داخلی آرشيو خبر صفحه استان
امتیاز مثبت 
۳
 
طایفه خلیلی سیستان
کد مطلب: ۵۵۸۵۵
تاریخ انتشار:جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۴۴
کلمه خلیل درلغتنامه دهخدا به معنای دوست، رفیق، ویار آمده است وچون ریشه عربی دارد و کنیه ی یکی از پیامبران اولوالعزم است معمولا توسط مسلمانان ازاو بعنوان اسم بهره میگیرند.
طایفه خلیلی سیستان

به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: خلیل نام طایفه ای است درسیستان که قدمت حضور آنها درمحدوده سیستان فعلی به حدود پانصد سال قبل می رسد ،این قوم عنوان طایفه ای خودرا از نام جد دوازدهم خویش یعنی خلیل ابن میرخان ابن کمال خان گرفته است،گفته میشود خلیل درجزینک(جازونک ) مرکزحکومتی سابق سیستان بادختر یکی از خوانین شهرکی بنام توباازدواج که نتیجه این وصلت وسالها زیستن درسیستان طایفه فعلی خلیل است که بمرور زمان "ی" نسبت نیز گرفته وبعنوان خلیلی شناخته میشوند.

شجره نامه ی طایفه:
1 _ جدچهاردهم طایفه خَلیل ،کمال خان، میر وکلانتر شهر رودبارسیستان دردوره حکومت محلی ریسی هاست روابط صمیمانه کمال خان باطوایف رئیسی وسربندی نقطه عطف زندگی سیاسی واجتماعی طایفه مذکور رارقم زده است او ازذوق وقریحه شعر وشاعری نیز برخوردار بوده است گفته میشود دیوان شعری از اوباقی مانده که درحا حاضر گویا نزد ریش سفیدان طایفه صفرزهی موجود است.
لازم به توضیح اینکه طایفه صفرزهی نیز کمال خان را جدبزرگشان میدانند.کمال خان دارای چندفرزند پسر بوده که اسامی تعدادی ازآنها بشرح ذیل است -
(1) -حسن (2) -میرخان (3) - شادی (4) خلیل (5) - احمد (6) - صفر که اخیرالذکر جد صفرزهی هاست وخلیلی های سیستان ازنسل میرخان میباشند که او فرزندی بنام خلیل داشته که خلیل ها ازاو نسب دارند بطوریکه شعری به کمال خان منتسب است و میگوید:
صباحی نو رسیدم برآبادی سرم قربان تو میرخان و شادی
بگفتار خود شاعر کمال خان خلیل خانی دگر دادی الهی
2_ میرخان جدسیزدهم طایفه خلیل ، او صاحب کاروان تجاری بوده ودراواخر عمر حکومت صفویان درکرمان زندانی میگردد ولی باوساطت حکام شهرکی سیستان وکرمان آزاد میشود. خاطره زندانی شدن میرخان نیز دراشعار کمال خان کاملا هویداست.
بلوچ سرحدهستم میر رودبار عزیز اسکل هستم دوست بنجار
بگفتار خود شاعر کمال خان دو نور دیده ام بندند به کرمان
3 _ خلیل جددوازدهم طایفه : او درسفرهای تجاری پدر وعموهایش به جوانی پخته وآبدیده تبدیل ولی عشق اوبه یکی ازدختران طایفه سهرکی ونهایتا ازدواج با او سرنوشتش را ازتجارت به سیاست وامورکدخدایی دراجتماع تغییر داد.
4_ شاهمیر جد یازدهم طایفه خلیل دارای چندفرزند پسر بوده که کرم بخش جد خلیلی های واصلان وگروهی ازشیبکهای ده سوخته بحساب می آید.
5_ خدابخش جد دهم طایفه:
6_ برادران شاهمیر + شاهسوار +شاهنظر +شاهکرم +شاهبیک جدنهم خلیلی ها هستند که هریک رئیس شاخه ای ازتبار خلیلی بحساب می آیند

تیره های زیر مجموعه ی طایفه خلیل:

 تیره ی شاهمیری :

1- درویش ،عبدالله،  میرظابط (کدخدای کدخدایان)حکومت سکوهه یکی ازسران شاخص این تیره است که در سالهای1200 تا 1246 ازهمراهان حکومت کنندگان سربندی وساکن سکوهه بوده است.

مرحوم درویشِ عبدالله براثر دسیسه تاجمحمدخان سربندی حاکم سیستان درمحل شکارگاه  رسمی او باتیرمستقیم کشته شد وازاو تعداد نُه پسر باقی مانده که به اسامی تعدادی از آنها اشاره میگردد. شیردل کدخدا - جماعتی از خلیلی های زاهدان که اکثرا تحصیل کرده اند ازنسل این کدخدازاده میباشند . حسینقلی کدخدا که خلیلی های روستای ورمال نوادگان اوهستند.حسن کدخدا --علی کدخدا --اسماعیل کدخدا --محمدکدخدا --میردل کدخدا --پردل کدخدا --و جانی کدخدا که شهید علیرضا خلیلی ازاین نبیره است.

2- کدخداشیردل پسر ارشد میر ظابط که جریان هدیه نماینده انگلیس به او وبازپس دادنش درتاریخ  سیستان به خوبی یادشده است. 

3- کدخدا رضا شیردل دلاورمرد دیگری ازطایفه خلیلی است که تاسال 1352 درسکوهه باخوشنامی زیسته است. ابراهیم خان پردلی نماینده آخرین دوره مجلس شورای ملی کدخدا رضا را تبلوری ازعقل وشجاعت وصراحت می دانست.ازاین رادمرد بزرگوار فرزندی باقی نمانده ولی برادرزادگان وخواهر زادگانی تحصیل کرده درنقاط مختلف کشور زندگی میکنند

4- نوادگان مسافرخلیل که ساکن سرخس اند وشاخص ترین آنها به حاج غلام جاوید وفرزندانش میتوان اشاره  داشت. 

تیره شهسواری :

1- کدخدازادگان دولت آباد : کدخداشاهکرم یکی ازفرماندهان قشون حاکم سیستان دردوره ناصری است که قهرمانی های فراوانی ازاو درخاطره هاست. فرزندان ونوادگان اونیز ازنزدیکان ویاران حکام سرابندی ازجمله پردل خان ومحمدرضاخان دردولت آباد بوده وهستند ازاین نام آوران میتوان به کدخدا حسین دلتابادی ،کدخدا ابراهیم خلیلی وکدخدامحمد حلیلی اشاره کرد. 

2- کدخدازادگان روستای سنچولی شیب آب ازخاندان ذوالفقار عباس بحساب میآیند.ذوالفقارعباس دراوایل حکومت علیخان سرابندی ازرفتارمستبدانه وفرافکنانه خان دلگیر شده وازاوجدا وبه مخالفین اش یعنی تاج محمد خان سربندی ساکن روستای اکبرعباس می پیوندد وبااهل وتبارش درهمان روستا ساکن میگردد. او بعدها که تاجمحمدخان به حکومت میرسد نیز به اونزدیک نمیشود . ذوالفقار عباس با دوستمحمد میرابی کدخدای اکبرعباس و حیدر سرحدی جد آقای ابراهیم شرحدی شاعر ونویسنده سیستانی وهمچنین درویش نوری جملگی باهم باجناق و حسین ،علی سنچولی ساکن روستای سنچولی پدر همسرانشان بوده است.

بزرگترین فرزند ذوالفقار ، کربلائی تاجمحمد خلیلی است که ازسوی نماینده شوکت الملک مستاجرمنطقه دادی ، اکبرعباس ،عوض شش پاگاوی وسنچولی منصوب میگردد ولی بدلیل پرهیزگاری وترس ازخدا ازاین مسئولیت سرباز زده وپس از واگذاری مستاجری به سید رضا داودی درسال 1267 خورشیدی عازم سفر کربلای معلی میگردد که دربازگشت بیمار ودرقصرشیرین دارفانی راوداع ودرهمانجا دفن میگردد.

 3- باستانی های دولت آباد وزاهدان که شاخص ترین آنها مرحوم غلامحسین  باستانی فرزند عباس معروف به غلامحسین خلیل است اومدت سی سال مسئول گمرک حرمک ، زاهدان وزابل بوده است .

او را دردوران مسئولیتش فردی بسیار دقیق ، منظم وبا ابهت تعریف میکنند

 

- تیره شاهنظری طایفه خلیل:  

1-کدخدازادگان خلیلی ساکن میانکنگی

2- تجار خلیلی ساکن درگز

3- خلیلی های حسن آبادجلین شهرستان گرگان

4-خلیل زادگان ساکن سه قلعه زابل

5- تیره ای از ریگی های لادیز، میرجاوه وزاهدان

 - تیره کرم بخشی (شاهکرمی) طایفه خلیل:

1- یکی ازبزرگان این تیره مرحوم کدخداشاهکرم عباس خلیلی است که دراوایل قاجاریه بزرگ وکدخدای واصلان بوده است .درروستای قدیمی واصلان قلعه شاهکرم تامدتها قبل ازنقاط دیدنی منطقه به حساب می آمد .

همسر او راضیه ذوالفقار ،عباس و خواهر کربلایی تاجمحمد خلیلی ازتیره شاهسواری است.

2- کدخدارستم خلیلی فرزند شاهکرم ابن عباس ابن ولیداد ابن اختاد ابن عباس ابن کرم  ابن خلیل خان بزرگ ابن میرخان ابن کمال خان یکی دیگرازبزرگان تیره کرم بخشی است.

گفته میشود روزی دریکی ازسالهای 1236تا 1238 خورشیدی همزمان باحاکمیت مرحوم درویش عبدالله بعنوان میر ضابط سیستان که بهمراه حشر و لشکر مشغول لایروبی رودخانه سیستان درنزدیکی واصلان بوده است.

 رستم بعنوان جوانی نورس وبه سفارش مادر به حضور مرحوم درویش عبذالله درمکان استقرار حَشَر میرسد واورابرای صرف نهار ویاشام درمنزل پدری اش دعوت میکند.

کدخدا درویش عبدالله ابتدائا ازقبول دعوتش خوداری میکند ولی چون بااصرار رستم مواجه میگردد ،بوی می گوید :

عموجان، من تنهانیستم حداقل 50 نفر همراه دارم.

رستم شاهکرم خلیلی پاسخ میدهد: عموجان برای حضرتعالی وهمراهانتان درخانه تدارک غذا دیدم وبرای حَشَر آبگوشت گوساله درمحل کارشان پیش بینی کرده ام.

کدخدادرویش عبدالله از بلندطبعی جوان (رستم شاهکرم) بسیار شگفت زده و ازطرفی نیزخوشحال میگردد  برهمین اساس دربرگشت به سکوهه پیغامی به کدخدا تاجمحمد ذوالفقار خلیلی ساکن روستای سنچولی دایی رستم فرستاده وتاکید کرده خواهرزاده اش (رستم باهوش ) را نزد خودش درروستای سنچولی بیاورد.

ازاینجا تاریخ هجرت خاندان کدخدارستم شاهکرم به منطقه سنچولی شروع میگردد.  

-خلیلی های ساکن واصلان شهرستان زهک نیز ازاین تیره بحساب می آیند

-خلیلی های ساکن رامیان استان گلستان هم ازتبارکدخدا فقیر دوستمحمد خلیلی وازتیره کرم بخشی اند.

 -خلیلی های اطراف سدسیستان نیز ازتبارکدخدافقیر دوستمحمد هستند.

- گروهی ازشیبک های زابل وزاهدان

Share/Save/Bookmark
مرجع : قوم خلیلی درایران
    عکاس :