داخلی آرشيو خبر صفحه استان
امتیاز مثبت 
۲
 
گزارش اوشیدا از سیستانی شهیدی که شهادت بزرگترین آرزویش بود؛
از مجاهدت در دوران انقلاب تا شهادت در میدان نبرد
کد مطلب: ۵۳۶۴۰
تاریخ انتشار:سه شنبه ۶ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۱۳
شهادت هنر مردان خداست و هرکس به این افتخار نائل نخواهد آمد مگر اینکه آنچنان در نزد پروردگار عزیز و محترم باشد تا به این مقام و جایگاه والا دست یابد.
از مجاهدت در دوران انقلاب تا شهادت در میدان نبرد
 به گزارش پایگاه خبری اوشیدا؛ با توجه به ابهت ایران اسلامی در جهان و در پی آن دشمنی روزافزون کشورهای مستکبر، توسعه طلب و جهانخوار کشور عزیز ایران همواره مورد تهدید از سوی بیگانگان بوده است که در این راستا رشادت های همیشگی مردان خدا شعله های ترس را در دل دشمنان روشن نگه داشته و توان و جرات نزدیکی مستکبران به سمت ایران اسلامی را می گیرد.

چه بسا شهدایی که با فداکاری کامل بدون هرگونه چشمداشتی فقط به خاطر دستیابی به رضایت پروردگار و حفظ اسلام از گزند آسیب و حفظ جان هموطنان، جان و آسایش خود را به راحتی در معرض خطر قرار داده تا با فداشدن آسایش و آرامش خود، امنیت، آسایش و آرامش را به سایر هم نوعان خود هدیه دهند. خطه سیستان سرشار از دلاورمردانی است که در تمامی ادوار به ویژه دوران دفاع مقدس با گذاشتن جان خود در طبق اخلاص در حفظ اسلام و ایران اسلامی کوشا بوده اند که در این راستا می توان به محسن رنجوری مقدم اشاره کرد.

شهدا قبل از شهید شدن، شهید بودند برادر شهید رنجوری مقدم عنوان کرد: آنچه می گویم نه تنها فارغ از رابطه ی برادری بلکه ناشی از سالها حضور و همنشینی با بهترین بندگان خداوند چه آنانیکه لیاقت دادن جان و روح به معبود نصیبشان شد و چه آنانی که بخشی ازجسم خود را در ره جانان دادند و جاماندگان این ره میتوان گفت شهدا قبل از شهید شدن شهید بودند.

رضا رنجوری مقدم به خبرنگار اوشیدا گفت: محسن ۱۵ سالش تمام نشده بود که وارد عرصه دیگری از بحرانهای انقلاب که دفاع از دین، کشور و ناموس بود شد. وی با بیان اینکه، محسن چونان شتابان راه و رسم و اندیشدن به تکالیف خود در ابعاد مختلف را پیمود که در ۱۶ سالگی به کمال رسید ابراز داشت: فاصله ای بین او و خدایش وجود نداشت زیرا همانی که خدا می خواست بود او این بودن را زود یافته بود.

رنجوری مقدم با عنوان اینکه، دراینجا مجالی نیست تا از یکایک صفات محسنه ایی که باعث شده بود تا خداوند بر آفرینش انسانی همچو محسن افتخار نماید سخن گفت تصریح کرد: حضور محسن قبل از وارد شدن در عرصه ی کارزار دفاع مقدس  به ماهها قبل از پیروزی انقلاب 57 که همراه با عزیزانی که غالبا به شهادت رسیدند از جمله شهیداسحق و اندک بزرگوارانی که هستند و رسالت ادامه دادن راهشان را داشته و دارند باز می گردد. محسن در تشکل جوانان مسلمان سیستان در زمان انقلاب حضور داشت برادر شهید رنجوری مقدم ادامه داد: محسن به منظور همراهی و آگاه کردن مردم روستانشین که از داشتن امکانات اولیه بخصوص رسانه های دیداری و نوشتاری محروم و مورد چپاول و ستم خوانین قرار داشتند، با بوجود آوردن تشکلی تحت عنوان "جوانان مسلمان سیستان"به پخش اعلامیه ها و تصاویر رهبر انقلاب حضرت امام خمینی'ره' و بروشورهای تبلیغاتی حرکت خود را آغاز و تا ماهها بعد انقلاب به انحای مختلف ادامه داد و در این مسیر بارها مورد ضرب و شتم عوامل خوانین قرار گرفت که شاهدی بر بدن خون آلودش بوده ام اما هرگز باعث نشد در مسیری که داشت خللی بوجود آید کما اینکه مصمم تر بر ادامه ی مسیر می شد. سیر و سلوک محسن بزرگتر از سنش بود.

رنجوری مقدم افزود: وجه تمایزی که میتوان بدان اشاره نمود او بسیار بزرگتر از آنچه که سن و سالش بود سیر وسلوک میکرد، از تواضع در برابر دیگران تا خضوع دربرابر معبودش تا بدان جا که هر از چندی چه قبل ازحضوردر صحنه کارزار با دشمن بعضا که شب در منزل بود کنارهم می خوابیدیم، سحرگاهان در رختخواب نبود و صدای زمزمه اش از گوشه ی اتاق که با خدای خود درنمازشب راز ونیاز می کرد شنیده میشد. تلاش محسن در ایجاد وتاسیس بسیج شهرستان زهک ازخدمات دیگر آن بزرگوار بوده است رنجوری مقدم گفت: قبل از شروع جنگ تحمیلی در بسیج شهرهای زابل و زهک حضوری پررنگ داشت به طوری که اکثرا شبها در آنجا میماند.

وی افزود: از نقش آن بزرگوار همراه با دوستانش در مبارزه فرهنگی با گروهک های مختلف که از فضای ایجاد شده ی بعد پیروزی انقلاب سوء استفاده و به جای نشر و ترویج افکار خود در چارچوب قانون ابتدا در شهرهای بزرگ جو و فضای (محیطی) را ملتهب و متشنج کرده که به تبع آن شاهد این وضعیت درشهرستان زابل بوده می توان به تشدید فعالیت جوانان انقلابی  که عصرها تا پاسی از شب در مرکزشهر، بازار و بخشی از پیاده روهای خیابان فرودسی را بساط کرده و محصولات فرهنگی خود را عرضه میکردند که چندین گروه و حزب سیاسی دیگر نیز همین گونه در کنار هم با فاصله های کم بساط داشتند اشاره کرد.

برادر شهید رنجوری مقدم اظهار کرد: تا قبل از سال  ۵۹ و ورود این احزاب به فاز نظامی، بچه های انقلابی بارها مورد ضرب و شتم گرو هک ها قرار گرفتند، به طوری که در چندین نوبت محسن یکی از کسانی بود که مورد حملات وحشیانه قرار گرفت.

رنجوری مقدم ادامه داد: در یکی از شبها پس از جمع کردن بساط کتب، مجله، نوارو...  در حالی که از محل زیاد فاصله ای نگرفته بودند مورد هجوم افراد یکی از احزاب که با برنامه ی از قبل طراحی شده همراه چند تا از گنده لات ها قرار گرفتند بنابراین چاره ای جز فرار کردن وجود نداشت بنابراین هر کدام از انقلابیون بطرف سپاه می دویدند که در این هنگام محسن را در حالی که وارد خیابان بیرجندیهای سابق شده بود که توسط چند تن از مهاجمان مورد ضرب و شتم قرار گرفت. نحوه ی شهادت به نقل از شهید اسحاق رنجوری مقدم برادر دیگر شهید رنجوری مقدم در وصیت نامه خود در خصوص نحوه شهادت محسن نوشته است: این توفیق بود که از همان ابتدا شروع حمله دشمن به کشور وسرزمین مقدس اسلامی مان عازم شده و پس ازمدتها حضور تیر و ترکش های دشمن در عملیات فتح المبین روانه بیمارستان شدم که هنوز مداوا نشده و از بیمارستان ترخیص نگردیده بودم که محسن  برای بار  چندم عازم جبه های نبرد حق علیه باطل شده بود.

شهید اسحاق رنجوری مقدم در بخش دیگری از وصیت نامه خود نوشت: بهرحال زمستان 61 مجدداً جهت دفاع، راهی مناطق جنگی جنوب شدم، فروردین62 درحالی که گردانی که محسن درآن حضور داشت وآن عزیز بزرگوار معاون یکی ازگروهان های خط شکن بود و حقیر در گردانی دیگربودم.

وی ادامه داد: عملیات والفجر یک آغاز شد باتوجه به اینکه ضدانقلاب بخصوص منافقین در طول هشت سال دفاع مقدس در کنار دشمن بودند ونقشه ی کشتن هموطنان خود را به دشمن میدادند، خبر این عملیات را نیز وطن فروشان به دشمن بعثی قبلاً داده بودند که باعث لو رفتن عملیات شده بود و گروهان محسن که خط شکن بود علیرغم رشادتهای زیاد به اهداف خود نرسیده و بیشتر آن عزیزان شهید و مجروح و اسیر میشوند.

شهید رنجوری مقدم ادامه داده است: خبر شهادت، محسن را با توجه به اینکه با آن روحیه ایثارگری و تقوا و رشادت و همه ی آنچه که برای یک پرواز لازم بود او را از مدتها قبل آماده کرده بود بطوری که روزهای قبل از شهادتش با اطمینان خاطر خبر قبولیش در دانشگاه امام حسین با رتبه ی عالی را به دوستان داده بود اگر کسی هنگام صدا زدن به او محسن می گفت بر می تافت و درخواست می کرد  بگویند شهید محسن، دیگر عادت صدازدن شهید محسن  در جمع رزمندگان گردان طبیعی بود همچو کسی که در عالم خاکی (دانشگاهای دنیایی) بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی با توجه به رشته و  گرایش تحصیلی به او دکتر مهندس و... میگویند.

انتهای پیام///
Share/Save/Bookmark