؛ ایران و جنگ جهانی اول : اسناد وزارت داخله ، چاپ کاوه بیات ، تهران : سازمان اسناد ملی ایران ، 1369 ش ؛ محمدتقی بهار، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران ، تهران 1323ـ1363 ش ؛ کاوه بیات ، صولة السلطنه هزاره و شورش خراسان در زمستان سال 1320 شمسی ، تهران 1370 ش ؛ تفصیل احوال تراکمه ، در گرگان نامه ، به کوشش مسیح ذبیحی ، چاپ ایرج افشار، تهران : بابک ، 1363 ش ؛ جورج پرسی چرچیل ، فرهنگ رجال قاجار ، ترجمه و تألیف غلامحسین میرزاصالح ، تهران 1369 ش ؛ علینقی بن اسماعیل حکیم الممالک ، روزنامة سفر خراسان ، تهران 1356 ش ؛ محمدرضا خسروی ، جغرافیای تاریخی ولایت زاوه ، مشهد 1366 ش ؛ روزنامة دولت علیّة ایران ، ش 509 (جمادی الا´خره 1278)، ش 647 (رمضان 1287)؛ محمدیوسف ریاضی ، عین الوقایع : تاریخ افغانستان در سالهای 1207ـ1324 ق ، چاپ محمد آصف فکرت ، تهران 1369 ش ؛ محمدتقی بن محمدعلی سپهر، ناسخ التواریخ ، چاپ جهانگیر قائم مقامی ، تهران 1337 ش ؛ عباس سعیدی ، سرخس دیروز و امروز: پژوهشی در جغرافیای تاریخی و انسانی سرخس ، تهران 1354 ش ؛ شاه حسین بن غیاث الدین محمد، احیاءالملوک ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1344 ش ؛ محمدجعفربن محمدحسین طرب نایینی ، جامع جعفری : تاریخ یزد در دوران نادری ، زندی و عصر سلطنت فتحعلی شاه ، چاپ ایرج افشار، تهران 1353 ش ؛ هنری فیلد، مردم شناسی ایران ، ترجمة عبداللّه فریار، تهران 1343 ش ؛ جرج ناتانیل کرزن ، ایران و قضیة ایران ، ترجمة غ . وحید مازندرانی ، تهران 1362 ش ؛ محمدخلیل بن داود مرعشی صفوی ، مجمع التواریخ ، چاپ عباس اقبال آشتیانی ، تهران 1362 ش ؛ محمدعلی منشی ، سفرنامة رکن الدوله به سرخس ، چاپ محمد گلبن ، تهران 1356 ش ؛ غلامحسین میرزاصالح ، جنبش کلنل محمدتقی خان پسیان بنابر گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد ، تهران 1366 ش ؛ محمدابراهیم بن زین العابدین نصیری ، دستور شهریاران : سالهای 1105 تا 1110 ه . ق پادشاهی شاه سلطان حسین صفوی ، چاپ محمدنادر نصیری مقدم ، تهران 1373 ش ؛ چارلز ادوارد ییت ، خراسان و سیستان ، ترجمة قدرت اللّه روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری ، تهران 1365 ش . (4244)
 
غلامرضا سنچولي دلير
۱۳۹۳-۰۱-۲۱ ۰۸:۴۳:۲۳
لطفا براي تيره خوشدادهم تحقيق كنيد،فرزندان خوشداد (محمد ونجف و...)وفرزندان آنها همچون حاجي حسن ومعروفترين آنها پسرحاجي حسن كدخدا محمدخوشداد....لطفا كامل بنويسيد (5979)
 
محسن
۱۳۹۴-۰۶-۰۳ ۰۹:۵۲:۲۱
با سلام من دارم تا حدودی تحقیق و کامل میکنم.
پسران خوشداد و شجره نامه ان را.

محسن سنچولی(پسر غلامعلی نوه حاجی حسن) (9208)
 
مهدی سنچولی
۱۳۹۵-۰۴-۰۱ ۲۲:۵۰:۴۱
باسلام.میشه یه تحقیق بکنید وشجره نامه از فامیل سنچولی مکتوب تهیه بشه. ویا حداقل از تیره کربلایی صدیف به بعد شجره نامه تهیه بشه وداخل سایت بذارین.باتشکر مهدی فرزند عباس فرزندعلی فرزند محمدفرزند شاکرم (10885)
 
عباس
۱۳۹۳-۰۲-۰۲ ۱۸:۵۶:۵۳
مرسي (6126)
 
جعفر سنچولی
۱۳۹۴-۰۸-۰۸ ۱۲:۰۶:۴۴
با سلام طایفه سنچولی جز بزرگترین فامیل در قوم سیستان می باشد وتنها حسن ربانزد این قوم غیوری قلدوری وغیرت وقدرت بوده وهست سرمداران انها خوشداد ورضایی ودادی نصرالله وزینال لشکر دار میباشند که هم اکنون در ترکمن صحرا و خراسان وسیستان بازماندگانشان با اقتدار زندگی می کنند لطفا از انها نیز تحقیقات لازم را به جا اوریدبا تشکر سنچولی (9392)
 
۱۳۹۵-۰۴-۱۷ ۱۱:۰۷:۱۶
ممنون (11030)
 
۱۳۹۵-۰۴-۱۷ ۱۱:۰۷:۱۶
ممنون (11031)
 
حبیب سنچولی
۱۳۹۶-۰۱-۱۸ ۱۴:۰۹:۱۶
با عرض سلام و خسته نباشید و درود فراوا از شما یه خواهشی داشتم شجره نامه طایفه سنچولی از تیره علیبیک رضایی بزارید ممنون حبیب سنچولی (13589)
 
اسماعیل سنچولی
Germany
۱۳۹۶-۰۸-۱۱ ۰۰:۴۲:۴۱
با سلام خدمت شما لطفا از نوادگان صدیف وزینال لشکر بیشتر توضیح دهید با تشکر از شما اسماعیل و رضا سنچولی از اسلام آباد ساری (15041)