داخلی آرشيو گزارش صفحه استان
امتیاز مثبت 
۳
 
گزارش اوشیدا از عاشقی نوجوانانی که در رکاب خمینی بت شکن از خونشان گذشتند؛
حاج مراد با همان سن کم پیرو خط امام بود/ انقلابی کم سن و سالی که با بدن متلاشی به وطن بازگشت
کد مطلب: ۴۳۹۰۶
تاریخ انتشار:سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۱۴
در دوران قبل از انقلاب نیز به تاسی از خانواده به عنوان یک انقلابی کم سن و سال در حد توانش به انقلاب خدمت کرده است.
حاج مراد با همان سن کم پیرو خط امام بود/ انقلابی کم سن و سالی که با بدن متلاشی به وطن بازگشت
به گزارش پایگاه خبری اوشیدا: با قرارگرفتن در ایام خون و پیروزی انقلاب اسلامی ناخودآگاه به یاد مبارزان و انقلابیونی می افتیم که کوله باری از خاطرات آن دوران را با خود حمل می کنند و در این بین با شهدایی آشنا می شویم که سابقه مبارزه آنها با ظلم و بیداد منحصر به هشت سال دفاع مقدس نمی شود بلکه فراتر از آن بوده و بسیاری از شهدای جنگ تحمیلی به نوعی درگیر مبارزات قبل از انقلاب نیز بودند امروز خبرنگار اوشیدا سعی دارد تا پرونده یکی از شهدای سیستان که اگرچه در جنگ تحمیلی به شهادت رسیده است، اما در دوران قبل از انقلاب نیز به تاسی از خانواده به عنوان یک انقلابی کم سن و سال در حد توانش به انقلاب خدمت کرده است.

امام را تنها نگذارید...
شهید حاج مراد ساری متولد ۱۳۴۵ در شهرستان زابل در خانواده ای مذهبی و به عنوان کوچکترین عضو خانواده ساری چشم به دنیا گشود، وی در همسایگی منزل شهید حاج آقا سید محمد تقی حسینی زندگی می کرد.
حاج مراد تحصیلاتی ابتدای را تا پایه سوم در مدرسه ۱۵ بهمن قدیم ادامه داد.
برادر شهید از خصوصیاتش می گوید؛ حاج مراد با همان سن کم پیرو خط امام بود و می گفت؛ امام را تنها نگذارید...

سرهنگ عوض علی فقیری از همرزمان و دوستان شهید می گوید: حاج مراد در مواقعی که بیکار می شد علاوه بر دعا و نیایش به فوتسال با دوستان می پرداخت و روحیه شادی را برای خود و دیگران بوجود می آورد.

وی ادامه می دهد: شهید از رزمندگان بسیجی مخلص و خالص الهی بود در حالیکه از لحاظ سنی نوجوان بودند اما جنگیدن با دشمنان اسلام، قرآن و صدام کافر را به عنوان تکلیف شرعی قبول کردند و بدون هیچ گونه چشمداشتی به مناطق عملیاتی اعزام شدند.


شهید حاج مراد نفر اول ایستاده از چپ
همرزم شهید می گوید: خداوند توفیق داد آن زمان همرزم و مدتی مسئول تعاون امور شهدا بودم، ایشان فردی مخلص و چالاک بود که در راه خداوند متعال و امام از بهترین سرمایه اش که جانش بود گذشت و در نهایت گمنامی در عملیات والفجر۱ به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.




اما چه زیبا حاج مراد خطاب به مادرش می نویسد:
ای مادر غم دیده نداری خبر از من
از گردش ایم چه آمد به سر من
من تازه گلی بودم اندر چمن سبز
نشگفت فلک ریخت چنین یال و پر من
و مادر شهید هم در قسمتی خطاب به فرزندش اینگونه می گوید:
چه زحمت هاکشیدم من و نازش پربریدم من
جوانمرگم علی اکبر، جوانمرگم علی اکبر
چه زحمت هاکشیدم من و نازش پربریدم من
جوانمرگم حاجی مراد، جوانمرگم حاجی مراد

پدر شهید حاج مراد هم درباره فرزند شهید گفته اند :حاج مراد از زمانی که خودش را شناخت دارای اخلاق و رفتاری بسیار خوب و اسلامی بود و همیشه نسبت به بزرگترها بسیار مودب بود، قبل از اعزام به جبهه همیشه ما را نصیحت می کرد و می گفت که ما باید برای اسلام و پیروزی جمهوری اسلامی بکوشیم.
بیان توصیفات پدر و مادر شهید از فرزندشان در حالی است که این دو عزیز از این دیار پر کشیده و مهمان فرزند شهیدشان شدند.




شهید حاج مراد ساری در سال ۶۲ در محل شرهانی فکه به فیض شهادت رسیده و جزء اولین شهدایی بودند که پیکر متلاشی و آغشته به خونش به دیار و وطنش سیستان باز می گردد.




روحش شاد و راهش پر رهرو ...


انتهای پیام/
Share/Save/Bookmark