داخلی آرشيو خبر صفحه استان
امتیاز مثبت 
۲
 
خاطرات انقلابی مسئولین سیستان از 22 بهمن 57 ؛
از طعم پیروزی با پای شکسته تا پایین کشیدن مجسمه شاه در شب پیروزی انقلاب اسلامی
کد مطلب: ۴۳۹۱۸
تاریخ انتشار:پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۰۵
انقلابی‌های دیروز و مسئولان امروز از روزهای انقلاب در سیستان می گویند.
از طعم پیروزی با پای شکسته تا پایین کشیدن مجسمه شاه در شب پیروزی انقلاب اسلامی
به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: ۲۲ بهمن ماه سالروز پیروزی با شکوه مردم ایران در سال ۵۷ و یادآور دلیر مردانی است که از دل و جان برای انقلاب اسلامی مایه گذاشتند و با طلیعه پیروزی این انقلاب کشور را از جور خاندان پهلوی نجات داده و دست استعمارگران غارتگر را از دامن ایران پاک کردند.

انقلابی‌های دیروز و مسئولان امروز در گفت و گو با اوشیدا از روزهای انقلاب در سیستان می گویند:

یکی از کارهای هرروزمان شعار نویسی در مدرسه بود
سید باقر حسینی نماینده مردم سیستان در مجلس شورای اسلامی، وقوع انقلاب اسلامی را در ده سالگی تجربه کرده است و با یادآوری از روزهای تلخ و شیرین انقلاب می گوید: آن روزها به همراه همکلاسی ها سوار بر تویوتا شده و در زابل شعار مرگ بر شاه و درود بر خمینی سر می دادیم.

نماینده مردم سیستان افزود: در کلاس چهارم ابتدایی درس می خواندم و آن موقع خوب به خاطرم است که شهید آیت الله حسینی طباطبایی محور مبارزات در سیستان بود.

وی بیان کرد: محله ما نزدیک به مسجد حکیم بود و همیشه در برنامه های انقلابی و جلسات سخنرانی شهید حسینی شرکت می کردم.

حسینی افزود: آن موقع کم سن و سال بودیم ولی در دفاع از امام و انقلاب با همکلاسی هایمان بحث می کردیم و درگیر می شدیم، از همان موقع با روحیات انقلابی بزرگ شدیم و الان هم همان مسیر انقلاب و شهدا را داریم ادامه می دهیم.

نماینده مردم سیستان می گوید: منزل ما در مسیر راهپیمایی تظاهرکنندگان به سمت مسجد حکیم که آن روزها به عنوان پایگاه انقلاب بود قرار داشت و ما هروز به همراه همکلاسی ها شعار می گفتیم و این کار هر روز ما بود.

وی می افزاید: با همان سن کمی که داشتیم دشمنی خودمان را با رژیم شاه نشان می دادیم و یکی از کارهای هرروزمان شعار نویسی در مدرسه بود تا آنجا که بخاطر این کار از سوی مسئولین مدرسه تنبیه می شدم اما هر بار جراتم از قبل بیشتر می شد.

این مسئول به شعارهایی که در آن روزها بر علیه رژیم شاه خائن می گفتند ،اشاره کرد و افزود: مرگ بر شاه ،درود بر خمینی ،ای شاه خائن آواره گردی / خاک وطن را ویرانه کردی/ کشتی جوانان وطن آه و واویلا/ کردی هزاران دردسر آه و واویلا/استقلال آزادی جمهوری اسلامی و اینها شعارهای عمده و اصلی در آن زمان بود.

وی به دستاوردهای انقلاب اشاره کرد و گفت: این دستاوردها قابل شمارش نیست، درست است که الان مشکلات به واسطه خشکسالی های پی در پی و عدم تدبیر برای ما بوجود آمده است اما در زمان قبل از انقلاب در سیستان آب شرب نداشتیم و جاده نداشتیم.

نماینده مردم سیستان افزود: بحمدالله علی رغم مشکلات کشور و جنگ تحمیلی که بر ما تحمیل شد و با همه موانعی که دشمن ایجاد کرد، شاهد ارائه خدمات گسترده در روستاها و شهرهای کشور هستیم.

طعم پیروزی انقلاب با پای شکسته
علی اصغر میرشکاری مسئول امنیتی سیاسی استانداری سیستان و بلوچستان از روزهای حضور خود در روزهای پایانی سرنگونی رژیم ستم شاهی می گوید: سال ۵۷ در زابل در دبیرستان آزادی درس می خواندم و هم اکنون این دبیرستان بعد از شهادت حسینی طباطبایی به نام این شهید تغییر نام داد.

وی با بیان اینکه شعار نویسی روی دیوارها و توزیع عکس حضرت امام(ره) جزء کارهای ثابت ما بود، افزود: سال آخر دبیرستان بودم و در تمام تظاهرات و برنامه های انقلاب شرکت می کردم.

میرشکاری ادامه داد: به دلیل علاقه خاصی که به این فعالیتها داشتم سال ۵۷ جهت شرکت در مراسمات و تظاهرات به تهران رفتم و در راهپیمایی انقلابیون و دانشگاهیان شرکت فعال داشتم.
مسئول امنیتی سیاسی استانداری سیستان و بلوچستان با اشاره به اینکه بهمن 57 در تهران بودم، گفت: در یکی از روزهای تظاهرات در دانشگاه تهران، ساواک سعی داشت مانع از برگزاری راهپیمایی و تجمع شود که در همین حین بر اثر ازدحام جمعیت زمین خوردم و پایم لای درب دانشگاه تهران شد و خونریزی شدیدی راه افتاد.

وی خاطره خود را از حضور در صحنه های انقلاب به حادثه شکسته شدن پایش اشاره می کند: بر اثر ازدحام جمعیت تظاهرکنندگان در دانشگاه تهران در یک صحنه پایم لای درب گیر کرد و توان راه رفتن را از من گرفت.

میرشکاری ادامه داد: از آنجا که توان نداشتم چند مرتبه زمین خوردم و دست آخر در جوی آب افتادم و همین مسئله باعث شد تا ساق پایم بشکند.

مسئول امنیتی سیاسی استانداری سیستان و بلوچستان ادامه داد: به سختی دو چوب پیدا کردم و توانستم خودم را به ترمینال جهت بازگشت به زابل برسانم و در زابل پدر و مادرم مرا به نزد شکسته بند ماهری بردند و این خاطره برای من ماندنی شد.

مجسمه شاه در شب پیروزی به پایین کشیده شد
هوشنگ ناظری فرماندار ویژه زابل، انقلاب اسلامی ایران را در نوجوانی و با وجود اینکه 17 سال بیشتر نداشته است، تجربه کرده و از آن دوران و بویژه از شب به یادماندنی سقوط رژیم ستم شاهی می گوید: در شب ۲۲ بهمن به همراه دیگر انقلابیون در میدان آزادی زاهدان بودم و هنوز در خاطرم صحنه به پایین کشیدن مجسمه شاه و بستن آن به تراکتور تداعی می شود.

ناظری شب های نزدیک به پیروزی انقلاب را به عنوان شبهای بیادماندنی توصیف می کند و می گوید: انقلاب اسلامی در باور و اعتقاد مردم ریشه دارد.

وی می‌افزاید: این انقلاب عظیم که به سرعت هم پیروز نشد، وابسته به صنفی نبوده و از احکام الهی و انسانی نشات گرفته است.

فرماندار ویژه زابل گفت: بعد از آن شب مسئولیتهای در رابطه با حفاظت از شهر داده شد و در زمان کوتاهی سازمان اطلاعات امنیت را بدست گرفتیم و ساختمان رادیو(صدا و سیما) به دست انقلابیون افتاد.

۲۲ بهمن خاطرات تلخ گذشته را به شادی مبدل کرد
محمد ناظری جانشین فرمانده سپاه سلمان سیستان و بلوچستان، انقلاب اسلامی ایران را در سالهای نوجوانی تجربه کرده است و در آن روزها با وجود اینکه دانش آموزی بیش نبوده، انقلاب در خاطرش ماندگار می شود، انقلابی که پای آن خون هزاران جوان ریخته شد.

ناظری می گوید: پیروزی انقلاب یادم هست همان روزهای که امروزمان را مدیون آن روزها هستیم، در زابل رژیم ستم شاهی حکومت نظامی اعلام کرده بود.

جانشین فرمانده سپاه سلمان سیستان و بلوچستان ادامه داد: روزهای نفس گیری بود اما ۲۲ بهمن که فرا رسید خاطرات تلخ گذشته را به شادی مبدل کرد.

وی می گوید: مردم و جوانان خوشحال بودند که فرمانده ششمین ارتش جهان که ساواک مخوف را سازماندهی کرده بود از مملکت رفت و مردم به آزادی های مورد انتظار خود رسیدند.

ناظری با اشاره به ایثار شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی تصریح می‌کند: شهادت آنان موجب شد هم اکنون ایران به عنوان کشوری مقتدر شناخته شود و نام آن در عرصه‌های گوناگون بین‌المللی موجب سرفرازی ایرانیان باشد.

وی توصیه می‌کند: جوانان باید نسبت به این موضوع آگاهی داشته باشند که جنگ برای ما تمام نشده است و حالا باید در جبهه جنگ نرم و تهاجم فرهنگی از توطئه‌های دشمنان مطلع شویم تا جامعه از آسیب در امان بماند.

ناظری بیان کرد: در همه کوچه و بازار یک شادی وصف ناپذیری که نمونه آن را فقط موقع آزادی خرمشهر دیدیم، موج می زد و آن روزها در خاطره ما ثبت شد.


انتهای پیام/
Share/Save/Bookmark