داخلی آرشيو خبر صفحه استان
۱
امتیاز مثبت 
۳
 
یادی از شهید اسحاق رنجوری مقدم؛
وقتی شهادت با زبان روزه نصیب دلاورمرد خطه سیستان میشود/ از شجاعت در میدان دفاع مقدس تا شهادت به دست اشرار
کد مطلب: ۵۳۴۹۶
تاریخ انتشار:پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۲۱
سرزمین سیستان با اهدای شهدای گرانقدر در دوران دفاع مقدس نقش بزرگی در پیروزی دفاع مقدس داشته است.
وقتی شهادت با زبان روزه نصیب دلاورمرد خطه سیستان میشود/ از شجاعت در میدان دفاع مقدس تا شهادت به دست اشرار
به گزارش پایگاه خبری اوشیدا؛ لحظه لحظه ی دفاع مقدس آمیخته با خون پاک شهیدانی همراه است که اگر جانفشانی از خود نشان نمی دادند قطعا آرامش و آسایش امروز وجود نمی داشت.

شهیدان اسحاق، محسن و عارف رنجوری مقدم از جمله شهدای گرانقدری به شمار می روند که اگر جانفشانی و پاکی آنان نبود امروز ایران اسلامی به راحتی در دست متعدیان قرار داشت و جان و نوامیس مردم ایران در دست بیگانگان قرار داشت.

شهید اسحاق رنجوری مقدم در سال ۱۳۴۳ در یكی از روستاهای مازندران، در خانواده ای زحمتكش و متدین به دنیا آمد.

اسحاق در فراگیری فرایض دینی و مذهبی استعدادی خاص از خود نشان می داد

برادر شهیدان رنجوری مقدم عنوان کرد: شهید اسحاق از همان كودكی نسبت به پایگاه اجتماعی و موقعیت خانواده خود در جامعه دركی گسترده و عمیق داشت و در فراگیری فرایض دینی و مذهبی استعدادی خاص از خود نشان می داد.

رضا رنجوری مقدم در گفتگو با خبرنگار اوشیدا اظهار داشت: شهید اسحاق به خاطر دلبستگی فراوان خانواده به دین مبین اسلام و بر اثر تعالیم مذهبی پدر، در تمام مراسم مذهبی و اعیاد دینی شركت می كرد و از گردانندگان این گونه مراسم بود.

وی افزود: با آنكه خانواده به كمك و همراهی او در امر معاش و كشاورزی نیاز فراوان داشت، اما به همت پدر علی رغم امكانات بسیار ناچیز و اندك، در تابستانهای گرم و زمستانهای سرد و پر باران مازندران، به همراه برادرش محسن، به مدرسه می رفت و پس از باز گشت از مدرسه به دلیل احساس مسئولیت در امور كشاورزی به پدر كمك می كرد.

برادر شهیدان رنجوری مقدم تصریح کرد: در همین زمان ، رفت و آمد و فعالیت او و برادرش، شهید محسن، در مساجد ومحافل دینی و مذهبی رو به افزایش گذاشت و به دنبال آن به همراه تنی چند از دوستان ، گروهی را تشكیل دادند و با ایجاد كلاسها و دوره های قرآن، در زابل و روستاهای اطراف آن، به روشنگری پرداختند.

اسحاق یكی از بنیان گذاران انجمن اسلامی دبیرستان آزادی زابل بود

برادر شهیدان رنجوری مقدم با عنوان اینکه، شهید اسحاق رنجوری مقدم، یكی از بنیان گذاران انجمن اسلامی دبیرستان آزادی زابل بود تاکید کرد: قبل از به پایان بردن تحصیلات دبیرستانی، تكلیف خود را در رفتن به جبهه های نبرد دید، از این رو در سال چهارم دبیرستان به جبهه رفت اما در عملیات فتح المبین از ناحیه سر و صورت مجروح شد و به اجبار به زابل باز گشت و درس و تحصیل را پی گرفت و همزمان به عضویت سپاه پاسداران در آمد و در واحد تبلیغات و انتشارات سپاه شروع به فعالیت كرد.

رنجوری مقدم با اشاره به، اسحاق در این قسمت، در امر تبلیغ، جمع آوری و اعزام نیرو به جبهه ها، تلاش ها و فعالیت های بسیاری از خود برجای گذاشت ابراز داشت: در سال ۱۳۶۱، به همراه برادرش، محسن، مجدداً به جبهه های جنگ علیه باطل شتافت و در عملیات و الفجر یك شركت كرد اما در همین عملیات برادرش، محسن رنجوری مقدم، به درجه رفیع شهادت نایل شد ولی اسحق با وجود وابستگی و علاقه بسیار شدید به محسن، در مصیبت از دست دادن او صبر پیشه كرد و خانواده را نیز به صبوری دعوت کرد.

اسحاق علیه اشرار و قاچاقچیان بسیار سختگیر بود

رنجوری مقدم ابراز داشت: اسحاق اندكی پس از ازدواج، به منطقه بلوچستان اعزام شد و حدود یك سال در آن منطقه فعالیت كرد سپس بعنوان مسئوول واحد بسیج سپاه زابل به سیستان برگشت و پس از آن در قرارگاه انصار زابل به جانشینی مسئوول قرارگاه منصوب شد اما به دلیل عشقی كه به مردم خطه بلوچستان و خدمت به آنان داشت، مجدداً به بلوچستان رفت و مسئوولیت طرح و برنامه قرارگاه انصار را بر عهده گرفت پس از مدتی دوباره به نیروی مقاومت منتقل شد.

برادر شهیدان رنجوری مقدم تاکید کرد: از آنجا كه شهید اسحاق شناختی گسترده از منطقه بلوچستان و مردمش داشت و به هنگام مسئوولیت واحد بسیج آن منطقه، فعالیتهای ارزشمندی انجام داده بود، به فرماندهی سپاه پاسداران شهر پیشین منصوب شد و این آخرین مسئوولیتی بود كه به آن شهید بزرگوار واگذار شد.
وی ادامه داد: در بسیج، موقعیتی خاص در بین اقشار مختلف مردم استان اعم از فارس و بلوچ داشت و بهترین روشنگر و تفهیم كننده ی ارزشهای مقدس انقلاب اسلامی در بین اهل سنت به شمار می آمد، ‌ آنچنان كه توانست چهرة واقعی یك پاسدار را در آن منطقه به بهترین نحو به نمایش بگذارد.

رنجوری مقدم عنوان کرد: اسحاق دارای روحیه ای لطیف، انعطاف پذیر و مهربان بود و به همین دلیل در بین مردم، محبوبیتی فراوان بدست آورد، اما در برخورد با معاندان، اشرار و قاچاقچیان بسیار سختگیر بود و مصداق بارز آیة « اشدّاء علی الكفّار ، رحماءُ بینهم »۱ . در درگیری و برخورد با قاچاقچیان مواد مخدر، شجاعت كم نظیری از خود نشان می داد و سرانجام در یكی از همین مأموریتهای بیشمار در تاریخ ۲۴/۱۱/۱۳۷۳ با زبان روزه به دست یكی از همین اشرار به فیض عظیم شهادت نائل امد.


بخشی از دست نوشته های شهید اسحاق رنجوری مقدم که درماه ها وروزهای قبل از شهادت در سالنامه شخصی خود نوشته بوده را در پایین میخوانید:


پرودرگارا، معبودا،

از شهید به عظمت یاد کرده ای پس لیاقت شهادت نصیبم گردان ودر زمره شهدای اسلام قرارم ده.

خدایا : سالهای قبل انقلاب درحد توانم دربه ثمر رسیدن انقلاب در کنار دوستانی که بیشترشان لیاقت شهادت را داشتند برای روشنگری مردمی که اطلاعاتی از قیام حضرت امام رحمت الله نداشتند تلاش نمودیم و با پیروزی انقلاب جهت حفظ دستاوردهای انقلاب وخونهایی که برای به ثمر رسیدن انقلاب تقدیم شده بود لباس پاسداری را بر تن کرده و همراه دوستان و برادرانم لیاقت داشتیم جلوی دسیسه های گروهک های ملحد وضد انقلاب را گرفته و با شروع حمله ی کشورها به ظاهر مسلمان که سران آن با دلارهای نفتی و حمایت استکبار جهانی به تنها کشوری که جمهوریت همراه با اسلامیت را مردم انتخاب کرده بودند جنگ نابرابری را شروع نمودند وامامردم انقلابی بسان کوه در برابرتحرکات قومی مذهبی واحزاب ملحد که بعدهادر کنار دشمن جهت سرنگونی انقلاب قرار گرفته بودند ازکشور و انقلاب خود دفاع کردند و این توفیق بود که از همان ابتدا شروع حمله دشمن به کشور وسرزمین مقدس اسلامی مان عازم شده وپس ازمدتها حضورتیر وترکش های دشمن (عملیات فتح المبین) روانه بیمارستانم کرد که هنوزمداوا نشده واز بیمارستان ترخیص نگردیده بودم که محسن برای بار چندم عازم شده بود بهرحال زمستان ۶۱ مجدداً جهت دفاع، راهی مناطق جنگی جنوب شدم، فروردین۶۲ درحالی که گردانی که محسن درآن حضور داشت وآن عزیز بزرگوار معاون یکی ازگروهان های خط شکن بود و حقیر در گردانی دیگربودم.
عملیات والفجر یک آغاز شد باتوجه به اینکه ضدانقلاب بخصوص منافقین در طول هشت سال دفاع مقدس در کنار دشمن بودند ونقشه ی کشتن هموطنان خود را به دشمن میدادند، خبر این عملیات را نیز وطن فروشان به دشمن بعثی قبلاً داده بودند که باعث لو رفتن عملیات شده بود و گروهان محسن که خط شکن بودعلیرغم رشادتهای زیاد به اهداف خود نرسیده و بیشتر آن عزیزان شهید و مجروح و اسیر میشوند خبر شهادت محسن با توجه به اینکه با آن روحیه ایثارگری و تقوا و رشادت و همه ی آنچه که برای یک پرواز لازم بود را از مدتها قبل آماده کرده بود بطوری که روزهای قبل از شهادتش با اطمینان خاطر خبر قبولی در دانشگاه امام حسین با رتبه ی عالی را به دوستان داده بود اگر کسی هنگام صدا زدن به او محسن می گفت بر می تافت درخواست می کرد بگویند شهید محسن دیگر عادت صدازدن شهید محسن در جمع رزمندگان گردان طبیعی بود همچو کسی که در عالم خاکی (دانشگاهای دنیایی) بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی با توجه به رشته و گرایش تحصیلی به او دکتر مهندس و... میگویند.

مسوولین وفرماندهان خواستند در عملیات حضور نداشته باشم وضمن ابراز تسلیت اعلام نمودند جهت ابراز مراتب همدردی وتسلیت فرماندهان لشکر به خانواده و ضرورت شرکت درمراسم تشییع جنازه و حضور در کنار خانواده به شهرستان برگردم، بهرحال سلب توفیق از حضور در عملیات و ادامه ی جهاد هر چند برگشتن و در کنار خانواده بعنوان فرزند بزرگ خانواده امری صحیح وسبب حداقل دلگرمی اندک برای دیگر اعضای خانواده بخصوص پدرم که با مشقت فراوان مراحل زندگی اقتصادی وتربیتی و رشد و تکامل فرزندان را گذرانده بود بنابراین بهتر بود در کنارشان باشم پس برگشتم به شهرستان زابل.

انتهای پیام///
Share/Save/Bookmark
علی سرحدی
United States
۱۳۹۵-۰۷-۰۱ ۱۶:۲۱:۵۲
سلام خدا بر شهیدان و مجاهدان راه حق .
تقدیر و تشکر از برادر ارجمند و بسیجی ، خادم الشهدا حاج رضا رنجوری مقدم که در مسیر معنوی ترویج فرهنگ ایثار و شهادت با دل و جان همت میگمارد . دست مریزاد و خداقوت ، اجر شما با سیدالشهدا(ع) (11813)